شفقنا – حجت الاسلام والمسلمین عبدالرحیم اباذری در نوشتاری با عنوان«رابطه توحید با امامت و نظام اسلامی در مکتب علی بن موسی الرضا» این گونه آورده است:
عن الرضا علیه السلام عن آبائه قال : قال الله تبارک وتعالی : « کلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی .» خداوند متعال فرمود: کلمه توحید حصار من است ، هر کس داخل حصار من شود از عذاب من در امان است.
این حدیث قدسی است و به آن حدیث «سلسله الذهب» نیز گفته می شود به این دلیل که امام رضا علیه السلام آن را از طریق آباء و اجدادش به ترتیب : امام کاظم ، امام صادق ، امام باقر ، امام سجاد ، امام حسین ، امام حسن و امام علی علیهم السلام و آن حضرت از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم و پیامبر از جبرائیل و او هم از خداوند متعال نقل می کند ، این حدیث در منابع روایی از جمله : توحید صدوق ، عیون الاخبارالرضا و بحارالانوار به عبارت های گوناگون آمده است بنابر این از نظر سند هیچ مشکلی ندارد.
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام وقتی به احضارو اجبار مامون خلیفه عباسی از مدینه عازم خراسان شد در میان راه به شهر چند میلیونی نیشابور رسید مردم از آن حضرت استقبال پر شوری به عمل آوردند حتی به نوشته مورخان حدود هزار محدث و راوی ، قلم و دوات به دست در آن اجتماع حاضر شدند تا حضرت لسانی بگشایند و سخنی بر زبان جاری سازند تا آن جملات را ضبط و ثبت کنند.
به خواهش و اصرار حاضران ، امام رضا (علیه السلام ) از فرصت موجود بهره گرفتند و این حدیث قدسی را بیان فرمودند، بعد به کجاوه خویش حرکت دادند، هنوز چند قدمی نرفته بودند دوباره ایستادند و جمله دیگری را از خود اضافه کردند که : «ِ بِشَرطِها و شُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها »
آنچه که روشن است حضرت رضا علیه السلام در اینجا ضمن طرح یک بحث مهم کلامی ، وارد مبحث سیاسی و حکومتی شده اند ، یعنی خواستند بفهمانند که اعتقاد به توحید در صورتی صحیح و کامل خواهد بود که در کنار آن اعتقاد به ولایت ، امامت و رهبری من در برابر خلافت مامون عباسی که امام معصوم هستم لحاظ شده باشد.
موید این مطلب حدیث دیگری است که در آن می فرماید : « ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من ناری یا من عذابی» در این حدیث امامت و رهبری معصومین ، همانند توحید ، عامل حراست از عذاب وآتش شمرده شده است ، یعنی اگر کسی معتقد به توحید شد ولی ولایت و امامت ائمه معصومین را نپذیرفت توحیدش ناقص است.
امام هشتم علیه السلام در این فرمایش به نوعی برحقِ حاکمیت ، امامت و رهبری خویش در برابر حاکمان جائرِ بنی عباس تاکید دارد و رابطه توحید و امامت را به گونه دقیق و ظریف بیان می کند که برای روشنتر شدن آن ناگزیر هستیم به مراتب توحید اشاره کنیم:
مرتبه اول – توحید ذاتی، یعنی خدای متعال یکی و بسیط است و دارای اجزاء نیست.
مرتبه دوم – توحید صفاتی ، یعنی خداوند اوصافش عین ذاتش است و از هم جدا نیست.
مرتبه سوم – توحید افعالی ، یعنی در تمام عالم هستی یک فاعل علی الاطلاق حاکم است و آن هم خداوند متعال می باشد.
مرتبه چهارم – توحید ربوبی در تکوین، یعنی همان گونه که خداوند در حدوث و ایجاد عالم نقش دارد در بقا و ادامه هستی نیزموثر است، حتی اگر یک لحظه ای عنایت او قطع شود عالم هستی از هم می پاشد و کن فیکون می شود.
مرتبه پنجم – توحید ربوبی در تشریع ، یعنی در فرهنگ توحیدی باید ها ونباید ها ( اوامر ونواحی) باید از سوی خدای سبحان به بشرابلاغ شود تا رستگار گردد.
مرتبه ششم – توحید ربوبی در ولایت وامامت ، یعنی علاوه بر وضع قوانین واوامر و نواحی ، مجری و حاکم نیز باید از سوی خداوند منصوب شود تا جامعه بشری به رشد وتکامل نهایی که هدف از خلقت می باشد دست یابد.
البته درباره تک تک این مراتب ابحاث فراوانی وجود دارد و باید پیرامون هرکدام توضیح داده شود که از حوصله این مقام خارج است و در جای مناسب خود باید بحث شود. بنابراین ، امامت و رهبری ائمه معصومین از جمله مراتب توحید می باشد . همچنانکه ضرورت تشکیل نظام اسلامی بر مبنای ولایت فقیه درعصرغیبت هم در ادامه و استمرار ولایت امامان معصوم به شمار می آید ، امروز نظام جمهوری اسلامی ایران از همین مکتب توحیدی رضوی الهام گرفته شده و به رهبری روحانیت و مرجعیت بر اساس ولایت فقیه تاسیس شده است.
پس آنهایی که به اسلام منهای روحانیت و مرجعیت قائل هستند و نظام سکولار را به نظام اسلامی ترجیح می دهند در واقع خود را نا خواسته به یک نوع تفکر غیر توحیدی گرفتار می کنند. همین طور هر فردی ، گروهی و جناحی با ایجاد اختلاف و تنش در جامعه اسلامی و عملکرد های نا مناسب و ایجاد فساد و اختلاس و فاصله طبقاتی زمینه های ناکارآمدی و تضعیف این نظام و بدبینی مردم و جوانان را فراهم می آورند بیقین در راستای ترویج فرهنگ غیر توحیدی حرکت می کنند و باید پاسخگو باشند.
پیام و آثار کلمه توحید و حکومت توحیدی ، توحید کلمه واتحاد و صمیمیت میان اقشار ملت و رفع کینه ها و کدورت ها و ایجاد کارآمدی هاست ، چنانکه از مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطا جمله ای معروف است می گوید: «بُنِیَ الاسلام علی کلمتین ، کلمهِ التوحید و توحیدِ الکلمه » ، فلذا ازهر حلقومی صدای اختلاف ، تنش و تفرقه بیرون بیاید بی شک صدای نحس دشمن و صدای غیر توحیدی است و باید از آن پرهیز شود. به ویژه از حوزه و روحانیت که شاگردان مکتب توحیدی امام رضا و از طلایه داران وحدت امت اسلامی هستند و در این عرصه مسئولیت و رسالت بس سنگینی دارند ، انتظار می رود اجازه ندهند کسانی دراین کسوت مقدس و به هر بهانه واهی در میان امتِ خمینی تخم تفرقه بکارند و کینه و کدورت و نا کار آمدی درو بکنند .











