۱۹ شهریور ۱۴۰۵

آخرین اخبار

وزارت خارجه سوریه ورود نتانیاهو به خاک این کشور را محکوم کرد

شفقنا- وزارت امور خارجه سوریه در دولت انتقالی، ورود...

ترامپ: پوتین خواهان توافق برای حل‌وفصل بحران اوکراین است

شفقنا- دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرد که ولادیمیر...

پزشکیان: نظام مدیریت عملکرد دولت باید به کارآمدی دستگاه‌ها و رضایت مردم منجر شود

شفقنا- مسعود پزشکیان رئیس جمهور اسلامی ایران ضمن بررسی چارچوب‌های...

نظرسنجی: افزایش نگرانی اسرائیلی‌ها از گسترش نقش ترکیه در منطقه

شفقنا- نظرسنجی جدیدی که توسط «مرکز امور امنیتی و...

قدردانی عراقچی از نقش سازنده پاکستان در تسهیل مسیر دیپلماسی

شفقنا- وزیر خارجه کشورمان با قدردانی از نقش سازنده...

جنگنده روسی سوخو-۵۷ ای در مصر رونمایی شد

شفقنا- جنگنده نسل پنجم سوخو-۵۷ ای (Su-57E) روسیه در...

واکنش غریب آبادی به تصویب قطعنامه علیه ایران در شورای حکام

شفقنا- معاون وزیر خارجه گفت: به تأسیسات هسته‌ای تحت...

قطعنامه سیاسی غرب علیه ایران در شورای حکام تصویب شد

شفقنا-قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده آمریکا و سه کشور اروپایی...

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع داد

شفقنا-‌ شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ارجاع...

انصاری: ایران دنبال جنگ نیست؛ صلح پایدار می‌خواهیم/رئیس‌جمهور با عزم راسخ‌تر و انرژی بیشتر...

شفقنا-معاون حقوقی رئیس‌جمهور در تشریح ویژگی‌های شخصیتی رئیس‌جمهور گفت:...

نظرسنجی: افزایش بی‌اعتمادی آمریکایی‌ها به اطلاعات دولت آمریکا

شفقنا-‌ بر اساس یک نظرسنجی، آمریکایی‌ها نسبت به چند...

معتمدی: ضعف نگهداری و به‌روزرسانی تجهیزات عامل بخشی از اختلالات شبکه است

شفقنا رسانه- وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت اصلاحات،...

پلیس راه: جاده چالوس و آزادراه تهران – شمال یکطرفه شد

شفقنا- جانشین پلیس راه راهور فراجا از اجرای محدودیت...

«اندیشمندان دوباره به نقش دین بیندیشند»

شفقنا- گزارش علمی کنفرانس علم و دین در کُلن با سخنرانی امیر صادقی با موضوع «هم اندیشی دومینیکن ها و شیعیان» در پژوهشکده غربشناسی و علم پژوهیِ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار شفقنا، امیر صادقی با بیان گزارشی از مقالات ارایه شده در کنفرانس علم و دین در کُلن اظهار کرد: کنفرانس عقل و دین در نظر و عمل به همت مؤسسه دومینیکن‌های آلمان هامبورگ و مؤسسه مطالعات اسلامی برلین در شهر کلن آلمان برگزار شد. هرکدام از طرفین برگزاری این کنفرانس بخشی از مسوولیت برگزاری را برعهده داشتند که موسسه مطالعات اسلامی با دعوت از اساتید و دانشجویان ایرانی برای شرکت در کنفرانس به قصد برقراری ارتباط بین این دو حوزه فکری تعدادی از دانشجویان دکتری رشته‌های مرتبط و همچنین اساتید برجسته این حوزه را انتخاب و با ارسال دعوتنامه رسمی مقدمات شرکت ایشان در کنفرانس را فراهم کردند.

«رابطه قرآن و عقل با توجه به سوره‌های نحل، مائده، بقره، انعام و نجم»

او با بیان گزارشی از مقالات ارایه شده در کنفرانس علم و دین در کُلن گفت: روز نخست کنفرانس با سخنرانی آقای دکتر ایمان‌پور رییس افتخاری موسسه مطالعات اسلامی برلین آغاز شد که ایشان در سخنان خود رابطه قرآن و عقل را با ارایه آیاتی از قرآن از سوره‌های نحل، مائده، بقره، انعام و نجم مورد بررسی قرار داده و در بخش سخنانشان به آیاتی اشاره کردند که پیروی از فرمان خدا را عقلانی و رویگردانی از خدا را بی‌عقلی می‌داند. در بخش بعدی آیاتی شاهد آورده شد که از «تقلید کورکورانه» به عنوان لغزشگاهی یاد شده که انسان را از آن برحذر می‌دارند. در بخش سوم نیز پیروی از هوای نفس به عنوان امری مذموم دانسته شده است. با این نگاه ایشان به این نتیجه رسیدند که: ۱- رابطه بین عقل و دین یک رابطه تأییدی دوسویه است. ۲- افراط‌ ها از سوی کسانی است که نگاه عقلانی به دین ندارند. ۳- در پرتو دین عقلانی می‌توان جهانی عاری از خشونت را بشارت داد.

«تأملی بر نسبت عقل و دین در سپهر معرفت دینی»

صادقی درباره سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین ابوالحسن نواب توضیح داد: ایشان سخنرانی خود را با عنوان «تأملی بر نسبت عقل و دین در سپهر معرفت دینی» ارایه کردند. در بخش نخست به روابط بین عقل و دین پرداخته و با سه سرفصل سخنان خود را دسته بندی کردند: ۱- کسانی که با بها دادن به عقل، عقل را بر دین ارجح دانستند ۲- کسانی که با بها دادن به دین، دین را بر عقل ترجیح دادند. ۳- کسانی که با جهد و تلاش می‌کوشند بین عقل و دین هماهنگی ایجاد کنند.

او عنوان کرد: ایشان در ادامه این پرسش را طرح کردند که «آیا عقل و دین دو راه برای دستیابی به حقیقت واحدند، یا هریک قلمرویی مخصوص خود دارند و در تعارض با هم قرار می‌گیرند؟» او با برشمردن سیر تاریخی بحث ارتباط میان عقل دین از اسکندریه تا آباء کلیسا، خلاصه‌ای از مباحث متکلمان و فیلسوفان برجسته از جمله کلمنت اسکندرانی، ترتولیان، آگوستین، خواجه نصیر و علامه طباطبائی را برشمردند. و در ادامه به تبیین دیدگاه عقل‌گرایی اعتدالی در موضوع ارتباط عقل و دین پرداختند و توضیح دادند که هیچ دین و مذهبی نمی‌تواند حجیت عقل قطعی و صحت بحث فلسفی را نفی نماید. زیرا در این صورت همان تیشه را اول به ریشه خود می‌زند و حقیقت خود را که ناچار باید از همین راه تأمین شود ابطال می‌نماید. اساساً در قرآن کریم بیش از ۳۰۰ آیه دربارۀ دعوت به تفکر و تعقل آمده است و این تفکر و تعقل قرآنی چیزی متفاوت با تفکر رایج و معقول مردمان نیست. قرآن کریم با این بیانات اعتبار استدلال عقلی را مسلم می‌شمارد، یعنی نمی‌گوید اول حقایق اسلامی را بپذیر و سپس به احتجاج عقلی بپرداز. بلکه می‌گوید به احتجاج عقلی پرداخته و حقانیت معارف را از آن دریابید. از این نگاه بین عقل و دین داد و ستد کامل برقرار است. یکدیگر را در حوزۀ عمل و نظر یاری می‌دهند. عقل تا سقف نیازهای بشری را پاسخ می‌دهد و دین برای پاسخگویی به نیازهای فراعقلی بشر است. عقل و دین برای گسترانیدن شناخت‌های انسان آمده‌اند.

«دین و عقل در قرون وسطی، از منظر مسیحی»

این پژوهشگر با توضیح درباره مقاله Prof. Dr. Andreas Spee تصریح کرد: آقای Prof. Dr. Andreas Speer رییس موسسه توماس در دانشگاه کلن هستند. سخنرانی ایشان با عنوان «دین و عقل در قرون وسطی، از منظر مسیحی» (Religion und Vernunft im Mittelalter aus christlicher Sicht) ایراد شد. این سخنرانی تمرکز خود را به بررسی تاریخی وضعیت ارتباط عقل و دین در قرون وسطی قرار داده بود. ایشان خود در ابتدای سخنرانی متذکر می‌شوند که کار ما بازخوانی دوره‌ای تاریخی است. نخستین رویارویی‌ها بین یونان و مسیحیت رخ داده که به سنت پل باز می‌گردد که پایه‌گذار رویارویی بین فلسفه و مسیحیت بود: برای سعادت دو پاسخ وجود دارد که یکی عقل است و دیگری دین. پس از سنت پل آگوستین هست که می‌گوید دین و فلسفه یک کار انجام می‌دهند. مردمانی که به دنبال حقیقت بودند نه به دنبال دین ساختگی بودند و نه به دنبال فلسفه ساختگی، بلکه دنبال حقیقت بودند. بوئسیوس نفر بعدی است که معتقد است دانش تابع اصول است و و نوعی کلیت و ثبات را در نظر دارد و به پله‌های بالاتری که نگاه جامع‌تری به ما می‌دهد می‌رود. در مقابل نقطه نظر الهیاتی در مسیحیت نگاه به «لایتغیر» است.

صادقی بیان کرد: شخصیت بعدی آنسلم است که می‌گوید قلب من در پی حقیقت تو می‌گردد من اول سعی می‌کنم ایمان بیاورم تا بفهمم، نه اینکه بفهمم تا ایمان بیاورم. در آغاز قرن ۱۳ با تاسیس دانشگاه‌ها که تکیه بر تحقق ایده ارسطویی دانش است، این پرسش‌ها پیش می‌آید که: آیا حقیقت فراگیر وجود دارد؟ جایگاه حقایق دینی چیست؟ جایگاه عقل انسانی چیست؟ نسبت ادعاهای کلی و جزیی؟ بحث‌های ادیان ادعاهای کلی است یا جزیی؟ آیا حقایقی هستند که فراگیرند و فقط آنهایی که ایمان دارند می‌توانند آنها را بپذیرند؟ در واقع اینجا موضوع حقایق دوگانه پیش می‌آید که بحث درباره محتوای معرفت‌شناختی ادعاهای الهیاتی است. در اینجا متفکران این دوره هم انتقاد کرده‌اند که برخی می‌خواهند وحدت حقیقت را بشکنند، اینها کسانی هستند که می‌خواهند با نوشته‌های کافران امحای حقیت کنند. گویا که دو حقیقت وجود دارد، محتوای یکی عقل است و محتوای دیگری دین، که یکی به کافران و دیگری به مؤمنان سپرده شده است. بحث سر این است که تحت چه شرایطی الهیات علم است؟ باید دید در سلسله مراتب دانش کجا جای الهیات است؟ البته کل ماجرا به تلاش دوباره برای فهم ارسطو باز می‌گردد. ابن سینا و ابن رشد و دیگر اندیشمندان مسلمان روی همان متونی کار کردند که مسیحیان هم کار می‌کنند. توماس مخترع واقعی حقیقت دوگانه است. توماس می‌گوید: هر انسان عاقلی تا جایی که می‌تواند در مورد حقیقت جستجو می‌کند. دو دسته حقیقت داریم: ۱- خدا ارایه می‌دهد، و از دسترس بشر دور است. ۲- بشر به آنها دست می‌یابد، و عقل طبیعی آنها را درک می‌کند. (الهیات طبیعی) این موضوع که حقایقی هست که عقل بشر نمی‌تواند آنها را دریابد بحث حقیقت دوگانه است. این سخن توماس، نقد بوئسیوس هم هست. دو دین مسیحیت و اسلام، هرچند تفاوت‌هایی بین دو دین وجود دارد اما همگی به دنبال حقیقت می‌گردیم. هر دوی این ادیان الهیات دارند و عقل و دین مانند دو بال روح انسان هستند. خداوند به قلب انسان نزول می‌یابد تا انسان با آن شناخت پیدا کند.

 

«دین و عقل در صدر اسلام»

این پژوهشگر دینی درباره خلاصه ای از سخنرانی دکتر مهدی اصفهانی با عنوان «دین و عقل در صدر اسلام» اظهار کرد: ایشان با مراجعه به کتاب اصول کافی به عنوان یک متن معتبر شیعه، نقل قول‌هایی از ائمه مطرح کردند و بر اساس آنها رابطه دین و عقل را توضیح دادند. نخست با مراجعه به کتاب اول اصول کافی که با نام عقل آمده است، با ذکر روایاتی نظیر این روایت که خداوند نزد خلق خود دو حجت دارد: حجت ظاهری: رسولان الهی، و حجت باطنی: عقل. و حایز اهمیت دانستن این موضوع به روایت دیگری اشاره کردند که در آن خداوند عقل را به آزمایش گذاشت: امر کرد به سمت من بیا. و عقل هم آمد. و عقل نشان داد که در ذاتش مطیع است. به واسطه عقل است که ثواب و عقاب تعلق می‌گیرد. عقل نخستین مخلوق است، از طریق عقل انسان‌ها خالق خودشان را می‌شناسند. به کسی که صاحب عقل است به نشانه‌های عقل توجه می‌کند. عقل برای انسان نوری ایجاد می‌کند که بر حسب آن راه هدایت الهی را پیدا می‌کند. در همین کتاب اصول کافی بعد از کتاب عقل کتاب علم قرار دارد. به این معنا که عقل همان چیزی است که انسان را به پرسش می‌رساند.

او اظهار کرد: از امام پرسیدند آن چیزی که معاویه داشت چه بود؟ آن هم عقل بود؟ امام فرمودند: آن فریب بود و عقل نبود. و ویژگی شیطان بود. عقل در این سنت کارکرد قدسی دارد نه شیطانی. یا امام علی (ع) می‌فرمایند: آنگاه که جبرائیل بر آدم نازل شد گفت ای آدم من مأمور هستم تو را بین سه امر مخیر کنم، تو آن چیزی را انتخاب کن که تعیین کننده‎تر است: عقل – حیا – دین. آدم عقل را انتخاب می‌کند. بر اساس عقل است که انسان به دین و حیا هم می‌رسد. به این ترتیب هر کس که عقل دارد دینی هم دارد. بر مبنای این روایت داشتن اسلام نیست که برای ورود به بهشت لازم است، بلکه داشتن عقل است. Region در سنت لاتینی به معنی پیوند و بستگی است، در عربی هم عقل به معنای بستن پای شتر است. در جای دیگری آمده که خداوند هیچ خیر بهتری را به انسان نداده مگر عقل. آن چیزی که بر حسب روایات خوانده می‌شود، کسی جز کسانی که دارای قدرت عقل هستند معنای این آیات را نمی‌فهمند. همچنین اسلام صرف عبادت نیست و امام صادق (ع): می‌فرماید آن چیزی که ایمان را از کفر جدا می‌کندصرفاً و به تنهایی عقل است. نه اینکه منکر دین بی‌عقل باشد، بلکه به این دلیل که بر حسب بستگی عقل عمل نمی‌کند. او امیال خودش را برحسب مخلوق تنظیم می‌کند بجای اینکه نیت را بر حسب خالق تنظیم کند.

صادقی با اشاره به عنوان های سخنرانی روز دوم توضیح داد: سخنران روز دوم آقای P. Prof. Dr. Ulrich Engel OP بحث خود را ذیل عنوان دین وعقل در دوره جدید (Religion und Vernunft in der Moderne) پی گرفتند. اولین نکته که به عنوان مقدمه به آن اشاره می‌شود «مرزبندی حدود عقل» است. برای مسأله ایمان و عقل ناگزیریم مرزها را مشخص کنیم، از طرفی عقل مرزها را در ایمان ما مشخص می‌کند و در عین حال در مواجهه با وحی عقل با سوی دیگری مواجه می‌شود که تا به حال آن را نمی‌شناخته. به عبارتی ایمان از یکسو عقل را محدود می‌کند و از سوی دیگر افق و گستره جدیدی را بر روی عقل می‌گشاید. از منظر قرون وسطایی رحمت الهی طبیعت را بارور می‌کند، ایمان نور عقل را خاموش نمی‌کند بلکه آن را بارور می‌کند. عقل روشنگری شده مطابق نظر کانت عقلی است که مدام خود را می‌آزماید و به مرزهای خود آگاه است، و این بدان معناست که عقل محدوده خود را صرفاً در کلام الهی نمی‌یابد بلکه در دانش هم می‌یابد.

این پژوهشگر درباره عقل در دوره روشنگری به بعد عنوان کرد: بنابراین عقل از روشنگری به بعد در دانش‌های مربوط به خودش هم مرزهای خود را می‌یابد. دومین نکته که به آن به عنوان مقدمه اشاره می‌شود آن است که ایمان مسیحی معتقد به تجسد خداوند در عالم است. آنچه این موضوع را برای عقل مشخص می‌کند آن است که عقل محدود به زیست جهانی است که در آن زندگی می‌کند، درحالیکه تجربه وحیانی در یک زمان مشخصی اتفاق افتاده. در خصوص کلیسا نیز، کلیسا به معنای جامعۀ مؤمنان است، به این معنا عقلانیت الهی به هر طریق به صورت اجتناب ناپذیر در جامعۀ مؤمنان محقق می‌شود. ما نیاز به دانش شناخت جامعۀ مؤمنان داریم. عقلانیت الهی مرتبط با جامعۀ مؤمنان است. ما در چارچوب سنت با ایمان کلیسایی (جامعه مؤمنان) مواجه می‌شویم. بنابراین طبیعی است که وحی الهی به چارچوب‌هایی بازمی‌گردد که می‌خواهد آن را بشناسد.

«دین و عقل در دورۀ جدید»

او ادامه داد: سخنران بعدی آقای دکتر محمد لگنهازن از دانشگاه قم بودند، که ایشان نیز تحت عنوان «دین و عقل در دورۀ جدید» به ایراد سخنرانی پرداختند. ایشان به شرایط فکری فیلسوفان دین در دوران معاصر پرداختند و سخنان خود را اینگونه آغاز کردند که: پس از پوزیتیویسم فیلسوفان دین به این فکر کردند که چطور می‌توانیم اعتقاد به خدا را توجیه کنیم؟ برای پاسخ سه راه پیش روی ایشان بود: اعتقاد به خدا همانند دیگر امور علمی است، اعتقاد به خدا پایه است و ایمان گرایی: هیچ برهانی نیاز نیست و برهان‌آوری توهین به ذات خداوند است. در این حال فیلسوفان دین ملحد نیز بودند که اعتقاد به خدا را عقلانی نمی‌دانستند.

«فرآیند عرفی‌شدن»

صادقی خلاصه ای از سخنرانی دکتر مصلح  استاد دانشگاه علامه طباطبایی عنوان کرد و گفت: سخنرانی ایشان با عنوان «فرآیند عرفی‌شدن» بود و ایشان در سخنرانی خود به تبیین چگونگی شکل‌گیری سکولاریسم و سکولاریزاسیون پرداختند. پروسه مدرنیته از دوران روشنگری آغاز شده است، و بنابراین سکولار شدن سرانجام تمامی اقوامی است که مدرن شدن را در پیش گرفته‌اند. این پیش‌فرضی بود که تا چندی پیش مورد توجه بود اما چندی است که تردیدهایی در این‌گونه شعارها آغاز شده است. مسیحیت و اسلام دو مسیر متفاوت را طی کرده‌اند و تجارب متفاوتی دارند که می‌توانیم از آنها بهره ببریم. سکولاریسم به عنوان یک پدیده فرهنگی ـ تاریخی: دین، هنر و فلسفه، از مقومات فرهنگ و حاصل تطور فرهنگ محسوب می‌شوند. سکولاریزاسیون پدیده‌ای فرهنگی ـ تاریخی است، حداکثر می‌توانیم بگوییم که مسیحیت در شکل‌گیری آن نقش داشته. نقش مسیحیت در فرهنگ‌های مختلف متفاوت بوده، همانطور که اسلام در عربستان، ایران و چین در عین شباهت نقش‌های مختلفی ایفا کرده است.

این پژوهشگر حوزه دین با توضیح درباره تفاوت‌های سکولاریزاسیون در اسلام و مسیحیت، افزود: مسیحیت آنچه در غرب اتفاق افتاده را بلاواسطه تجربه کرده و حتی در آن نقش داشته. اما مسلمانان با فاصله و غیر مستقیم آن را تجربه کرده‌اند. مسیحیان مفاهیمی مانند اومانیسم، سکولاریسم و حقوق بشر را از نزدیک تجربه کرده‌اند اما مسلمانان غیرمستقیم. مفاهیم متفاوتی در اسلام و مسیحیت وجود دارند. مثلاً در مسیحیت وحی و مسیح یعین خدا، درحالیکه در اسلام محمد خدا نیست و سکولاریسم خود وابسته به مفهوم تجسد است. هگل به عنوان یک از فیلسوفان غربی، معنای خاصی برای روح قایل است و فلسفه تاریخ شرح نحوۀ حضور روح در تاریخ است، در این نظام تایید زمینی شدن روح، خداست. یکی دیگر از مسایلی که در موضوع سکولاریزاسیون اهمیت دارد نحوه تلقی از خدایان در یونان باستان و روم است که در سکولاریزاسیون اهمیت دارد. در اسلام آنچه تنزیل پیدا می‌کند کلام خداست نه خود خدا.

او در پایان اظهار کرد: دین را می‌توان ظهور و نمودی از زندگی انسان امروز بدانیم. دین در میان برخی اقوام ضعیف شده اما در صورت‌های شبه دینی ظهور یافته (به صورت معنویت). به همین جهت باید اندیشمندان دوباره به نقش دین بیندیشند و این اندیشیدن باید حائز جهت‌گیری خاصی باشد، به این معنا که هرگونه بحثی که صورت گفت وگو دارد باید صورتی دو سویه داشته باشد.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید