امروز : دوشنبه 28اردیبهشتماه 1405 | ساعت : 13 : 42

آخرین اخبار

پیش بینی رگبار و وقوع سیلاب در 10 استان کشور

شفقنا- سازمان هواشناسی با صدور هشدار نارنجی‌رنگ از  تشدید فعالیت...

بازگشت مورینیو به رئال مادرید

شفقنا - سرمربی رئال مادرید انتخاب شد و ژوزه...

وزارت دفاع بلاروس از برگزاری رزمایش تسلیحات هسته‌ای خبر داد

شفقنا - دفتر مطبوعاتی وزارت دفاع بلاروس گزارش داد...

نماینده مجلس: زیرساخت‌های پارس جنوبی با طراحی و فناوری جدید بازسازی خواهند شد

شفقنا- سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس گفت: زیرساخت‌های آسیب‌دیده پالایشگاهی...

افزایش قیمت نفت پس از تشدید تنش بین آمریکا و ایران

شفقنا - از زمان هشدار دونالد ترامپ مبنی بر...

آغاز ثبت نام پذیرفته شدگان آزمون دکتری دانشگاه تهران از امروز

شفقنا- ثبت‌نام الکترونیکی و بارگذاری مدارک پذیرفته‌شدگان چند برابر...

کاروان تیم ملی ایران راهی ترکیه شد

شفقنا -  کاروان تیم ملی فوتبال ایران برای برگزاری...

صالحی: «خیام» بخشی از هویت فرهنگی زنده ماست

شفقنا- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: خیام، تنها...

جامعه ایران در دوران پساکرونا؛ اهمیت یافتن عدالت از اثرات این بیماری است/ هر حکومتی برای پایداری و ماندگاری نیاز به مشارکت های مردمی دارد/ پس از کرونا حس تنهایی معنای جدید یافت؛ یک جامعه شناس در گفت وگو با شفقنا

شفقنا- دکتر اعظم نژادی، جامعه شناس ابعاد مختلف تغییرات و تحولات در جامعه ایران پس از شیوع کرونا را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: ویروس کرونا به عنوان یک بیماری تمدنی و ناقل بودن آن از انسانی به انسان دیگر توانست در اهمیت یافتن عدالت در جامعه ایران از اثرات دیگر کرونا می باشد.  ورود کرونا به دلیل بیماری تمدنی و انتقال آن از انسانی به انسان دیگر شرایط جامعه را دچار وضعیتی مبهم کرده است. قرار است این بیماری تمدنی با تمام اقشار جامعه به مانند هم رفتار کند. افرادی که به لحاظ مالی نسبت به دیگران در شرایط بهتری هستند در روزهای اولیه با گرفتن عکس و تصاویری از مال و داشته های خود ابراز کردند که هیچ عاملی نمی تواند آنها را شکست و ناتوان سازد. اما ویژگی این بیماری برخورد آن با غنی و فقیر به مانند هم باعث شد که جامعه را ترس و وحشت فرا بگیرد.

وی معتقد است: هر حکومتی برای پایداری و ماندگاری نیاز به مشارکت های مردمی دارد. این مشارکت وقتی در راستای اهداف جامعه صورت می گیرد، آن وقت می شود، جامعه با آینده ای واقع بینانه ترسیم کرد. پس همان طور که دولت، مسئولین و مدیران به مردم نیاز دارند، مردم نیز برای سامان و نظم حیات اجتماعی نیاز به دولت و … دارند.

 

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر اعظم نژادی را می خوانید:

بیشتر وقتها ما شاهدیم افراد زمانی که دور هم جمع می شوند از خاطرات خوش گذشته صحبت می کنند. اکنون در جامعه شرایطی به وجود آمده که اعضای خانواده در کنار یکدیگر قرار گرفتند؛ اما باز هم این با هم بودن را به مانند گذشته نمی دانند؛ چرا؟

با هم بودن در گذشته به دلیل سادگی افراد به لحاظ زندگی، پذیرایی باعث شده بود که آنها حس راحتی کنند. امروز افراد زمانی که کنار یکدیگر قرار می گیرند، بیش از اینکه به با هم بودن و لذت بردن از شرایط فکر کنند به خوردن ، پوشیدن و … فکر می کنند. این باعث شده که مهمانی برای فرد مدرن سخت شود. از سویی دیگر ما شاهدیم در این روزها به دلیل بیماری کرونا افراد ناچار شدند که در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اما این کنار یکدیگر بودن، هم نتوانست آنها را به لذت و آرامش برساند. این طور تصور می شود، افراد بیش از کسب مهارت اجتماعی به کسب مهارت تخصص و سوادآموزی پرداختند و این باعث شده نسبت به استفاده از شرایط کنونی  ناتوان باشند.

یعنی شما می گویید که سوادآموزی و کسب تخصص مانع کسب لذت و استفاده از شرایط کنونی است؟

در صورتی که سوادآموزی و کسب تخصص به جای تربیت و کسب مهارت اجتماعی قرار گیرید، بله این می شود مانع. هر زمان به خانواده ها متذکر می شویم، باید به تربیت فرزندانتان توجه کنید؛ می گویند ما فرزندمان را کلاس های متفاوتی از جمله ؛ موسیقی، ورزش، زبان، کلاس های کنکور و … می فرستیم. این نشان می دهد که والدین تصور می کنند که بخش تربیت به نهاد دیگری در جامعه واگذار شده است، در صورتی که این کارکرد به هیچ نیرو و نهاد اجتماعی واگذار نشده است.

چه تفاوتی بین خانواده قدیم و خانواده جدید می بینید؟

این روزها، روزهای تامل و تفکر در ارتباط با وضعیت و موقعیت خانواده خویش است. شما نگاه کنید، زمانی که خودتان به همراه مادر و پدر و دیگر اعضای خانواده در کنار هم بودید، چه می کردید. با آنها به مهمانی می رفتید، در مهمانی یاد می گرفتید که وقتی بزرگتر حرف می زند، شما اجازه صحبت کردن ندارید. با همسالان خود بازی و صحبت می کردید، این شما را به لحاظ گفتگوکردن و ارتباط برقرار کردن قوی می کرد. موقع غذا خوردن همگی بر سر سفره با هم می نشستید، این به شما یاد می داد که غذا خوردن آداب دارد. و هزاران کار دیگر. زمانی که در خانه با دیگر اعضای خانواده بودید، در زمانهای معینی افراد خانواده در کنار هم قرار می گرفتند و چای، میوه و … می خوردند. این عوامل نشان می دهد که خانواده در گذشته به طور غیر مستقیم به فرزندان آموزش های متفاوتی از جمله (اجتماعی، دینی، اخلاقی و …) یاد می داده است. در مقابل، اکثریت خانواده های امروزی به دلیل اشتغال زن و مرد و خستگی حاصل از آن حوصله کمتری برای با هم بودن دارند. بیشتر افراد سعی می کنند که ظاهر زندگی را آراسته کنند. منظورم اینه که بیشتر فضای مادی مهم شده تا معنوی؛ مثل مبلمان زیبا، فرش های فاخر، پرده رنگین و ظروف کریستال و … . والدین از مهمترین و اصلی ترین وظیفه خود (آموزش و تربیت) عبور کرده و سواد آموزی و تخصص را جایگزین این کارکرد کرده اند.

در شرایط فعلی که اعضای خانواده ناچارند در خانه بمانند؛ چطور؟

اوایل ویروس کرونا به دلیل اضطرار و اجباری که به افراد وارد شد، شرایط به گونه ای دیگر تغییر کرد. اکثریت افراد متوجه شدند که جایی به نام خانواده و خانه هم وجود دارد. پناه بردن به خانواده حس خوبی را برای افراد تولید کرد. اما این حس فقط مدتی برای اکثریت خانواده ها دوام داشت. شما ببیند افراد ناتوان از برقراری ارتباط با یکدیگر هستند. زمانی که کنار هم قرار می گیرند، حرفی برای گفتن ندارند. و حتا کارهایی انجام می دهند که دیگران را آزار می دهد. این مسئله باعث شده که بیشتر افراد در خلوت خود فرو روند و متاسفانه ما شاهد کسانی هستیم که اعلام می کنند، نمی توانند این وضعیت را تحمل کنند.

صرفا تربیت و عدم کسب مهارت باعث فاصله گیری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر شده است؟

نه مشکلات دیگری نیز در کنار تربیت وکسب مهارت مهم است که باید به آن توجه شود. الان اگر بخواهیم اکثریت خانواده های ایرانی را مورد بازبینی قرار دهیم، چه می توانیم؛ بگوییم. اکثریت افراد در خانه های کوچک با مساحت 60 و شاید هم کمتر زندگی می کنند. خانه هایی که  نورگیر مناسبی ندارد. فضای اندک و عدم نورگیر کافی خودش می تواند باعث اختلال تعادل روحی شود. از سویی دیگر شرایط نابسامان اقتصادی و نداشتن درآمد افراد دچار شرایط را  بدتر کرده است.

چرا افراد با اینکه کنار هم هستند، احساس تنهایی می کنند؟

برای در امان ماندن از بیماری چاره ای جز پناه بردن به خانواده نبود. وضعیت جدید به ارزشمند بودن و مهم بودن نهاد خانواده اشاره دارد. در اوایل صحبت هایم گفتم این روزها فرد مدرن ناتوان از برقراری ارتباط با دیگران شده است. درسته که او قادر است توسط تکنولوژی های مدرن با جهان ارتباط برقرار کند، اما این توانایی او مختص فضای مجازی است. اگر این افراد با دیگرانی در یک محیط قرار بگیرند، متوجه می شویم که نمی توانند صحبت کنند، بلد نیستند به درستی بنشینند، نمی دانند که باید چگونه به یکدیگر احترام بزارند و … اینها ضعف هایی است که فرد مدرن دچار آن شده است. این است که در نهایت خود را در جمع می بیند، ولی متاسفانه احساس تنهایی دارد و برای دور شدن از این حس به گوشی، لب تاپ و تبلت و … پناه می برد.

این تنهایی که متناقض با جمع گرایی است؛ چگونه در خانواده گسترده دیده نشده است؟

در خانواده گسترده، با هم بودن اعضای خانواده و حل مشکلات به صورت درونی و تناقض جمع گرایی با تنهایی منجر به دیدن این پدیده نشده است.

منظورتان این است که افراد در گذشته به معنایی تنها بودند. درسته؟ چه عواملی باعث شده این تنهایی به مانند امروز دیده نشود؟

در خانواده گسترده عواملی مانند برتری جنس مرد نسبت به زن، همانندی زندگی مشترک افراد و جایگزین شدن ایما و اشاره به جای ارتباط کلامی منجر و از همه مهمتر تولید نیازها و خواسته ها ی همانند و حل مشکلات خانوادگی به صورت درونی این تصور را ایجاد کرده است؛ خانواده گسترده با اقدام به کنش جمعی نمی توانسته احساس تنهایی کند. در صورتی که این عوامل باعث می شده افراد درکنار یکدیگر یا نیازهای یکسان قرار بگیرند. یعنی اگر هم نیازی در درون خود احساس می کردند به دلیل عدم آگاهی نسبت به مسائل حقوقی و  عدم کسب تحصیل و … اجازه ابراز آن را نداشتند.

شما معتقدید که این تنهایی محصول دنیای مدرن نیست و از گذشته باقی مانده است؟  

بله. این تنهایی تغییر شکل داده است. شما وقتی گذشته را نگاه می کنید، مدام خاطرات خوش برایتان تداعی می شود، اما وقتی که می روید پیش افراد قدیمی تر، از فقر و نداری و نداشتن حامی و بودن همه اعضای خانواده در یک خانه کوچک و … مواجه می شوید. به نظر شما این نشانه چیست؟ افراد تنها بودند. به یاد دارم خانمی از خاطراتش صحبت می کرد و می گفت؛ من الان 63 دارم، زمانی که ازدواج کردم 11 ساله بودم. حتی نتوانستم به صورت عقد دائمی وارد خانه شوهر شوم. صیغه همسرم بودم. تا به سن 13 سالگی رسیدم. در یک خانه با مادرشوهر و پدرشوهر و برادرشوهر و خواهر شوهر و … زندگی می کردیم. همه کارهای خانه با من بوده، هیچوقت حق نداشتم بدون اجازه خانواده شوهرم مهمان دعوت کنم. به ندرت خانواده خودم اجازه آمدن به خانه ما را داشتند. میشه گفت که من به عنوان خدمه خانواده همسرم بودم. خیلی وقتها گریه می کردم، کسی نبود حتی به حرفم گوش دهد. یکبار مریض بودم و نتوانستم کارم را انجام دهم. مادر شوهرم مرا کتک زد و …. .  این نشان می دهد که در گذشته هم خاطرات تلخ وجود دارد و تنهایی افراد با صحبت کردن با آنها هویدا می شود، اما چون بیشتر زمانها ما آن مهمانی ها، خوش گذرانی ها و … را یادمان است، فکر می کنیم که تنهایی متعلق به فرد مدرن است. در صورتی که افراد این روزها با هم و در کنار هم در یک خانه هستند، اما ناراضی اند و شروع به خودآزاری خود و دیگران کردند.

فرد مدرن با استفاده از امکاناتی که جامعه برایش فراهم کرده، به چه میزان توانسته این تنهایی را در این شرایط سامان دهد؟

اشاره کردم، تنهایی به لحاظ ظاهری تغییر وضعیت می دهد. شما نگاه کنید، این روزها اکثریت خانواده ها خود را در خانه قرنطینه کردند. اما چه اتفاقی افتاد. اندکی نگذشت که فریادها و فغان ها بلند شد. مردم اوایل گفتند، چه خوب شد، بالاخره خانواده مورد توجه قرار گرفت، اما این توجه مدت زمانش خیلی کوتاه بود. هر فردی رفت دنبال خواسته های خودش. به دلیل اینکه ما در براقراری ارتباط ناتوانیم. درسته خانه ها کوچک شده و شرایط خانواده خیلی سخت تر از گذشته شده است. اما یک چیزهایی هم بهتر شده است. مثلا الان مستقل شدیم. می توانیم هر زمان دلمان گرفت، گوشی را در دست بگیریم و درد دل کنیم. می توانیم به دوستان، والدین و … سر بزنیم. می توانیم با استفاده از شبکه های مجازی در هر ساعتی از اخبار دنیا با خبر شویم و هزاران مورد دیگر. اما اینها توانسته شرایطمان را بهتر کند؟ نه، حتی ما را ناتوان تر کرده است. شما نگاه کنید، در جمع هستید، اما همه با گوشی های خود مشغول هستند؛ چون نمی توانند و با بهتر است، بگویم بلد نیستند با هم حرف بزنند. این افراد حالا مجبور شدند در کنار هم برای مدت طولانی باقی بمانند. افراد ناتوان در برقراری ارتباط با یکدیگر معلوم است که مدت زمانی کوتاه می توانند این شرایط را تحمل کنند.

به نظر شما دسترسی به این امکانات عاملی جهت تنهایی بیشتر افراد شده است؟

نمی شه گفت که مثلا کسب تحصیلات باعث شده که ما تنها شویم یا عوامل دیگر. اتفاقا این امکانات باعث شده که افراد نسبت به موقعیت و شرایط کنونی خود آگاه باشند. به درستی تصمیم بگیرند. عاملی که باعث شده که ما تنهایی را احساس کنیم این است که ما نمی توانیم به زندگی مان معنا بدهیم. شما نگاه کنید، در گذشته با هم بودیم، ولی تنها هم بودیم. الان هم در این شرایط با هم هستیم، اما باز هم تنها هستیم. اگر توانمندی های خودمان را به رسمیت بشناسیم و از آنها به درستی استفاده کنیم، آنوقت احساس تنهایی نمی کنیم. به یاد دارم چند روز پیش دختر خانمی بهم زنگ زدند و شروع به صحبت کردند. از شرایط فعلی و قدیم شان می گفتند. همه اش می گفتند که خیلی تنها هستم. مدام در اتاقم خودم را حبس می کنم. دوست ندارم کسی را ببینم و … . وقتی با ایشان صحبت کردم، متوجه شدم این خانم دانشجو است و کماکان هم اهل هنر می باشد. نقاشی می کشد. خب خانم جوانی که باید از این شرایط استفاده کند، به دلیل اینکه قادر به درک داشته هایش نیست، آن را به پوچی تبدیل کرده و در نهایت معنایی زیبا تولید نمی شود. این می شود که اکثریت  افراد احساس تنهایی دارند.

برای اینکه این حس تنهایی از افراد دور شود، چه باید بکنیم؟

باید والدین بیشتر از همیشه برای فرزندان و خودشان وقت بزارند. باید برگردند به تربیت، آموزش و فراگیری مهارت های متعدد. ببینید، ما مدام ذهنمان را مشغول مسائلی که ناراحتمان می کند، مشغول می کنیم. خب فردی که یاد گرفته منفی گرا باشد، چطور می تواند از خودش فردی قوی بسازد. اگر این فرد حتی شرایط ش با روز قبلش فرق کند و بهتر شود، اما نالان است. به همین دلیل مدام ناراحت است. این نشان می دهد که او یاد نگرفته همه ابعاد زندگی را نگاه کند و نمی تواند در برابر شرایط به خوبی واکنش نشان دهد. یا نشستن؛ اکثریت افراد  می خواهند بنشینند، اما هزاران بار وول می خورند، هی خودشان را این ور و آن ور می کنند؛ خمیازه می کشند و … . این نشان می دهد، افراد در مبتدی ترین ارتباطات ناتوان هستند.

آیا آموزش دروس از طریق صدا وسیما (تلویزیون) قدرت نهاد آموزش و پرورش را بیش از گذشته کرده است؟

درست است که مشکلاتی در این فراگیری وجود داشت، اما شروع دروس توسط رسانه دور از انتظار افراد بود. اکثریت افراد امیدی به اتمام سال تحصیلی نداشتند. اما چندی بعد ما شاهد بودیم که رسانه ملی با شروع کلاس های آموزشی برای دانش آموزان جان تازه ای را به جامعه ایران برگرداند.

محاسن و ایرادات این نوع آموزش چیست؟

اکثریت دانش آموزان به تلویزیون و استفاده از برنامه های آن دسترسی دارند. آموزش از این طریق باعث یکدستی و همسانی آموزش در تمام نقاط جامعه شد. اما به دلیل اینکه این رسانه توانایی ارتباط دوطرفه را ندارد و به صورت  منفعل عمل می کند، در هنگام مواجه افراد با مشکل درسی و باقی ماندن مشکل به اعلام نارضایتی دانش آموزان و خانواده ها شد.

چرا خانواده ها؟

از آنجا که برخی از والدین سواد اندکی دارند و بعضی دیگر به دلیل فاصله تحصیلی شان با فرزندان قادر به درک مفاهیم جدید کتاب نبوده و نمی توانند همراهان خوبی برای حل مشکلات فرزندان در صورت عدم فراگیری درس باشند. این میشود که تمام تلاش های آموزش و پرورش به یکباره زیر سوال می رود.

 آیا این کمبودها و ضعف ها عاملی بر ناتوانی آموزش است؟

نمی شود به این صراحت گفت که همه تقصیرها با آموزش و پرورش است. برای اولین بار است که جامعه با این نوع بحران مواجه شده و همین که دست روی دست گذاشته نشده و اقدام رو به جلو داشتیم، خیلی مهم است. خب این روزها شاهدیم در کنار آموزش های تلویزیونی، دانش آموزان از طریق سایت هم دارند، مطالب درسی را فرا می گیرند. این بار با ارتباطی دوسویه. باید به نهادها فرصت دهیم و به سرعت آن ها را مورد نقد قرار ندهیم.

راه اندازی شبکه شاد به چه میزان می تواند این نارضایتی را به رضایت مبدل کند؟

راه اندازی این شبکه برای دانش آموزان و والدین می تواند ارزشمند باشد. اکثریت خانواده ها این روزها نگران باز شدن مدارس و مبتلا شدن فرزندان خود به ویروس کرونا بودند و هستند، این اقدام باعث آرام شدن والدین و نجات دانش آموزان از سردرگمی شد. اگرچه، این نوع آموزش برای اکثریت خانواده ها امکان پذیر نیست و مشکلاتی را در پی داشته است. پس نمی توانیم بگوییم که همه خانواده ها از این شرایط راضی هستند.

راه اندازی شبکه شاد با چه مشکلاتی مواجه است؟

برقراری ارتباط از طریق فضای مجازی به مانند استفاده از رسانه ملی نیست که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند. نداشتن گوشی اندروید، لب تاپ و تبلت، نداشتن اینترنت با سرعت بالا و شرایط اقتصادی ضعیف برای فراهم آوری این امکانات، عواملی هستند که خانواده ها و در نهایت دانش آموزان را با مشکل مواجه کرده است.

به نظرتان در این روزها کرونایی معلمان توانستند، دانش آموزان را برای امتحانات پایان سال تحصیلی آماده کنند؟

این روزها که جامعه دارای شرایط سخت و بحرانی است، برخی افراد نسبت به مسئولیتی که برگردن آنها گذاشته شده است،  بی توجه بوده و به جای حل مشکل، صورت مسئله را پاک کرده و از شرایط عبور کردند. معلمان هم در این روزها متفاوت از یکدیگر عمل کردند و می شود، گفت ما شاهد دو دستگی بین این قشر بودیم. معلمانی که از همان ابتدای تعطیلی تدریس را شروع کرده و همراه دانش آموزان بودند. این دسته از افراد مدام از دانش آموزان پیگیر می شدند که در قسمت های مختلف تدریس شده، مشکلی هست یا خیرو اما دسته دیگر درس دادند، اما درس دادن آنها مبنی بر رفع تکلیف بود. در این روزها شاهد بودیم که معلم فیزیک و شیمی مطالب را بر روی ورق نوشته و عکسی از آن انداخته و اعلام کرده، این قسمت متعلق به درس … است. این نوع آموزش چقدر می تواند به یادگیری دانش آموز کمک کند؟

وضعیت دانشگاه ها و رضایت دانشجویان را چگونه می بینید؟

دانشجویان هم شرایطی به مانند دانش آموزان دارند. آنها هم نگران این وضعیت هستند. همه دانشجویان که در شهر ساکن نیستند، کماکان که بعضی از این افراد در روستا و ده ساکن هستند و از دسترسی به اینترنت محروم هستند. برخی از دانشجویان نیز که ساکن شهر هستند با سرعت اینترنت و نداشتن تجهیزات لازم به مشکل برخوردند. خب ما جامعه ای داریم که به لحاظ اقتصادی و بهره مندی از امکانات در یک قرار نگرفتیم. این خودش باعث پیدایی مشکلات شده است.

افرادی که الان از طریق سایت شروع به یادگیری دروس کردند، مشکلی در این نوع آموزش ندارند؟

اکثریت دوستان در صورتی که مشکل اینترنتی به وجود نیاید، مشکل دیگری ندارند. می ماند، دوستانی که حذف ترم نشدند و به صورت شبانه و بعضا غیر انتفاعی مشغول به آموزش می باشند. با صحبت با بعضی از دانشجویان دانشگاه های دولتی به صورت شبانه متوجه شدم، با اینکه این دوستان هزینه های ترم را پرداخت کردند، اما از سوی دانشگاه برای ورود آنها به سامانه اقدامی صورت نگرفته است. این افراد برای ورود باید خود هزینه ای را پرداخت کنند و در این صورت می توانند وارد سامانه مرتبط شوند. این موضوع عاملی شده است که بسیاری از دانشجویان تا به کنون از امکانات سامانه دانشگاهی بی بهره مانده اند.

آیا اعلام حذف ترم از سوی وزارت علوم نتوانسته کمکی به دانشجویانی که امکان استفاده از این امکانات را ندارند، بکند؟

در این روزها که با بیشتر دانشجویان صحبت می کنم، متوجه می شوم، برخی از آنها اقدام به حذف ترم کردند، ولی با جوابی مبنی بر اینکه دلیل شما برای حذف ترم قانع کننده نبوده، مواجه شدند. حال چرا این پیام برای برخی از افراد انجام می شود، نمی دانم. این دانشجویان نمی دانند جهت عدم انجام این اقدام باید به کجا اطلاع رسانی کنند، که این خود یکی از ضعف ها و معضلاتی است که این روزها باعث بهم ریختگی دانشجویان و والدین شده است.

آیا اینگونه آموزش برای دانشجویان با مزایایی نیز همراه بوده؟ یا خیر؟

به نظر می رسد این فرصت استثنایی است که دوستان به هر دلیلی شامل حالشان شده است. تا قبل از ویروس کرونا اکثریت از گوشی های خود برای رفتن به شبکه های اجتماعی و بیشتر سرگرم کردن خود استفاده می کردند. بیشتر اوقات ارتباط های یک طرفه یا اگر هم دو طرفه بود، صرفا برای رهایی از تنهایی و به عنوان سرگرمی انجام می شد. اما این روزها همه به دنبال آموزش هستند. افزون بر این دانشجویان با قرار گرفتن در این فضا به دلیل دیده نشدن توسط دیگران راحت تر می توانند صحبت کنند. این کمک می کند به گفتگوکردن آنها در کلاس و نوشتن مطالبی از سوی آنها. در ضمن صمیمیتی که در کلاس وجود دارد باعث شده که برخی از دوستانی که مایل به مشارکت کلاسی نبودند، در این کلاس ها حضور فعال داشته باشند. در نهایت می توان گفت عمده ترین مشکل دانشجویان که ضعف در شنوایی است، حل می شود.

چگونه این ضعف از طریق این سامانه حذف شده است؟

بهتر است این سوال را با ذکر مثالی توضیح بدهم. شما کلاسی را در نظر بگیرید که معلم در حال آموزش و تدریس است. دانشجو به ظاهر گوش می کند، اما دائما حواسش به دیگران یا به محیط کلاس یا به گوشی و … است. این دانشجو با همه آنچه که در کلاس هست، ارتباط برقرار می کند، الی با درس. این می شود که وقتی معلم سوال می کند، نگاه می کند و حرفی برای گفتن ندارد.  البته این مثال اینگونه قلمداد نشود که باید برای همیشه کلاس ها بصورت مجازی برگزار شود. تاثیر ارتباط رودررو قابل قیاس با هیچ فضای مجازی ای نیست. اما اتفاقی که افتاده این روزها این است که فضای مجازی به دلیل ارتباط از طریق گوش دادن به مانند رادیو عمل می کند. باید تمام حواسمان را به موضوع بدهیم تا درس را متوجه بشویم.

آیا فقط جوانان دچار ضعف شنیداری هستند؟

می توان گفت، اکثریت جامعه دچار این مشکل هستند. افراد دائما در حال حرف زدن هستند. در صورتی که حرف زندن مختصات و ویژگی هایی باید داشته باشد که هم تاثیرگذار باشد و هم از حوصله دیگران خارج نشود. اگر بتوانیم آداب صحبت کردن را رعایت کنیم، آن وقت می شود که داریم با دیگری گفتگو می کنیم و دارای این مهارت هستیم. خب چرا مدام صحبت می کنیم؛ چون حاضر نیستیم به صحبت های طرف مقابل گوش کنیم.

مشارکت اجتماعی افراد را در این شرایط کرونایی چگونه می بینید؟

بارها در جامعه شاهد همت والای مردم در جهت خدمت رسانی به مردم آسیب دیده  (سیل، زلزله وجنگ) بودیم و هستیم. امروز با وجود سایه تحریم بر جامعه و درگیر شدن مردم با ویروس کرونا این مشارکت مردمی را بیش از گذشته مشاهده می کنیم. برهم زدن نظم عمومی توسط محتکران، عدم دسترسی به تجهیزات اولیه و نایاب شدن این امکانات مردم را دچار ترس ونگرانی کرده بود. امروز ما شاهد هستیم که علاوه بر خیرین همیشه حاضر در صحنه، مردم قیور ایران با همت والای خود توانستند جامعه را از حالت رخوت و رکود در بیاورند. افرادی که به لحاظ مالی در شرایط مناسبی قرار دارند، با در اختیار گذاشتن ثروت اندوخته خود به نهاد های مرتبط، بعضی دیگر با خریدن چرخ های خیاطی و دیگری با تبدیل کارگاه سری دوزی  به کارگاه تولید ماسک و مردم عادی با انجام کار در کارگاه ها به صورت رایگان جهت تولید وسایل اولیه پزشکی، مراجعه به بیمارستان و کمک به بیماران کرونایی، اقدام برای شستن فوتی های کرونایی، بسته بندی مواد غذایی، تدریس در فضای مجازی، ضدعفونی کردن معابر، مکان های عمومی و … نشان دادند برای حفظ میهن خود از هیچ کوششی دریغ ندارند. چه بسا افرادی که در این خدمت رسانی جان خود را از دست دادند، اما خانواده آنها با سرافرازی از شهادت فرزند خود سخن گفتند.

وقی ویروس کرونا به ایران وارد شد، این گونه توصیف شد، این ویروس با غنی و فقیر به مانند هم رفتار خواهد کرد. چقدر این ویروس توانست در این مورد عدالت را برقرار کند؟

ویروس کرونا به عنوان یک بیماری تمدنی و ناقل بودن آن از انسانی به انسان دیگر توانست در اهمیت یافتن عدالت در جامعه ایران از اثرات دیگر کرونا می باشد.  ورود کرونا به دلیل بیماری تمدنی و انتقال آن از انسانی به انسان دیگر شرایط جامعه را دچار وضعیتی مبهم کرده است. قرار است این بیماری تمدنی با تمام اقشار جامعه به مانند هم رفتار کند. افرادی که به لحاظ مالی نسبت به دیگران در شرایط بهتری هستند در روزهای اولیه با گرفتن عکس و تصاویری از مال و داشته های خود ابراز کردند که هیچ عاملی نمی تواند آنها را شکست و ناتوان سازد. اما ویژگی این بیماری برخورد آن با غنی و فقیر به مانند هم باعث شد که جامعه را ترس و وحشت فرا بگیرد. ظاهر قصه همه گیر بودن این ویروس برای همه اقشار و واقعیت چیز دیگری بود. افرادی که در سطح طبقه بالا جامعه قرار داشتند و به لحاظ استفاده از مواد غذایی مطلوب و به موقع دارای سیستم ایمنی قوی ای نسبت به افرادی که به نان شب خود محتاج بودند، داشتند. همچنین، افراد طبقه بالا به محض مطلع شدن از خطری که آنها را تهدید خواهد به ویلاهای خود پناه برده و توانستند در محیطی آرام با فضایی دلنشین و نگاه کردن به درختان بهاری و شنیدن صدای گنجشک ها شرایط سخت و طاقت فرسا را به موقعیتی بهتر تبدیل کنند. اکثریت این افراد از طریق دورکاری به مانند روزهای گذشته به فعالیت خود ادامه داده و نسبت به این بیماری کمتر معترض هستند. ترس و نگرانی اکثریت این خانواده ها از دست دادن سودهای کلان خود می باشد. اما افراد ضعیف جامعه که اکثریت آنها مستأجر و در خانه های تنگ و کوچک با نور اندک مستقر هستند این روزها برایشان به مانند جهنمی شده است، که تحمل سخت و طاقت فرسا می باشد. خانواده ای 4 نفر در فضایی 60 متری با کمترین امکانات مجبور به قرنطینه شدن و فاصله گرفتن از اجتماع، فامیل و اقوام می باشد . این کمبودها در روحیه اعضای خانواده تأثیر گذاشته و آنها را در فضایی متشنج و ناآرام قرار داده است. اکثریت افراد احساس ضعف و ناتوانی برای ادامه راه و افسردگی و رخوت و کسالت می کنند. به نظر می رسد، دولت باید تمهیداتی بیندیشد که جامعه ایرانی بعد از شرایط کرونایی با گروهی از بیماران روحی و روانی مواجه نشود.

این روزها شاهد افزایش چشمگیر معنویت و اخلاق در فضای عمومی جامعه  از سوی پزشکان و کادر درمانی هستیم. به عنوان یک جامعه شناس این روزها در جامعه چگونه سپری می شود؟ مردم نسبت به این مجاهدت چه احساسی دارند؟

جامعه ایرانی بعد از جنگ با عراق برای باری دیگر جنگ را تجربه کرد. این جنگ با توپ و تانک همراه نبود، بلکه این بار با بیماری دست ساخته دشمن سروکار داشت. بیماری به مرزهای ایران وارد شده و قرار است جان شهروندان را به خطر انداخته بیاندازد. باید می جنگیدیم، اما این جنگ نیاز به تجهیزات و صف مقدم دارد. پزشکان و کادر درمانی در صف مقدم قرار گرفتند. اکثریت پزشکان با انرژی مضاعف آمده بودند که به هموطنان کمک کنند. آنها روزها و شبها از خانواده های خود دور بوده و برای انجام وظیفه از هیچ کوششی دریغ نکردند. اکثریت آنها که مدتی طولانی در فضای بیمارستان مانده بودند با کمک برقراری ارتباط به صورت تصویری خانواده های خود را دیده و اظهار دلتنگی کردند. برخی از آنها که احتمال ابتلا به این ویروس را داشتند از پشت شیشه ها و درب های بسته فرزندان و همسر خود را دیدند.  اما این جنگ برای رسیدن به پیروزی نیاز به افراد بیشتری دارد. افرادی که داوطلبانه و با میل و رضایت فردی خواستار این هستند که به این قشر کمک کنند. بسیاری از افراد با مراجعه به بیمارستان به صورت داوطلبانه طی آموزشی از سوی کادر پزشکی مشغول فعالیت و محافظت از بیماران کرونایی شدند. مردم نیز انصافاً این افراد را تنها نزاشتند. آنها به مانند روزهای جنگ ایران و عراق با فرستادن بسته های غذایی، گل، تجهیزات اولیه و سرزدن و گفتن کلماتی مانند خدا قوت، ما هستیم و … نشان دادند که همیشه برای خدمت رسانی به جامعه و مردم آماده هستند.

نظر شما این است که همه پزشکان نسبت به انجام وظیفه شان کوتاهی نکردند؟

درست است که این روزها ما شاهد سربازان سلامت در جامعه هستیم، اما از سویی دیگر هم شاهد بودیم که برخی از پزشکان از ترس اینکه به این بیماری ابتلا نشوند، در خانه های خود مخفی شدند. مادرانی را می شناسم که این روزها فرزند آنها به دنیا آمده، و نیاز به مراجعه به پزشک دارد، اما پزشک بچه هنوز مشغول به کار نشده و این مادر نگران حال فرزند خود است. یا زنان بارداری که نزدیک به فارغ شدن آنها است. هزاران مورد دیگر. بیمارانی که نیاز به پزشک خود دارند، اما این پزشکان نیستند. بیمارانی که نمی دانند این روزها باید چه بکنند و به کی مراجعه کنند. زیرا مدارک و اسناد مربوط به بیمار در نزد پزشک است و او تنها کسی است که می تواند بیمار را هدایت کند.

پزشکانی که به تعهد خود وفا کرده و در برابر این بیماری ایستادگی کردند، برای مردم ایران چه پیامی را در بر داشت؟

عملکرد هر یک از نهادها بر نهاد دیگر تاثیر گذار بوده و باعث حرکت رو به جلو شده است. وقتی پزشکان صحنه را خالی نکردند و ماندند و ایستادگی کردند، مردم را به با هم بودن، همیاری کردن، کمک کردن و … سوق دادند. شما تصور کنید در این روزهای سخت، اگر پزشکان در بیمارستان ها نمی ماندند و هر کدام به سمت خانه های خود می رفتند، چه آشوبی جامعه را فرا می گرفت. ماندن آنها و فرار نکردن از شرایط باعث شد که همه دست به دست هم بدهند و برای ساختن دوباره تلاش کنند.

ایستادگی افراد در برابر ویروس کرونا برای جهانیان چه پیامی داشت؟

مردم ایران در بحران های متفاوت از قبیل سیل، زلزله، جنگ و بیماری نشان دادند که حاضر به تن دادن به کشورهای بیگانه نیستند. مردم ایران صبورانه و فداکارانه  به دنبال رفع این بیماری هستند. هر فردی به اندازه توان خود در این اقدام سهیم است.

زمانی که ویروس به کشور ایران وارد شد، از خبرها متوجه می شدیم که آنها تصور می کنند، این بیماری یعنی شکست ایران و تسلیم شدن در برابر استکبار. این موضوع را چگونه می بینید؟

کشورهای بیگانه تصور می کردند با ورود ویروس کرونا و تحریم بودن کشور ایران، این بار ما شکست می خوریم و سرتسلیم فرو می آوریم. اندک زمانی از ورود ویروس کرونا به ایران نگذشته بود که این تصور غلط و خام به جهانیان ثابت شد. مشارکت اجتماعی و داوطلبانه افراد منجر جریانی خودجوش و مردمی در کشور شد که از تصور کشورهای دیگر خارج بوده است.

ورود ویروس کرونا به کشورهای دیگر با چه واکنشی از سوی افراد مواجه شد؟

اکثریت کشورهای بیگانه هنگام ورود ویروس کرونا رفتاری غیر انسانی از خود نشان داده و تصویر واقعی خود را از جهان غرب به نمایش گذاشتند. این افراد به محض ورود ویروس مغازه ها را خالی کرده و هر فردی به دنبال نجات دادن جان خود بود.

با اینکه افراد کشورهای دیگر مدام از سوی مدیران و مسئولین حمایت می شوند؛ چرا نارضایتی آنها بیشتر از ملت ایران است؟

مردم این کشورها به دلیل وابستگی به دولت مدام معترض و نالان نسبت به عملکرد دولت  هستند. این عوامل باعث شده که آنها نتوانند به صورت خودجوش و مردمی مشکلات کشورشان را سامان دهند. در مقابل، مردم ایران مدام در مرحله آسیب و تهاجم کشورهای بیگانه بودند و هستند و با ناملایمتی دشمنان ارتباطی دیرینه دارند، این شرایط را پذیرفته و با کنش جمعی در پی ریشه کن کردن این ویروس می باشند.

یعنی ملت ایران بدون نیاز به دولت، مدیران و مسئولین می تواند از پس مشکلات و بحران های غیر قابل پیش بینی بر بیاید؟

آمدن مردم در عرصه و کمک کردن برای نجات جامعه نشان از تعهد و تکلیف آنها به جامعه است. هر حکومتی برای پایداری و ماندگاری نیاز به مشارکت های مردمی دارد. این مشارکت وقتی در راستای اهداف جامعه صورت می گیرد، آن وقت می شود، جامعه با آینده ای واقع بینانه ترسیم کرد. پس همان طور که دولت، مسئولین و مدیران به مردم نیاز دارند، مردم نیز برای سامان و نظم حیات اجتماعی نیاز به دولت و … دارند.

رسانه های جمعی این روزها تا چه حد توانستند، فضای اجتماعی را آرام و متعادل نگه دارند؟

رسانه های جمعی جهانی که مخاطب فراگیر هم دارند، جوانان را در جهت مسائل ضد ارزشی مورد هدف قرار داده اند. اما این بار با شیوع ویروس کرونا اتفاق جدیدی در جامعه ایرانی به وقوع پیوست. تا قبل از ویروس کرونا ما شاهد جوک ها و طنزهای متفاوت نسبت به عملکرد مدیران و مسئولین و نحوه زندگی سلبریتی ها و …  بودیم. اما با ورود ویروس کرونا وتغییر مسیر فعالین شبکه های اجتماعی به سمت و سوی ساختن فیلم هایی مبنی بر ویروس کرونا و ساختن جوک و طنز مبنی بر ندامت و پشیمانی این ویروس به دلیل ورودش به ایران، جامعه ایرانی را متوجه واقعیتی دیگر کرده است. وقتی افراد مطالب متفاوت را می خواندند در ابتدا می خندیدند و بعد از خندیدن بر روی نکته ای که در  متن  پنهان شده بود، فکر می کردند. اکثریت افراد در این روزها با خود چندین و چند بار تکرار کردند، ترامپ هم از ساختن این طنزها و جوک ها خونش به جوش آمده است، الان ملت امریکا و دیگر کشورهای جهان با خود می گویند، ترامپ می خواست ایران را شکست دهد؟ ساختن طنزها و جوک و نشان دادن تصاویری از ویروس کرونا به قدری بالا گرفت که خود عاملی شد برای بازیابی روحیه افراد . از سوی دیگر جامعه شناسان بیکار ننشستند. در کنار حقایق طنزگونه به واقعیت های اجتماعی و مسائل و مشکلاتی که بر سر راه قرار دارد، اشاره کردند. این شد که این دو گروه شدند مکمل یکدیگر. اندکی بعد روحانیون وارد عرصه اجتماع شدند، آنها با ساختن تصاویری از آیه های قرآنی و تفسیر این آیه ها و نشان دادن قهر و خشم خداوند مردم را به رستگاری و توبه دعوت کردند. شبکه های مجازی حال وهوایی جدید به خود گرفته، پیامی مبنی بر خواندن زیارت عاشورا در ساعت … و یا ذکر یا علی در این ساعت …، مطالب پزشکی و اجتماعی و دیدن مطالب طنز گونه باعث شد این رسانه جوانان در این روزها فضای آلوده را به فضایی آرامبخش تبدیل کنند.

آیا نشان دادن تصاویر دلخراش، اما واقعی می توانست به عنوان عنصری جهت آگاهی بخشی مورد توجه قرار گیرد؟

بی تاثیر نبوده است. اما نشان دادن این تصاویر با مشکلی اعم از بر هم زدن تعادل روحی افراد مواجه بوده است. افراد بسیاری این روزها بودند که به دلیل نداشتن ظرفیت کافی جهت تحمل این بیماری و دیدن تصاویر دلخراش روحیه خود را باخته و سکته کردند یا در بستر بیماری افتادند.

به نظر شما چگونه باید افراد را نسبت به این بیماری مطلع کرد؟

الان خیلی از افراد در شبکه های مجازی با گذاشتن مطالب و عکس هایی ساخته شده این کار را انجام می دهند. به نظر می رسد، این اقدام بهترین اقدامی است که افراد می توانند انجام دهند.

به نظر شما چرا در کشور ایران برخورد با این بیماری راحت تر نسبت به کشورهای دیگر است؟

نمی توانیم این گونه بگوییم. ما با ورود ویروس کرونا شاهد هزینه های غیرقابل جبرانی بودیم و هستیم. اما نکته قابل تامل در مورد ایرانیان، مسلمان بودن این افراد است. این مسئله باعث شده که آنها به لحاظ روحیه قوی تر از مردم کشورهای دیگر باشند.

یعنی اعتقاد به خداوند ما را از مهم بودن این بیماری دور کرده است؟

نه اینکه دورکند، ما را متوجه ابعاد دیگری از زندگی هم کرده است. مثلا بودن با یکدیگر، توجه به سلامتی، برخورداری از خانواده، مراقبت از والدین و … . این باعث شده که مدام به گذشته رجوع کنیم و با انرژی مثبت تری آینده را تعقیب کنیم.

به نظر شما مردم ایران چقدر نکات بهداشتی را رعایت می کنند؟

اکثریت افراد در جامعه مسلمان هستند. مسلمان بودن آدابی دارد که مهمترین آن رعایت پاکیزگی و دوری از کثیفی و نجاست است. رعایت این اصل از سوی بسیاری از خانواده های ایرانی قابل مشاهده است.

به نظر شما علاوه بر رعایت نکات بهداشتی به فاصله گیری اجتماعی هم توجه شد؟

اگر اکثر مغازه ها را نگاه کنیم، می بینیم که کسبه ها جلوی پیشخوان خود مشمایی کشیدند و خود از پشت این مشما پاسخگو هستند. از سویی دیگر انصافا مردم این روزها خیلی کمتر در خیابان تردد داشتند. هیچکس دوست ندارد بی دلیل مورد آسیب قرار بگیرد.

بسیاری افراد معتقدند که باید مترو و اتوبوس ها تعطیل شود تا مشکلی برای ملت ایران پیش نیاید؟ موافقید؟

من سوال شما را با سوالی دیگر پاسخ می دهم؛ به نظر شما همه افراد در جامعه از سطح طبقاتی یکسانی برخورداند؟ آیا همه وسیله نقلیه دارند؟ خب معلوم است، مردم به مانند هم به لحاظ زیستی و معیشتی نیستند. این افراد چه باید بکنند؟ چگونه باید خود را به محیط کار برسانند؟ می توانند هر روز سوار آژانس شوند؟ نمی شود؛ باید اقدامی دیگر کرد.

فاصله گذاری های انجام شده در مترو چقدر به سلامت افراد کمک کرده است؟

وقتی مترو شلوغ است و جایی برای ایستادن افراد وجود ندارد؛ زدن برچسب هایی مبنی بر ایجاد فاصله گذاری بر روی صندلی ها به چه معنایی می تواند باشد؟!

در شرایط فعلی جامعه چه قشری بیشتر مورد آسیب قرار گرفته است؟

در شرایطی که هستیم، می شود گفت همه افراد به گونه ای دچار مشکلات شدند. البته مشکلات هر فردی با دیگری به دلیل متفاوت بودن شرایط اقتصادی فرق دارد. شما الان کارگرها را ببینید. آنها که در شرکت یا اداره و … کار می کنند یا آنهایی که دست فروش هستند. شرایط خیلی بدتری نسبت به دیگر افراد جامعه دارند. اکثریت این افراد خانه های استیجاری دارند. هزینه های خانه مثل (آب، برق، تلفن و …) از یک طرف و کرایه خانه از طرف دیگر و مهمتر از همه هزینه های معیشتی، شرایط زندگی را برای این افراد و خانواده آنها سخت و غیرقابل تحمل کرده است. البته خیلی از افراد هم هستند که تحصیلات عالیه دارند، ولی نتوانستند در جایی مشغول به کار شوند و شرایطی به مانند افراد کارگر دارند. برخی کسبه ها هم این روزها شرایط شان به مانند کارگرها است. کسبه هایی که به امید شرایط بهتر مغازه ای اجازه کردند و در آن جنس ریختند. این روزها که موعد بازپرداخت چک شده در تنگنای مالی قرار گرفتند. خریدهایی که به فروش نرفته و چک هایی که باید نقد شود. چک به همراه کرایه مغازه و هزینه های دیگر شرایط بدی را برای این افراد بوجود آورده است. می ماند، کارمندان و استادان و قشری که تحت حمایت دولت هستند. می شود؛ گفت این افراد نسبتا شرایط شان بهتر از دیگران است.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید