۲۳ تیر ۱۴۰۵

آخرین اخبار

ترامپ از ایده تعرفه ۲۰ درصدی در تنگه هرمز عقب‌نشینی کرد

شفقنا - رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ پس از مخالفت‌های...

مراسم گرامیداشت رهبر شهید انقلاب در تهران/ تصاویر

شفقنا- مراسم گرامیداشت رهبر شهید انقلاب، ظهر سه‌شنبه (۲۳...

کمبود سوخت فرودگاه‌های شمال ایتالیا را فرا گرفت

شفقنا - رسانه‌های محلی روز سه‌شنبه گزارش دادند که...

ظریف: عافیت‌طلبی یعنی برای حفظ جایگاه خود نگذاری مشکل کشور حل شود

شفقنا- محمدجواد ظریف با تأکید بر اینکه مسئولان باید...

موج گرمای شدید ماه ژوئن جان ۱۴۰۰۰ اروپایی را گرفت

شفقنا - موج گرمای بی‌سابقه ماه گذشته که رکوردهای...

نتانیاهو: پاسخ اسرائیل به هرگونه حمله ایران، شدیدتر از همیشه خواهد بود

شفقنا- نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی مدعی شد که پاسخ نظامی...

معامله ۲۹ کیلوگرم شمش طلا در دهمین حراج امسال

شفقنا- در دهمین حراج شمش طلای سال ۱۴۰۵، از...

شهریاری مجددا رئیس کمیسیون بهداشت و درمان شد

شفقنا- با برگزاری انتخابات هیات رئیسه کمیسیون بهداشت و...

رضائی کوچی رئیس کمیسیون عمران باقی ماند

شفقنا- با رای اعضای کمیسیون عمران، محمدرضا رضائی کوچی...

شهادت ۱۱۱۰ فلسطینی در غزه به دست ارتش اسرائیل از زمان امضای توافق آتش‌بس

شفقنا-وزارت بهداشت نوار غزه امروز سه‌شنبه اعلام کرد طی...

آقاتهرانی دوباره رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شد

شفقنا- با رای اعضای کمیسیون فرهنگی، مرتضی آقاتهرانی برای...

گزارش رادیو ارتش اسرائیل درباره «فروپاشی نظامیان ذخیره و کمبود شدید تانک»

شفقنا-‌ رادیو ارتش اسرائیل امروز سه‌شنبه با افشای کمبود...

سرلشکر صفوی: رهبری شهید ۱۵ سال قبل به بستن تنگه هرمز به عنوان یک...

شفقنا-مشار نظامی رهبری شهید اظهار کرد: آنچه که امروز...

حضرت آیت الله مکارم شیرازی را چقدر می شناسیم؟ / نگاهی به زندگی نامه تا گام های استوار و بلند آیت الله در صیانت از شیعه

شفقنا – بحث خارج فقه و اصول حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، چند دهه است که در حوزه استمرار داشته که یکی از پرشمارترین و محوری ترین بحث های خارج فقه و اصول حوزه های علمیه  است. ایشان در طول این مدت چند نسل از اساتید را پرورش داده اند که هم اکنون خود حلقه های بحث خارج را دایر می کنند و یا مدرس سطح عالی فقه واصول هستند.

حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى در سال ۱۳۰۵ هجرى شمسی در شهر شیراز در میان یک خانواده مذهبى که به فضائل نفسانى و مکارم اخلاقی معروفند دیده به جهان گشود. پدر ایشان حاج علی محمد و جد ایشان حاج محمد کریم و جد اعلای ایشان حاج محمد باقر و جد بالاتر حاج محمد صادق بوده اند.
«حاج محمّدباقر» که از تجّار شیراز به شمار مى رفت، در «سراى نو» شیراز به تجارت اشتغال داشت، لباسى شبیه لباس روحانیّت مى پوشید و پیوسته در مسجد «مولاى» شیراز به جماعت حاضر مى شد و مورد تکریم و احترام و اطمینان بود. جدّ ایشان مرحوم «حاج محمّد کریم» فرزند حاج محمّد باقر که او نیز عمّامه اى بر سر داشت و در بازار در اثناى کار، کلاه پوستینى بر سر مى گذاشت، در «سراى گمرک» شیراز و سپس در «بازار وکیل» به تجارت مشغول بود، همواره در مسجد «مولاى» شیراز در نماز جماعت شرکت مى کرد و از مرتبطین و نزدیکان مرحوم آیه الله العظمى حاج شیخ محمد جعفر محلاتى (رحمه الله) پدر مرحوم آیه الله العظمى حاج شیخ بهاءالدین محلاتى و مرحوم آیه الله حاج سید محمد جعفر طاهرى (رحمه الله) به حساب مى آمد.

پدرشان حاج علی محمد او نیز از تجار معروف شیراز بود استاد در مورد پدرشان چنین می فرمایند:

«پدرم علاقه زیادى به آیات قرآن داشت در دورانى که در مدارس ابتدایى تحصیل مى کردم، گاهى شبها مرا به اطاق خودش فرامى خواند و به من مى گفت: ناصر! کتاب آیات منتخبه و ترجمه آن را براى من بخوان (این کتاب مجموعه آیاتى بود که توسّط بعضى از دانشمندان، انتخاب شده و در زمان رضاخان در مدارس به عنوان تعلیمات دینى تدریس مى شد) من آیات و ترجمه آن را براى او مى خواندم و او لذّت مى برد».

نبوغ استاد از اوایل کودکى امرى مشهود بود و در هر مرحله از مراحل عمرش آشکارتر مى گشت.

دورترین خاطره

روایتى که خود استاد از دوران کودکیشان دارند چنین است:

«دورترین خاطره اى که از دوران طفولیّت به نظر دارم مربوط به زمانى است که بیمارى مختصرى داشتم و در گهواره خوابیده بودم، حادثه از این قرار بود که فصل تابستان بود و گاهواره من در گوشه حیاط خانه قرار داشت؛ در وسط حیاط، حوض آبى بود که مى بایست از آب چاه، پر شود ولى چون حوض، نجس شده بود با آب چاه که از دلو به آن مى ریختند پاک نمى شد، براى حلّ مشکل، در شیراز چنین معمول بود که قسمت عمده حوض را با آب دستى پر مى کردند سپس ظرف بزرگ چرمى به نام «کُر» – که واقعاً به مقدار کُر بود – را پر از آب مى کردند و روى آن حوض، خالى مى کردند تا با آبِ حوض مخلوط شود و همه پاک گردد (البتّه این توضیحات را من الآن مى فهمم و در آن وقت به صورت کم رنگى مى فهمیدم) بالاخره ظرف کُر را پر از آب کردند و روى حوض ریختند، حوض پر شد و آب از حوض بیرون ریخت و از زیر گهواره من هم گذشت و من همه این کارها را مى دیدم و اجمالاً مى فهمیدم و چنان به خاطرم مانده که گویى دیروز این امر اتّفاق افتاده است!».

این جریان که یادآور قصّه هاى افسانه اى و یا غیر افسانه اى مربوط به نبوغ افرادى مثل بوعلى است، به روشنى دلیل بر وجود یک هوشمندى فوق العاده در استاد بود.

کلاس هاى جهشى

استاد به کلاس هاى به اصطلاح جهشى خود در آن دوران اشاره مى کند و مى فرماید:

«چهار یا پنج ساله بودم که به دبستان رفتم و به اصطلاح امروز چون سنّ من کافى نبود، در کلاس آمادگى شرکت کردم، مدرسه ما به نام «زینت» در شیراز معروف بود، ولى در همان کلاس آمادگى، به ما تعلیماتى یاد دادند که خوب آنها را فراگرفتم و به همین دلیل بدون این که سلسله مراتب رعایت شود، مرا به کلاس هاى بالاتر بردند».

نقطه آغاز دروس دینى

این نابغه پس از طىّ دوره دبستان و دبیرستان و پس از آن که با سقوط رضاخان و فراهم شدن آزادى نسبى، از طرف یکى از علماى بزرگ شیراز (مرحوم آیه الله حاج سیّد نورالدین شیرازى) از همه علاقمندان به تحصیل علوم دینى دعوت به عمل آمد (و استاد نیز در سال سوّم دبیرستان با اشتیاق زائدالوصفى حاضر شدند که در کنار دروس دبیرستان، دروس دینى را مشغول شوند) بیشتر و بیشتر رُخ نشان مى داد:

«محلّ بعدى ما مدرسه خان در شیراز بود که از مدارس بسیار قدیمى و بزرگ و معروف است که محلّ تدریس یا تحصیل فیلسوف گرانقدر صدرالمتألّهین شیرازى بود. شروع به جامع المقدّمات و شرح الأمثله کردم. استاد من، مرحوم آیه الله ربّانى شیرازى بود، به ایشان گفتم من جامع المقدّمات ندارم اگر بیست و چهار ساعت، امانت بدهى مطالعه مى کنم و امثله و شرح الامثله را یک روزه با مطالعه، امتحان مى دهم، ایشان به من دادند و تمام شب و روز را مشغول شدم و فردا امتحان دادم قبول شدم و به رتبه بالاتر ارتقاء یافتم و با ایشان خداحافظى کردم و در کلاس دیگرى شرکت نمودم.»

پیمودن راه ده ساله در چهار سال

درخشندگى این نبوغ، زمانى اوج مى گیرد که استاد، ره ده ساله امروزِ دورانِ سطحِ حوزه هاى علمیّه را چهارساله مى پیماید، آن گاه، در حالى که تنها هفده بهار از عمر شریفش مى گذرد بر متن عمیق و در عین حال معقّد کفایه الاصولِ مرحوم آخوند خراسانى، حاشیه مى زند. استاد در این باره مى فرماید:

«با جدّیتى که استاد بسیار دلسوز و پرکار (آیه الله موحّد) داشت، از اوّل سیوطى تا آخر کفایه را نزد او در مدّت چهار سال خواندم، همان درسى که امروز در حوزه ها در مدّت ده سال خوانده مى شود و هنگامى که کفایه را تمام کردم، حدود هفده سال داشتم و در همان شیراز، حاشیه فشرده اى بر کفایه نوشتم، این نکته نیز شنیدنى است که بعد از اتمام جامع المقدّمات در مدرسه خان، روزى مرحوم آیه الله موحّد به مغازه پدرم آمد؛ تابستان بود و روزها در مغازه پدر که شغلش در آن زمان جوراب بافى بود کار مى کردم، رو به پدرم کرد و سخنى گفت که مضمونش این بود:

چند پسر دارى؟

– چهارتا.

بیا این یکى (ناصر) را وقف امام زمان (علیه السلام) کن و پدرم با این که کمک زیادى به او مى کردم پذیرفت که مرا به خدمت آقاى موحّد یعنى مدرسه علمیّه آقا بابا خان بفرستد».

اتمام صمدیّه در کمتر از دوشبانه روز

از شگفتى هاى آن زمان در همین زمینه، قصّه اى است که استاد حکایت مى کند:

«روزى استاد ما، عبارت معروف «صمدیّه» (والمبرّد ان کان کالخلیل فکالخلیل والاّ فکیونس والاّ فکالبدل) را از من سؤال کرد و سفارش کرد آن را حل کنم، من صمدیّه را از میان کتابهاى جامع المقدّمات تا آن روز نخوانده بودم در حالى که از پیچیده ترین کتابهاى جامع المقدّمات است، تصمیم گرفتم آن را با مطالعه حل کنم، در مدّت «سی وشش ساعت» یعنى کمتر از دو شبانه روز، تمام آن را مطالعه و جواب سؤال استاد را تهیّه کرده و براى ایشان بیان کردم و ایشان تعجّب کرد و مرا تشویق نمود.

این درخشش هنگامى به قلّه خود مى رسد که مشاهده شود جوانى هیجده یا نوزده ساله، پاى در محفل درس شیخ الفقهاء و استاذ الاساتذه مرحوم آیه الله العظمى بروجردى (قدس سره) مى گذارد.

او که (مطابق تعریف استاد) مردى بسیار با تقوى، هوشیار، نورانى، جذّاب و فوق العاده در فقه قوى بود و در واقع مکتب خاص و مستقلّى در فقه داشت که به واقعیّت بسیار نزدیک بود و در رجال و حدیث و ادبیّات و فنون دیگر، فوق العادگى داشت، درسش براى استاد ما بسیار دلچسب بود و به اعتراف خود استاد، بسیار چیزها در مکتب فقهى او آموخت.

خاطره شرکت در درس این اَبَر مرد فقه و حدیث را استاد، این چنین توصیف مى کند:

«در آغاز جوانى، هیجده – نوزده ساله بودم و شرکت چنین نوجوانى در درس مثل آیه الله العظمى بروجردى که معمّرین و بزرگان حوزه، حتّى استاد من آیه الله العظمى داماد و آیه الله العظمى گلپایگانى و همچنین امام راحل (قدس سره) در آن شرکت داشتند، کمى عجیب بود، مخصوصاً زمانى که به خود شجاعت طرح اشکال در اثناى درس را مى دادم، مسأله عجیب تر به نظر مى رسید و شاید بعضى به خود مى گفتند: این پسربچه شیرازى چرا این قدر جسور است و به خود اجازه طرح اشکال و «إن قلت» را در چنین محضر بزرگى مى دهد؟!».

حکایت ذیل در این رابطه قابل توجّه و جالب است:

«یک روز آیه الله العظمى بروجردى در درس فقه اشاره به مسأله «صید لهوى» کردند یعنى شکار رفتن کسانى که براى تفریح شکار مى کنند. معروف میان فقها این است که سفر این گونه اشخاص تمام است، امّا شاید کمتر کسى حکم به حرام بودن چنین کارى کند، من که در آن زمان طلبه کم سنّ و سالى بودم، رفتم و مدارک زیادى براى حرمت صید لهوى از کلمات قدما و متأخّرینِ از آنها، جمع آورى کردم و ثابت نمودم که سفر صید لهوى یکى از مصادیق سفر حرام است که نماز در آن، باید تمام خوانده شود. هنگامى که آیه الله العظمى بروجردى آن نوشته را مطالعه کرد با تعجّب پرسید که این نوشته را خود شما نوشته اید؟! عرض کردم آرى!».

درجه اجتهاد

چنین نبوغ و استعداد فوق العاده بود که به ضمیمه خصوصیّات دیگرى که ذکرش خواهد آمد، سبب شد استاد در سن بیست و چهارسالگى موفّق به اخذ اجازه اجتهاد گردد:

از زبان خود استاد بشنوید:

«پس از ورود به نجف اشرف به زودى به واسطه طرح سؤالات مختلف در بحث هاى اساتید بزرگ، شناخته شدم و همه جا مورد عنایت و محبّت قرار مى گرفتم و سرانجام در سن بیست و چهارسالگى به وسیله دو نفر از مراجع بزرگ آن زمان مفتخر به اجازه اجتهاد گشتم: یکى آیه الله العظمى اصطهباناتى بود که از مراجع بسیار باشخصیّت و شیخ الفقهاء محسوب مى شد، ایشان لطف و محبّت فوق العاده اى به من پیدا کردند، لذا اجازه کامل اجتهاد برایم مرقوم فرمودند و دیگر آیه الله العظمى حاج شیخ محمّد حسین کاشف الغطاء بود، ایشان چون آشنایى به وضع من نداشتند فرمودند از شما امتحان مى کنم! گفتم آماده ام، از من خواستند رساله اى درباره این مسأله که «آیا تیمّم، مبیح است یا رافع حدث؟» بنویسم، من هم رساله اى مشروح در این زمینه تهیّه کردم، خدمت ایشان دادم، ایشان علاوه بر آن، یک امتحان شفاهى نیز از من به عمل آوردند و یکى از مسائل پیچیده علم اجمالى را سؤال فرمودند، وقتى جواب دادم ایشان اجازه را مرقوم داشته و محبّت فرمودند».

از نکته هایى که دلیل این نبوغ و استعداد موهبتى است (در عین حال بر حافظه قوىّ استاد نیز گواهى مى دهد) این است که استاد گاهى درسهایى را که دو هفته قبل در نجف اشرف از مرحوم آیه الله العظمى خوئى شنیده بودند بعد از گذشتن این مدّت طولانى به طور کامل یادداشت مى کردند، این در حالى است که امروز، غالب طلاّب، مطالب استاد را سر درس مى نویسند، مبادا چیزى از خاطر آنها محو شود!

تقریظ آیه الله العظمى حکیم (رحمه الله)

آخرین قصّه اى که از حوزه نجف، مهر تأیید بر نبوغ استاد و اوجِ نضوج اندیشه ایشان مى زند تقریظى است که صاحب مستمسک العروه الوثقى، مرحوم آیه الله العظمى حکیم، آن فقیه تمام عیار، بر حاشیه دفتر کتاب الطهاره (که تقریر درس خارج فقه آن مرحوم بود و به قلم استاد، تقریر و تدوین شد) وارد کردند، دستخط شریف آن مرحوم، عیناً چنین است:

«بسم الله الرّحمن الرّحیم و له الحمد و الصلاه و السلام على رسوله و آله الطاهرین، قد نظرت فی بعض مواضع هذا التقریر بمقدار ما سمح به الوقت فوجدته متقناً غایه الإتقان ببیان رائق و أسلوب فائق یدلّ على نضوج فی الفکر و توقّد فی القریحه و اعتدال فی السلیقه فشکرت الله سبحانه أهل الشکر على توفیقه لجناب العلاّمه المهذّب الزکیّ الألمعى الشیخ ناصر الشّیرازی سلّمه الله تعالى و دعوته سبحانه أن یسدّده و یرفعه الى المقام العالی فى العلم و العمل، إنّه ولىّ التسدید و هو حسبنا و نعم الوکیل و الحمد لله ربّ العالمین».

محسن الطباطبائى الحکیم

۹ / ج ۱ / ۱۳۷۰ هـ ق

«بنام خداوند بخشنده مهربان، و او راست سپاس، و درود و سلام بر فرستاده او و اهل بیت طاهرینش. به بخشى از این تقریر به مقدارى که وقت اجازه مى داد نظر افکندم. آن را در نهایت اتقان دیدم با بیانى شیوا و رسا، و اسلوبى سرآمد که بیانگر رشد فکرى و شکوفایى ذوق و قریحه، و اعتدال سلیقه مقرّر است، پس شکر خداوند سبحانى که شایسته و اهل شکر است را بجا آوردم به جهت توفیقى که به جناب علاّمه مهذّب، پاک و هوشمند، شیخ ناصر شیرازى سلّمه الله تعالى عطا کرد و از حضرتش خواستم که یاریش دهد و او را به مقام عالى از علم و عمل برساند چراکه اوست یارى دهنده و اوست کفایت کننده ما و بهترین پشتیبان، و الحمدلله ربّ العالمین».

تشویق و جلب اعتماد اساتید

از جمله چیزهایى که نقش بسیار اساسى (و شاید اساسى ترین نقش را) در تکوّن شخصیّت یک طلبه و به طور کلّى یک شاگرد دارد، جلب اعتماد استاد و در نتیجه محبّت ها و تشویق هاى پدرانه اوست، بافت محافل درسى و حوزه هاى تعلیمى، اعمّ از حوزه و دانشگاه، با انواع رقابت ها و گاه حسادت ها و تخریب ها و تضعیف هایى همراه است که سبب تزریق روحیّه یأس و احساس عقب ماندگى از قافله شده، اسباب پژمردگى و افسردگى خاطر را فراهم مى سازد.

مهم ترین عاملى که مى تواند همه این عوامل منفى را خنثى کرده و روح امید و پیشرفت را در کالبد شاگرد بدمد، تشویق ها و شخصیّت دادن هاى اساتید است. باهوش ترین و بااستعدادترین شاگرد اگر در یک مدار سالم قرار نگیرد و بر محور استاد یا اساتید مخلّق به اخلاق اسلامى و وارسته اى نچرخد و از «خودرو بودن» و «آزادى هاى مطلق و بى حدّ و مرز» بیرون نیاید، دچار ناهنجارى هاى روحى و کج سلیقگى ها یا بلندپروازى ها و باورهاى غلط، و ادّعاهاى عجیب و غریب مى شود.

بسیار اندکند کسانى که از آغوش گرم و پرمحبّت اساتید، محروم بودند و به تعبیر دیگر، فرزند حوزه و پرورش یافته دامن هاى پاک معلّمان ربّانى به حساب نمى آمدند، در عین حال مشکلاتى -لااقل در حدّ مشکلات سلیقه اى- نداشتند.

آیات عظام اصطهباناتى و کاشف الغطاء

به هرحال: موهبت دیگرى که نصیب استاد ما شد، همین بود که از آغاز جوانى و نوجوانى مورد حمایت ها، تشویق ها و محبّت هاى بى دریغ اساتید خویش قرار گرفتند و گواه آن، حکایتى است که در فصل دوّم (نبوغ و استعداد موهبتى) تحت عنوان «درجه اجتهاد» به آن اشارت رفت و تکرار آن خالى از لطف نمى باشد:

«… به زودى به واسطه طرح سؤالات مختلف در بحث هاى اساتید بزرگ شناخته شدم و همه جا مورد عنایت قرار گرفتم و سرانجام در سن ۲۴ سالگى به وسیله دو نفر از مراجع آن زمان مفتخر به اجازه اجتهاد گشتم: یکى آیه الله العظمى اصطهباناتى بود، که از مراجع بسیار باشخصیّت و شیخ الفقهاء نجف اشرف بودند، ایشان لطف و محبّت فوق العاده اى به من پیدا کردند، لذا اجازه کامل اجتهاد برایم مرقوم فرمودند، نفر دیگر آیه الله العظمى کاشف الغطاء بود ایشان چون آشنایى به وضع من نداشتند، فرمودند: از شما امتحان مى کنم! از من خواستند رساله اى درباره این مسأله که «آیا تیمّم مبیح است یا رافع حدث؟» بنویسم. من هم رساله اى در این زمینه تهیّه کردم خدمت ایشان دادم و هنگامى که به اتّفاق آیه الله العظمى میرزا هاشم آملى (رحمه الله )خدمت ایشان رسیدم ایشان یک امتحان شفاهى از من بعمل آوردند و یکى از مسائل پیچیده فقهى علم اجمالى را از من سؤال فرمودند، وقتى جواب دادم ایشان نیز اجازه، مرقوم داشته و محبّت فرمودند».

آیه الله حجّت (رحمه الله)

و حکایت دیگر تشویقى است که از جانب مرحوم آیه الله العظمى حجّت (رحمه الله) صورت پذیرفت که استاد در این رابطه نیز چنین مى فرماید:

«یکبار هم در درس مرحوم آیه الله العظمى حجّت که خدایش رحمت کند طبق روشى که ایشان داشتند سؤالى را مطرح کردند و گفتند هرکس جواب آن را بیاورد من به او جایزه مى دهم، بعد از درس به کتابخانه رفتم و مدّتى جستجو کردم، جواب را پیدا کردم خدمت ایشان تحویل دادم، کمى بعد از من نیز یکى دیگر از شاگردان باسابقه ایشان، جواب را آورده بود، ایشان به او فرمود، قبل از شما دیگرى جواب را آورده است و بعد یکصد تومان که در آن روز پول بسیار زیادى بود (چون بعضى از شهریه ها از سه تومان تجاوز نمى کرد) به عنوان جائزه به من مرحمت فرمودند و تشویق کردند».

تواضع فوق العاده و روحیه تشویق آیه الله العظمى میرزا هاشم آملى (رحمه الله)

شکّى نیست که این تشویق، زمانى اوج مى گیرد و تأثیرش چند برابر مى شود که استادى نصیب انسان شود که از روحیه اشکال پذیرى خاصّى برخوردار باشد و بى اعتنا از کنار سؤالات و ایرادات شاگرد نگذرد و قبول اشکال را منافى شئونات خود نبیند که اتّفاقاً بعضى از اساتید استاد ما از این ملکه نورانى نیز برخوردار بودند و استاد خود، چنین حکایت مى کند:

«محبّت هاى فوق العاده مرحوم آیه الله العظمى میرزا هاشم آملى مرا به درس ایشان جلب و جذب کرد… آیه الله العظمى آملى علاوه بر تواضع فوق العاده و روح تشویق و تقدیر از شاگرد، احاطه زیادى بر بحث هاى اساتیدش مانند آیه الله آقا ضیاءالدین عراقى داشت، شاگردان او در آن زمان در نجف، اگرچه کم بودند ولى از فضلا محسوب مى شدند، ایشان مخصوصاً انصاف عجیبى در درس داشت که من کسى را همانندش در این ویژگى ندیدم، اگر شاگردى اشکالى مى کرد که وارد بود نه تنها با بى اعتنایى نمى گذشت بلکه آن را کاملاً شرح و پرورش مى داد و با بیان شافى از آن دفاع مى کرد و سپس مى پذیرفت».

تشویق آیه الله العظمى بروجردى (رحمه الله) و کتاب جلوه حق

استاد در ارتباط با تشویق و کرامت مرحوم آیه الله العظمى بروجردى (رحمه الله) چنین تعریف مى کند:

«وقتى کتاب «جلوه حق» نخستین تألیف من چاپ شده بود، یک جلد از آن را خدمت آیه الله العظمى بروجردى فرستادم. مدّتى بعد، ایشان دنبال من فرستادند خدمتشان رفتم فرمودند: من پایم درد مى کرد و چند روزى به درس نیامدم و طبعاً وقت بیشترى براى مطالعه داشتم، چشمم به کتاب شما افتاد، اوّل دیدم «جلوه حق» اسمى است که به صوفى ها مى خورد و همین، حسّ کنجکاوى مرا تحریک کرد و کتاب را برداشتم از اوّل تا به آخر، تمام آن را خواندم من بسیار از روحیه این مرد بزرگ تعجّب کردم که چطور یک کتاب را که از یک طلبه جوان به او رسیده، از اوّل تا به آخر مطالعه مى کند، و این درس عبرتى براى من شد. آن هم از سوى کسى که داراى مرجعیّت و زعامت جامعه بود بعداً فرمودند: من در تمام این کتاب مطلقاً چیز خلافى ندیدم و تعبیرشان این بود: «احساس کردم نویسنده بدون آن که بخواهد خودنمایى کند و مرید، براى خودش جمع کند مى خواسته حقایقى را درباره گروه صوفیّه بازگو کند» این جمله مرا بسیار تشویق کرد و اعتماد به نفس فوق العاده اى در مسأله نویسندگى به من داد و از آن جا فهمیدم تشویق، آن هم از سوى بزرگان چقدر مؤثّر و کارساز است».

ناصر! تو از ما استفاده خواهى کرد

این نکته زمانى به اوج خود مى رسد و بلکه نورانى و آسمانى مى شود که شاگرد، صرف نظر از تشویق اساتید، مورد تفقّد و تشویق استاد حقیقى و امام الاساتید، امام معصوم (علیه السلام) قرار بگیرد و در رؤیایى رحمانى و بشارت بخش از جانب حضرت حجّت (سلام الله علیه) به او خطاب شود:« ناصر! تو از ما استفاده خواهى کرد.»

قصّه را از زبان مرحوم حجّه الإسلام و المسلمین قدوه مى شنویم که چنین حکایت مى کند:

« امروز صبح آقاى مکارم در حالى که برافروخته (و خوشحال) بودند وارد جلسه درس شدند، گفتم چرا؟ از پاسخ امتناع داشتند، با اصرار من جواب دادند که دیشب ولى عصر سلام الله علیه را خواب دیدم به من فرمود: «ناصر تو از ما استفاده خواهى کرد.»

تشویق ها و عنایت هاى حضرت امام (رحمه الله)

این بخش را با تشویق ها و عنایت هایى که آن پیر مراد، امام راحل (قدّس سرّه) نسبت به استاد داشته اند پایان مى بریم، استاد خود در این رابطه چنین مى گوید:

«اگرچه من توفیق شرکت در درس امام (قدّس سرّه) را بیش از یک روز پیدا نکردم، شاید به دلیل این بود که در ایّامى که درس ایشان گُل کرد، من کمتر به درس کسى مى رفتم و بیشتر تدریس مى کردم، ولى به هر حال با افکار ایشان کاملاً ارتباط داشتم یعنى از خلال تقریرات ایشان و کتاب ها و نوشته هایشان با افکار فقهى و اصولى ایشان آشنا بودم، و براى ایشان احترام فوق العاده اى قائل بودم و کراراً به زیارت ایشان مى رفتم و ایشان هم محبّت آمیخته با احترامى نسبت به بنده داشتند. فراموش نمى کنم: مدّتى به عللى از رفتن به جامعه مدرّسین خوددارى کرده بودم ایشان، به یکى از معاریف از اعضاى جامعه دستور دادند و گفتند به سراغ فلانى برو و از او براى بازگشت به جامعه مدرّسین دعوت کن، و ایشان آمدند و من هم مجدّداً به جامعه بازگشتم، فرزند محترم ایشان حاج سیداحمد آقا در جلسه اى که جمعى حضور داشتند به من گفتند: نامه هایى که به مناسبت هاى مختلف براى امام مى فرستید، امام این نامه ها را مطالعه مى کنند (چون من گفته بودم نمى دانم نامه هاى ما به ایشان مى رسد یا نه) و ایشان گفتند: مى رسد و مى بیند و نسبت به نامه شما عنایت دارند».

و نیز در همین رابطه خاطره شیرین دیگرى را از دوران مجلس خبرگان قانون اساسى نقل مى کند و مى فرماید:

«من در بخش مذهب در قانون اساسى با چند نفر از علماى شیعه و اهل سنّت و مذاهب دیگر بودم؛ موقعى که مذهب شیعه را که مذهب اکثریّت مردم کشور ماست در مجلس خبرگان مطرح کردم و از آن دفاع نمودم برادرى از اهل سنّت (آقاى مولوى عبدالعزیز) بر خلاف انتظارى که از ایشان داشتیم بعد از دفاع من وقت گرفت و مخالفت کرد. من با یک بیان منطقى به جواب ایشان پرداختم و روشن کردم که در یک مملکت، بالاخره باید قوانین، از یک مذهب پیروى کند و دو مذهب و سه مذهب نمى شود در احکام عمومى حاکم باشد، البتّه بقیّه مذاهب باید محترم باشند و از تمام حقوق شهروندان بهره مند گردند ولى تعدّد قوانین حاکم بر کشور ممکن نیست، افراد در مسائل داخلى زندگى خود آزادند (مانند ازدواج و طلاق که مسائل شخصیّه و احوال شخصیّه نامیده مى شود) ولى در مسائل عامّه، باید پیرو یک قانون باشند، بعد که امام را زیارت کردم ایشان فرمودند: «من از تلویزیون دفاع شما را دیدم و شنیدم و خیلى خوشم آمد، خوب و منطقى دفاع کردید و حقّ مسأله را ادا نمودید.»»!

محمداکرم مردانی پور: آیت الله مکارم شیرازی هیچ نهادی را در نظام اسلامی بی نیاز از نقد نمی داند/ در حمایت از نظام و نقد ساختار و مدیران افراط و تفریط ندارند

حجت الاسلام و المسلمین محمداکرم مردانی پور(النعمانی) در حدود ۳۰ سال در درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی حضور داشته و درس های ایشان را تقریر کرده که تاکنون به صورت کتاب هایی از جمله «موسوعه فریضه الحج»، «مُنجِزاتِ المریض»، «قاعده اضطرار» و «اقرار المریض» چاپ شده است. افزون بر این فعالیت ها حجت الاسلام و المسلمین مردانی پور در بحث های علمی با آیت الله مکارم شیرازی همکاری داشته و هر ساله المپیاد رساله نویسی فقهی را زیر نظر این مرجع تقلید برگزار می کند.

حجت الاسلام و المسلمین مردانی پور در گفت وگو با شفقنا، درخصوص سلوک سیاسی و اجتماعی و نقش مرجعیت حضرت آیت الله مکارم شیرازی در جوشش و اعتلای حوزه قم، اظهار کرد: نقش مرجعیت در بالندگی و شکوفای حوزه یک نقش محوری و بنیادین است. مدیریت مرجعیت در اداره حوزه چند بعدی است که می توان در موارد زیر خلاصه کرد: تنظیم رابطه بین مردم و حوزه؛ سامان بخشیدن به رابطه حوزه و حاکمیت ها؛ اشراف و نظارت بر اجرا ی برنامه های آموزشی؛ دایر کردن حلقه های بحث خارج فقه و اصول که چند صنف در آن پرورش می یابد: ۱- نخبه های که در آینده شانس مرجعیت را دارند؛ ۲- فضلایی که که وظیفه تدریس سطوح مختلف و حتی بحث خارج را پیدا می کننند؛ ۳- محققان و نویسندگانی که در عرصه های مختلف قلم می زنند؛ ۴- کسانی که پس از فراغت از بحث خارج به مراکز رسمی آموزشی می پیوندند و ۵- افرادی که مسؤلیت اجرایی به عهده می گیرند.

بحث خارج فقه و اصول آیت الله مکارم شیرازی یکی از پرشمارترین و محوری ترین بحث های خارج فقه و اصول حوزه های علمیه در جهان اسلام است

براین اساس، مراجع طیف گسترده ای از وظایف و تکالیفی را بر عهده دارند که از طریق نهاد مرجعیت بدانها رسیدگی می شود.

و اما مرجعیت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، نخست باید یادآوری کرد که بحث خارج فقه و اصول ایشان چند دهه است که در حوزه استمرار داشته که یکی از پرشمارترین و محوری ترین بحث های خارج فقه و اصول حوزه های علمیه در جهان اسلام است. ایشان در طول این مدت چند نسل از اساتید را پرورش داده اند که هم اکنون خود حلقه های بحث خارج را دایر می کنند و یا مدرس سطح عالی فقه واصول هستند.

آیت الله مکارم شیرازی از طریق تدریس و تألیف در راه تقویت بنیه علمی حوزه تلاش دارد

حاصل بحث های خارج از جهت علمی، دائره المعارف عظیم فقهی به عنوان «أنوار الفقاهه» است، یکی دیگر از دست آوردهای فقهی این بحث ها «موسوعه فریضه الحج» است که از نظر پختگی بحث ها، شیوه بیان و جامعیت مطالب؛ از برجستگی خاصی برخوردار بوده؛ مورد استقبال فضلای قم و نجف و دیگر مراکز علمی قرار گرفته است. هم چنین، دوره کامل اصول «أنوار الاصول» که محصول چند دوره تدریس خارج اصول است. بنابراین، ایشان از طریق تدریس و تألیف در راه تقویت بنیه علمی حوزه تلاش دارد؛ امروزه آثار ایشان قابلیت تدریس در حوزه و دیگر مراکز علمی را دارند.

استقبال از طرح آیت الله مکارم شیرازی در رساله نویسی فقهی

عرصه دیگر در جهت تقویت بنیه علمی حوزه، اجرای هرساله مسابقه رساله نویسی فقهی است که در جهت شکوفا کردن ملکه اجتهاد فضلا بحث خارج برنامه ریزی شده است. این برنامه دوازده سال است که جریان دارد و تاکنون مورد استقبال وسیع فضلای بحث خارج استاد قرار گرفته است. شنیده شده است که شورای مدیریت حوزه علمیه قم هم بر آن است که این مسابقه را از برنامه های ثابت آموزشی خود برای فصل تابستان قرار دهد!

تأسیس نهادهای تخصصی از جمله برنامه های آیت الله است

از دیگر برنامه های استاد افزون بر مدارس سنتی، تأسیس نهادهای تخصصی است مثل مرکز شیعه شناسی و تفسیر و علوم قرآن است.

آیت الله مکارم شیرازی از بخش های مختلف حوزه حمایت مالی می کنند

حمایت مالی بخش های مختلف حوزه، یکی دیگر از فعالیت مرجعیت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی است. تأمین مالی حوزه یکی از کارهای اساسی در راه استقلال حوزه است. کوتاه سخن این که به جرائت می توان گفت فعالترین مرجعیت، مرجعیت ایشان است؛ ایشان در تمام وظایف تعریف شده مرجعیت که برشمردیم؛ نقش مؤثر و سازنده را ایفا می کنند.

آیت الله مکارم برنامه های فراوانی در جهت سامان دادن به نظام آموزشی حوزه به تصویب رساندند

ایشان به شدت بر استقلال مالی حوزه علمیه تأکید دارند

مردانی پور در پاسخ به اینکه چه ویژگی هایی در عملکرد و سیاست های مرجعیت و حضرت آیت الله مکارم شیرازی وجود دارد که اقتدار، منزلت و محوریت مرجعیت را تضمین کند؟ گفت: پیش از این که مرجعیت حضرت آیت الله مکارم به طور رسمی اعلام شود ایشان مسؤول بخش سیاست گذاری حوزه علمیه قم بودند، در طول مدت تصدی این پست، ایشان برنامه های فروانی در جهت سامان دادن به نظام آموزشی حوزه به تصویب رساندند از جمله رسمیت دادن به مدارک فارغ التحصیلان حوزه از سوی وزارت آموزش عالی است. پس از به عهده گرفتن مقام مرجعیت -که از سوی علما و اساتید حوزه مقرر شد- مهم ترین راهبردی که ایشان -قبل از همه- بر آن تأکید داشتند استقلال حوزه است. برای این که حوزه بتواند وظایف خود را به نحو احسن به انجام رساند باید مستقل بماند. اگر حوزه بخواهد مثل الازهر باشد هرگز نخواهد توانست رسالت تاریخی خود را به دوش بکشد. مهم ترین گام در این راه، استقلال مالی حوزه است که ایشان به شدت بر آن تأکید دارند. اگر استقلال حوزه به رسمیت شناخته شود، اقتدار، منزلت و محوریت مرجعیت تضمین خواهد شد.

موضع گیری آیت الله مکارم شیرازی در مقابل رویدادهای مربوط به نظام و اوضاع اجتماعی

وی در تعریف ویژگی ها و سلوک سیاسی حضرت آیت الله مکارم شیرازی براساس تحولات چند دهه اخیر، اظهار کرد: استاد بزرگوار ما همواره اوضاع داخلی و خارجی را به دقت رصد کرده، در مقابل هر رویدادی که مربوط به نظام یا اوضاع اجتماعی یاجنبش های اسلامی یا اوضاع عمومی جهان اسلام می شود، موضعگیری می کنند؛ ایشان در جریان انقلاب بسیار فعال بوده، حضور مؤثر و تعیین کننده داشتند تا حدی که پیش از پیروزی انقلاب در چند منطقه محروم تبعید شدند و پس از پیروزی نیز در هر زمینه ای که لازم بوده حضور مؤثر و سازنده داشته است. حمایت از نظام را یک وظیفه اصولی دینی خود به عنوان یک مرجع می دانستند و از سخن ناراضیان که هر کس از نظام حمایت کند برچسپ دولتی بودن می زنند، باک نداشتند، «و لا تأخذهم فی الله لومه لائم.» ایشان حمایت از جنبش های اسلامی در لبنان، فلسطین، یمن و بحرین را از مسئولیت های مؤکد مراجع می دانند، به مصداق «من أصبح و لم یهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم،» استاد بزرگوار ما در مقابل جریان های افراطی و تکفیری در جهان اسلام به جهت نقش مخربی که دارند حساسیت فروان از خود نشان دادند که از نمودهای این حساسیت، تشکیل همایش بزرگ بین المللی «مقابله با جریانهای افراطی و تکفیری» بود که در آن علمای اسلام از سراسر جهان شرکت جستند، این همایش بازتاب بسیار مثبت در منزوی کردن جریان های تکفیری و افراطی داشت به گونه ای که دانشگاه الازهر تصمیم گرفت کنگره ای شبیه به آن برگزار کند. این رویکردها، گوشه ای از سلوک سیاسی حضرت استاد است که در تحولات چند دهه اخیر می بینیم.

هرگز کم ترین تعرضی نسبت به مقدسات دیگران نداشتند

این محقق و پژوهشگر در پاسخ به اینکه مهم ترین راهبرد ایشان برای حفظ و اعتلای مکتب اهل بیت علیهم السلام در این دوران و هم چنین دوری از وادادگی و افراط گرایی مذهبی و فرقه گرایی چه بوده است؟ خاطرنشان کرد: راهبرد اصلی ایشان در این عرصه تأکید روزافزون بر حفظ و نشر مواریث مکتب اهل بیت(ع) است همراه با تشنج زدایی فرقه ای. در تمام آثاری که ایشان تألیف کرده اند که از سیصد اثر هم گذشته، در عین تبیین ابعاد و آفاق و برنامه ها و مواریث اهل بیت (ع)، هرگز کم ترین تعرضی نسبت به مقدسات دیگران نداشته است، این مشرب خط مشیی است که قبل از این امامان اهل بیت (ع) و سپس پیشوایان بزرگ دینی چونان آیت الله بروجردی، علامه امینی، امام شرف الدین عاملی و امام خمینی در پیش گرفته بودند.

فی المثل تفسیر نمونه امروز به خاطر همین خط مشی به تمام مناطق سنی نشین رسیده است؛ حتی امام جمعه سریلانکا که از اهل سنت است گفته بود که در طول سالها من خطبه های نماز جمعه خود را از تفسیر نمونه می گرفتم! رویکرد آشتی جویانه و محبت آمیز ایشان منحصر به تفسیر نمونه نیست چرا که ایشان در عرصه فقه نیز قدمهای عملی استوار در این مسیر برداشته اند که ثمره ی آن تدوین «دائره المعارف فقه مقارن» است در چند جلد رحلی؛ این اثر ماندگار، با استقبال فضلای و فقه پژوهان رو به رو گشته چنان که در مدت کوتاهی تجدید چاپ گردید.

گام های استوار و بلند آیت الله در راه تثبیت موقعیت شیعه

یکی از گام های استوار و بلند ایشان در راه تثبیت موقعیت شیعه «برگزاری کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی» است که در نوع خود بی سابقه و بی نظیر بود؛ حاصل این کنگره تدوین چهل مجلد در علوم مختلف اسلامی است.

یکی دیگر از گامهای والای ایشان در تثبیت موقعیت شیعه، پیرایش و ویرایش کتاب گرانسنگ «بحار الانوار» است که در حله ای جدید خود، نگاه جهان اسلام را به خود جلب کرده است، تا کنون یازده جلد از آن نشر شده؛ پیش بینی می شود که به شصت مجلد برسد، این پروژه سترگ و بی مانند مورد تأیید و استقبال رهبری معظم قرار گرفته است.

وی در مورد نگاه آیت الله مکارم شیرازی به اقلیت های دینی و مذهبی، بیان کرد: استاد بزرگوار، یکی از اعضای مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی بودند، حقوقی که در قانون اساسی تدوین شده است دست پخت کمیته ادیان و مذاهبی است که ریاست آن را خود آقا داشتند. بنابراین، نظر ایشان در مورد اقلیت های دینی و مذهبی همان است که در قانون اساسی وارد شده که برگرفته از کتاب و سنت و براساس مبانی فقه اسلامی است.

ارتباط و تعامل آیت الله مکارم با نظام مثبت و سازنده است

مردانی پور به راهبرد آیت الله مکارم شیرازی در خصوص ارتباط و تعامل با حکومت ایران و حوزه سیاست در ایران اشاره و تصریح کرد: ارتباط و تعامل ایشان با نظام مثبت و سازنده است، در عین حال بیش ترین انتقادات را از کژروی ها، نابسامانی ها و عملکردهای منفی که احیانا دیده می شوند، دارند. ایشان هیچ نهادی را در نظام اسلامی بی نیاز از نقد نمی داند و در عین حال رویکرد ایشان بدور از افراط و تفریط است، هم در حمایت از نظام و هم در نقد ساختار و قوانین و مدیران آن!

ایشان چون دیگر مراجع، یک ذره در دفاع از موجودیت تشیع کوتاه نمی آیند

وی در پاسخ به اینکه اگر بخواهیم آیت الله مکارم شیرازی را با مراجع هم عصر و گذشته مقایسه کنیم چه شباهت و یا تفات های بین ایشان و سایر مراجع دیده می شود؟ گفت: شباهت ایشان با مراجع دیگر، در حمایت جدی و بی وقفه از کیان تشیع با تمام ابعاد و حدود و ثغور آن است، ایشان چون دیگر مراجع، یک ذره در دفاع از موجودیت تشیع کوتاه نمی آیند بلکه در ترویج مکتب اهل بیت (ع) و معرفی آن به جهانیان اهتمام بلیغ دارد! اگر بخواهیم ما به الامتیاز ایشان را بر شماریم شاید بتوان گفت که از مهم ترین امتیازات ایشان به روز بودن، حس ابتکار و انجام کارهای به زمین مانده و شجاعت در فتواست. یکی از عرصه هایی که حضرت استاد در آن اهتمام ویژه دارند مسائل مستحدثه است؛ کتاب پر ارج «بحوث فقهیه هامه» از جمله آثار ایشان در این وادی است؛ آن چه در این کتاب جلب توجه می کند شیوه پرداختن به مسائل مستحدثه است که برای فقه پژوهان در مسائل نوپدید مغتنم و راهگشاست.

هیچ یک از مراجع معتقد به انحصار قدرت در دست فقیهان نیستند

وی درخصوص اینکه آیا آیت الله مکارم شیرازی به حوزه سیاست به مفهوم در اختیار گرفتن قدرت سیاسی و انحصاری به فقها، باور دارد؟ عنوان کرد: روحانیت به طور عام و مراجع به طور خاص کشته- مرده قبضه کردن قدرت نیستند،و اگر روحانیت وارد میدان سیاست شده اند به خاطر این است که ادله شرعی –در کتاب و سنت- ایشان را ملزم به ورود در این عرصه کرده است! البته نه ایشان و نه هیچ یک از مراجع معتقد به انحصار قدرت در دست فقیهان نیستند و حتی براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ولی فقیه تنها رهبری انقلاب را به عهده دارند و اما از جهت اجرایی، تنها نظارت بر حسن اجرای نهادهای مختلف را عهده دار است و مسؤلیت اجرایی ندارند، استاد ما حتی در مذاکرات تدوین قانون اساسی بر توسعه اختیارات رییس جمهور تأکید داشتند. متن مذاکرات تدوین قانون اساسی، سند زنده ای است بر این که ایشان هیچ وقت معتقد به انحصار قدرت در دست فقیهان نبوده است، آن چه را که امروز در صحنه سیاسی ایران می بینیم همین است چرا که شمار روحانیان در مدیریت کلان کشور- در رده دوم مدیریتی- هم بسیار اندک است.

مراجع در سیاست به معنای رعایت مصالح عباد و بلاد و دفاع از حریم اسلام غرق هستند

وی در پاسخ به اینکه چگونه از سلوک حضرت آیت الله مکارم شیرازی می توان نتیجه گرفت که ایشان کناره گیری از سیاست را انتخاب کرده اند؟ گفت: پاسخ این پرسش متوقف بر این است که ما سیاست را چه بدانیم! اگر سیاست را دروغ، تهمت، جناح بازی، تلاش مداوم در قبضه قدرت و رانت خواری بدانیم، ساحت مراجع از این گونه سیاست در طول تاریخ مبرا بوده است و در حقیقت آنان داخل در همچون جریانی نبوده اند تا بخواهند از آن کناره گیری کنند! و اما اگر سیاست به معنای رعایت مصالح عباد و بلاد و دفاع از حریم اسلام و تلاش در اجرای قوانین آن و حمایت از دار الاسلام باشد- به قول آیت الله کاشف الغطا -مراجع از فرق سر تا پاشنه پا در آن غرق هستند و کناره گیری از آن هیچ معنا و مفهومی ندارد. در زیارت ائمه علیهم السلام خطاب به آنان آمده است: «… ساسه العباد و ارکان البلاد…»

اگر کتاب دو جلدی «آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی به روایت ساواک » از انتشارات مرکز اسناد را که تقریبا در دو هزار صفحه است، ببنید خواهی دید که استاد بزرگوار عمر خود را در عمق مسائل سیاسی گزرانده، به گونه ای که سیاست طبیعت ثانویه برای ایشان شده است. در این صورت چگونه می تواند از سیاست کناره گیری کنند؟!

هیچ دلیلی ندارد روحانیت در برخی از پست های اجرایی دخالت و ورود کند

مردانی پور به نگاه حضرت آیت الله مکارم شیرازی به مداخله روحانیت در امور اجرای اشاره و خاطرنشان کرد: امور اجرایی دو گونه است: گاه مستقیما مربوط به مسائل فقهی است مثل تصویب قوانین در مجلس شورا و امر قضاوت و مسأله وقف و مجلس خبرگان؛ براساس این پیش فرض روحانیت جزء وظائف لاینفک خود می داند که در مسائل اجرائی دخالت کند. گاه پست ها اجرایی محض است مثل استانداری، فرمانداری و تصدی وزارتخانه ها که در این فرض روحانیت هیچ دلیلی ندارد، که در آن دخالت کند مگر آن که ضرورتی پیش بیاید! وظیفه اصلی روحانیت معرفی اسلام به جهانیان و ارشاد مردم به دین خدا و دفع شبهات و مبارزه با جریان های انحرافی و عمل به وظایف دین است که به اجرای حدود خدا منتهی می شود. برخی از روحانیان ساعت ساز بودند یا کشاورزی می کردند و یا دفتر ثبت ازدواج داشتند و دارند؛ فی المثل علامه طباطبایی صاحب المیزان ده سال کشاورزی کردند اما این ها همه اضطراری است! خود علامه آن ده سال را از سال های تلف شده عمر خود را می دانستند!

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید