امروز : سه‌شنبه 18آذرماه 1404 | ساعت : 15 : 22

آخرین اخبار

مجموعه داستان «باریکه مارها» منتشر شد

شفقنا-  ۳۲ داستان از سجاد عربی، نویسنده استان فارسی،...

ترامپ: زمان برگزاری انتخابات در اوکراین فرا رسیده است

شفقنا - رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دونالد ترامپ...

گزارش شفقنا از رونمایی موسوعه ۶۰ جلدی دانشنامه قرآنی اهل‌ بیت (ع)

شفقنا- مراسم رونمایی از موسوعه ۶۰ جلدی دانشنامه قرآنی...

استقلال؛ آرامش در تیم ساپینتو

شفقنا- عملکرد بسیار خوب زوج خط دفاعی آبی پوشان...

موسسه تحقیقات آب: الگوی بارندگی در ایران تغییر می کند

شفقنا- رئیس موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو گفت: مدل‌ها...

تفاوت رفتار ویروس آنفلوآنزا در سال جاری

شفقنا- رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت با...

روند صعودی بازار سرمایه

شفقنا- بازار سرمایه به روند صعودی که از سه...

واکنش آلونسو به اخراج از رئال

شفقنا- سرمربی رئال مادرید به اخراج از این تیم...

نیروهای ترکیه در حال آمادگی برای مشارکت در غزه با وجود مخالفت اسرائیل

شفقنا- نیروهای مسلح ترکیه آمادگی خود را برای مشارکت...

ارتباط «ایهود باراک» با مجرم جنسی آمریکایی فاش شد

شفقنا- ایمیل‌ها نشان می‌دهد که ایهود باراک، نخست‌وزیر سابق...

حذف مهدی طارمی از جام جهانی؟

شفقنا - رئیس فدراسیون فوتبال در گفت‌وگو با برنامه...

خليج فارس پوست مي‌اندازد!

شفقنا- ابوالقاسم قاسم زاده در روزنامه اطلاعات نوشت، نفتكش بزرگ «گريس1» كه حامل نفت ايران بود از توقيف در تنگه جبل‌الطارق رهايي يافت. فرماندار انگليسي جبل‌الطارق اين خبر را به‌طور رسمي اعلام كرد. توقيف و آزادسازي اين نفتكش براي دولت انگليس نه سود سياسي و نه سود تجاري داشت، در حالي‌كه خانم «مي» نخست‌وزير قبلي انگليس در چند هفته آخر نخست‌وزيري‌اش با اين اقدام مواجه شد و گفت: «اين دستور نه از سوي او كه از جانب فرماندار جبل‌الطارق صورت گرفته و درباره آن با فرماندار گفتگو كرده است». دولت ترامپ و همراه و همگام او «نتانياهو» نخست‌وزير رژيم صهيونيستي چنان از اين اقدام استقبال كردند كه انگار «فتح‌الفتوح» بزرگي عليه جمهوري اسلامي ايران به‌دست آورده‌اند. آخرين تلاش شكست خورده آمريكا، اعلام شكايتي بود به دادگاهي در جبل‌الطارق تا مگر مانع آزادسازي كشتي شود كه آن هم به شكست انجاميد. آمريكا و اسرائيل با پرونده كشتي ايراني و كشتي انگليسي تلاش بسياري كردند تا خليج فارس را منطقه‌اي ناامن و جنگي معرفي كنند، لذا پيشنهاد تشكيل «ائتلاف نظامي ـ امنيتي» از همه كشورها براي مقابله با ايران در خليج فارس را دادند. به‌جز «نتانياهو» كه اكنون او را بايد «دلقك» ترامپ ناميد، هيچ كشوري به‌طور جدي از اين پيشنهاد آمريكا كه توسط وزير خارجه و مشاور امنيتي ترامپ به شدت دنبال مي‌شد، استقبال نكرد. پرونده كشتي ربايي در جبل‌الطارق در حالي بسته شد كه پمپئو (وزير خارجه) و بولتن (مشاور امنيتي) ترامپ آن را فرصت بسيار مناسب براي جبهه‌سازي جديد عليه جمهوري اسلامي ايران ارزيابي مي‌كردند و به سرعت التهاب خبري ـ سياسي در سطح بين‌المللي درباره آن شدت بخشيدند؛ اما اكنون به بن‌بست خورده‌اند. چند تغيير در شرايط كنوني نشان مي‌دهد كه ترامپ و نتانياهو براي ادامه سياست «تهديد و تمكين» عليه جمهوري اسلامي ايران با مشكلات بيشتر و پيچيده‌تر مواجه شده‌اند. اين چند تغيير عبارتند از:

1ـ ترامپ دو استراتژي همسو در خاورميانه و در منطقه خليج‌فارس را دنبال مي‌كند. اول، تلاش همه‌جانبه براي تثبيت هژمونيك اسرائيل با فرماندهي «نتانياهو» بر سراسر خاورميانه. دوم، تثبيت تعريف و هويت بخشيدن منطقه نظامي ـ امنيتي براي خليج‌فارس، بخصوص كه اين منطقه را قلب انرژي دنيا، نفت و گاز مي‌شمارند. آنچه كه توقيف دو كشتي ايراني و انگليسي در صحنه بين‌المللي بسترسازي كرد، شدت بخشيدن به خبرسازي‌ها و جريان رسانه‌اي و توليد التهاب امنيتي در صحنه بين‌المللي بود كه خوراك مناسب براي بهره‌گيري سياسي ترامپ و نتانياهو شد؛ اما اكنون اندك اندك فضاي خاورميانه و بخصوص خليج‌فارس در حال تغيير است. اين تغيير آشكارا سياست سلطه‌گري ترامپ و نتانياهو را پس‌زده و در شرايط انفعال قرار داده است.

2ـ همه خبرها بخصوص در رسانه‌هاي غربي نشان مي‌دهد، ايران و كشورهاي عرب منطقه خليج‌فارس، گام به گام به‌هم نزديك‌ مي‌شوند و براي حل اختلاف‌هاي خود به دنبال راه‌حل سياسي و تعامل دو و چندجانبه‌اند. سعودي‌ها از اينكه مدام از سوي ترامپ «گاو شيرده» ناميده شوند، خسته و سرخورده و براساس آمارها با كسري بودجه بزرگ مواجه شده‌اند. و سرخورده در يمن بعد از پنج سال به بن‌بست رسيده است و اختلاف‌نظر رياض و ابوظبي درباره روش و آينده برنامه‌ها ديگر قابل انكار نيست.

تهران نه‌فقط پنجره‌هاي ديپلماسي با دولت‌هاي همسايه خود در خليج فارس را بازتر كرده است، بلكه ظريف هر بار پيام مي‌دهد از هرگونه مذاكره و رسيدن به توافق و همكاري با كشورهاي مسلمان و برادر خود در خليج‌فارس استقبال مي‌كند و آماده است. اكنون، قطر، عمان، امارات و كويت و تا حدودي عربستان در مسير همكاري دو و چند جانبه با ايران قرار گرفته‌اند. اولين پيامد آن چنين خواهد بود كه خليج‌فارس براي همه كشورهاي اين منطقه تعريف حوزه «صلح و تجارت» پيدا مي‌كند و از فضاسازي نظامي و سلطه امنيتي آن هم با فرماندهي ترامپ و نتانياهو خارج مي‌شود؛ البته اگر حيله‌گري‌هاي اين دو بگذارد. روسيه، چين، اروپا و همه كشورهايي كه از خليج‌فارس نفت و گاز مي‌برند در تلاشند اين سياست براساس تعريف خليج‌فارس منطقه «صلح و تجارت» تحقق عملي پيدا كند. اين تعريف در تقابل با برنامه‌هاي ترامپ و نتانياهو به عنوان «خليج‌فارس منطقه نظامي ـ امنيتي» قرار دارد.

3ـ اغلب كشورهاي اروپايي عضو اتحاديه به لحاظ مديريت كلان ترامپ در سياست و تجارت بين‌المللي گرفتار مشكلات عديده شده‌اند. يك نمونه بارز آن دولت انگليس است كه اكنون «جانسون» نخست وزير آن دچار بحران «برگزيت» خارج شدن از اتحاديه اروپا شده است. ترامپ در جامعه اروپا منفورترين سياستمدار است. همه دولت‌هاي اروپايي از جنگ بيزارند و روال سياست‌ورزي ترامپ را جنگ آفريني، خواه تقابل اقتصادي ـ سياسي يا تهديد نظامي مي‌دانند. اين سياست براي اروپايي‌ها غيرقابل قبول است. دولت‌هاي اروپايي هم از خليج فارس تعريف منطقه «صلح و تجارت» دارند. اين تعريف در تضاد با تعريف و رفتار ترامپ و همراهان او ـ پمپئو و بولتن ـ است. اروپايي‌ها مدام نگاه سلطه‌گرانه ترامپ را پس مي‌زنند. خليج فارس اكنون در حال پوست انداختن است، اما هنوز در تلاطم به سر مي‌برد. زنگ خطر در اين منطقه هنوز خاموش نشده است!

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید