امام زين العابدين(عليه السلام) مى فرمايد:«وَ أَمَّا حَقُّ الْمُسْتَشِيرِ فَاِنْ حَضَرَكَ لَهُ وَجْهُ رَأْي جَهَدْتَ لَهُ فِي النَّصِيحَةِ وَ أَشَرْتَ عَلَيْهِ بِمَا تَعْلَمُ أَنَّكَ لَوْ كُنْتَ مَكَانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَ ذَلِكَ لِيَكُنْ مِنْكَ فِي رَحْمَة وَ لِين فَاِنَّ اللِّينَ يُؤْنِسُ الْوَحْشَةَ وَ اِنَّ الْغِلَظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ الْأُنْسِ وَ اِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَ عَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَ تَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَ أَرْشَدْتَهُ اِلَيْهِ فَكُنْتَ لَمْ تَأْلُهُ خَيْراً وَ لَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحاً وَ لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ ».
«حق كسى كه با تو مشورت مى كند آن است كه اگر انديشه خوبى دارى، بكوشى تا خيرخواهانه آن را در اختيارش نهى و او را به همان كارى راهنمايى كنى كه اگر خودت به جاى او بودى، انجام مى دادى، و اين كار را با مهربانى و نرم جويى انجام دهى، زيرا نرم خويى سبب مى شود كه نگرانى او برطرف شود و تندخويى سبب مى شود كه آرامش او به نگرانى تبديل گردد. و اگر هم انديشه درستى ندارى ولى كسى را مى شناسى كه به نظر او اطمينان دارى و او را براى راهنمايى خود، مى پسندى، آن فرد را به او معرفى كن، در اين صورت نسبت به او كوتاهى نكرده اى، و هيچ خيرخواهى را از او دريغ نداشته اى و جز با كمك خدا هيچ نيرو وجود ندارد، و كارى نمى توان كرد».
به گزارش شفقنا، حضرت آیت الله العظمی سبحانی در کتاب خود با عنوان«شرح رساله حقوق سیدالساجدین» به شرح چهلمین حق با عنوان حق مشورت کننده پرداخته و مرقوم داشت: «هيچ فردى جز معصوم نمى تواند همه مشكلات زندگى را در پرتو رأى و دانش خود، برطرف كند و لذا يكى از راه هاى رسيدن به واقعيت، مشورت با انسان هاى آگاه و دلسوز و راستگو است، در اين صورت، دو خرد (خرد مشورت كننده) كه به آن «مستشير» مى گويند و خرد طرف ديگر كه به آن «مستشار» مى گويند به هم كمك مى كنند و مشكلات حل مى شود، و لذا در احاديث به مشورت سفارش شده است. افرادى هستند كه در هر پيشامد فوراً سراغ استخاره به قرآن مى روند، در حالى كه توسل به استخاره در مرحله سوم است نخست انسان بايد مشكل را با پنجه خرد خود بگشايد، اگر فكرش به جايى نرسيد با افراد خبير و آگاه مشورت كند در اين صورت براى استخاره موضوعى باقى نمى ماند، اگر از اين دو، بهره اى نگرفت، از خدا مى خواهد كه او را به وسيله كتاب خود هدايت كند و هر كس از خدا هدايت بخواهد، قطعاً خدا اجابت مى كند.
ولى امام، يادآور مى شود: مستشار بايد به اين نكته توجه كند: اگر در مورد مشورت، اطلاع كافى دارد مضايقه نكند و آشكارا رأى خود را بيان كند، چنان كه مى فرمايد:«فإن حضرك له وجه رأى جهدت له في النصيحة»، زيباتر آن كه مى فرمايد: آنچه را كه به مشورت كننده مى گويد، به گونه اى باشد كه اگر جاى او بود به آن عمل مى كرد. چنان كه مى فرمايد:«وأشرت إليه بما تعلم لو أنّك كنت مكانه عملت به».
و امّا اگر در آن موضوع، اطلاع كافى ندارد، ولى فردى را مى شناسد كه او مى تواند راهنمايى كند، او را به وى معرفى كند تا درباره او كوتاهى نكرده و در كمك كردن كم نگذاشته است. چنان كه مى فرمايد:«وَ اِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَ عَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَ تَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَ أَرْشَدْتَهُ اِلَيْهِ».
***
مشورت، يك موضوع اجتماعى گسترده است.
دختر و پسر در هنگام ازدواج، نياز به مشورت دارند، كوشش كنند با كسى مشورت كنند كه روح پاك و از موضوع آگاهى كافى داشته باشد.
بيماران، وقتى كه به پزشك مراجعه مى كنند هرگاه پزشك در آن مسأله حاذق نباشد، حتماً او را به پزشك حاذق تر و متخصص ارجاع كند. دانشجو در گزينش رشته اگر با اساتيد مشورت نمايد او را راهنمايى كنند، تا گمراه نشود.
اصولاً مشاوره يك رشته علمى است و بايد ماده درسى باشد، خصوصاً براى مديران و كسانى كه مسئوليت كارهاى اجتماعى و سياسى دارند و روايات در مورد مشورت و شرايط مشورت كننده و مشورت دهنده، فراوان است، اميرمؤمنان(عليه السلام) مى فرمايد:
«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ، وَمَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا».([1])
«هر كسى در مسائل مشكل تنها به رأى خود عمل كند هلاك مى شود ولى اگر با بزرگان مشورت كند در خرد آنها شريك مى گردد».
اميرمؤمنان(عليه السلام) در نامه خود به مالك اشتر مى نويسد:
«وَلاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِكَ بَخِيلا يَعْدِلُ بِكَ عَنِ الْفَضْلِ، وَيَعِدُكَ الْفَقْرَ، وَلاَ جَبَاناً يُضْعِفُكَ عَنِ الاُْمُورِ، وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَكَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ».([2])
امام مى فرمايد: با سه نفر رايزنى نكن:
- بخيل كه تو را از بخشش و كمك به ديگران باز مى دارد و تهديد به فقر مى كند.
- ترسو كه تو را از انجام كارهاى مهم باز مى دارد.
- حريض كه گردآورى ثروت را هر چند از طريق حرام براى تو زيبا جلوه مى دهد.»
[1]. نهج البلاغه، كلمات قصار61.
[2]. نهج البلاغه، نامه 53.
ادامه دارد…











