شفقنا-امام سجاد(عليه السلام) مى فرمايد:«وَ أَمَّا حَقُّ الْجَارِ فَحِفْظُهُ غَائِباً وَ كَرَامَتُهُ شَاهِداً وَ نُصْرَتُهُ وَ مَعُونَتُهُ فِي الْحَالَيْنِ جَمِيعاً لاَ تَتَبَّعْ لَهُ عَوْرَةً وَ لاَ تَبْحَثْ لَهُ عَنْ سَوْءَة لِتَعْرِفَهَا فَاِنْ عَرَفْتَهَا مِنْهُ عَنْ غَيْرِ اِرَادَة مِنْكَ وَ لاَ تَكَلُّف كُنْتَ لِمَا عَلِمْتَ حِصْناً حَصِيناً وَ سِتْراً سَتِيراً لَوْ بَحَثَتِ الأَسِنَّةُ عَنْهُ ضَمِيراً لَمْ تَتَّصِلْ اِلَيْهِ لاِنْطِوَائِهِ عَلَيْهِ لاَ تَسْتَمِعْ عَلَيْهِ مِنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُ لاَ تُسْلِمْهُ عِنْدَ شَدِيدَة وَ لاَ تَحْسُدْهُ عِنْدَ نِعْمَة تُقِيلُ عَثْرَتَهُ وَ تَغْفِرُ زَلَّتَهُ وَ لاَ تَدَّخِرْ حِلْمَكَ عَنْهُ اِذَا جَهِلَ عَلَيْكَ وَ لاَ تَخْرُجْ أَنْ تَكُونَ سِلْماً لَهُ تَرُدُّ عَنْهُ لِسَانَ الشَّتِيمَةِ وَ تُبْطِلُ فِيهِ كَيْدَ حَامِلِ النَّصِيحَةِ وَ تُعَاشِرُهُ مُعَاشَرَةً كَرِيمَةً وَ لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ».
«حق همسايه اين است كه در غياب او حافظ منافع او باشى و در هنگام حضور، او را گرامى بدارى و در هر دو حال او را يارى و كمك كنى، و هرگز در پى يافتن عيبهاى او نباشى و اگر هم ناخود آگاه و بدون اراده به عيبى از او پى بردى، آن را نگهدارى و بپوشانى به حدى كه اگر نيزه ها براى يافتن آن جستجو كنند، آن را نيابند، در غياب او، هر آنچه كه بر ضرر او است گوش مده، و در سختى ها او را رها مكن، و بر نعمت او حسد مورز، از لغزش او درگذر، و كار نادرست او را ببخش، اگر با تو جاهلانه رفتار كرد با بردبارى از او درگذر با او با مسالمت رفتار كن، بد زبانى را از او دور ساز، و نيرنگ اندرزگويى دروغين را بى اثر كن، با بزرگوارى با او رفتار كن».
به گزارش شفقنا، حضرت آیت الله العظمی سبحانی در اثر جدید خود با عنوان«شرح رساله حقوق سیدالساجدین» به شرح حق 31 با عنوان حق همسایه پرداخته و مرقوم می دارند: «جار در لغت عرب به معناى امان است قرآن مى فرمايد:
(وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ).([1])
«اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد به او پناه ده».
و به همسايه هم در زبان عرب«جار» مى گويند. تو گويى همسايگان همه در امان يكديگرند و آن كس كه امان مى دهد، نسبت به آن كس كه امان داده است، مسئوليت دارد.
قرآن مجيد در ميان يادآورى هاى حقوق دو گروه از همسايگان را به طور ويژه ياد مى كند:
- الجار ذى القربى، همسايه نزديك.
- والجار الجنب، همسايه دور.
و چنين مى فرمايد:
(وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبى وَالْجَارِ الْجُنُبِ …).([2])
«و به پدر و مادر، نيكى كنيد; همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان، و همسايه نزديك، و همسايه دور…».
در حديثى رسول گرامى، حق همسايه را بر همسايه چنين بيان مى كند:
- «إن استقرضه أقرضه»، «اگر وام بخواهد وامش دهد».
- «إن استعانه أعانه»، «اگر كمك بخواهد به او كمك دهد».
- «وإن استعار منه اعاره»، «اگر چيزى را به عاريه بخواهد به او عاريه دهد».
- «وإن احتاج إلى رفده رَفَدَه، «اگر به كمك او نيازمند باشد، كمك كند».
- «وإن دعا أجابه»، «اگر او را دعوت كند بپذيرد».
- «وإن مرض عاده»، «اگر بيمار شد، از او عيادت كند».
اينها چيزهايى است كه همگان شنيده ايم ولى سخنى دارد كه امروز مورد توجه ماست، مى فرمايد
«ولا يستطيل عليه ببناء سكنه فيؤذيه باشرافه عليه وسدّ منافذ الريح عنه».([3])
«خانه خود را چنان بلند نسازد كه او را اذيت كند و راه ورود و خروج هواى سالم را به منزل او بگيرد».
بر خلاف امروز كه اين حق، رعايت نمى شود، شهرداران وقت، نبايد چنين طبقات بلندى را اجازه دهند كه مايه، مورد اذيت شود و جلو نور و هواى او گرفته شود، چرا ما اين تعاليم را فراموش كرده ايم؟
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:«ملعون من آذى جاره».([4])
[1]. سوره توبه، آيه 6.
[2]. نساء: 36.
[3]. مستدرك الوسائل، ج8، ص 427.
[4]. وسائل الشيعه، كتاب الأمر بالمعروف، ج16، ص 270.
ادامه دارد…











