امروز : یکشنبه 23آذرماه 1404 | ساعت : 11 : 19

آخرین اخبار

عبدالعلی‌زاده در گفت و گو با شفقنا: تا پایان ۱۴۰۵ هیچ فلر نفتی در...

شفقنا- نماینده رئیس‌جمهور در هماهنگی اجرای سیاست‌های کلی توسعه دریامحور...

حدادی به تیم بسکتبال استقلال پیوست

شفقنا - حامد حدادی، پرافتخارترین بازیکن تاریخ بسکتبال ایران،...

جوکار: حفظ سرمایه اجتماعی در گرو بهبود وضع اقتصادی مردم است

شفقنا- رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس...

بقائی: «عراقچی» به روسیه و بلاروس می رود

شفقنا- نشست خبری اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه...

وزیر امور خارجه تایلند: تلاش میانجیگری ترامپ «با واقعیت‌ها سازگار نیست»

شفقنا- وزیر امور خارجه تایلند می‌گوید: تلاش‌های اخیر ترامپ...

پرسپولیس – آلومینیوم اراک؛ آمار دو تیم و ترکیب احتمالی

شفقنا – تیم فوتبال پرسپولیس در هفته چهاردهم لیگ...

نماینده کارگران: هزینه سبد معیشت کارگران ۳۳ میلیون تومان شد

نماینده کارگران در شورای‌عالی کار گفت: هزینه سبد معیشت...

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در گفت وگو با شفقنا: برخی بانک‌ها به اشخاص و...

شفقنا- عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، از نهایی...

اتحادیه اروپا شکایت روسیه علیه یوروکلیر را بی‌اهمیت دانست

شفقنا - والدیس دومبروسکیس، کمیسر اقتصادی اتحادیه اروپا، شکایت...

کلمات قصار/ پروین اعتصامی: دزد زر بستند و دزد دین رهید

شفقنا – کلمات قصار / پروین اعتصامی:

دزد زر بستند و دزد دین رهید

متن کامل شعر پروین اعتصامی:

برد دزدی را سوی قاضی عسس

خلق بسیاری روان از پیش و پس

گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود

دزد گفت از مردم آزاری چه سود

گفت، بدکردار را بد کیفر است

گفت، بدکار از منافق بهتر است

گفت، هان بر گوی شغل خویشتن

گفت، هستم همچو قاضی راهزن

گفت، آن زرها که بردستی کجاست

گفت، در همیان تلبیس شماست

گفت، آن لعل بدخشانی چه شد

گفت، میدانیم و میدانی چه شد

گفت، پیش کیست آن روشن نگین

گفت، بیرون آر دست از آستین

دزدی پنهان و پیدا، کار تست

مال دزدی، جمله در انبار تست

تو قلم بر حکم داور میبری

من ز دیوار و تو از در میبری

حد بگردن داری و حد میزنی

گر یکی باید زدن، صد میزنی

میزنم گر من ره خلق، ای رفیق

در ره شرعی تو قطاع الطریق

می‌برم من جامهٔ درویش عور

تو ربا و رشوه میگیری بزور

دست من بستی برای یک گلیم

خود گرفتی خانه از دست یتیم

من ربودم موزه و طشت و نمد

تو سیهدل مدرک و حکم و سند

دزد جاهل، گر یکی ابریق برد

دزد عارف، دفتر تحقیق برد

دیده‌های عقل، گر بینا شوند

خود فروشان زودتر رسوا شوند

دزد زر بستند و دزد دین رهید

شحنه ما را دید و قاضی را ندید

من براه خود ندیدم چاه را

تو بدیدی، کج نکردی راه را

میزدی خود، پشت پا بر راستی

راستی از دیگران میخواستی

دیگر ای گندم نمای جو فروش

با ردای عجب، عیب خود مپوش

چیره‌دستان میربایند آنچه هست

میبرند آنگه ز دزد کاه، دست

در دل ما حرص، آلایش فزود

نیت پاکان چرا آلوده بود

دزد اگر شب، گرم یغما کردنست

دزدی حکام، روز روشن است

حاجت ار ما را ز راه راست برد

دیو، قاضی را بهرجا خواست برد

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید