امروز : شنبه 15آذرماه 1404 | ساعت : 17 : 02

آخرین اخبار

ظریف: بهتر است همه توان هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسند

شفقنا- وزیر امور خارجه پیشین ایران در جلسه پرسش...

ایلان ماسک اتحادیه اروپا را تهدید کرد

شفقنا - پس از آنکه اتحادیه اروپا شبکه اجتماعی...

همکاری کمپانی متا با رسانه‌های خبری برای گسترش محتوای هوش مصنوعی

شفقنا - شرکت متا، مالک فیسبوک، اینستاگرام و واتس‌اپ،...

کشورهای عربی طرح اسرائیل برای گذرگاه رفح غزه را رد کردند

شفقنا - مصر و قطر، میانجی‌گران آتش‌بس غزه، و...

تبلیغات/ 5 مهارت لازم برای کار با ابزارهای هوش مصنوعی

رپرتاژآگهی- چکیده : هوش مصنوعی امروزه یک ابزار برای متخصصان...

تبلیغات/ بهترین شرکت برندینگ پزشکی در ایران کدام است؟

رپرتاژآگهی- چکیده : انتخاب پزشک توسط بیمار ایرانی دیجیتال شده...

کاهش آسیب‌های اسکلتی، با فناوری انتقال وزن در جلیقه‌های ضدگلوله

شفقنا - محققان دانشگاه وندربیلت آمریکا، یک دستگاه پوشیدنی...

کُشنده‌ترین عامل موجود در آلودگی هوا چیست؟

شفقنا- اگر همه خودروهای تهران را خاموش کنید، NO₂...

تبلیغات/ راهنمای انتخاب بهترین قالب وردپرس برای هر نوع وب سایتی در سال 1404

رپرتاژآگهی- انتخاب قالب وردپرس مناسب یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که...

سهم سنگین خودروهای فرسوده در آلودگی تهران 

شفقنا-نماینده سابق شهردار تهران در کمیته کاهش آلودگی هوا...

مطالبه‌گری جمعی دانشجویان علامه طباطبائی در «روز دانشجو»

شفقنا- دبیر انجمن علمی رشته مطالعات ارتباطی دانشگاه علامه...

کلمات قصار/ صائب تبریزی: مترس از ناله ما بیدلان ای دشمن ایمان

شفقنا – کلمات قصار / صائب تبریزی:

مترس از ناله ما بیدلان ای دشمن ایمان

متن کامل شعر صائب تبریزی:

زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد

دل این شیشه نازک زنام سنگ می ریزد

نمی دانم چه می سازد درین بستانسرا دیگر

که از گل باز معمار بهاران رنگ می ریزد

نبیند زرد رویی در خزان از تنگدستیها

در ایام خزان هر کس می گلرنگ می ریزد

مترس از ناله ما بیدلان ای دشمن ایمان

که اول بیجگر از خود سلاح جنگ می ریزد

بلای آسمانی توبه کرد از مردم آزاری

همان زان نرگس نیلوفری نیرنگ می ریزد

دل دیوانه من سرمه چشم غزالان شد

هنوز از دست و دامن کودکان را سنگ می ریزد

مگر کوتاهیی دیده است از زلف دراز خود؟

که رنگ تازه ای حسن از خط شبرنگ می ریزد

نباشد یک نفس بی فتنه ای چشم کبود او

بلا پیوسته از گردون مینا رنگ می ریزد

نباشد یک نفس بی فتنه ای چشم کبود او

بلا پیوسته از گردون مینا رنگ می ریزد

چه رنگینی دهد مشاطه آن دست نگارین را؟

که خون بیگناهانش مدام از چنگ می ریزد

زدست ممسکان آید به سختی خرده ای بیرون

زروی سخت آهن این شرار از سنگ می ریزد

به طوفان می دهد موج حلاوت خاک را صائب

اگر زین گونه شکر زان دهان تنگ می ریزد

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید