شفقنا- زهرا نجف زاده جمکرانی، دانش آموخته جامعه الزهرا و کارشناسی ارشد فلسفه در نوشتاری با عنوان «مسئله کودک همسری و خاموشی حوزه های علمیه خواهران» که در اختیار شفقنا قرار داده آورده است:
چندی پیش در فضای مجازی خبری منتشر شد که مردی پنجاه ساله، رها، دختری یازده ساله را به عقد خود در آورده است، در حالی که هفتمین و کوچکترین فرزند این مرد سیزده سال دارد. با ورود دادستان ایلام به مسئله رها به بهزیستی منتقل شد و از آنجا که در وضعیت روحی نامناسب قرار داشت تحت نظر تیم روانشناسی بهزیستی قرار گرفت.
رسانه های مجازی، مسئله کودک همسری را پدیده می نامند، اما به کار بردن این واژه نادرست است، پدیده به امری نوظهور و بی مانند در گذشته می گویند در حالی که مسئله کودک همسری امری تاریخی در جوامع گوناگون از جمله ایران است. اما تنها تفاوت با گذشته بلوغ اخلاقی و فکری جامعه است که زشتی، سیاهی، خطرات، آسیب ها و خشونت نهفته در این امر را درک کرده است و علاوه بر آن گسترش فضای مجازی سبب شده تا بی اخلاقی ها و خشونت های جامعه آسان تر از گذشته به گوش همگان برسد.
پیمان زناشویی نیازمند خودآگاهی و بلوغ عقلی، جسمی،جنسی و اجتماعی است، نمی توان ادعا کرد دختران زیر سیزده سال به بلوغ فکری رسیده اند و آمادگی پذیرش نقش همسری و مادری را دارند.در ازدواج کودک همسری دخترانی که خود هنوز نیازمند حمایت و محتاج آغوش امن پدر و مادر هستند و هنوز مهارت های اساسی زندگی را نیاموخته اند، به حریم امنِ رویاها و شور و نشاطِ دخترانه آنان تجاوز شده و نقش بزرگسالان را به آنان واگذار می کنند. انها ابتدا همسر و بعد مادر می شوند.کودکی که برای رفتن به اردوی مدرسه نیازمند رضایت نامه والدین است حال باید پیمان زناشویی را امضا کند، اما آیا صلاحیت دارد سند پیمان ازدواج خود را تحلیل، قبول و امضا کند؟ کودکی که تا زیر هجده سال حق رانندگی ندارد و جامعه او را برای مالکیت خودرو دارای صلاحیت نمی داند، چگونه می تواند صلاحیت مدیریت خانواده و مادر شدن را داشته باشد؟ کودکی که تا زیر هجده سالگی حق رای ندارد و هنوز به بلوغ سیاسی و اجتماعی نرسیده است، چگونه می تواند قدرت تصمیم گیری و تدبیر برای گذران زندگی داشته باشد؟ کودکی که در پانزده سالگی شناسنامه اش عکس دار می شود، حال باید صفحه دوم آن پر شود!
بازماندن از ادامه تحصیل و کسب آگاهی، نداشتن مهارت های لازم برای زندگی زناشویی، عدم شناخت خود و نرسیدن به بلوغ فکری، آسیب های روحی و روانی و جسمی، افسردگی، افزایش بیوه کودکی، افزایش کودکان سرپرست خانوار، ناامیدی و خودکشی به صورت خودسوزی، خطرات زایمان و دیگر آسیب های بهداشتی اثرات زیان باری است که گریبان همسرانِ کودک را می گیرد.
اما از آنجا که در قران کریم به طور مشخص و مستقیم سن ازدواج تعیین نشده است، بلکه تنها ملاک ازدواج مبنی بر بلوغ عقلی و جسمی و جنسی و رسیدن به حد رشد بیان شده است، می توان با بازخوانی فقهی و حقوقیِ سن ازدواج، در ممانعت از ازدواج کودکانی که به بلوغ عقلی و جسمی و اجتماعی نرسیده اند موثر بود.
عقلانیت، اخلاق، عدالت و انصاف در اسلام و پویایی فقه امامیه این امکان را به ما می دهد که بتوانیم با در نظر گرفتن نیازها، واقعیت ها و مطالبات روزِ جامعه و مقتضیات زمان و مکانِ عصر حاضر در ابعاد فقهی و قانونی و بین المللی مسئله سن ازدواج تعادل ایجاد کنیم.و با توجه به آمار رو به رشد ازدواج دختران زیر سیزده سال و به ویژه در برخی استان ها و سواستفاده از قانون و شرع، می توان با آسیب شناسی قوانین موجود و بستن راه های دور زدن قانون با جرم انگاری ازدواج کودکان به دخترانِ امروز و زنانِ فردای ایران کمک کرد چرا که ازدواج کودکان به طور مستقیم با سلامت روان کودکانِ امروز و بزرگسالانِ فردای جامعه ارتباط دارد و آسیب های روحی و روانی و جسمی ناشی از آن گریبان گیر همه افراد جامعه خواهد شد.
یکی از مهمترین و موثرترین نهادی که می توانست و می تواند به حلِ معضلِ کودک همسری کمک کند حوزه های علمیه خواهران است.
اما عجیب آن که در بین هیاهوی رسانه های رسمی و غیر رسمی فضای مجازی، حوزه های علمیه خواهران در سکوتی عمیق فرو رفته است و جز چند واکنش ضعیف و منفعلانه هیچ صدایی از همبستگی با دیگر زنان جامعه از حوزه علمیه خواهران برنخاست و سرنوشتِ هزارن رها، قربانی اختلافات سیاسی و حزبی و عقیدتی شد. حال آنکه حوزه های علمیه خواهران با توجه به ظرفیت های علمی و تبلیغی و نفوذ خود می تواند نقشی راهبردی در کمک به حل مسئله ایفا کند.
اگر حوزه های علمیه خواهران جهت پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، اجتماعی، علمی و اجرایی کشور دایر شده است رواست که در حل این چنین مسائلی دوشادوش دیگر زنان جامعه مطالبه و تلاش و پیگیری کند.
به نظر می رسد حوزه های علمیه خواهران رسالت خود را از دیگر زنان جامعه جدا می داند و در پی چاره جویی برای دغدغه ها و مشکلات روزِ آنان نیست و اهداف منحصر به خود را دنبال می کند و از طرفی زنان دیگر طبقات هم از زنان حوزوی دوری می کنند. واقعیت تلخی است که دیواری سنگی، زنان حوزوی را از دیگر زنان جامعه متمایز و جدا می کند و هریک دغدغه ها، پیگیری ها، مسائل و مشکلات و دردهای خود را از دیگری جدا می داند.
این ناهم پیمانی دو سویه نیازمند تعامل و گفتگو و مدارا است.مگر چیزی جز این است که همه ما برای وضعیت مطلوب زنان و بهتر شدن جامعه ایران و در نهایت کامیابی بشر تلاش می کنیم.مگر نه آنکه همگی ما زنان ایرانیم، از یک ملیت، یک کشور. اختلاف در مذهب و عقیده منجر به اختلاف در ملیت نمی شود. اما عجیب است که اختلاف در عقیده، سبک زندگی و پوشش ما را چند تکه و جدا از هم کرده است.همه ما داخل مرزهای یک کشور هستیم و چه دوست داشته باشیم یا دوست نداشته باشیم زندگی ما به یکدیگر وابسته است و کیفیت زندگی هر فرد از ما طعنه به تمام جامعه می زند. گریه، لبخند، شادی،غم،موفقیت، شکست، تلخی، رنج و خوشی همه ما به یکدیگر وابسته است. هر فتحی که زنی در دور افتاده ترین گوشه این سرزمین داشته باشد محرکی است که قطارِ کامیابیِ تمام زنان و مردان این سرزمین را به حرکت وا می دارد.
حوزه های علمیه خواهران ظرفیت عظیمی دارد که با کمک به بازخوانی فقهی و حقوقی سن ازدواج در مسئله کودک همسری، می تواند با دیگر زنان جامعه همدل و همگام و همصدا شود.
بانوان طلبه می توانند از طریق گفتگو با مراجع و آیات عظام، همراهی با فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، رایزنی با مجلس و دیگر نهادهای تاثیرگذار دولتی، برگزاری نشست های علمی، قلم زنی ودیگر فعالیت های آموزشی و پژوهشی، همراه با دیگر زنان جامعه در حل این معضل تاثیر شگرفی داشته باشند. و حتی می توان از ظرفیت های تبلیغی حوزه های علمیه خواهران جهت فرهنگ سازی و آگاهی بخشی در مناطق مختلف کشور استفاده کرد.
وظیفه دینی و اخلاقی ما زنان حوزوی است که در برابر مشکلات جامعه سکوت نکنیم و علیرغم اختلافات در عقیده و پوشش و سبک زندگی با دیگر صداهای جامعه متحد شویم و برای رفع ظلم از هر انسانی و ساختن دنیایی بهتر برای همه، با یکدیگر همدل شویم.
به رسمیت نشناختن صدای مخالف و عدم پذیرش تغییرات جامعه و واقعیت های دنیای جدید تنها ما را چند تکه و جدا از هم کرده و سبب دین گریزی، تفرقه، خشونت رفتاری و کلامی علیه یکدیگر و در نهایت مخدوش کردن چهره مهربانِ اسلام خواهد شد.
به امید آنکه زنان جامعه روزی فارغ از عقیده، مذهب، پوشش و سبک زندگی، همه با هم، در کنار هم و دوشادوش هم برای رسیدن به فردایی بهتر و آینده ای روشنتر تلاش کنند.











