امروز : یکشنبه 23فروردینماه 1405 | ساعت : 16 : 20

آخرین اخبار

«رحمان عموزاد» در بازی های آسیایی ناگویا حضور نمی یابد

شفقنا- فدراسیون کشتی اعلام کرد: رحمان عموزاد در بازی‌های...

«امیرمحمد یزدانی» برنزی شد

شفقنا- امیرمحمد یزدانی در وزن 74 کیلوگرم به مدال...

معاون دفتر پزشکیان: اهل مذاکره هستیم اما تن به زور نمی‌دهیم

شفقنا-معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس جمهوری با بیان...

«کامران قاسمپور» قهرمان کشتی آسیا شد

شفقنا- قاسمپور آزادکار وزن ۸۶ کیلوگرم ایران به مدال...

یديعوت آحارانوت: اسرائیل در حال تدوین بانک اهداف جدید در ایران است

شفقنا- روزنامه یديعوت آحارانوت ادعا کرد که نهادهای اطلاعاتی...

وزیر صهیونیست باز هم حرمت مسجدالاقصی را شکست

شفقنا- وزیر امنیت ملی راست افراطی اسرائیل، از محوطه مسجد...

طلا همچنان در کانال ۱۷ میلیون تومان

شفقنا- امروز (یکشنبه، ۲۳ فرودین) بهای هر گرم طلای...

نخست وزیر بریتانیا و سلطان عمان تاکید کردند که آمریکا و ایران باید از...

شفقنا - سخنگوی نخست‌وزیر بریتانیا اعلام کرد که کی‌یر...

حواله دلار در کانال ۱۴۰ هزار تومان

شفقنا-  بر اساس تازه‌ترین داده‌های منتشر شده مرکز مبادله...

CBS: هیأت آمریکایی پس از مذاکرات ایران، پاکستان را ترک کرد

شفقنا- شبکه خبری آمریکایی سی‌بی‌اس گزارش داد که تمامی...

اسموتریچ: مجوز ساخت ۳۳ شهرک جدید صادر شد

شفقنا- وزیر دارایی رژیم صهیونیستی از تصویب و به‌رسمیت‌شناختن...

صعود یزدانی به رده‌بندی قهرمانی آسیا

شفقنا- امیرمحمد یزدانی آزادکار وزن ۷۴ کیلوگرم ایران با...

نحوه فعالیت مدارس تا پایان سال تحصیلی متعاقبا اعلام می‌شود

شفقنا-رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش...

عارف: بر سر حق مردم ایستاده‌ایم

شفقنا- معاون اول رئیس‌جمهور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:...

بلومبرگ: دو ابرنفتکش در تنگه هرمز مسیر خود را تغییر دادند

شفقنا - بلومبرگ با استناد به داده‌های ردیابی کشتی‌ها...

ارزش اقتصاد زیرزمینی، مهم ترین مانع آمار دقیق مصرف الکل و مواد مخدر در ایران؛ گفت وگو با دکتر رضا راستگو، متخصص مطالعات اعتیاد

شفقنا زندگی- ارائه آمارهایی از مصرف روزافزون الکل در بین ایرانیان پرسش هایی را پیرامون سیاست های اتخاذ شده در حوزه مصرف مواد مخدر و الکل ایجاد می کند. علاوه بر آن بحث چرایی گرایش به مصرف انواع مواد مخدر از جمله الکل نیز مطرح است.

پرسش هایی که تلاش کردیم در گفتگو با دکتر رضا راستگو دکترای تخصصی اعتیاد که سال ها در این زمینه  فعالیت کرده به برخی از آنها پاسخ دهیم.

دکتر راستگو می گوید: در ایران آمار، کالای محبوب سیاستمداران است تا که یا حریف را انگ زنند و یا جماعت را توجیه کنند. حال اینها از یک طرف. اما سوی دیگر در مورد آمار الکل و مواد این است که اصولا تهیه آمار دقیق آنها امری نزدیک به محال است. چون به عنوان یک کالا، در جامعه ارزش اقتصادی شان ناشی از ممنوعیت و اقتصاد زیرزمینی شان است که طبق تعریف شناخت جامعی از آن وجود ندارد. اگر حتی ممنوع نبود باز ما در ایران نمی توانستیم تعریف دقیقی از آن ارائه دهیم چون آمار دقیق جایی است که نظام مالیاتی دقیق وجود داشته باشد. نظام مالیاتی دقیق جایی است که اقتصاد نفتی نباشد. اقتصاد نفتی هم مالیات را برنمی تابد.

او معتقد است: مصرف الکل  و مواد، صرفا یک عامل ایجاد مشکلات اجتماعی نیست بلکه در کنار همه مسائل  و اول از همه یک شاخص است از میزان استرس و مشکلاتی که افراد در مقام یک انسان ساکن در یک اقلیم و اکولوژی خاص با آن روبرو هستند. این استرس ممکن است استرس فیزیکی باشد یا استرس روانی. وقتی شرایط بد می شود انتظار این است که ما شاهد افزایش مصرف باشیم و در عمل هم همین طور است.

متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا زندگی با دکتر رضا راستگو به شرح زیر است:

*نظر شما درباره آمار ارائه شده از سوی یکی از مسئولان بهداشتی در باب مصرف مشروبات الکلی در ایران چیست؟ چقدر این آمار را نزدیک به واقعیت می بینید؟

پیرامون این پرسش انتظار این است که به عنوان یک پدیده اجتماعی رسانه ای نگریسته شود. آماری از سوی فردی که شاید خیلی مسئولیتی در این باره هم نداشته باشد اعلام می شود و ناگهان در بیشتر معابر رسانه ایِ عینی  و مجازی  و نهایتاً پاسخ تصحیحی وزارت بهداشت منتشر می شود. با ید گفت که بحث الکل و دیگر مواد روانگردان(اعم از محرک یا مخدر) در کشور ما مثل بسیاری از دیگر ممالک، یک بحث عمدتا آماری است. آمار یک کالا است که خریدار آن باید بخش صنعت و اجرایی باشد. خریدار کالای اقتصادی/اجرایی هم سیاست است. حال در مورد آمار الکل  و مواد روانگردان، مثل بیشتر آمارهای دیگر در کشور ما، سیاستمدار مستقیما خریدار کالای آمار شده است و هیچ کس هم اعتراضی نمی کند. بخش صنعت و اجرا دور زده می شود؛ چرا؟ چون هزینه دارد برای سیاست مدار.  تازه به علت همین سوءمدیریت ها، کالایی هم برای فروش ندارند. این است که در این کشور آمار، کالای محبوب سیاستمداران است تا که یا حریف را انگ زنند و یا جماعت را توجیه کنند. حال اینها از یک طرف. اما سوی دیگر قضیه در مورد آمار الکل و مواد این است که اصولا تهیه آمار دقیق آنها امری نزدیک به محال است. چون اینها به عنوان یک کالا، در جامعه ارزش اقتصادی شان ناشی از ممنوعیت و اقتصاد زیرزمینی شان است که طبق تعریف شناخت جامعی از آن وجود ندارد. اگر حتی ممنوع نبود باز ما در ایران نمی توانستیم تعریف دقیقی از آن ارائه دهیم چون آمار دقیق جایی است که نظام مالیاتی دقیق وجود داشته باشد. نظام مالیاتی دقیق جایی است که اقتصاد نفتی نباشد. اقتصاد نفتی مالیات را برنمی تابد. شنیده ام که اخیرا بازرسانی روی دریاها دارند دنبال کشتی و دکل گمشده می گردند. این بازرس روی دریا پیر خواهد شد و به آمار الکل و مواد نخواهد رسید. پس هر آماری را باید غلط فرض کرد مگر اینکه ارائه گر آن فردی ترجیحا غیرسیاسی، با ذکر شیوه تحقیق و نمونه گیری و جامعه آماری اش، حتما کلمه احتمالا را هم به کار برد. در غیر این صورت یا جوسازی است یا مشق سیاست بازی. در مورد الکل باید گفت چون افرادی الکل دست ساز ارائه و مصرف می کنند (شنیده ها حاکی از آن است که در میادین میوه و تره بار، عده ای تکنسین یا متخصص انتخاب میوه انگور و فرآوری آن به این منظور هستند و شغلی غیر رسمی ولی نان و آب دار به دست آورده اند) به این خاطر هم نمی توان آمار درست را سرراست و مستقیم به دست آورد. لذا روش به دست آوردن آمار باید بر اساس یک شاخص عینی و قابل محاسبه باشد. مثلا ادبیات علمی پزشکی اعلام می کند که فلان مقدار با فلان غلظت از فلان ماده در طی فلان مدت می تواند باعث این درجه یا مرحله از بیماری فلان شود. حال در مورد الکل مثلا سیروز کبدی را شاید بتوان شاخص گرفت و با کارهای اپیدمیولوژیک، ارزیابی محتملی از میزان مصرف الکل ارائه کرد. پس اینکه از چند نفر پرسیده شود الکل مصرف می کنید و بعد جواب آنها تعمیم داده شود کاری غلط است. هر ارزیابی ای در یک اکولوژی خاص انجام می شود که قابلیت تعمیم آن فقط به اکولوژی های مشابه است. این امر خاصه در مورد نسل جوان، صورت بندی خاص دارد یعنی جوان طالب دیده شدن توسط دیگران است و لذا در هر پژوهش که مستلزم اطلاعات گیری از آنها باشد باید به شدت مواظب پدیده social desirability  بود یعنی مطلوبیت اجتماعی بود. در جامعه ای که کل سعی سیاستگذاران بر این بوده و هست که همه مثل هم باشند آن هم نه در داشتن حداکثری ها بلکه در آمار حداقل ها و فقر، جوان تنها جایی که می تواند و مجال می یابد تا عرض اندام کند، مصرف الکل و مواد و دیگر انحرافات است. کافی است به علت ازدحام مسافران در مترو، به صورتی ناخواسته شنونده روایات بی پایان نوجوانان و جوانان از این موارد باشید. روایت جوان و نوجوان روایتی اغراق شده است.

*پس آیا می شود گفت اعلام آمار یک پاتولوژی اجتماعی است؟

ببینید زمانی در این کشور هدف، حذف کامل  و صددرصدی پدیده اعتیاد و دیگر جرایم بود. این بود که هر کسی که یک بار هم مصرف کننده بود اگر گیر می افتاد مجرم محسوب می شد و انگ می خورد که حکایت آن طولانی است. ولی این سیاست در عمل جوابگو که نشد هیچ، باعث شد تا ناگهان به علت سوء مدیریت ها و اوضاع اجتماعی، شاهد اپیدمی هایی از مصرف مواد و تبعات مصرف مواد باشیم. علیرغم تغییرات، آنچه هنوز تغییر نکرده است، این نگرش اشتباه است که حتی یک بار فعل استفاده از مواد یا الکل به معنی اعتیاد است و لذا وقتی در مورد مصرف سوال می شود جواب یک بار استفاده را به معنی مصرف کنندگی محاسبه می کنند و لذا هم جامعه آماری خیلی زیاد می شود و هم خیلی راحت انگ معتاد یا الکلی زده می شود. واقعیت این است که تنها جایی که آمار مصرف اولی ها به درد می خورد برای سیاستگذاران فرهنگی – اجتماعی است تا بدانند احتمالا چند درصد از این مصرف اولی ها در آینده یِ بدون تمهیدات و تغییرات سیاستی مصرف کننده خواهند بود. غیر از این مورد در هر جای دیگر که اعلام شود صرفا نوعی کاهش اعتماد اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. یعنی مثلا در مورد اعلام میزان مصرف الکل در دختران خوابگاه ها در کرمان و اقدام برخی به تعمیم آن، آیا اصولا چه ضرورتی به اعلام این آمار وجود داشت؟ و آیا کسی اقدامی انجام داده است؟ غیر از اینکه تشویش والدین و خانواده هایی را در بر دارد که دختری را به هوای علم آموزی به خوابگاه می فرستند. تاثیر دراز مدت این پدیده خود مشخص است. البته با توجه به اینکه دانشجو بودند بوی نوعی شیطنت سیاسی هم می آید.

*یعنی آمار اعلام نشود؟

نه بحث از اعلام نشدن نیست بحث این است که آمار اول از همه دقیق باشد و پالوده. نه نتایج پایان نامه هایی که در خیابان انقلاب فروخته می شود به عنوان آمار اجتماعی اعلام شود. از سویی شما خبرنگاران وظیفه دارید که اگر مسئولی آماری را اعلام کرد اول شاخصه های اعتماد به آن آمار را کندوکاو کنید و بپرسید و ثانیا از اعلام کننده بپرسید خوب که چه؟ آیا این آمار نتیجه اقدامی قبلی است یعنی آیا مداخله ای انجام داده اید و حالا نتیجه اش را اعلام می کنید و یا نه، برنامه ای در شرف انجام است و شما می خواهید نقطه شروع را مشخص کنید؟ در غیر این صورت اصولا اعلام آمار هیچ هنری نیست.

*آماری که مجامع بین المللی مثل UNODC اعلام می کنند چه؟ آیا می توان اعتماد کرد؟

زمانی در جزیره قشم بودم و آنجا شاهد بودم که مثلا یک مصالح ساختمانی از بوشهر به امارات صادر می شد و چون ارزانتر از داخل فروخته می شد و در جزیره عوارض  و مالیات گمرکی نداشت حتی بخش دولتی هم می رفتند از امارات آن مصالح را وارد می کردند. آمار مجامع بین االمللی، همان مصالح بی عوارض و مالیات گمرکی تولید داخل است. حال فرض کنید برای صادرات، کاهوی سبزی فروشی تریم شده، یعنی دستی هم به سر و روش کشیده شده و زوایدش حذف شده اند.

*علت اختلاف روی نرخ میزان مصرف الکل از سوی نهادها و افراد چیست؟

علاوه بر موارد بالا که ذکر شد مثل مقاصد سیاسی و یا دست ساز بودن و … عامل مهم، تبدیل های جبریِ میزانِ درصدهای مختلف از انواع مختلف است یعنی در ایران احتمالا رقم پایینی مصرف کننده فرآورده های با خلوص بالا هستند که وقتی این میزان خلوص بالا را به میزان لازم جهت مقایسه مثلا میزان الکل آبجو تبدیل می کنند از نظر حجمی ناگهان در حد ده مرتبه تغییر می کند که خوب این باعث می شود چون حجم با درصدِ واحد، معیارِ قیاس است، ایران بالا بکشد و مثلا رتبه دوازدهم را کسب کند. البته به نظر من خبر بد این است که مثلا باید سهم مصرف احتمالی گردشگران ایرانی در کشورهایی مثل ترکیه، امارات و آسیای جنوب شرقی را نیز لحاظ کرد( صرفاً در حد یک فرضیه من درآوردی است و من آمار  و مطالعه ای را در این مورد تابه حال ندیده ام.)

*علت مصرف الکل در جامعه خاصه خانم های جوان چه می تواند باشد؟

ببینید من بارها گفته ام که اعتقادم این است که مصرف الکل  و مواد، صرفا یک عامل ایجاد مشکلات اجتماعی نیست بلکه در کنار همه مسائل  و اول از همه یک شاخص است از میزان استرس و مشکلاتی که افراد در مقام یک انسان ساکن در یک اقلیم و اکولوژی خاص با آن روبرو هستند. این استرس ممکن است استرس فیزیکی باشد(مثل کارگری که در گرما و شرجی منطقه گرم، کار یدیِ سخت انجام می دهد یا شکارچی ای که در سرمای سیبری به سر می برد) یا استرس روانی (مثل شرایط آنومی در اوضاع بد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بیکاری، جنگ، بحران ازدواج، فقر و بیماری های روانی).  وقتی شرایط بد می شود انتظار این است که ما شاهد افزایش مصرف باشیم و در عمل هم همین طور است. چند باور غلط در جامعه وجود دارد که باید تصحیح شود البته اگر بخواهیم تغییری را در آمارها ببینیم. اول اینکه در بین مسوولان باب شده که دانشگاه را به عنوان گاراژی جهت جمعیت بیکار می دانند یعنی وقتی سوءمدیریت بخش صنعت و اقتصاد نتواند فرصت شغلی را برای جمعیت جوان ایجاد کند مسیر این جمعیت را به سمت آموزش عالی برمی گردانند و انواع و اقسام رشته ها را در انواع و اقسام صورت ها و مکانها با کمترین اعتبار ممکن و بسیاری موارد ممکن محض، ایجاد می کنند تا که بتوانند جمعیتِ جوانِ یک دهه بیکار آینده را در آن نگه دارند.

*یعنی از نظر شما این کار به صلاح کشور و جوان نیست؟

در اینکه آیا این کار صلاح است یا نه، من کاری ندارم. بلکه بحث من این است که در این بین، بخش صنعت و اقتصاد همزمان با عدم ایجاد شغل و همزمان با هدایت جمعیت به آموزش عالی، اعتبارات این جمعیت را باز هم دریافت می کند و سهمی برای آموزش عالی و سیستم رفاه اجتماعی نمی گذارد که این جمعیت جوان بتوانند حداقل های یک زندگی کم دغدغه را داشته باشند. کجای دنیا آمار 14هزار شغل در یک سال پذیرفته است آن هم زمانی که بخش صنعت و اقتصاد داشت اختلاس های چند هزار میلیاردی را با آرامش انجام می داد و دکل و کشتی های خیالی روی آب هفت دریا می چرخاند. باور غلط دیگر این است که می گویند دانشجویی یعنی سختی کشیدن و درس خواندن. این شعار مربوط به چند دهه قبل بود که حتی آن موقع هم دانشجویان وضع معیشتی بهتری داشتند. در حال حاضر می توان هم درس خواند هم تشکیل خانواده داد و هم کار کرد و این همه وقتی است که سیستم اجرایی، سهم آموزش عالی از بودجه سرانه را از بخش دچار رکود و سوءمدیریت صنعت و اقتصاد بگیرد و به بخش دانشگاهی و رفاه اجتماعی واریز کند. حالا در این فضا شما فکر کنید یک دختر یا حتی پسر جوان که مثل همه جوان های تمام دنیا آرزو دارد و امیدوار به رشد و پیشرفت و البته تعالی، از سوی خانواده یِ یارانه بگیرش، مقرری ای جز هزینه خوابگاهی(آن هم با وام) دریافت نمی کند و کاری هم برایش وجود ندارد جز دستفروشی در معابر و یا فوقش مسافرکشی. تفریحات و مسافرتی هم ندارد چون از یک سو وضعیت اقتصادی اجتماع طوری نیست که این امکانات برای خانواده متوسط به پایین فراهم باشد و از سویی “او هنوز دانشجو است” . اینها همه استرس است و کم کم فرد را به یاسی می رساند که چاره ای ندارد و لذا بر اثر قوانین یادگیری ناشی از همنشینی اجتماعی، مصرف الکل را نوعی آرامبخش می یابد و ادامه می دهد خاصه که این اثر در آغاز در خانم ها چشمگیرتر از بقیه آثار است تا اینکه فرد را گرفتار اعتیاد می کند.

تنها در این حالت و با این تحلیل است که می توان با فرض یکسان گرفتن شرایط اقلیمی و اکولوژیک کل کشور و نیز با فرض لحاظ دقت در آمارگیری، انتظار داشت این آمار در دیگر نقاط کشور هم تا حدی تعمیم پذیر باشد. با این حساب می بینیم که برای درمان و پیشگیری از این امر، سهم دولت بیش از آنکه در بخش بهداشت  باشد در قسمت رفاه اجتماعی  و اقتصادی است و سهم خانواده ها بیشتر در امر پیشگیری و حمایت عاطفی  و روانی است.

*سهم مسائل دیگر مانند مشکلات مبتلا به جوانان ایرانی از نظر سختی ازدواج و مسائلی از این دست چقدر در این گرایش دخیل هستند؟

مسئله ای دیگر ضرورت های زیستی دوران جوانی  است یعنی دورانی که به علت تغییرات هورمونی  و هورمونی – روانی افراد از سویی دنبال تشکیل خانواده هستند و از سویی برای این امر باید ملزومات آن یعنی استحقاق و صلاحیت مادی – معیشتی تشکیل خانواده را نشان دهند. با افزایش مخارج زندگی و بیکاری و ادامه تحصیل و … نشان دادن صلاحیت تشکیل خانواده از سطح مادی- معیشتی تبدیل به شاخص دیداری – احساسی استقلال و بلوغ شده است. یعنی وقتی نتواند تفاوت با دیگران را از نظر مثبت یعنی کار و درآمد و مسکن و … نشان دهد این تفاوت را با مصرف الکل و مواد و سیگار و قلیان نشان می دهد و این تازه آغاز ماجرا است. یعنی تا این جای قضیه صرف هدف دیده شدن و ابراز وجود است ولی با تداوم امر و لذت و آرامبخشی، شخص دیگر نه به هدف خود نشان دادن بلکه به هدف کاهش استرس های پیش رو و لذت مصرف می کند. از این نظر است که باید گفت از نظر روانی – زیستی هم علت مصرف در آغاز و میانه یعنی اعتیاد متفاوت است و برنامه های مدیریتی متفاوتی هم دارد.

گفت وگو از الیزا ذوالقدر- شفقنا زندگی

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید