شفقنا- فرحناز غلمانی، پژوهشگر گروه مدیریت و تعالی عملکرد پژوهشکده مطالعات توسعه جهاد دانشگاهی در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داده نقش علوم انسانی و حوزه های دانشی برای مرتفع نمودن مشکلات کشور را مورد بررسی قرار داده و آورده است:
نظر به رهنمودهای مقام معظم رهبری، یکی از مهمترین اولویتهای هر حکومتی، تلاش در راستای دستیابی به توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. این مساله در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است به گونهای که در اسناد فرادستی و فرودستی به این مهم توجه ویژه شده است. در این میان علوم انسانی به عنوان زیربنا، بستر و زمینه ساز توسعه ملی و بومی، از جایگاه مهمی برخوردار است.
مسلماٌ کاربردی کردن علوم انسانی متناسب با نیازهای جامعه دارای اهمیت بسزایی میباشد زیرا که اگر علمی جدای از مسائل و مشکلات جامعه باشد، جایگاه خود را پیدا نخواهد کرد بدین منظور از یکسو باید در این علوم بجای توسعه کمی به دنبال توسعه کیفی و متناسب با نیازها و مشکلات جامعه بود و از سوی دیگر در سیاست گذاری ها و تصمیمسازی ها شایسته است به اندیشمندان و پژوهشگران علوم انسانی توجه بیشتری نمود.
در ایران، طی سالهای گذشته، تدوین اسناد بالادستی اغلب حوزهها انجام گردیده و نقشه راه تا حدودی مشخص و مبرهن گشته اما به نظر میرسد در یک حالت هیجانی دنبال شده است. ضروری است تا جریان یادشده، مورد تحلیل و آسیبشناسی قرار گیرد تا متخصصان و دستاندرکاران سیاستگذاری قادر به مدیریت بهینه آن باشند. فقدان مطالعات کافی در زمینه اجرا به ویژه در ظرف و زمینه کشور ایران، توجه بیش از حد به تدوین برنامهریزی راهبردی بدون داشتن الگوی اجراییسازی در اغلب موارد و عدم توجه کافی به موضوع اجرا در مطالعات نظری، نقش علوم انسانی را در منظر توجه قرار میدهد.
پرواضح اجرای ناقص برنامهها، راهبردها، زمینه بروز مشکلاتی است که تمام کشورها، چه پیشرفته و چه در حال توسعه با آن مواجهاند. از منظر دانش علوم انسانی به ویژه مدیریت، دلیل عمده این موضوع، عوامل بازدارنده اجرایی در سطوح مختلف هستند. ایجاد مشکل در زمامداری یک کشور زمانی بروز میکند که هنر اولویتگذاری و تقدم و تأخر و برنامهآفرینی درحد انتظار بکارگرفته نشود، اگر چه در سالهای اخیر، پژوهشگران و محققان علوم مختلف، راههای عدیدهای را برای بررسی انواع موانع و معضلات ارائه نموده و تلاشهای بسیاری را برای درک، شناخت و چگونگی بروز آن و کاهش موانع اجرای آن ارائه نمودهاند، اما پرداختن به چنین موضوعی نیازمند پژوهش های فراوانی در راستای شناخت موانع و تنگناهای اجرا و کارگزاری متبحرانه در راستای بهبود فرآیند اجرا است.
با طرح موضوع نقش علوم انسانی در ارائه راهکار، مسألهیابی، کشف و تبیین مسائل و استنباط راهبرد، که از مهمترین وظیفه های علوم انسانی است که در اغلب موارد مغفول واقع شده است فلذا رشته های علوم انسانی به دلیل چند ویژگی نتوانسته است در راستای توسعه علمی قرار گرفته و کارآمد شود که از جمله میتوان نبود تناسب بین نیاز کشور و جذب دانشجو در این رشته ها و همچنین محفوظاتی این علوم بودن و تصور در تقویت علوم انسانی در ایجاد روحیه مدرکگرایی و بروز کمتر خلاقیت و نوآوری و پویایی در این علوم ، زیان های جبران ناپذیری را متوجه علوم انسانی ساخته است.
بنابراین به زعم عدهای از افراد با تحصیلات دانشگاهی که بر این باورند رشته های علوم انسانی قالب و شکل علمی ندارند و در دو چهره متفاوت از گسترش کمی و کاستیهای کیفی خود را نشان داده است و محققین این علوم را با مشکل مواجهه نموده ، عدم آگاهی به نقش و اهمیت جایگاه علوم انسانی در ساختار عمومی و اجرایی جامعه و نگاه عام زدگی نسبت به این علوم، نزد افکار عمومی و بینش ساده انگارانه نسبت به علومانسانی، میزان تلاش و پشتکار حرفهای محققان و پژوهشگران این دسته از علوم را به تحلیل می برد.











