شفقنا – حجت الاسلام هادی سروش در نوشتاری با عنوان «امکان تحریف غدیر!» که در اختیار شفقنا قرار داده آورده است:
اصرار بر گفتمان “ولایت”
در خطبه غدیر ، حضرت رسول الله (ص) در مقام اعلان و اعلام مقام جانشینی خود؛از واژه «ولایت،ولی» استفاده کرد و نه از واژه«امیر،حاکم،سلطان».
غدیر سخن جهانی داردوباید بگونه ای باشد که مورد پذیرش جهانیان قرار گیرد و از اینجاست که “امارت” ، “سلطنت” ، “حاکمیت”و مانند آن، با فطرت جهانیان سازگار نیست و آنچه در میان جهان با همه تنوع ایده ها مقبول است “ولایت” است.
“ولایت”ازخاستگاه معنویت ومحبت واحترام به حقوق برمی خیزدوذاتابا حاکمیت ملوکانه یاآمرانه بشدت تنافی دارد.
پیامبردرغدیربارها از واژه ولایت استفاده کرد:
«علی بن ابیطالب اخی وصیئی و خلیفتی و الامام بن بعدی … هو ولیکم من بعد الله و رسوله … ان الله قد نصبه لکم ولیاً و اماماً …. جدی علی ولیکم و امامکم ثم الامامة فی ذریتی … لا تستکبروا من ولایته». (احتجاج/۵۸)
و این برگرفته شده از قرآن است:
انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا (مائده/۵۵)
اگردرلقب «امیرالمؤمنین» از واژه «امیر» استفاده شده،معنای دقیقی دارد؛
امام باقر (ع) تفسیر فرمودند:
« سمی امیرالمؤمنین لانه یمیرهم العلم»
(کافی۴۱۲/۱) که بمعنای منبع جوشان علوم و معارف است.
نقطه مقابل گفتمان ولایت؛«امارت»که ریاست است وامرونهی کردن دراوست وشدیدترین برخوردهابامخالفین رابهمراه داردنقطه مقابل «ولایت»است.
امام صادق”ولایت”را نافی هرگونه ظلم وخونریزی وخشنونت دانسته،برخلاف گفتمان بنی امیه راکه بر”امارت”دانسته وپرازخون وظلم وتعدی معرفی می کند:
«أما علمت أن إمارة بني أمية كانت بالسيف والعسف والجور،وإن إمامتنا بالرفق والتآلف والوقار والتقية وحسن الخلطة والورع والاجتهاد.(وسائل۱۶۵/۱۶)
حذف ویا تحریفِ گفتمان ولایت؛ واژه «ولایت» بعد از رسول اسلام “حذف” شد و واژه «خلیفه» و در زمان بنی امیه واژه «امارت» جایگزین شد!
درحالیکه رسول معظم اسلام (ص) تاکید برولایت داشت ونفی هرگونه امارات:
«…. و لا امارة معی و علیّ ولیّ من کنت ولیه و لا امارة معه» (معانی الاخبار/۶۶)
اگررشد وآگاهی جامعه،اجازه حذف “ولایت”راندهد، نوبت به تحریف محتوای ولایت می رسد!
یعنی؛به تناسب امیالِ خودخواهانه، ریاست فکری برتفکردیگران یافته وباقدرت حکومتی-سیاسی؛ به همه چیز لباس شرعیت و تشیّع پوشانده، و به خورد جامعه می دهند.
عناصر مهم گفتمان “غدیر”
باشناخت این عناصر می توان،خیلی زوداز تحریف گفتمان غدیر مطلع شد.
۱ ) «ولایت» منحصراً برای خدای متعال است؛
که فرمود: «فالله هو الولی»(شوری/۹)
براساس بیان حضرت رسول خاتم(ص) این ولایت به ایشان رسید:
«الله ربی و لا امارة لی معه و انا رسول ربی…» (معانی الاخبار/۶۶)
وهمین ولایت نیز؛ طبق بیان حضرت صادق از آسمان وحی ، به اهلبیت نازل گشت؛ «والله ما جاءت ولایة علی من الارض لکن جاءت من السماءمشافهه».
۲ ) معنویت ،ترویج فضائل اخلاقی و انسانی، از مهمترین اثرات تحقق ولایت است که در جامعه طنین انداز می شود.
ریاست طلبی از یک سوی و چاپلوسی زیر دستان از سوی دیگر تفاوت جدی و جوهری با جامعه واقعی ولایتمدار دارد.
۳ ) مشخصه مهم جامعه ولائی«محبت» است بشکلی که سیطره مهر و وفا در گوشه گوشه آن دیده می شود.
امام صادق (ع)امامت را بر مدار رفق ومدارامعرفی مینماید: « ان امامتنا بالرفق و التالف ».(وسائل۱۶۵/۱۶)
۴ ) جامعه ای که از هر گونه منش و رفتاردیکتاتوری جداست.
قرآن هم نفی تجویز هرگونه دیکتاتوری میکند:
«لست علیهم بمصیطر» (غاشیه/۲۲)
در “غدیر” همه و همه در راستای رشد و هدایت و تعالی است نه دیکتاتوری !
رسول خدا(ص)در پایان خطبه غدیر بدین نکته تصریح نمود: «فاسمعوا لامره تسلموا اطیعوه تهتدوا و انتهوا لنهیه ترشدوا».
امام علی به مالک اشتر مرقوم فرمود:
مبادا بگوئی “من می گویم باید آن بشود که در اینصورت کینه و اضمحلال دین و فتنه نتیجه حتمی آن خواهد بود”.(نهج-نامه۵۳)
ودرمورددیگری درخطبه عمومی خود فرمود:
بامن باادبیاتی که باحاکمان جبارسخن گفته می شودسخن مگوئید؛فلاتکلمونی بماتکلم به الجبابره.(نهج-خ/۲۱۶)
۵) رعایت حقوق همه افراد:
«حق الرعیه علی الوالی فریضة فرضها الله سبحانه لکل علی کل» (نهج البلاغه خ/۲۱۶)
و حقوق تک تک افراد جامعه مانند حق خود «والی» نسبت به جامعه است:
«لکم علیّ من الحق مثل الذی لی علیکم …» (همان)
و از کلمه «مثل الذی» می یابیم که اگر مخالفت با ولایت می تواند مجوز برخوردهای جدی به خاطی باشد، ضدیت والی هم با حقوق حقه افراد نیز شایسته عکس العمل مناسب از سوی همان افراد خواهد بود.
درنمونه دیگرامام ؛حقوق دشمن مسلح را موردمداقه قرار داد:
«به آنانکه در مقابل تان نیستند شمشیر و تیر رها نکنید،برمجروحان حمله ور نشویداسرارآن رابرملاءنکنیدوازمثله کردن بپرهیزید»(الجمل/۳۴۲)
جمع بندی؛
گفتمان غدیر«ولایت» است و نه«امارت».











