امروز : شنبه 15آذرماه 1404 | ساعت : 18 : 06

آخرین اخبار

همکاری اقتصادی لبنان و اسرائیل؛ ابتکاری پرخطر در زمانی حساس

شفقنا- اعلام آمادگی اسرائیل برای باز کردن کانال‌های همکاری...

تبدیل هر لباس به گجت هوشمند با وصله‌های فلز مایع

شفقنا - محققان یک وصله الکترونیکی جدید ابداع کرده‌اند...

انتقام روسی؛ مسکو قراردادهای نظامی با پرتغال، فرانسه و کانادا را لغو کرد

شفقنا- روسیه قراردادهای نظامی با پرتغال، فرانسه و کانادا را...

حماس جزئیات «ده‌گام» خالد مشعل برای مقابله با پروژه‌های اسرائیل را اعلام کرد

شفقنا- جنبش مقاومت اسلامی حماس ده‌گام پیشنهادی «خالد مشعل»...

ظریف: بهتر است همه توان هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسند

شفقنا- وزیر امور خارجه پیشین ایران در جلسه پرسش...

ایلان ماسک اتحادیه اروپا را تهدید کرد

شفقنا - پس از آنکه اتحادیه اروپا شبکه اجتماعی...

همکاری کمپانی متا با رسانه‌های خبری برای گسترش محتوای هوش مصنوعی

شفقنا - شرکت متا، مالک فیسبوک، اینستاگرام و واتس‌اپ،...

تبلیغات/ 5 مهارت لازم برای کار با ابزارهای هوش مصنوعی

رپرتاژآگهی- چکیده : هوش مصنوعی امروزه یک ابزار برای متخصصان...

تبلیغات/ بهترین شرکت برندینگ پزشکی در ایران کدام است؟

رپرتاژآگهی- چکیده : انتخاب پزشک توسط بیمار ایرانی دیجیتال شده...

کاهش آسیب‌های اسکلتی، با فناوری انتقال وزن در جلیقه‌های ضدگلوله

شفقنا - محققان دانشگاه وندربیلت آمریکا، یک دستگاه پوشیدنی...

استاد موسیقی که مجلس گناه را به مجلس توبه بدل کرد

شفقنا- شیخ محمود مفید نقل می‌ کرد: روزی جهانگیرخان با چند نفر از شاگردانش وارد قیصریه شدند. در آنجا در یکی از اتاق‌ها سروصدای سازوآواز به گوششان خورد…

یکی از شاگردان ایشان گفت: حضرت آقا ببینید!! اجازه بدهید من الان می‌روم و این‌ها را به هم می‌زنم. جهانگیرخان فرمود: قدری تأمل کنید.این طریق امربه‌معروف و نهی از منکر نیست. شما الآن اگر بروید و این کار را بکنید، بالاخره فردا شما را مؤاخذه می‌کنند و اسباب توهین به اهل علم می‌شود. حالا بیائید همراه من که طریقه امر به‌معروف و نهی از منکر را نشانتان بدهم. آنگاه جهانگیرخان با شاگردانش به آنجا رفته و پرده را عقب زده و فرمود: آقایان سلام‌علیکم! میهمان می‌خواهید؟ چند نفر از افراد داخل دست‌پاچه شدند و رنگ از رخسارشان پرید و نگران شدند.

جهانگیرخان فرمود: من نیامده‌ام مزاحم شما بشوم، حالا طلبه‌ها و شاگردان جهانگیرخان هم همین‌طور مات و مبهوت ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند. جهانگیرخان گفت: خوب آقایان داشتند فلان دستگاه موسیقی را می‌زدند، بزنید ببینم! آن‌ها هم شروع کردند به نواختن.

جهانگیرخان شروع کرد به ایراد گرفتن و اینکه شما این دستگاه را دارید اشتباه می‌زنید. رو به آن دیگری کرد و فرمود: شما بزن ببینم و همین‌طور یک یک همه افراد داخل حجره آن دستگاه را زدند و جهانگیرخان هم یک یک ایرادشان را گفت. اهل حجره و آقایان طلاب همه مات و مبهوت گشتند و از مهارت و استادی جهانگیرخان در موسیقی شگفت‌زده شدند.

آنگاه جناب جهانگیرخان رو به همه آن‌ها کرد و فرمود: آقایان من هم مثل شما یک وقتی با این آلات سروکار داشتم و چنگی می‌نواختم و نسبت به همه انواع دستگاه‌های موسیقی مسلط بودم؛ اما درنهایت به این نتیجه رسیدم که عمر خود را تلف‌ کرده‌ام. آیا حیف این عمر نیست که آدم، خود را صرف این هرزه‌گی‌ها و امور لغو و بیهوده نماید و شروع کرد به خواندن آیه و حدیث و آن‌قدر گفت و گفت تا این‌که مجلس ساز و آواز، مبدل به مجلس توبه شد و همه سخت گریستند.

آنگاه افراد داخل حجره، شیشه‌های شراب را شکستند و اساس ضرب و ساز و آواز را نیز درهم ریختند و مجلس، یک مجلس روحانی گشت. آنگاه جهانگیرخان در حقشان دعا کرد و فرمود: خدای شما را به توبه‌ای که کردید، ببخشد و خدا ان شاء الله شما را موفق و مؤید گرداند. همان‌گونه که من هم از گذشته خود توبه کردم و به حمدالله موفق گشتم.

منبع: حوزه

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید