امروز : یکشنبه 16آذرماه 1404 | ساعت : 13 : 56

آخرین اخبار

جاسوسان سابق اسرائیل زیرساخت امنیت سایبری دولت آمریکا را اداره می‌کنند

شفقنا- منابع رسانه‌ای به نقل از رسانه‌های آمریکایی گزارش...

هشدار دوباره وزارت بهداشت درباره تبلیغ دمنوش‌های لاغری

شفقنا- با انتشار نامه معاون بهداشت وزارت بهداشت درباره...

سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن: خواهان عادی‌سازی روابط با لبنان هستیم

شفقنا- سفیر رژیم صهیونیستی در ایالات متحده آمریکا به...

عضو خبرگان رهبری: هیچ کسی ادعا نمی‌کند که قانون اساسی ما نقص ندارد

شفقنا- عضو خبرگان رهبری درباره بازنگری در قانون اساسی...

نخست‌وزیر قطر: کمک‌های ما به مردم غزه است، نه حماس

شفقنا- «شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی» نخست‌وزیر و...

گاردین: طرح اسرائیل برای جایگزینی حماس با کشته شدن ابو شباب شکست خورد

شفقنا- روزنامه گاردین گزارش داد که طرح رژیم صهیونیستی...

فرستاده ویژه آمریکا: توافق بر سر جنگ اوکراین واقعاً نزدیک است

شفقنا- فرستاده ویژه دولت آمریکا می‌گوید: توافق صلح اوکراین...

گزارش‌ها در مورد وقوع کودتا در کشور آفریقایی بنین

شفقنا- طبق اطلاعاتی که فرانس24 می‌گوید اوایل روز یکشنبه...

دانشجوی امروز نه «سرکش» است و نه «طغیان‌گر»/ میان دانشجویان و بدنه قدرت «گسل...

شفقنا- محمد ترابی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه...

صدراعظم آلمان بر حمایت کشورش از اسرائیل تاکید کرد

شفقنا - فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، روز شنبه برای...

امکان جذب بدون کنکور استعدادهای برتر در دانشگاه فرهنگیان

شفقنا- رئیس دانشگاه فرهنگیان گفت: این دانشگاه تنها مرکز...

سهمیه‌های ذخیره شده در کارت سوخت چه می‌شود؟

شفقنا- بنا بر اعلام شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی...

گزارش تصویری: مراسم «روز دانشجو» با حضور رئیس جمهور

شفقنا- دکتر مسعود پزشکیان، رئیس جمهور صبح امروز در...

آماده‌باش هلال‌احمر درپی ورود سامانه بارشی به کشور

شفقنا-  سازمان جمعیت هلال احمر اعلام کرد: در پی...

وزیر خارجه سابق آمریکا: فاشیسم در حال زنده شدن از گور است

شفقنا- مادلین آلبرایت  وزیر امور خارجه سالهای نه چندان دور آمریکا در نیویورک تایمز با اشاره به اینکه فاشیسم از گور زنده می شود و صدای پایش در گوشه گوشه جهان به گوش می رسد، افزود، مهار این فاشیسم نیازمند مهار کردن دونالد ترامپ است.

به گزارش شفقنا به نقل از ایرنا، آلبرایت که در بین سالهای ۲۰۰۱-۱۹۹۷ وزیر امور خارجه آمریکا بود، در آغاز تفسیری در نیویورک تایمز با عنوان   آیا ترامپ را پیش از اینکه خیلی دیر شود، متوقف خواهیم کرد  ، نوشت: در ۲۸م آوریل ۱۹۴۵یعنی ۷۳ سال قبل؛ مردم ایتالیا جسد   بنیتو موسولینی   دیکتاتور وقت این کشور را از روی یک بلندی در ایستگاه پمپ بنزین شهر میلان بصورت واژگون آویزان کردند. دو روز بعد    آدولف هیتلر   در پناهگاه زیرزمینیش در یکی از خیابانهای برلین، که جنگ آنها را با خاک یکسان کرده بود، دست به خودکشی زد. با مرگ این دو دیکتاتور و فاشیست، همه پنداشتند فاشیسم هم به گور سپرده شد.

آلبرایت در ادامه تفسیر خود افزود: برای آنکه جهان خود را در مقابل خطر بازگشت فاشیم بیمه کند، تمام بازماندگان جنگ و   هولوکاست   همگی با هم متفق القول شدند و   سازمان ملل   را تاسیس کردند. به دنبال خلق سازمان ملل، نهادهای مالی جهانی هم تاسیس شد و به تبع آن به حکم   اعلامیه جهانی حقوق بشر   مقرر شد که از آن پس قانون در جهان حکمفرما باشد.

در سال ۱۹۸۹   دیوار برلین   فرو ریخت.

یک رویداد فوق العاده مهم در آن دوران، عزت و شرف روی کار آمدن دولتهایی منتخب مردم نه فقط در اروپای مرکزی که در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا بود. جهان به این کرامت رسیده بود که دیگر قلم خط قرمز بر دوران حکمرانی دیکتاتورها و مستبدان ظالم بکشد و شاهد به قدرت رسیدن دمکراتها بر عرصه قدرت باشد. آزادی اعتلا پیدا کرد.

اما امروز جهان عصری جدید را تجربه می کند. جهان دوره آزمون و خطا را طی می کند تا ببیند آیا از پس تروریسم، منازعات فرقه ای، مرزهای شکننده، رسانه های اجتماعی سرکش و مردان قدرقدرت اقتدارگرای سودجو و جاه طلب، می تواند همچنان پرچم دمکراسی را در اهتزاز نگاه دارد یا نه.

پاسخ ابدا به خودی خود مشخص نیست.

در این وانفسا، شاید تنها دلخوشی ما به این باشد که با همه این پدیده های نگران کننده، هنوز هم در جهان هستند مردمانی که دوست دارند در صلح و آزادی زندگی کنند. اما فراموش نکنیم که ابرهای طوفان زا گردهم آمده اند.

در واقع فاشیسم و زمینه های گرایش به آن، امروز بیش از هر زمان دیگر بعد از پایان جنگ جهانی دوم در جهان زنده شده است و خطری است هشدار دهنده.

نمونه عینی آن را به سهولت می توان در کشورهایی مانند مجارستان، فیلیپین، لهستان و ترکیه سراغ گرفت. اینها که اتفاقا همگی متحدان آمریکا به شمار می آیند، دولتهایی هستند که به ظاهر دمکراسیند، اما در همه آنها نیت حزب حاکم مطلقا عمل به دمکراسی نیست، بلکه طالب اقتدارگرایی و تمامیت خواهی است.

سر و کله این خشم خام که پرورنده فاشیسم است، امروز در سرتاسر اقیانوس اطلس پیدا شده و جنبشهای ملی گرا را پرورش می دهد و بجِد مخالف ایده اروپای واحد است. اتفاقا یکی از این کشورها همین آلمان است که این روزها شاهد ظهور نگران کننده حزب راست گرای   آلترناتیو   به عنوان حزب اصلی اپوزیسیون است.

و اما در روسیه   ولادیمیر پوتین   هم زنگ خطر استبداد و دیکتاتوری به صدا درآمده است. روسیه پوتین، روسیه تاخته به اوکراین، فضول در دمکراسیهای خارجی، متهم به ترور مخالفان سیاسی و دروغگویی بی شرم است. پوتین فرزند مفتخر   ک گ ب   همین چندی پیش دوباره برای شش سال دیگر به سمت ریاست جمهوری روسیه انتخاب شد.

در ونزوئلا هم   نیکولاس مادورو   این ایدئولوگ ظالم و بیرحم قرار است ماه آینده در یک انتخابات ساختگی طعم پیروزی و انتخاب مجدد را بچشد.

در چین   شی جینپنگ  ،   کنگره ملی خلق   را که یک نهاد مطیع محض است، متقاعد کرده که محدودیت دوره زمامداری رئیس جمهورب را که در قانون اساسی بر آن تصریح شده است، از میان بردارد.

در خاورمیانه هم که تا همین چند سال پیش سراسر شاهد تجلی دلگرم کننده   بهار عربی   بود، این قیام نویدبخش مردمی در زیر پای خیانت رهبرانی همچون   عبدالفتاح سیسی   در مصر خرد و نابود شد. سیسی که همین تازگی ها مجددا به مقامش انتخاب شد، تمام دستگاه امنیتیش را به کار انداخت تا خبرنگاران و تمام مخالفان سیاسی را با ستم و سرکوب هر چه بیشتر در پشت میله های زندان حبس کند.

در سوریه    بشار اسد   دوباره حاکمیت ستم و خفقان را بر عمده بخشهای خاک کشور سوریه حاکم کرد.

در آفریقا تمام روسای جمهوری که طولانیترین دوران زمامداری را در ید اختیار خود درآورده اند، اتفاقا فاسدترین و ظالمترین رهبران کشورهای متبوعشان هستند. هر چه بر عمر زمامداری این رهبران مستبد ستم پیشه افزوده می شود، بر ستم و فشار و خفقان بیشتر بر مردم اضافه می شود.

 

* آلبرایت: ریاست جمهوری ترامپ بخت عرض اندام فاشیسم را بالا برده است

آلبرایت در ادامه تفسیر خود در نیویورک تایمز نوشت: در آمریکا هم رئیس جمهوری همچون    دونالد ترامپ   روی کار آمده است که با این ریاست جمهوری فرّار و آسیب پذیرش، بخت اینکه فاشیسم با طراوتی تازه در سطح جهان عرض اندام کند را بالا برده است.

اگر آزادی بتواند بر تمامی چالشهای پیش رو فائق آید، مسلما دنیا اینجا به فوریت نیازمند رهبری آمریکا خواهد بود. این یکی از درسهای غیر قابل حذف قرن بیستم بود؛ منتها ترامپ با گفته ها، کردارها وعده های عمل نکرده اش، بطور ثابت و یکنواخت روز به روز از تسلط مثبت آمریکا بر شوراهای جهانی کاست.

ترامپ به جای آنکه ائتلاف های بین المللی برای حل مشکلات و معضلات جهانی ایجاد کند، دائما بر دکترین خود شامل   هر کشور برای خودش   پا می فشارد و با این شیوه آمریکا را چه در حوزه تجارت، چه در تصمیمات جهانی در مورد آب و هوای کره زمین و چه در ایجاد صلح در خاورمیانه، منزوی و مطرود گذارده است.

ترامپ به جای درگیر شدن در یک دیپلماسی خلاق، به همه همسایگان و متحدان آمریکا توهین کرد، از توافق های کلیدی بین المللی خارج شد، سازمانهای چندجانبه را دست انداخت و وزارت امور خارجه آمریکا را از تمام منابعش و نقش هایش تهی کرد.

ترامپ در عوض بر ارزشهای یک جامعه ایستادگی کند، تمام بلوکهایی را که برای ساختن ساختمان دمکراسی لازم است، تحقیر و دیکتاتورها را قویتر کرد. این دیکتاتورها که پرونده قطوری در رعایت نکردن حقوق بشر و اعطا نکردن آزادیهای مدنی به شهروندانشان دارند، دیگر هیچ ترسی از انتقادها و برخوردهای آمریکا ندارند. بلکه برعکس دلشان گرم است که ترامپ پشت سرشان ایستاده است و تمامی اعمال سرکوبگرانه شان را با لحن خود توجیه می کند.

ترامپ نه یک بار که بارها به دستگاه قضا تاخته، رسانه ها را مسخره کرده، از شکنجه دفاع کرده، بر قساوت قلب پلیس چشم پوشیده، هوادارانش را تشویق کرده که با خشونت یک جلسه رسمی را برهم بزنند و به شوخی یا جدی هرگونه مخالفت با سیاستهایش را نوعی خیانت قلمداد کرده است. او با راه انداختن یک کمیسیون ساختگی مشورتی سعی کرد اعتماد رای دهندگان آمریکایی را به صحت انتخابات از بین ببرد. او مرتبا سازمانهای فدرال مجری قانون را تخریب شخصیت می کند و به مهاجران و وطنشان مرتبا توهین می کند. کلام او معمولا به دور از واقعیت است و اغلب هم این گونه تصور می شود که این صحبتها از سر نادانی بر زبان ترامپ رانده می شود، در حالیکه اصلا اینطور نیست و ترامپ کاملا حساب شده چنین اظهار نظرهایی را مطرح می کند و هدفش ایجاد دسته بندی های دینی، اجتماعی و فرقه ای است.

در خارج از مرزهای آمریکا هم، ترامپ در عوض آنکه مقابل رهبران زورگوی ستمگر بایستد، خود را دوستدار آنها جلوه می دهد و طبیعی است آنها هم از اینکه رهبری را در کنارشان دارند که معرف برند آمریکاست، از شادی در پوست نمی گنجند.

اگر روزی کسی مایل باشد پیش نویس سندی را برای وقایع نگاری برخاستن فاشیسم از گور تهیه کند، استعفای آمریکا از رهبری ارزشهای اخلاقی جهان، اولین حقیقت معتبر لازم برای تهیه این سند خواهد بود.

یک زنگ خطر دیگر این است که این بخت وجود دارد که ترامپ حوادثی را که نه خودش و نه هیچ کس دیگر قادر به کنترل آن نیستند، باعث شود.

نمونه آن تعامل با کره شمالی است. سیاستهای ترامپ در قبال کره شمالی روز به روز تغییر می کند و امکان دارد کارش با پیونگ یانگ به شمشیر کشیدن به روی هم نیز برسد و باعث شود تا کره شمالی قبل و یا حین مذاکرات از خود کله شقی نشان دهد.

 

* آلبرایت: تهدید ترامپ به خروج از برجام، حسن اعتبار آمریکا را از بین می برد

وزیر امور خارجه اسبق آمریکا در ادامه تفسیر خود نوشت: تهدید ترامپ به خروج از توافق هسته ای ۲۰۱۵ ایران، می تواند پیمانی را که جهان ایمنتر ساخته است، به هم بریزد و تمام حسن اعتبار آمریکا به قابل اعتماد بودن آن را هم در این برهه حساس زمانی از بین ببرد.

حمایت ترامپ از صدور تعرفه ها بر مبنای حمایت از تولید داخلی، دعوت شرکای اصلی تجاری آمریکا به انتقامجویی و خلق پیکارهایی است که ضرورتی ندارند و به خطر انداختن میلیونها شغلی است که وابسته به صادراتند.

در حوزه امنیت ملی، مشاورانی که ترامپ بتازگی در این حوزه برای خود اختیار کرده است این سوال را در ذهن ایجاد می کند که او حالا چه توصیه هایی در این زمینه دریافت خواهد کرد.

جان بولتون   کارش را از دوشنبه (فردا) در کاخ سفید آغاز می کند. چه کاری باید انجام شود؟

نخست، باید از حقیقت دفاع شود. به عنوان نمونه نشریات آزاد، به هیچ وجه دشمن مردم آمریکا نیستند بلکه برعکس نگاهبان مردم آمریکایند. دیگر آنکه، ما باید این اصل را برای همیشه جا بیندازیم که هیچ کس حتی شخص رئیس جمهوری بالاتر از قانون نیست و سوم آنکه، هر کدام از ما باید به سهم خود تلاش کنیم این فرآیند دمکراتیک را انرژی بدهیم و رای دهندگان جدیدی را ثبت نام کنیم و بخصوص با کمال احترام به صحبتهای کسانی که با ما موافق نیستند، خوب گوش بدهیم، در خانه ها را بزنیم و نامزدهای مورد پسند را انتخاب کنیم و توجهی به توصیه های بدبینانه نکنیم.

می بینیم که هیچ کاری انجام نشده است. ما باید قدری در مورد تعریف واژه   عظمت   تأمل کنیم.

* آلبرایت: آمریکا خود را هم صف خودکامگان کرده است

آلبرایت در انتهای تفسیرش در نیویورک تایمز نوشت: آیا کشوری که معتقد است شایسته عظمت است، خود را هم صف با دیکتاتورها و مستبدان و خودکامگان می کند و چشمانش را به روی نقض حقوق بشر می بندد و فصلی باز در مورد محیط زیست اعلام می کند و به نفس انجام وظیفه دیپلماسی اهانت می کند آن هم در این برهه از زمان که هرکدام از مشکلات جدی جهان نیازمند یک همکاری بین المللی است؟

از نظر من، عظمت به این نیست که ما ببینیم چه تعداد سنگ مرمر بر لابی های هتل هایمان می افزاییم و یا اینکه یک رژه نظامی به سبک و سیاق   شوروی   برپا می کنیم.

آمریکا در بهترین تعریفش، مکانی است که در آن مردمانی با همه نوع پیش زمینه در کنار هم مجتمع شده اند تا با هم کار کنند و از حقوق و از جان همه آحاد بشر محافظت کنند.

این آمریکا، در همیشه ایام الگویی بوده است الهام بخش برای همه مردم سراسر جهان که تشنه دیدن آن بوده اند. هیچ سیاستمداری حتی درون ساختمان بیضوی (دفتر رئیس جمهوری آمریکا در کاخ سفید)، نباید به خود حتی این اجازه را هم بدهد که این رویا را تیره کند.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید