امروز : دوشنبه 18خردادماه 1405 | ساعت : 23 : 35

آخرین اخبار

ادعای ترامپ: «به نتانیاهو هشدار دادم دوباره به جنگ با ایران بازگردد، خود را...

شفقنا-«دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا به پایگاه خبری اکسیوس...

هشدار پارلمان یمن به اسرائیل درباره تشدید تنش‌ها

شفقنا- پارلمان یمن در صنعا نسبت به هرگونه تشدید...

فرمانده نیروی قدس سپاه: از تنگه هرمز تا باب المندب و از خلیج فارس...

شفقنا- فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در...

دولت ترامپ در مسیر کاهش محدودیت‌های فدرال برای خرید و حمل سلاح

شفقنا- دولت دونالد ترامپ در حال بررسی مجموعه‌ای گسترده...

آلمان و فرانسه پروژه مشترک جنگنده نسل ششم را متوقف کردند

شفقنا- خبرگزاری رویترز به نقل از منابع دولتی آلمان...

سفیر آمریکا: ترامپ «تقریباً با نتانیاهو درگیر شده است»

شفقنا- سفیر آمریکا می‌گوید ترامپ «تقریباً با نتانیاهو درگیر...

از سرگیری پروازهای جده به تهران؛ بیش از ۶۹۰ زائر ایرانی به کشور بازگشتند 

شفقنا- با ازسرگیری پروازهای بازگشت حجاج ایرانی از فرودگاه...

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی به الجزیره: «حمله اسرائیل به بیروت تکرار شود، پاسخ ما...

شفقنا-«ابراهیم رضایی»، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس اظهار داشت:...

رئیس‌جمهور لبنان: تا پایان جنگ با نتانیاهو دیدار نخواهم کرد

شفقنا- جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، اعلام کرد که بیروت...

وزارت بهداشت اسرائیل: تقریباً نیمی از مردان عرب سیگار می‌کشند

شفقنا- گزارش سالانه وزارت بهداشت اسرائیل نشان می‌دهد نرخ...

برآوردهای اولیه از هزینه ۵۰۰ میلیون شِکِلی اسرائیل تاکنون در پی تشدید تنش با...

شفقنا- روزنامه یسرائیل هیوم گزارش داد، برآوردهای اولیه در...

عراقچی: همسایگان در اولویت ما هستند

شفقنا- وزیر خارجه ایران با صدور پیامی پیروزی حزب...

حمله نیروهای آمریکایی به نفتکشی که به سمت ایران در حرکت بود

شفقنا- نیروهای آمریکایی به نفتکشی با پرچم پالائو که...

یک نظرسنجی: اکثر سوئیسی‌ها طرفدار انرژی هسته‌ای هستند

شفقنا- علاوه بر نیروگاه‌های موجود تا زمانی که ایمن...

«شکاف ها» در جامعه ایران چه اندازه جدی است؟ گفت وگوی شفقنا با آرش حیدری: با منظومه­ ای از تلاقی شکاف­ها مواجهیم/ الگوی مواجهه با بحران­ها در آینده باید تغییر کند

 

  • لحظه­ اکنون ایران یکسر مدرن با بحران­ های درونیِ خاص مدرنیته از نوع ایرانیش است
  • بستر مدرنیتۀ ایرانی در بطن فضای تاریخش مبتلا به مجموعۀ بزرگی از شکاف­های اجتماعی شده است
  • در تحولات چند ماه گذشتۀ ایران شاهد فعالیت شکاف­ها در سطوح مختلف هستیم
  •  زمانی که فقر با قومیت و جنسیت تلاقی می­ کند گسل­هایی را فعال می­کند
  • غلبله نوعی خلقیات نویسی از صفات ایرانی  بی آنکه پرسیده شود  ایرانی دقیقاً منظورمان کیست؟
  • بحران­های موجود در ایران معاصر نه ربطی به آگاهی دارد نه آموزش
  • جامعه از شدت آموزش در حال منفجر شدن است!
  • وقتی بستر مشارکت و گفتگو برای افراد هویت و منزلتی به ارمغان نیاورد هیچ چیز تغییر نخواهد کرد
  • مسئله بر سر اراده ­ای است که متوجه باشد جامعه در وضعیت مناسبی قرار ندارد و باید کاری کرد
  • در سال آینده اگر الگوی مواجهه با بحران­ها تغییر محسوس نداشته باشد شرایط پیچیده­ تر نیز شود
  • ایران خودرو و الگوی خودروسازیش باید موضوعی برای بررسی قضایی و حقوقی و اقتصادی شود 
  • بحران آب نیازمند مداخلۀ بنیادین است نه مسکن خوراندن
  • جامعه ایرانی کلنگی نیست

شفقنا زندگی – شکاف با انواع اشکال و تبعات آن و ضرورت کاهش شکاف ها در جامعه چنان حائز اهمیت است که گاهی مورد سوء استفاده های سیاسی نیز قرار می گیرد، رسم شده هر سیاستمداری که بخواهد خود را مملو از دغدغه مردم جامعه و نسل ها نشان دهد از وجود شکاف های طبقاتی، جنسیتی و نسلی سخن می گوید و کاهش شکاف ها را امری ضروری و در اولویت عنوان می کند، اما غافل از اینکه مهم ترین راهکار برای کاهش شکاف ها در جامعه ایران بازنگری اساسی در مکانیسم های مواجهه قدرت با جامعه و هستی اجتماعی آن است.

دکتر آرش حیدری، جامعه شناس سیاسی می گوید: بستر مدرنیتۀ ایرانی و پارادوکس­های آن مولد مجموعۀ بزرگی از شکاف­های اجتماعی شده است که از یک سو محصول گسترۀ شهرنشینی و برآمدن شیوه ­های جدید زیستن است و از دیگر سو محصول نوعی سرمایه­ داری خاص در ایران که در عین ویران­ سازی محیط زیست شکاف عزیمی بین مرکز و حاشیه ایجاد کرده است. این شکاف خود را به قالب بحران­های هویتی و قومیتی نشان می­دهد. از دیگر سو در بطن هر فضا مجموعۀ بزرگی از شکاف­های طبقاتی و جنسیتی نیز فعال شده­ اند که در یک کلیت به هم پیوسته روی همدیگر تلنبار شده و سطوح متفاوتی از طرد را ایجاد می­کنند. به این ترتیب ما با سطوح در هم پیچیده­ای از شکاف و به تبع آن طرد اجتماعی مواجهیم که وضعیت را شکل می­دهند.

او راهکاری برای حل شکاف در جامعه ایران عنوان می کند: حرمت حریم خصوصی، گشایش در فضای نقد و ایجاد تشکیلات، شفاف­ سازی کلیۀ امورات مالی و اقتصادی که با منفعت عمومی گره خورده ­اند، مصونیت قضایی برای شهروندان و روزنامه ­نگارانی که فسادی را افشا می ­کنند. هدایت الگوهای مالی حمایتی به سوی اقشار فرودست. بدون سیستم حمایت اجتماعی نمی­توان کاری از پیش برد. توجه به شکاف­ های مرکز-حاشیه، توجه به حقوق زنان و جایگاه اجتماعی آن­ها. به نظرم می­رسد راهکارها واضح­ اند و نیازی به تکرار مکرر آن­ها نباشد مسئله بر سر اراده ­ای است که متوجه باشد جامعه در وضعیت مناسبی قرار ندارد و باید کاری کرد.

متن گفت وگوی کتبی شفقنا زندگی با دکتر آرش حیدری را می خوانید:

 * به عنوان مقدمه بفرمایید که برای فهم شرایط اکنونی جامعۀ ایران و بحران­هایش نیاز به چه صورت­بندی­ مفهومی داریم و چگونه می­توانیم بحران­های ایران معاصر را فهم کنیم؟

تصور رایج در فهم امر اجتماعی در ایران معاصر تمایل نابه جایی به تفکیک حوزه­ ها و عناصر از یکدیگر پیدا کرده است. به عبارت دیگر در فهم رابطۀ جزء و کل دچار یک بحران معرفتی در فهم امر اجتماعی شده­ ایم. نمود بارز آن تقلای نابه جا برای ارائه راهکار بدون فهم نسبت جزء و کل است. برای مثال افراد به خود اجازه می دهند بدون فهم رابطۀ بین اقتصاد سیاسی ملک و مسکن و نسبتش با بروز بحران­های اجتماعی در مورد راه­های مواجهه با کارتن ­خوابی بحث کنند یا در مورد ساماندهی دستفروشان بدون برقرار کردن نسبت این پدیده به بحران­های کلان ساختاری اظهار فضل کنند و طرح و راهکار ارائه دهند. بدیهی است که همۀ اینها شکست می­خورد چرا که در برقراری نسبت جزء و کل و فهم پدیده در بستر تاریخی-اجتماعی-اقتصادیش دچار بحران معرفتی و هستی­ شناختی­ اند.

این مقدمه را عرض کردم تا اولاً از دسته­ بندی به معنای تفکیک شکاف­ها بدون برقراری رابطه ­شان با کلیت نظام اجتماعی-تاریخی پرهیز کنم و دوم مفهوم شکاف اجتماعی را در بستر تاریخی خود قرار دهم.

با منطق جامعه­ شناختی اگر با پدیدۀ شکاف­های اجتماعی مواجه شویم آنچه در وهلۀ اول به نظر می­آید تلاقی سطوح مختلفی از بحران­ها و شکاف­هاست که در وضعیت تاریخی امروز با آن­ها مواجهیم. وضعیت تاریخی امروز برخلاف ادعاهای رایج که تلاش می­کنند آن را شکاف سنت-مدرنیته، جامعۀ در حال گذار و… بنامند اتفاقاً یک وضعیت یکسر مدرن است. تصور رایج ما این است که مدرن بودن یعنی چیز خوب و سنت یعنی چیز بد و ما در وسط این دو چیز گیر کرده­ ایم و شرایط موجود همواره «پیچ تاریخی» و «برهۀ حساس کنونی» است. این الگوهای رایج به جای فهم وضعیت در دل منطق تاریخی معاصر وضعیت اکنونی را تحلیل­ ناپذیر می­کنند به این معنا که با این مدعا که وضعیت معاصر در هم ریخته، آشفته و به اصطلاح آنومیک است مجال تحلیل وضعیت اکنونی و لحظۀ حال را می­گیرند. با تحلیل­هایی از قبیل جامعۀ ایران فوق ­العاده پیچیده است و نمی­توان آن را فهمید، وضعیت اکنونی به شدت آشفته و غیر قابل پیش بینی است چون جامعه در حال گذار است و … از اساس مجال معرفتی مشخصی برای فهم لحظۀ حال نخواهند داشت چون لحظۀ حال لحظه­ ای است همواره معلق و در هم ریخته. اما به نظر من و کسانی که در سنت تاریخ انتقادی به وضعیت می­نگرند لحظۀ اکنون نه فهم­ناپذیر است نه در حال گذار است نه در شکاف سنت-مدرنیته بلکه لحظه­ ای است یکسر مدرن با بحران­های درونیِ خاص مدرنیته آن هم از نوع ایرانیش.

* با توجه به مساله شکاف در علم جامعه شناسی، اگر بخواهیم تحلیلی از این مساله در جامعه امروز ایران داشته باشیم چیست؟ جامعه ایران از چند نوع شکاف در رنج است و هر کدام تا چه اندازه در وضعیت بحران یا چالش برانگیز قرار دارد؟

با نظر به آنچه در بخش قبل طرح کردم حال می­توان از منطق شکاف­ها در ایران مدرن حرف زد بی ­آنکه در وسوسه­ های ذات­گرایانه یا شرق­ شناسانه یا چارچوب­های مبتنی بر خلقیات نویسی یا نظریۀ استبداد ایرانی در غلتید. به نظر من ایران معاصر یکسر مدرن است و مدرن بودن یک وضعیت است نه لزوماً خوب است نه بد بلکه کارکرد­ها و بدکارکردی­هایی دارد. بستر مدرنیتۀ ایرانی در بطن فضای تاریخش و در نسبت با فضای جهانی مبتلا به مجموعۀ بزرگی از شکاف­های اجتماعی شده است که محصولات مدرنیتۀ ایرانی و ارابۀ خاصی است که  با نظم نوین جهانی برقرار کرده است. این منطق در درون خود منجر به بروز پارادوکس­هایی شده است که انبوهی از شکاف­های اجتماعی را تولید و البته فعال کرده است. برای مثال شکاف­های قومیتی فعال شده­ اند و شکاف­های طبقاتی، جنسیتی تولید شده ­اند. به این ترتیب بستر مدرنیتۀ ایرانی و پارادوکس­های آن مولد مجموعۀ بزرگی از شکاف­های اجتماعی شده است که از یک سو محصول گسترۀ شهرنشینی و برآمدن شیوه ­های جدید زیستن است و از دیگر سو محصول نوعی سرمایه ­داری خاص در ایران که در عین ویران­سازی محیط زیست شکاف عزیمی بین مرکز حاشیه ایجاد کرده است. این شکاف خود را به قالب بحران­های هویتی و قومیتی نشان می­دهد. از دیگر سو در بطن هر فضا مجموعۀ بزرگی از شکاف­های طبقاتی و جنسیتی نیز فعال شده­ اند که در یک کلیت به هم پیوسته روی همدیگر تلنبار شده و سطوح متفاوتی از طرد را ایجاد می­کنند. به این ترتیب ما با سطوح در هم پیچیده­ای از شکاف و به تبع آن طرد اجتماعی مواجهیم که وضعیت را شکل می­دهند.

اگر اینگونه نگاه کنیم آنگاه دیگر لازم نیست که به سیاق پوزیتیویست­های ایرانی که عاشق بازی­های آماری و بازی با نرم­افزارهای اماری مثل اس پی اس اس و… هستند شروع کنیم به وزن ­دهی به شکاف­ها و به خیال خود اولویت بندی ارائه کنیم. البته آمار و تحلیل آماری مهم است، داده­ هایی است که با آن­ها سروکار داریم، اما در نهایت فروختن منطق جامعه ­شناختی به منطق تحلیل آماری رایج­ترین شیوۀ پژوهش و فهم وضعیت در علوم انسانی ایرانی من جمله روان­شناسی، جامعه­ شناسی، مدیریت و… است. غلبۀ این نوع نگاه باعث می­شود که ما مجبور باشیم حتماً وزن ­دهی و اولویت بندی کنیم، اما سوال اینجاست در کجا و چگونه یک شکاف بر شکاف­های دیگر اولویت دارد؟ وقتی رابطۀ کل و جزء و تحولات همین چند ماه اخیر را کنار هم می چینیم می بینیم که سطوح شکاف را اتفاقاً نباید اولویت بندی کرد و با این وضعیت به عنوان یک منظومۀ چند وجهی مواجه شد. وسوسۀ اولویت بندی به نظر من یک وسوسۀ خام ­اندیشانه است چراکه تلاش می­کند منطق زیستی مجموعه ­ای از انسان­ها را بر منطق زیستی مجموعه ­ای دیگر اولویت دهد و سؤال اساسی اینجاست چرا و چگونه ما حق داریم یک شکاف را بر شکاف­های دیگر رجحان دهیم؟ این وجه اخلاقیش. اما در وجه تحلیلی نیز رجحان و اولویت ­بندی شکاف­ها یعنی کنار گذاشتن منطق رابطۀ کل و جزء و در غلتیدن به سفسطه­ های آماری که تلاش می­کند یک شکاف را اولویت دهد و شکاف دیگر را در پرانتز بگذارد. در نهایت نیز با استناد به شبه پژوهش­های رایج مدلی از اولویت ­بندی ارائه کند که هیچ درک مشخصی از حیات اجتماعی ارائه نخواهد کرد. شکاف­ها در ایران معاصر در چند سطح در حال فعالیت ­اند و توأمان در حال طرد سیستماتیک و تولید شکاف­ های دیگرند. شکاف قومیتی با شکاف مرکز حاشیه تلاقی دارد، این شکاف با شکاف طبقاتی و جنسیتی نیز تلاقی دارد به این ترتیب ما با منظومه­ ای از تلاقی شکاف­ها مواجهیم که در فضا-زمان­های مختلف خود را نشان می­دهند. در تحولات چند ماه گذشتۀ ایران شاهد فعالیت این شکاف­ها در سطوح مختلف هستیم یکبار شکاف قومی، لحظه ­ای دیگر جنسیتی، لحظه ­ای دیگر طبقاتی لحظه ­ای دیگر سیاسی-اجتماعی و… خود را نشان می­دهند. به نظر من باید از اولویت­ بندی­ های ساده­ گرایانه پرهیز کرد.

* در تعریف انواع شکاف موردی که بسیار حایز اهیمت است شکاف طبقاتی است. در حال حاضر بنا به گفته بسیاری کارشناسان و جامعه شناسان طبفه متوسط در ایران در حال ریزش به طبقه فقیر است و طبقه فقیر به علت نبود شغل و تورم هر روز فقیر تر و طبقه ثروتمند هر روز ثروتمندتر می شود. به نظر شما شکاف طبقاتی در جامعه ما در چه وضعیتی به سر می برد و در فقدان چه عواملی منجر به تشدید فشارها بر طبقه متوسط و فقیر خواهد شد؟

شکاف طبقاتی یکی از عمده ­ترین شکاف­های ایران معاصر است البته این شکاف همواره نسبتی وثیق با شکاف­های قومیتی و جنسیتی و… برقرار می­ کند و همین است که آن را بحرانی ­تر نیز می­ کند. اقشار فرودست طی سال­های اخیر فقیرتر شده ­اند و زمانی که این فقر با قومیت و جنسیت تلاقی می­  کند گسل­هایی را فعال می­کند که با اقسام متنوعی از طرد سیستماتیک هم ­عرض خواهند شد. این وضعیت محصول نوعی الگو و بینش خاص در ادارۀ اقتصاد و اجتماع است که با روند فعلی تعداد بیشتری را نیز قفیرتر خواهد کرد. جامعۀ ایران امروز در حال ادغام شدن در منطق بازار است و البته در برابر این ادغام مقاومت و اعتراض مداوم دارد در سطح دیگر جامعه از هستی عمومی و خصوصی خود نیز در حال دفاع کردن است. آنچه پر واضح است یورش­ های مداوم قدرت به جامعه در سطوح اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این وضعیت را بغرنج ­تر نیز خواهد کرد. وقتی اجتماعی لب به اعتراض می­گشاید در حال دفاع از ساحت اخلاقی جامعه است و هرچه در مقابل چنین اعتراضی یورش بیشتری به جامعه برده شود شکاف عمیق­تر خواهد شد. از دیگر سو ادغام حداکثری جامعه در بازار و بدل کردن جامعه و هستی اخلاقی آن به کالایی برای خرید و فروش این بحران را تشدید خواهد کرد. مثال بارزش بدل کردن زیست فیزیکی و اجتماعی انسان­ها به کالا است مانند بهداشت، آموزش، محیط زیست و… . هرچه اینها بیشتر به کالا بدل شوند طبعاً رد شدگان بیشتری به بار خواهند آورد و سطوح مختلف طرد با فقر اقتصادی تلاقی می­کند.

* نظر به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ این انتخابات نکات مهمی داشت اما یکی از این نکات وجود دو گفتمان یا دیدگاه متفاوت بود. در این میان برخی کارشناسان معتقدند این مساله در انتخابات دور دوازهم ریاست جمهوری حاکی از شکاف در جریان گروه ها، لایه های مختلف جامعه و برخی مسولان و سیاستمداران است. آیا با توجه به این دیدگاه ها می توان صحبت از شکافی عمیق را در میان  بخش های مهمی از جامعه و همچنین مردم و مسولان و حکومت گران دید؟

به نظرم نمی ­رسد بتوان از شکاف گفتمانی در ادارۀ اقتصاد کشور سخن گفت. از دولت سازندگی تا دولت اعتدال گفتمان و بینش واحدی بر کشور حاکم است که اشکال مشخصی از تعدیل ساختاری همراه با تکنوکراسی را دنبال می­کند لذا جدال در سطح گفتمان اقتصادی به نظرم وجود ندارد جدال بر سر گروه­های ذینفع در فرایند تعدیل ساختاری است. یک گروه بر اتاق بازرگانی تأکید دارد و گروه دیگر بر نهادهای دیگر لذا به نظر من جدالی در منطق توسعه ­گرا و پیشرفت­گرا با منطق کنونی وجود ندارد. سیاست­های اصل ۴۴ آمال و آرزوی همۀ دولت­ها بوده­ اند و اصولی چون ۴۳ و یا ۳۰ مدام در پرانتز رفته ­اند؛ به نظر من با نوعی خوانش خاص از قانون اساسی ذیل گفتمان اقتصادی خاص مواجهیم که دولت­های مختلف چندان در این خوانش با یکدیگر تفاوت ندارند اما جدال بر سر گروه ­های ذینفع در این فرایند البته جدی است. اما در سطوح اجتماعی-فرهنگی شکافی جدی مشاهده می­شود. گروهی از آزادی­های اجتماعی-فرهنگی با قرائت خودشان دفاع می­کند و گروه دیگر ذیل خوانشی خاص از دینداری از نوعی از اخلاق در جامعه دفاع می­کند شکاف در این نقطه به نظر می­رسد جدی است. اما بحران آنجا است که این دو قرائت نسبت مشخصی با دگرگونی­های اجتماعی در ایران معاصر چندان برقرار نکرده­ اند. به عبارت دیگر در حالی که جامعه در نسبت با دگرگونی­ های متعدد وضعیت تاریخی خود تغییرات و تعریف­ هایی را از منطق زندگی روزمره و فهم مسائل و پدیده ­ها ایجاد کرده است جریان­های رایج سیاسی در ایران نسبتی با این واقعیت اجتماعی-فرهنگی به شکل ملموس برقرار نکرده ­اند و این خودش نمود بروز شکافی دیگر است.

 * همانطور که می دانید جامعه ایرانی از بسیاری مسایل در حوزه آموزش های فراگیر و عمومی محروم است. فقدان مفاهیمی همچون کار گروهی و مشارکت اجتماعی، گفت وگو و مفاهمه و مصالحه در امور، ادب و آداب هر امر اجتماعی و اخلاقی و کاری، قانونمداری و در میان طیف وسیعی از گروه های مختلف اجتماعی و سیاسی و دینی نشان می دهد که این مفاهیم به درستی تعمیق نشده و شاید مهم ترین دلیل آن این است که آموزش و تجربه اندوزی نشده است. به نظر شما در فقدان این مفاهیم و کارکردهای آن در جامعه چه اندازه انواع شکاف ها بروز و در آینده می تواند خطر آفرین باشد؟

یک نکتۀ مهم در این سؤال وجود دارد و آن هم چیزی است من اسمش را می­ گذارم اسطورۀ خلقیات ایرانی. این اسطوره عجیب روی فضای فکری ما سایه انداخته است. طیفی از اندیش ه­ها به تقریب از دهۀ چهل شروع کردند به مفهوم­پردازی چرایی عقب­ ماندگی و شکست در مواجهه با مغرب زمین. این اندیشه ­ها که به شدت از سفرنامه ­نویسان و مستشرقان متأثر بودند واحد فهم فضا-زمان تاریخی از ایران را واگذاشتند به سمت نوعی روان­شناسی سخیف حرکت کردند. این الگو تلاش کرد که جامعه و فضا-زمان تاریخی را به عناصرش تجزیه کند و حالا پاسخ سؤال خود را دِماغ و مخیلۀ ایرانی جستجو کند. یعنی این اسطوره که به اصطلاح «ما ایرانی­ها» یک چیزمان می­ شود. این اسطوره که بدل نوعی دانش نیز شده است از دو سو شکاف می­خورد یکی به تحسین ایران باستان می­پردازد و دیگری به ستایش از عصر زرین تمدن اسلامی دیگری که هم عرض با همین ستایش گری است به نوعی تقبیح منش ملی می­پردازد. برآمدن مضمون خلقیات ایرانی از جمال زاده یک لحظۀ مهم است در اینجا که مجال پرداختن بدان نیست. اما آنچه پر واضح است غلبله نوعی خلقیات نویسی و فهرست­ برداری از صفات ایرانی است بی آنکه پرسیده شود وقتی می­گوییم ایرانی دقیقاً منظورمان کیست؟ شهرشین تهرانی طبقۀ بالا؟ کرد روستایی؟ لرِ بیکار؟ بلوچِ اهل تسنن؟ از که حرف میزنیم از مردان یا زنان؟ وقتی می­گوییم مردان یا زنان مرادمان چیست؟ مردان کجا؟ زنان کجا؟ نکند اشتباه راه را می­رویم و به جای اینکه بپرسیم چرا انقدر خلقیات ایرانیان برایمان مهم شده است مدام می­پرسیم ما ایرانیها چه خلق و خویی داریم؟ این پرسش دوم که به خلق و خوی ایرانی ­ها به شدت نظر دارد تلاش دارد نوعی خلق میانه و منش مرکزی را به خیال خودش کشف کند و با ابزارهایی چون پیمایش و نگرش­ سنجی و تمامی آن دم و دستگاه­های پوزیتیویستی آن هم از نوعِ فشل ایرانیش مجموعه ای از صفات را برای ایرانیان برشمرد. نتیجه هم همیشه یکی است یا اسطورۀ «ایرانی با هوش» است یا «ایرانیِ بی فرهنگ» این هر دو به یک میزان ناتوان ­انند در فهم وضعیت. این رویکردها به جای مواجهه با بستر تاریخی-اجتماعی تلاش دارند نوعی خلق و خو را برجسته کنند و با اصلاح این خلق و خو ایران را به پیشرفت برسانند. اخیرآ متنی می دیدم از آقای سریع ­القلم که ویژگی­ های شهروند خوب را برشمرده بود متون مشابه دیگری هم وجود دارند در حال حاضر که پروژه ­های خلقیات نویسی ­اند و مدام در حال بررسی خلق و خوی مردم هستند و یک رابطۀ خیالی بین خلق و خو و منطق توسعه برقرار می­کنند و یکی را علت دیگری می­گیرند در نهایت نتیجۀ همۀ آن­ها از دهۀ ۴۰ بدین سو یکی است: خلق و خوی ما مشکل دارد و باید آموزش دهیم، فرهنگ سازی کنیم و آگاهی بخشی کنیم. حال اینکه آگاهی دست کیست که بخواهد آن را ببخشد یا ملات فرهنگی کجا جمع شده است که کسی بسازد اصلا محل سؤال نیست. یک وظیفۀ خیالی تعریف کردند به نام آگاهی بخشی مسئولیتش را گذاشتند روی دوش موجودی به نام روشنفکر که وظیفۀ خطیر آگاهی بخشی را بر عهده دارد. انگار موجودی است بر فراز تاریخ و جامعه و حالا باید حاتم بخشی کند. این فهم از اساس نمی­تواند وضعیت را رصد کند به چند دلیل: اول آگاهی وابسته به وضعیت است و انسان­ها در زیست خود و در منطق حیات خود نوعی از آگاهی را می­پرورند که نسبتی با حیات آن­ها دارد قطعاً یک کشاورز به منطق زیستی و بحران­های حیاتش آگاهی دارد و نیازی به صدقۀ آگاهی به آن معنای رایج ندارد. آگاهی امری واحد نیست متکثر است و نسبت دارد با حیات انسان­ها نه کسی می­ بخشدش نه کسی میسازدش دوم: واحد تحلیل فهم موقعیت چیزی نیست جز منطق فضا-زمان تاریخی و الگوهای مواجهه وضعیت با مدرنیته این الگو باید محل تأمل باشد نه خلق و خوی آدم­ها سوم: جامعه چیزی بیش از تک تک افراد است اینگونه نیست که اگر به همه اگاهی بخشیدیم و فرهنگسازی کردیم و آموزش دادیم یک دفعه همه چیز تغییر کند رفتار واحد جامعه لزوماً تابعی از رفتار تک تک اعضا نیست. چهارم: شاید گاهی باید آموزش دهنده خودش تربیت شود! آموزش دهنده نمی­تواند بدون نسبت با حیات انسان­هایی در یک وضعیت توهم در اختیاز داشتن آگاهی برش دارد و مداخلۀ نابه جا در حیات فرهنگی-اجتماعی انسان­ها بکند پنجم: حداقل قریب ۸۰ سال است این مسئلۀ خلقیات و روحیات ایرانی با تمامی صفات تخیلی مثبت و منفی اش بر دم و دستگاه فکری ما سایه انداخته، نکند داریم اشتباه می­رویم وقتی یک نظام نظری هشتاد سال هیچ تولید نمی­کند حتما جایی از کارش می ­لنگد این الگو دچار بحران معرفت ­شناختی و هستی­ شناختی است.

با این مقدمه بحران­های موجود در ایران معاصر نه ربطی به آگاهی دارد نه آموزش. عادت کرده ­ایم هر بحرانی همواره راه حلش شده آموزش آموزش آموزش دقت کرده­ اید جامعه از شدت آموزش در حال منفجر شدن است! واحد تحلیل ذهن افراد نیست گام اول بیرون آمدن از این ذهن­گرایی فاجعه بار است. منطق روابط اجتماعی واحد تحلیل است و نسبتی که این فرم و قالب اجتماعی با کنش برقرار می­کند. هر بدبختی در این کشور رخ می­دهد همواره یا خانواده را به میان می­کشند یا دستکاری و جادوگریِ ذهن را به قالب آموزش. انسان­ها زندگی می­کنند و حیات آن­ها در نسبت با سایر عناصر اجتماعی-اقتصادی شکل می­بندد این شکل بندی است که منطق کنش را تضمین می­کند. انسان­ها نیازمند امنیت هستی­شناختی اند نه آموزش مداومی که هیچ نسبتی هم با منطق زندگیشان برقرار نمی­کند. تا ابدالدهر جامعه را اموزش دهیم که مشارکت کنید، گفتگو کنید و… وقتی بستر مشارکت و گفتگو برای افراد هویت و منزلت و جایگاه به ارمغان نیاورد هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. نمی­شود که شما یک شواری محلی ساده نداشته باشید، صنف و انجمن و اتحادیۀ درست و درمان نداشته باشید، رسانۀ آزاد و چندصدایی نداشته باشید و هی فریاد بزنید مردم بیایید گفتگو کنیم! با کی؟ کجا؟ چجوری؟ نمی­شود که شما بستر شغلی و تولیدی نداشته باشید بعد به مردم اموزش کارآفرینی بدهید! این خنده­ دار است که شما مکانیسم تولید و اشتغالتان در سطوح ساختاری در وضعیت بحرانزده باشد بعد آموزش کارآفرینی بدهید! خب نتیجه ­اش می­شود چه؟ به نام کارآفرینی طرف باید بیاید آش بپزد در دانشگاه بفروشد و نشان دهد واحد­های عملی کارآفرینیش را پاس کرده. خب این آش پختن که نیاز به دانشگاه ندارد. تقصیر از آموزش گیرنده است؟ البته نه. تربیت کننده خود نیازمند تربیت است.

* با توجه به صحبت هایی که شد فکر می کنید مهم ترین راهکارها در حل انواع شکاف ها در جامعه ایران چیست و چه چشم اندازی از این مساله را در سال های آینده خواهید دید؟

مهم­ترین راهکار بازنگری اساسی در مکانیسم ­های مواجهه قدرت با جامعه و هستی اجتماعی آن است. حرمت حریم خصوصی، گشایش در فضای نقد و ایجاد تشکیلات، شفاف ­سازی کلیۀ امورات مالی و اقتصادی که با منفعت عمومی گره خورده ­اند، مصونیت قضایی برای شهروندان و روزنامه­ نگارانی که فسادی را افشا می­ کنند. هدایت الگوهای مالی حمایتی به سوی اقشار فرودست. بدون سیستم حمایت اجتماعی نمی­توان کاری از پیش برد. توجه به شکاف­های مرکز-حاشیه، توجه به حقوق زنان و جایگاه اجتماعی آن­ها. به نظرم می­رسد راهکارها واضح ­اند و نیازی به تکرار مکرر آن­ها نباشد مسئله بر سر اراده ­ای است که متوجه باشد جامعه در وضعیت مناسبی قرار ندارد و باید کاری کرد.

* در حال حاضر طبق شواهدی که موجود است و نگرانی هایی که کارشناسان از این موضوع دارند این است که جامعه ایران در تلاطم های داخلی و خارجی مهمی قرار دارد. مهم ترین این موارد در عرصه داخلی بیکاری، مساله بحران آب و خشکسالی گسترده، هجوم به شهرها و افزایش آسیب های اجتماعی ناشی از طلاق و اعتیاد و عدم اشتغال است. در عرصه خارجی نیز که مساله برجام و همسایگان و تحریم هاست. اما سوال اینجاست با توجه به وجود چنین مشکلاتی آیا به نظر شما مساله شکاف های اجتماعی سیاسی و فرهنگی در ایران سال آینده همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند؟ یا تعمیق تر خواهد شد؟ در خصوص شکاف طبقاتی و مذهبی و سیاسی آیا این شکاف ها منجر به تعییرات اساسی در اینده خواهد شد یا مولفه هایی وجود دارد که این شکاف ها را سیال تر و در حرکت قرار می دهد؟

البته نمی­توان دست به پیشگویی زد اما اگر رفتار ذی نفوذان در قبال حل بحران­های اجتماعی با نظر به بند­های قبل به همین شیوه باشد که تا کنون بوده است البته وضعیت چندان مناسبی را نمی­توان متصور شد. به نظرم می­رسد در سال آینده اگر الگوی مواجهه با بحران­ها تغییر محسوس نداشته باشد شرایط پیچیده­ تر نیز شود. ارادۀ مشخصی که به بنیان­ها بپردازد دیده نمی­شود. برای مثال مسئلۀ خشکسالی نیازمند بازنگری در سیاست­های توزیع آب و حق ­آبه ­ها است. توجه داشته باشیم که مواجهۀ بنیادین نیازمند تصمیمات دشوار است و همین تصمیمات است که جامعه را امیدوار می­کند برای مثال نمی­شود صبح تا شب در مورد آلودگی هوا و تصادفات جاده ­ای حرف زد بدون اینکه با ایران خودرو مواجه شد. ایران خودرو و الگوی خودروسازیش باید موضوعی برای بررسی قضایی و حقوقی و اقتصادی شود و از سرچشمه مسئله حل شود. در مورد پدیده ­هایی که شما ذکر کردید نیز چنین است بحران آب نیازمند مداخلۀ بنیادین است نه مسکن خوراندن.

* برخی جامعه شناسان با توجه به تحقیقاتی که انجام می دهند عنوان جامعه کلنگی را بر ایران می گذارند. شما با این اصطلاح موافقید؟ جامعه ای که اهداف مشخص و استواری ندارد و بیش از آنکه متاثر از رویکردهای درونی باشد تحت تاثیر متغیرهایی از دنیای بیرون است. دنیایی که این روزها به دنیای مجازی اطلاق می شود و حیات زندگی ایرانی را دستخوش تحولات شگرفی قرار داده.

این تعبیر از کاتوزیان است و خیلی کلی بگویم چنین تحلیل­ هایی نمی­توانند دگرگونی­ های اجتماعی و تحولات تاریخی را توضیح دهند ولو اینکه مدعای آن را داشته باشند. این تحلیل­ها در بهترین حالت ۲۵۰۰ سال تاریخ را یکدست می­کنند و ذیل یک مفهوم جای می­دهند. این نوع نگاه با نگاه خلقیات نویسان هم ارز است. این رویکردها در توضیح تحولات اجتماعی و امر اجتماعی دچار خطاهایی شرق­شناسانه می­شوند و اتفاقاً توان توضیح درونی جامعه را ندارند. این رویکردها روند جامعه را دوری می­بینند و چرخۀ تکرار را به تصویر می­شکند در حالی که حداقل در ایران ۱۰۰ سال گذشته ما با تحولات شگرفی مواجه بوده ­ایم و شکل ­بندی حیات اجتماعی صورت­های متنوعی به خود گرفته است. رویکردهای مبتنی بر فهم کلنگی از جامعه در بهترین حالت بازگویی دیگری از نظریۀ استبداد شرقی کارل ویتفوگل از یک سو و نگاه شرق­شناسانه از دیگر سو هستند. این رویکردها سکون تاریخی را به تصویر می­کشند و چون از دیدن دگرگونی­ها باز می­ مانند چند سطح را از اساس نمی­توانند ببینند: اول: محور آن­ها تاریخ شاهان و ژنرال­ها است لذا توان توضیح تاریخ فرهنگی و دگرگونی فرهنگی را ندارند دوم: به شدت غیر تاریخی­اند ولو اینکه مدعای تاریخنگاری داشته باشند. غیر تاریخی ذاز این حیث که یک ساختار زیربنایی همه­مکانی و همه­زمانی مثل استبداد را محور می­گیرند بعد همه چیز را با آن توضیح می­دهند. هیچ چیز بیرون از تاریخ نیست نمی­توان با مفروضات غیر تاریخی دگرگونی تاریخی را توضیح داد. سنت خلقیات نویسی نیز چنین است چیزی غیر تاریخی به نام شخصیت ایرانی را فرض می­گیرد تحولات تاریخی را با آن توضیح می­دهد. سوم: این رویکردها به شدت نخبه­ گرایانه به تاریخ می­ نگرند و جامعه را به دو شق تقسیم می­کنند دولتی در بالا و ملتی بی شکل در پایین این الگو را الگوی تکرار شوندۀ تاریخ ایران می­پندارند. آنچه تکرار می­شود نه تاریخ ایران که دستگاه مفهوم ­پردازی آن­ها است که تغییرات را دور تکرار می­بیند. این تغییرات لزوماً خوب یا بد نیستند تغییرند، سیال­ اند چند وجهی و پیچیده­ اند با مدل­های هندسی و مکان­ نگارانۀ زیربنا روبنا و ساختار تجیلیات ساختار قابل توضیح نیستند. به نظرم میرسد جامعه در حالی که به شدت آسیب دیده است اما در حال دفاع از خود است و تلاش می­کند هستی اخلاقی خود را باز یابد اینکه توفیق خواهد یافت یا نه مسئلۀ دیگری است اما اینکه جامعه کلنگی نیست قطعا می گویم کلنگی نیست.

انتهای پیام

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید