شفقنا رسانه- نشست «تهران در بستر مطبوعات» به مناسبت چهارمین سالگرد درگذشت مرحوم کاظم معتمدنژاد، پدر علوم ارتباطات ایران با حضور هادی خانیکی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ فرید قاسمی، پژوهشگر تاریخ مطبوعات؛ احمد مسجدجامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران و احمد میر عابدینی، مدرس ارتباطات برگزار شد.
به گزارش شفقنا رسانه، در ابتدای این مراسم احمد میرعابدینی با توضیح دربارهی ویژگیهای معتمدنژاد گفت: وظیفهی من این است در این بستر تصویری از دکتر انتخاب کنم تا او را به خوبی برای همگان معرفی کنم. هر چند ابعاد زندگی و خصوصیتهای او جای صحبت بسیاری دارد اما تصویری که من از دکتر میشناسم، مربوط به فضای آزادی بیان است. من میخواهم امروز این فضا را بازبینی کنم.
مطبوعات تهران همیشه یک الگوی متفاوت بوده است
او ادامه داد: به نظرم مطبوعات تهران در این سالها بسیار بالنده بودند. من این را با اعتقاد قلبی میگویم و روزنامهنگاران تلاش زیادی کردهاند تا در این فضا بهتر کار کنند. این جایگاه واقعا شایستهی قدردانی است؛ آن هم در این فضای پرشتابی که بقای مطبوعات بسیار حساس است. این بالندگی تا حد زیادی از یک سو به تلاش خود روزنامهنگاران و از سوی دیگر به سایر اساتید چون معتمدنژاد بستگی داشته که به وجود آمده و باقی مانده است. هر چند من همچنان چشم امید به ارتقای آن دارم.
میرعابدینی با توضیح درباره تفاوتهای مطبوعات در تهران و سایر شهرها گفت: مطبوعات تهران نسبت به شهرستانها همچنان یک الگوی متفاوت بوده و است. این را من طبق تجربهام میگویم که به شهرستانهای زیاد رفتهام. تهران همیشه شکل ویژهای داشته هم خودش و هم مطبوعاتش. امروز هم کم و بیش این الگو وجود دارد. امروز ما مطبوعات خواندنی در تهران کم نداریم. همچنین نویسندههای خوب هم کم نداریم که باید فضای مناسب آزادی برای آنها مورد توجه قرار بگیرد.
این مدرس ارتباطات افزود: امروز شاهد تغییرات بسیاری هستیم که بیشتر آن را به تکنولوژی و فناوری ارتباطی نسبت میدهند و عقیده داریم تکنولوژی راه خود را هموار میکند. مهمترین مسئلهی دکتر معتمدنژاد در تمام سالهای فعالیت که در آثارش آن را آورده، خود وجود فضای آزادی بیان است. آیا این فضا به همان معنایی که دکتر میگفت وجود دارد یا تغییراتی کرده و این تغییرات چگونه است؟
او در ادامه توضیح داد: این فضا تغییرات زیادی کرده است و دکتر به این نکات بیتوجه نبود. او معتقد بود ایجاد فضای عمومی آزادی بیان، یک فضای حیاتی برای آزادی بیان است. من حس میکنم فضای آزادی بیان به یک شکلی با تمامی محدودیتهای ممکن ایجاد میشود و سعی میکند این فضای حیاتی را به عنوان بخشی از زندگی به ما طوری تلقین و تحمیل کند که گریز از آن امکان نشدنی باشد. من این را مستقیم به جایگاهی منتسب میکنم که تکنولوژیهای اطلاعاتی با خود به همراه آورده اند.
میرعابدینی ادامه داد: فرض بگیریم امروزه سرمایههای تکنولوژی، برای گسترش بازار سرمایه جایگاهی را باز میکنند که بی همتاست. در حال حاضر تکنولوژیها وابسته به آزادی شدهاند و ما آنها را به خاطر ظرفیت آزادی بیان انتخاب میکنیم وبه هر قیمتی میخواهیم آنها را حفظ کنیم. ما امروز نمیتوانیم از تکنولوژی جدا شویم و این یعنی ما به آزادیها وابسته هستیم و به شکلی با آنها درآمیختهایم. این فضا را فضای عمومی برای آزادی بیان میگوییم. این ایدهای بود که دکتر سعی داشت آن را به سهم خود انجام دهد به ویژه با با حقوقی دیدن مسئله. آنچه ما امروز شاهد آن هستیم و تأسیس رشتهی حقوق و ارتباطات در دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی -که بیش از ده سال است در دانشگاه علامه راه اندازی شده است- از جمله تلاشهای معتمدنژاد بود.
این مدرس ارتباطات با اشاره به دغدغهی معتمدنژاد برای ایجاد فضایی برای آزادی بیان گفت: تلاش دکتر این بود که بتواند موانع را از سر راه بردارد و فضایی را ایجاد کند تا مناسب حال روزنامهنگاری باشد. امروز من حسرت این را میخورم که اگرچه فضای عمومی برای آزادی بیان باز شده اما ما در این فضا نصیب خاصی نمیبریم و حرفهای مسئولانه در آن فضا گفته نمیشود و به نوعی صحبتها در این فضا کمتر اعتبار دارد.
او ادامه داد: معتمدنژاد دربارهی بخشهایی مثل آزادیهای آگهی تجاری، حقوق مربوط به بخش بازرگانی، تلاشهای زیادی کرده و منابع خوبی را تدوین کرده است. در کنار همهی این کارها مخصوصا برای استقلال حرفهای رسانهها و روزنامهنگاران و مطبوعات همواره در تلاش بود اما همهی این مسائل حول محور ایجاد فضای مناسب برای فعالیت شکل گرفته است.
توقع از روزنامهنگاران زیاد شده است
میرعابدینی با توضیح درباره انتظار جامعه از خبرنگاران گفت: تأکیدم این است که امروز آنچه ما داریم زمینهسازیهایی است که دکتر فراهم کرده است. ولی به نظر میرسد تکنولوژیها و بازار آن به نحوی این بستر را گسترش دادند و اصرار دارند به شکل دیگری از آزادیها استفاده شود و این مورد حسرت من است. کاش به نحوی این فضا را در اختیار کسانی می دیدیم که مسئولانهتر، سنجیدهتر و آگاهانهتر از این آزادی استفاده کنند.
او در پایان تأکید کرد: امروزه روزنامهنگارها با ایجاد فضای اجتماعی و مجازی در یک تنگنایی قرار گرفتهاند که توقع از آنها نسبت به دورههای قبلی خیلی بیشتر است. در این فضا امکان ارتباط و تبادل بیشتر شده و روزنامهنگاران انتظار دارند برای آنها شرایطی در نظر گرفته شود که آنها بتوانند توقعات مخاطب را به شکل دقیقتری برآورده کنند. این برای مطبوعات باید ایجاد شود چون جامعه و فشار اجتماعی این حساسیت را برای حرفهی روزنامهنگاری به وجود آورده است. این آزادی از طرف تکنولوژیها زیاد است اما میبینیم آزادیهای غیر رسمی هم بیشتر شده است.
نسلپرور راه معتمدنژاد باشیم
به گزارش شفقنا رسانه، در ادامهی این مراسم فرید قاسمی با گرامیداشت نام و یاد معتمدنژاد گفت: هر وقت نام این استاد را میشنوم یاد صبوری، بردباری، اخلاق نیکو و بسیاری از خصلتهای خوب ایشان میافتم. در این چهار سال بیشتر نشستها و مراسمهایی که با نام و یاد دکتر برگزار شده در تهران بوده است. خواهش من این است که در سال های آتی در زادگاه ایشان یک مراسم بگیرند چراکه تأثیر مراسم در زادگاه بزرگان تأثیر شگرفی دارد. یکی از ثمرات این تأثیر نسلپروری است.
او ادامه داد: بسیاری از جوانهای شهر ایران وقتی بزرگی به قلهای میرسد سعی میکنند آن راه را ادامه دهند. دربارهی دکتر معتمدنژاد هم این گونه است و شاهد این مدعی هم حضور ۱۰۲ رسانه امروز در خراسان جنوبی است که ۶۷ رسانه متعلق به بیرجند است و این را باید از ثمرات و تأثیر زندهیاد دکتر کاظم معتمدنژاد بدانیم.
قاسمی با توضیح دربارهی عنوان این نشست گفت: دربارهی تهران و مطبوعات میتوانم از سه منظر موضوع را واکاوی کنم؛ یکی تهران در مطبوعات، دوم مطبوعات تهران و سوم تهران مطبوعاتی. تهران در مطبوعات موضوع بسیار وسیعی است. افزون بر روزنامهها و مجلات چاپ تهران، در نشریههای دیگر شهرها درون مرزی و برونمرزی دربارهی شهر تهران مطالبی منتشر شده است. امیدوارم یک بانک اطلاعاتی ایجاد شود که قطعا گنجینه برای سیاستگذاران، پژوهشگران، روزنامهنگاران، برنامهریزان و مدیران شهری خواهد بود.
او با اشاره به پیشینهی مطبوعات در تهران گفت: مطبوعات چاپی تهران ۱۸۱ سال پیشینه دارد. روزنامهنگاری ایرانی در خیابان ۱۵ خرداد متولد شد. ساخت و سازهای مداوم و کارهای بیرویه و تعریضهای زیاد در این شهر باعث شده الان دقیقا نتوانیم محل چاپ اولین نشریهی ایران را تعیین کنیم ولی میدانیم در جنوب سرای همایون و در میدان ارگ بوده و اولین نشریهی ایران در آنجا متولد شده است.
دربارهی مطبوعات شهر تهران هیچ کاری نشده است
به گزارش شفقنا رسانه، این پژوهشگر مطبوعاتی افزود: یک زمانی کارهایی درباره ی مطبوعات استانی را ردهبندی میکردم دیدم دربارهی مطبوعات شهر تهران هیچ کاری نشده است. حتی خانهی مطبوعات و ادارهی کل فرهنگ ارشاد استان تهران در بروشورهایی که در نمایشگاه مطبوعات توزیع میکردند، مینویسند به جز شهر تهران، اما آمار شهرهای استان تهران و چهارده ادارهی تابعه فرهنگ را مینویسند و فقط ادارهی تهران را نمیآورند.
قاسمی با انتقاد به خلأ این کارها دربارهی مطبوعات تهران گفت: ابرشهر تهران درباره ی مطبوعاتش هیچ کاری انجام نشده و اثر مستقلی هم منتشر نشده است ولی من بنابر علاقه ی شخصی خودم این کار را انجام دادم و در بررسیهایم دربارهی مطبوعات تهران فهمیدم در ۹۰ سال اول روزنامهنگاری یعنی از سال ۱۲۱۵ تا ۱۳۰۴، ۵۶۱ عنوان نشریه در تهران منتشر شده، یک عنوان در شهر ری و ۵۶۰ عنوان در شهر تهران. البته این ۵۶۰ عنوان نشریه در تهران و در دورهی قاجاریه را به اضافهی ۲۹۰ عنوان شبنامه و شبهروزنامه شناسایی کردم.
گنجینهی کم مکشوف اطلاعات داریم
او افزود: ۵۱ عنوان نشریه در دورهی قاجاریه داریم که محل نشر آن معلوم نیست. من با خواندن مطالبی دربارهی شیوهی چاپ و انواع کاغذها در حال بررسی هستم که محل نشر آنها را مشخص کنم و این آمار رو به فزونی است. در سال ۹۶، شش عنوان نشریه در تهران در دورهی قاجاریه که به صورت یک مجموعهی خصوصی بود، پیدا کردم و از این شش عنوان سه عنوان از آن مربوط به شهر تهران است.
این پژوهشگر مطبوعاتی با اشاره به وضعیت محتوای این نشریات توضیح داد: باید بگویم گنجینه ی کم مکشوف اطلاعات داریم. دربارهی شهر تهران اطلاعات زیادی است که این اطلاعات لابه لای مطبوعات است. این اطلاعات از اولین شماره نشریهی ایران وجود دارد تا به امروز. تصاویری که در مجلهها و روزنامهها در طول تاریخ هستند، این هم یک گنج مهمی است که باید روزی احیاء شود. روزگاری که به فهرستنگاری این تصاویر مشغول شدم از صورت آبشار دربند تا تکیهی سلطنتآباد تا میدان اسب دوانی و عمارت گلستان را دیدم و بسیاری تصاویر دیگر را هم یافتم.
او افزود: بعد از اینها هنرمندی نقاشان دوره ی قاجار است که باید دنبال هنر عکاسان باشیم یعنی عکسها و تصویرهایی که تا سال ۱۳۱۷ قمری است و بعد شاهد هنرنمایی عکاسان هستیم. این عکاسها از بدو مطبوعات با آنها بودهاند. ولی چون چاپ ما مشکل داشت، به واسطه ی نقاشها در مطبوعات حضور داشتند. از سال ۱۳۰۴ تا سال ۱۳۵۷ بیش از ۳۵۰۰ عنوان نشریه در تهران منتشر شده که بیشتر این نشریات در فاصلهی شهریور ۱۳۲۰ تا مرداد ۱۳۳۲بوده است.
به گزارش شفقنا رسانه، قاسمی ادامه داد : تقریبا از آغاز تا به امروز در تهران بیش از ۱۰ هزار عنوان نشریه در تهران منتشر شد که در تطبیق با ۱۸۱ سال پیشینهی مطبوعات باید بگویم تعداد نشریاتی که در ۳۹ سال اخیر از ۵۷ تا ۹۶ منتشر شده بسیار بیشتر از تعداد نشریاتی است که در ۱۴۲ سال اول روزنامه نگاری در ایران منتشر شده است. فقط از سال ۵۷ تا ۷۱ حدود دو هزار عنوان نشریه در تهران منتشر شده است اما در ۲۵ سال اخیر این آمار مخدوش شده است (یعنی از سال ۷۲ تا ۹۶) علت این آمار مخدوش، نشریات دانشجویی بوده که به مخزن کتابخانهها راه پیدا کردهاند و تفکیک نشریات دانشجویی که حوزه توزیع خاصی داشتند از نشریات عمومی زمانبر است و ما باید بعد از جداسازی آمار دقیقی را ارائه دهیم.
او به مبحث تهران مطبوعاتی اشاره کرد و گفت: درباره ی موضوع سوم یعنی تهران مطبوعاتی باید این را بگوییم که ۲۲ منطقه تهران در نسبت با روزنامه نگاری و مطبوعات بوده است. شاید بعضیها بگویند مناطق ۲۱ و ۲۲ نوپدید هستند اینها چه نسبتی میتوانند با مطبوعات داشته باشند؟
قاسمی با توضیح نسبت بین مناطق و مراکز تهران با مطبوعات بیان کرد: این نسبت را باید در تهرانسر، شهرک چشمه، ورزشگاه آزادی و دهکدهی المپیک ببینید که قبل از تشکیل منطقهی ۲۱ و ۲۲ این حدود وجود داشته است. ما اگر میخواهیم نسبت و پیوند را پیدا کنیم باید در این حدود بگردیم حتی پارک چیتگر هم با روزنامهنگاری نسبت دارد چون دورهی پهلوی دوم محل تیرباران روزنامهنگاران بوده است.
به گزارش شفقنا رسانه، او افزود: برای ما خیابان ۱۵ خرداد محل تولد روزنامهنگاری چاپی است. میدان ارگ اولین دفتر رسمی روزنامه در ایران است. بازار کهنه نزدیک چهارسوق برای ما محل اولین روزنامهفروشی در ایران است. دروازه دولت در جنوب شرق، دروازه قزوین در جنوب غرب و دروازه شاه عبدالعظیم و محمدیه در جنوب و دروازه شمیران در شمال، چاله میدانها، بازار و بسیاری از محله، همه برای ما نشانه ی مطبوعاتی دارند. حد فاصل بازار امیر و کوچه ی اسماعیل خان سرآغاز ادبی نویسی در مطبوعات ایران است. ضلع غربی ناصر خسرو اولین آموزشگاه نقاشی و صفحه آرایی و چاپ کاری در ایران است.
قاسمی در ادامه با اشاره به همین مناطق در تهران افزود: چهارراه کوند در لاله زار ما را یاد رئیس نظمیه در دوران ناصرالدین شاه میاندازد که پخشگران نشریههای برون مرزی و شب نامه نگاران را اذیت و آزار می داد. در واقع ما جفاهای آن دوران را به یاد می آوریم. شرق دروازه قزوین در حدود امیریه ما را یاد اولین نشریهی خصوصی در ایران میاندازد که همچنین اولین محل نشریهی روزانه ایران است. ناصرخسرو ما را یاد اولین مجلهای میاندازد که در ایران جلد و صحافی شد. همین خیابان که پیشتر ناصریه و شمسالعماره بود، قلب روزنامهنگاری ایران در دورهی مشروطهی اول بود.
نشانههای مطبوعاتی در مکانهای عمومی تهران
او با توضیح دربارهی محلهای روزنامه خواندن مردم گفت: اگر امروز کسی بخواهد دربارهی زبان مردم تهران در دورهی قاجاریه تحقیق کند، بهترین منبع روزنامههای چاپ تهران در آن دوران است که باید آنها را پیدا کند. قهوهخانهها که بعضی از آنها هستند و بعضی از آنها از بین رفتهاند آنها اولین مکان های روزنامه خوانی عمومی و اولین محل نقد مطبوعاتی در ایران بود. به طور کلی بسیاری از مکان های عمومی، نشان مطبوعاتی داشتند که بقایای بعضی از آنها مانده است. مسجد، بوستان، قهوه خانه، تماشاخانه، رستوران و سینماها و حتی پادگان ها و زندان ها در تهران همگی نشانه ی مطبوعاتی دارند.
به گزارش شفقنا رسانه، قاسمی با نگاه تاریخی به کوچه و خیابانهایی که نام و یاد روزنامه نگاران را زنده نگه داشته اند، توضیح داد: در تهران ما کوچه های نشر مطبوعاتی داریم تا گذرهای ترور روزنامه نگاران. ما خیابان لاله زار، را به عنوان زادگاه آموزش روزنامه نگاری در ایران می شناسیم چراکه اولین کلاس های آموزشی در این خیابان بود. ما خیابان ادوارد براون یا خانه ی محمدمسعود در منطقه ی شش یا خانه ی میراشرافی در خیابان مطهری یا خیابان شهید حسن اجاره دار (او که سردبیر مجله ی عروه الوثقی بود) را داریم که اینها برای ما معنای مطبوعاتی دارند. حتی ما وقتی تابلوی شهید باقری در تهران را می بینیم یاد شهید حسن افشردی، خبرنگار روزنامهی جمهوری اسلامی می افتیم.
او افزود: در حال حاضر کوچه های زیادی به نام نشریات است مثل خواندنی ها در فردوسی و کوچه ی خبرنگاران در خیابان کوشک، تقوی که زمانی محل انجمن خبرنگاران ایران بود. خوشبختانه نام این کوچه ها تغییر نکرده هر چند اگر بخواهم در حال حاضر نام همه ی گذرگاه ها و کوچه ها را ببرم برای شما ملال آور است. همین میدان بهارستان ما را به رونق روزنامه نگاری در دهه ی ۱۳۲۰ می برد.
قاسمی در ادامه گفت: خیابان انقلاب ما را به سال ۵۷ تا ۶۰ میبرد و در هر گوشه از این خیابان از شمال و جنوب گرفته تا شرق و غرب تا حوالی دانشگاه نشانههای مطبوعاتی را دارد. وقتی از انقلاب رد میشویم یاد نشریه هایی می افتیم که در تهران منتشر می شدند ولی در شناسنامه نشانی شهرستان را داشتند ولی این تهرانبینی و تهرانگردی با آه و افسوس هم همراه است، چراکه ما وقتی الان از باغ سپهسالار میگذریم محل چاپخانهی رنگی را میبینیم که زمانی یکی از پررونقترین چاپخانه ها بود و حتی به خاطر سرعت تعدادی از نشریهها دفتر خودشان را به همان چاپخانه میآوردند. الان آن چاپخانه به تدریج در حال از بین رفتن است. امیدوارم یک کاربری مرتبط پیدا کند هر چند ما تعیین تکلیف نمی کنیم ولی امیدواریم فردا روزی شعبهی بانک نشود.
به گزارش شفقنا رسانه، او با اشاره به ضرورت حفظ بقایای نشانههای مطبوعاتی در شهر تهران گفت: در توسعهی مجلس به خصوص در ضلع جنوبی که رو به سوی سرچشمه دارد، بسیاری از بنای مطبوعاتی ویران شد. ای کاش سر در این بناها نگاه داری می شد تا نمونهای از ذوق و سلیقه ی روزنامه نگاران و خوشنویسان و معماران و کاشی کارها باقی بماند.
ما نیازمند توزیع عادلانه مطبوعات بین تهران و غیرتهران هستیم
به گزارش شفقنا رسانه، هادی خانیکی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، در ابتدای سخنان خود به بیان دو تعبیر خود از مرحوم معتمدنژاد و حجتالاسلام محمود دعایی پرداخت و گفت: من تعبیر «فرزانهی فروتن» را دربارهی مرحوم معتمدنژاد و بعدها تعبیر «جوانمرد عالم مطبوعات» را هم برای جناب آقای دعایی به کار بردم. هیچ کدام از این دو واژه برای من تعارف آمیز نیست چراکه هم خصلت فروتنی و فرزانگی را در مرحوم معتمدنژاد و هم جوانمردی را در جناب آقای دعایی باید جزء سرمایههای بزرگ خانوادهی مطبوعات ایران دانست. اگر خانوادهای به اسم مطبوعات شکل میگیرد که میتواند در هر فرصتی دور هم جمع شود، نیازمند سرمایههای نمادین، فرهنگی و به گفتهی بوردیو، میراث فرهنگی یا معنوی است. این سرمایههای فرهنگی و نمادین هستند که به ما اعتبار، هویت، تشخص و اتکاء به نفس میدهند. بنابراین اگر نامی از بعضی افراد در جایی می بریم به خاطر نیاز آنها نیست بلکه به خاطر نیاز خودمان است تا بر مایملک خود بیفزاییم.
او در ادامه گفت: ما جمع شدیم تا از آنچه دغدغهی مرحوم معتمدنژاد بود، بگوییم که بخشی را هم دوستان به درستی بیان کردند. نیما یوشیج به یاد قسمتی از سرمایههای فرهنگی شعر زیبایی دارد که من مناسب میبینم امروز به یاد دکتر معتمدنژاد و نقشی که برای شاگردانش دارد، بخوانم. «یاد بعضی نفرات/ روشنَم میدارد/ قوّتم میبخشد/ ره میاندازد/ و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم/ گرم میآید از گرمیِ عالی دَمِشان./ نام بعضی نفرات/ رزقِ روحم شده است/ وقت هر دلتنگی/ سویشان دارم دست/ جرأتم می بخشد/ روشنم می دارد». این درباره ی خود من هم صدق میکند چراکه حال مساعدی نداشتم ولی ترجیح میدادم برای بهبود خودم در یادبود دکتر معتمدنژاد شرکت کنم چون یاد او مرا زنده میدارد.
به گزارش شفقنا رسانه، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی دغدغهی مرحوم معتمدنژاد را توسعه ایران دانست و گفت: سعی میکرد نقش و سهم خود را برای توسعهی ایران روشن کند که از جملهی آنها توسعهی ارتباطات بود و در ذیل توسعهی ارتباطات، توسعهی مطبوعات هم بود.
او در ادامه به دو مبحث مطبوعات در تهران و تهران در مطبوعات اشاره کرد و گفت: وقتی از مطبوعات در تهران بخواهم سخن بگویم باید با همان زاویهی نگاهی بگویم که مرحوم معتمدنژاد داشتند. وضعیت تاریخی مطبوعات در تهران چه پس از انقلاب و چه بعد از آن چه نسبتی با توسعهی مطبوعات یا با توسعهی ایران دارد.
خانیکی با اشاره به پایاننامهی کارشناسی ارشد خود زیر نظر مرحوم معتمدنژاد گفت: من برای توسعهی مطبوعات در این پایاننامه ۶ شاخص تعیین کرده بودم. در کنار ارزیابی کیفی به آنها میتوان فراز و فرود مطبوعات را سنجید که از جمله میتوان به متغیر تیراژ، نوع نشریات، محل انتشار، دورهی انتشار، گرایش نشریات و طول عمر آنها نام برد. منظور از تیراژ مشخص است. وقتی جامعه مشارکت جو باشد، تیراژ مطبوعات هم بالا میرود و همین را در دوران ملی شدن صنعت نفت، مشروطه و … هم میبینیم. منظور از نوع نشریات هم این است که نشریات به شرایط سیاسی و اجتماعی که جامعه دارد حساس هستند یا به حاشیهها؟
به گزارش شفقنا رسانه، او ادامه داد: محل انتشار هم مهم است. وقتی جامعهی ایران در فرازهای توسعه قرار دارد نشریات فقط در تهران منتشر نمیشود. کانونهای فعال نشر مطبوعات حتی به دور دست ایران هم میرود و نه تنها محلهای اصلی بلکه جاهای دور و شهرهای کوچکتر هم وارد این حوزه میشوند. از طرف دیگر منظور از دورهی انتشار هم این است که هر وقت وضعیت مطبوعات خوب است، دورههای انتشار به هم نزدیکتر است. یعنی ما تعداد روزنامه ها را بیشتر از هفته نامه ها و سالنامه ها داریم و برعکس هر وقت وضعیت مطلوب نیست روزنامه ها کم می شوند تا به گاهنامه و سالنامه میرسند. منظور از گرایش هم توزیع گرایش هاست. جامعه ی توسعه یافته وارد همه نوع عرصه هایی می شود. همان قدر که به سیاست می پردازد به اوقات فراغت، زنان، علم و … هم می پردازد.
خانیکی در ادامه به توضیح شاخص طول عمر پرداخت و گفت: طول عمر کوتاه از مهم ترین عارضههای مطبوعات است که بر اساس آخرین آمارهای ارشاد تقریبا نزدیک به نیمی از مجوزها هنوز امکان انتشار پیدا نکردهاند و این شاخص خوبی نیست. در دوران بعد از انقلاب، دفاع مقدس و اصلاحات بسیاری از این شاخص ها بهبود پیدا کرده است.
او در ادامه به مبحث تهران در مطبوعات پرداخت و گفت: خوشبختانه کارنامه ی نسبتا قابل دفاع تری بعد از انقلاب اسلامی در این زمینه داریم. یعنی تهران در مطبوعات چگونه بازنمایی شده است یا فضاهای تهران و زندگی در تهران باعث شده که تغییری در روزنامهها و روزنامه نگاری رخ دهد؟ به میزانی که مطبوعات در تهران منتشر می شوند نشریات عمومی کمتر منتشر می شوند. قلب تپنده ی روزنامهنگاری در تهران است که جزو شاخصهای توسعهیافتگی نیست و میتوان گفت تصویر مطلوب تهران می تواند بر تصویر مطلوب شهرهای دیگر و مطبوعات آنجا تسری پیدا کند.
او ادامه داد: منظور از مبحث دوم این است که تهران چگونه در مطبوعات بازنمایی می شود یا به چه جهتی از مطبوعات در تهران پرداخته می شود. به عنوان یک معلم ارتباطات معتقدم خوشبختانه نوع جدیدی از روزنامه نگاری به نام روزنامه نگاری اجتماعی در تهران جای خود را باز کرده که فقط تهران را در حادثه ها نمی بیند.
به گزارش شفقنا رسانه، خانیکی با بیان نقل قولی از مرحوم صابری در یکی از جلسات گفت: «تهران روزنامهای لازم دارد که وقتی مردم میخوانند احساس نکنند یک بمب زیر پایشان منفجر می شود بلکه آنها را به زندگی دعوت کند» چون ما روزنامهنگاران آموخته بودیم خبری، خبر است که ارزش برخورد داشته باشد و او می گفت باید ارزش خبری در زندگی تعریف شود و همان هم شد و طراحی اولیه ی آن روزنامه –همشهری- این بود که ایجاد دلهره و اضطراب نکند و آن در روزنامه نگاری اجتماعی ادامه پیدا کرد.
او ادامه داد: به نظر من نوعی روزنامه نگاری کنشگر که فقط به رساندن خبر اکتفا نمی کند در تهران و درون مطبوعات ما شکل می گیرد. روزنامه نگاری که خود روزنامه نگاران کاری انجام می دهند. مسئلهی بعدی روزنامهنگاری صلح است که جای خود را پیدا کرده است. روزنامه نگاری که ارزش ها را بر اساس همزیستی، مدارا و گفت وگو تعریف میکند.
خانیکی با بیان این که در حیات شهری تهران به ارتباطات و مطبوعات توجه نشده گفت: ما در شهری مثل تهران ارتباطات به طور عام و مطبوعات به طور خاص را در حیات شهری کمتر مورد توجه قرار دادهایم و فکر کردهایم زندگی در تهران فقط و فقط با درست کردن بزرگراهها ساخته میشود. فکر نکرده بودیم تهران بدون گفتوگو، تهرانی غیرقابل زیستن میشود. باید مکانی باشد که اصلاح رفتار رخ دهد و این اصلاح در جاهایی رخ می دهد که این نوع ارتباطات – ارتباطات صلح و روزنامه نگاری صلح – در آن دیده شود.
او به تعریف روزنامهنگاری راهحلگرا پرداخت و گفت: روزنامه نگاری راه حل گرا فقط به برجسته سازی و بزرگ کردن موارد خاصی اکتفا نمی کند که فقر یا فساد را نشان می دهد بلکه سعی دارد در کنار آن به راه حل ها هم بپردازد.
خانیکی ادامه داد: در تهران وقتی ذیل همین همشهری، همشهری محله تأسیس شد، سعی کرد با تأمین نیازهای اطلاع رسانی در محلهها سفرهای شهری را کم کند و نوعی از روزنامهنگاری بود که می توان گفت بعد از انقلاب اسلامی در تهران سابقهی قابل اعتنایی دارد.
به گزارش شفقنا رسانه، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: واقعیت این است که سیاستگذاری توسعهای ما توجه خود را هنوز از تهران نه تنها به شهرهای کوچک بلکه به شهرهای بزرگ تغییر نداده است و هنوز سیاست های توسعه ای روزنامه نگاری محلی ما سیاست های نارسی است. به برنامه های تلویزیون نگاه کنید. ببینید مرور بر مطبوعات چه قدر مربوط به مطبوعات تهرانی است و چقدر به مطبوعات شهرستانی؟ میتوانم بگویم تصویر روزنامهنگاری ما در تلویزیون بیشتر تصویر روزنامهنگاری تهران است و خبرهای با ارزش خبرهایی است که در تهران رخ می دهد. البته خبرهایی از شهرستان ها یا غیرتهران در مطبوعات تهران و مطبوعات سراسری انعکاس پیدا می کند که بیشتر از ارزش های خبری واجد ارزش برخورد یا شگفتی باشند و این موضوعی بوده که به آن نقد دارم.
خانیکی در ادامه به مقایسهی وضعیت یارانهها و آگهی های دولتی در مطبوعات تهران و شهرستان پرداخت و گفت: تا جایی که به آمارها مراجعه کردم در آمارهای یارانه ها و آگهی ها وضعیت خوب برای نشریات تهران، وضعیت بد برای نشریات شهرستان ها است. در آمارهای امسال از ۱۰ نشریه ای که بیشترین آگهی دولتی را دریافت می کنند تنها یک نشریه تهرانی نیست و آن هم روزنامه ی خراسان است. حتی بیشترین آگهی های دولتی که از شهرستان نصیب مطبوعات می شود عمدتا نصیب نشریات تهرانی می شود و تنها یک روزنامه ی شهرستانی – قدس – در میان این ۱۰ روزنامه است. به نظر می آید اگر ما با همین تعلق خاطر به تهران بخواهیم از زاویه دید دکتر معتمدنژاد به مسئلهی مطبوعات نگاه کنیم نیازمند توزیع عادلانهی مطبوعات بین تهران و غیرتهران هستیم. مطبوعات تهرانی وقتی بهترین وضعیت را خواهند داشت که مطبوعات بومی وضعیت مطلوبی داشته باشند؛ در غیراین صورت باز هم تهران محل جذب بهترینها در عالم مطبوعات خواهد بود. برای این که به فکر تهران باشیم باید به فکر ایران باشیم.
نشریات محلی معمولا همان روایت ملی را مطرح میکنند
به گزارش شفقنا رسانه، احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران به عنوان سخنران بعدی در ادامه ی این نشست گفت: سابقهی تهران به لحاظ فرهنگی متفاوت و این تفاوت را در نقاط مختلف تهران میتوان دید. میخواهم بگویم مسئلهی تهران زدگی اول گرفتار خود تهران است یعنی الگوی ویژهای که در نظام مهندسی، طراحی و … وجود دارد اول به خود تهران آسیب میزند و این نکته دربارهی نشریات محلی هم صدق می کند.
او به بیان یکی از تجارب خود پرداخت و گفت: من یک نمونه نشریهی محلی کار کردم و در این نشریه خیلی تلاش کردیم تا خبر محلی منتشر کنیم. مثلا وقتی دهه ی فجر است نشریات محلی بگویند در آن محل چه اتفاقی افتاده است و … . نشریات محلی معمولا کار محلی نمیکنند. در واقع همان روایت ملی را مطرح میکنند. مطبوعات در کشور ما سابقهی بالایی دارند بنابراین تعدد و تنوع بالایی هم دارند.
به گزارش شفقنا رسانه، مسجدجامعی در ادامه گفت: مرحوم معتمدنژاد همهی عمرشان را برای روزنامهنگاری، ایجاد گفتوگو بین دستگاههای اجرایی و دستگاههای دانشگاهی و مردم صرف کردند تواضع بالایی هم داشتند. به عبارتی اخلاق فردی شان منشأ اثر اجتماعی بود یعنی بخشی از آن بر محیط و بین دانشجویانش تأثیر می گذاشت. رابطه ی استاد و دانشجو فقط کلاس و درس نبود بلکه بیشتر از اینها بود.
او ادامه داد: اگر ما بتوانیم در مطبوعات به حوزهی اخلاق توجه کنیم، میتوانیم به فضای اخلاقی جامعه کمک کنیم. این که میگویم به جامعهای امید دهیم مانع نمیشود نقاط ضعف بیان نشود. روزنامهنگاری امیدوارانه این است که این مباحث به قدری جدی و اساسی در رسانههایمان مطرح شود که به یک جریان خارجی برای راهاندازی موج بینیاز باشیم. آنچه الان اتفاق میافتد جوانمرگی مطبوعات است پس تجربه کجا باید جمع شود؟ اگر استاد توفیقات ویژهای داشته به این دلیل بود که روزنامهنگار بود و در کنار روزنامهنگاری به اصول دانشگاهی پرداخت.
نشست «تهران در بستر مطبوعات» به مناسبت چهارمین سالگرد درگذشت مرحوم کاظم معتمدنژاد، پدر علوم ارتباطات ایران با حضور هادی خانیکی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ فرید قاسمی، پژوهشگر تاریخ مطبوعات؛ احمد مسجدجامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران و احمد میر عابدینی، مدرس ارتباطات عصر ۱۹ آذر در نگارخانه تهران برگزار شد.











