شفقنا- دکتر پیمان درباره تاثیر اندیشه شریعتی، عنوان کرد: میراث اندیشه شریعتی دارای پایه های اصلی برای بازسازی الهیات رهایی بخش سازگار با دوران کنونی است.
به گزارش خبرنگار شفقنا، دکتر حبیب الله پیمان در سمپوزیوم «اکنون ما و شریعتی» درباره شریعتی و الهیات آزادی بخش، اظهار کرد: ما برای اینکه از سلطه فرهنگ غرب رهایی پیدا کنیم، شریعتی با همان اندیشه بازگشت، فکر می کند که ما از آنها جدا شدیم اما باید به کجا برگردیم و باید به کجا بازگشت؟ شریعتی برای اینکه یک الگویی برای مخاطب خودش بیاورد، روی کلام شیعه تمرکز میکند و می گوید تشیع به عنوان یک حزب یا ایدئولوژی را انتخاب میکند.
او باتوجه به عامل ویژگی تفکر شیعه، ادامه داد: او فکر میکند اگر این تفکر بتواند در چارچوب انگیزه رهایی بخش عصر خودش بازخوانی شود می تواند عامل بسیج کننده فوق العاده نیرومندی باشد. در این مبانی شریعتی روی اجماع، شورا و بیعت تاکید دارد و آنها را کاملا اسلامی میداند و به آیات قرآن تکه دارد.
این فعال سیاسی در خصوص ارتباط اقبال، نخشب و شریعتی گفت: از شریعتی امروز ما میراث غنی به عنوان پایههای الهیات آزادی بخش در دوران جدید داریم که کاملا غنی هست که کار ویژهای هم روی آن انجام نشده است. در این بُعد شریعتی باید از فلسفه های مسلط آن زمان عبور کنند؛ خود شریعتی ورود جدی به فلسفه نداشت. ارتباطی بین اقبال، نخشب و شریعتی در بازسازی الهیات آزادی بخش مدرن انجام دهیم.
پیمان درباره تفاوتهای اندیشه اقبال، نخشب و شریعتی، توضیح داد: این ارتباط را می توان از اقبال عمق فلسفی در هستی شناسی انسان و در نخشب، ابتکار در وحدت بخشیدن به امر الهی در بخش عدالت، آزادی و اخلاق را برقرار کرد و در شریعتی هم در نقد گسترده از سنت و مدرنیته و ارایه ادبیات غنی از ایدههای بنیادین رهایی بخش که سرمایههای امروز هستند.
او در پایان اضافه کرد: میراث اندیشه شریعتی دارای پایه های اصلی برای بازسازی الهیات رهایی بخش سازگار با دوران کنونی است که باید روی آنها کار کنیم.
دکتر امیر رضایی: پروژه شریعتی هنوز نیرومند، موثر و تحول آفرین است
در ادامه این نشست دکتر امیر رضایی در سخنرانی خود با موضوع «عرفان رهایی بخش؛ اندیشه مرکزی جریان نوشریعتی»، تصریح کرد: جریان نئو شریعتی جریان نئوشریعتی یک جریان نوپا یا در حال شکل گیری است و با آزمون خطا برای شکل دادن به خودش پیش می رود. اگر این جریان بخواهد خودش را بازتولید کند، نیاز است که با پیشگامان فکری خودش یک نسبتی را برقرار کند، پیشگامانی که سرآغاز آن سیدجمالالدین اسدآبادی، اقبال و بعد هم به دکتر شریعتی می رسد؛ اگر چنین نسبتی برقرار می شود امکان تاسیس نئوشریعتی کاهش پیدا می کند.
این جامعه شناس درباره پروژه شریعتی، توضیح داد: اساسا این پروژه درون زا است و از یک بستری تاریخی، فرهنگی و اجتماعی برخواسته است پس اصیل و غیر وابسته است. از طرف دیگر این پروژه یک طیف روشنفکری خلق کرده و این جریان یک جریان زندهای است.
او ادامه داد: ۴۰ سال بعد از فوت دکتر شریعتی هنوز این جریان در شرایط مختلف تاریخی حضور دارد بنابراین قوی و نیرومند است. این پروژه هرگاه خودش را بازسازی کرده، نافذ، اثرگذار و تحول آفرین بوده است پس میتواند بازتولید شود.
این مترجم پروژه شریعتی را نیمه تمام دانست و افزود: در عین حال می تواند خودش را بازسازی کند و بازشناسی واقعیتهای دگرگون شونده اجتماعی را بهتر از جریان های دیگر فهمیده است؛ این پروژه یک پروژه نیمه تمام است و تا زمانی که به یک نهضت فکری و اجتماعی فراگیر تبدیل نشده است این پروژه باید به بازسازیهای خودش ادامه دهد. برخی تصور می کنند با تغییر و تحولات دورانها یک گسست هستی شناسی میان دوره جدید با دوره سابق اتفاق می افتد اما به نظر من دورانها در هم تنیده می شوند.
رضایی باتوجه به تاثیر دورانهای گذشته بر دورانهای جدید، اضافه کرد: دوره قبل در دوره جدید نفوذ می کند و به دوره آینده وارد می شود؛ پس دورهها یک رابطه گسست و پیوستی دارند یعنی رابطه ادوار تنها رابطه گسستی نیست. به همین دلیل می بینیم که به رغم تفاوت های دورانی میان شریعتی و سیدجمال و شریعتی و اقبال وجود دارد اما آنها از هم می آموزند اما در ساختار متفاوت و در کشور دیگری بودند. پس ما می توانیم به هر دوره ای که وارد می شویم از گذشته خودمان الهام بگیریم.
این جامعه شناس با بیان اینکه هسته اصلی تفکر نوشریعتی، عرفان رهایی بخش است، اظهار کرد: با تاکید بر مولفههای اندیشه شریعتی از جمله بازگشت به خویشتن، اصلاح دین، عقلانیت در روشنگری، جهت گیری بر ضد استعمار، استحمار و استکبار تاکید بر عرفان، برابری و آزادی ممکن خواهد بود.
عباس منوچهری: شریعتی دغدغه امر مدنی دارد
عباس منوچهری در ادامه این نشست درباره «عرفان مدنی و رهایی بخش در اندیشه شریعتی» سخنرانی کرد و باتوجه به اینکه انسان موجودی سیاسی است، گفت: انسان موجودی سیاسی است به این معنا که موجودی مدنی است و امور آن وابسته به شهر و شهروندان است.
او اظهار کرد: شریعتی معتقد است در جمعی که انسان زندگی می کند اولا رابطه خودش را با آن جمع، وضع خودش را در آن جمع و وضع آن جمع را در زمان و مکان حس می کند انسان از این موارد آگاه است؛ انسان مسئولیت خودش را در تدبیر جمع و جامعه حس می کند. اصلا اسمی از حکومت و اعمال اقتدار نمی آورد، پس شریعتی را می توان متفکری سیاسی دانست و فهم او از امر سیاسی به درستی همان امر مدنی بوده است.
این پژوهشگر مسایل اجتماعی با بیان اینکه می توان از آراء شریعتی نوعی از آنارشیسم هم برداشت کرد، توضیح داد: آنارشیست نه به معنای رایج و هرج مرج، بلکه آنارشیسم مفهومی یونانی دارد. در نهایت می توان آنارشیسم را به معنای بی حکمرانی فهمید و اینکه خود مردم و شهروندان می توانند حکومت کنند.
منوچهری ادامه داد: شریعتی مستمرا در آثار و در دورههای مختلف زندگی خود از مفاهیم و تعابیری استفاده می کند که کاملا اندیشه مدنی را بروز می دهد. مدنی ترین مفهوم در تاریخ فکر بشر مفهوم مردم است. یکی از کلیدی ترین مفاهیمی که شریعتی با اتکا به قرآن کریم مطرح می کند، مفهوم “ناس” است.
او با نگاه به مفاهیم قرآن در اندیشه شریعتی اشاره کرد: در نظام جامعه خدا و مردم با هم می آیند نه در مسایل اعتقادی. پس برای شریعتی مفهوم ناس یک مفهوم کاملا مدنی است و مکررا از این مفهوم استفاده می کند. شریعتی جز متفکرانی است که دغدغه امر مدنی است و الناس برای او مقدس است.
این استاد دانشگاه یکی دیگر از مباحث کلیدی که شریعتی مکررا استفاده می کند و به آن اشاره می کند بحث خود و دیگری است و در همین رابطه دوستی هم می آید. ما در سنت عرفان ایرانی از طریق رابطه فرد و خداوند است که شریعتی هم به آن اشاره می کند. در تعبیر دوستی از نگاه ارسطو این مفهوم را داریم که دوستی به معنای خواستن خیر دیگری به معنای خیر خود او است؛ اگر هر شهروندی خیر دیگری را به خاطر خود او بخواهد پس افراد جامعه خیر همدیگر را می خواهند. بنابراین مفهوم دوستی و فتوت هم از مفاهیم مدنی هستند.
منوچهری در خصوص عرفان مدنی، توضیح داد: عرفان به مثابه نحوه از فهمیدن است که از نظر شریعتی عرفان یعنی مخاطبتی ارتباطی محسوب می شود. همچنین شریعتی عرفان اصیل را صرفا عرفان مدنی می داند و عرفان مدنی یعنی ارتباط با خدا و کمال انسان جز از طریق ایثار در راه مردم ممکن نیست.











