شفقنا رسانه- محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در پنل دوم همایش دوسالانه مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ایران گفت: به عقیده من علیرغم تاریخچه نسبتا طولانی و قابل قبول در زمینه تجربه و آموزش، روزنامه نگاری ما همچنان در جستجوی هویت و فاقد آن است و علی رغم فراز و فرودهای پشت سرگذاشته هنوز ساختارمند نشده است.
به گزارش شفقنا رسانه، فرقانی در ابتدای سخنان خود با اشاره به سابقه روزنامهنگاری در ایران گفت: سابقه روزنامه در ایران به حدود 180 سال میرسد. منهای وقفهای که بعد از انقلاب فرهنگی پیش آمد، حدود 50 سال است که آموزش مستمر آکادمیک داریم. البته اگر به سال 1318برگردیم و فعالیتهای سازمان پرورش افکار و … را هم در نظر بگیریم، سابقهی آموزش روزنامهنگاری خیلی بیشتر میشود ولی دورههای منقطعی بودند و استمرار و پیوستگی نداشتند.
روزنامهنگاری در ایران هنوز ساختارمند نشده است
به عقیده فرقانی علیرغم تاریخچه نسبتا طولانی و قابل قبول در زمینهی تجربه و آموزش روزنامهنگاری، روزنامهنگاری ما همچنان در جستجوی هویت و فاقد آن است و علی رغم فراز و فرودهای پشت سرگذاشته هنوز ساختارمند نشده است. او توضیح داد: اگر بخواهیم یک شناسنامه برای حوزه رسانهای به طور کلی و مطبوعات به طور خاص بگذاریم، هنوز هم نمیدانیم این شناسنامه باید چه ویژگیها و جدولهایی داشته باشد. هنوز هم در همین روزها وقتی متن جدید قانون مطبوعات مینویسیم در بند اول آن مینویسیم رادیو و تلویزیون از این قانون مستثنی است. طبیعتاً بخشی از فعالیتها در شبکههای مجازی از این قانون مستثنی میشود و بعد ادعا میکنیم میخواهیم نظام جامع رسانهای بنویسیم. در حالی که مهمترین رسانهها از شمول آن خارج هستند. آن هم رسانههایی که به کم و کیف فعالیتهای آن ها نقد زیادی وارد است.
فرقانی ادامه داد: من همچنان ساختار روزنامهنگاری در ایران را یک ساختار کم و بیش فاقد هویت شکل گرفته و منسجم میبینم و به دلیل همین عدم شکلگیری هویت منسجم است که ما شاهد این همه فراز و فرود در کارکرد و نسبت بین مطبوعات و رسانهها با جامعه، نسبت بین مطبوعات و رسانهها با دولت، نسبت بین روزنامهنگاران با آکادمی و … هستیم.
چهار نوع گسست در عرصهی روزنامهنگاری
رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به چهار نوع گسست در عرصه روزنامهنگاری اشاره کرد و گفت: من قائل به گسست میان رسانه و دانشگاه، مطبوعات و جامعه، مطبوعات و حکومت، دانشگاه و جامعه هستم. البته من مانند دوستان قائل به فاتحه خوانی برای آموزش آکادمیک به آن معنا نیستم. چون معتقد هستم هنوز جدیترین نقدهای نظام آموزش از طریق همین محصولات آکادمی صورت میگیرد. یعنی این دوستان از طریق آنچه در دانشگاه آموختهاند، به آموزههای خود و آموزههایی که قرار است ارائه کنند، نقد وارد میکنند. بنابراین دانشگاه نقش زیادی در بارور کردن ذهن، تغذیه فکری، بلوغ شخصیتی، فکری و علمی ما داشته است.
فرقانی افزود: در حال حاضر خود ما هستیم که جدیترین نقدها را به کارکرد مطبوعات، تنشهای موجود در حوزهی رسانهها و … وارد و ادبیات آن را به جامعه منتقل میکنیم و اگر جامعه مطالبه دارد، از طریق آشنایی با این ادبیات است که مطالبات خود را در قبال رسانهها مطرح میکند. بنابراین چه در حوزه مطالعات فرهنگی و چه در حوزه روزنامهنگاری و حوزه جامعهشناسی یا هر حوزه دیگری از علوم انسانی من فکر میکنم که تغذیه نظریِ جامعه توسط دانشگاه است که مطالبات عینی و عملی را در سطح جامعه شکل میدهد. البته دانشگاه آماج این نقد هم است، به عبارتی دانشگاه به گونهای خود را هم نقد میکند و این نشانه بلوغ در این عرصه است.
نبود واژه روزنامهنگار در قوانین مطبوعات ایران
به گزارش شفقنا رسانه، او با مقایسه سیر تحول قانون مطبوعات غرب با ایران گفت: ما نهاد مطبوعات را از غرب اقتباس کردیم و حدود 70 سال بعد نهاد قانون مطبوعات را هم از فرانسه اقتباس کردیم ولی این میراث، میراث ناتمامی بود و همچنان ناتمام باقی مانده است. اگر در فرانسه نخستین قانون مطبوعات را در سال 1881 تدوین می کنند و ما اولین قانون مطبوعات مشروطه را از قانون مطبوعات 1881 فرانسه اقتباس میکنیم. آنها نزدیک 50 سال بعد قانون حقوق حرفهای روزنامهنگاران را توسط پارلمان به تصویب میرسانند ولی ما در ایران هیچ گاه صاحب چنین قانونی نمیشویم. در هیچ کدام از قوانین مطبوعاتی ما از اولین قانون مطبوعات مشروطه تا قوانین بازنگری شده و تغییر کرده -که حداقل 6 بار تغییر کرده است- با مفهوم یا واژهی روزنامهنگار روبهرو نمیشویم. همه جا واژهی مطبوعات به کار میبرند، انگار شخصیت حقیقی به اسم روزنامهنگار معنا ندارد.
حقوق روزنامهنگار در پیشنویس اخیر کمرنگتر شده است
فرقانی ادامه داد: وقتی روزنامهنگاری وجود ندارد و تعریف نمیشود، طبیعتاً حقوق روزنامهنگار هم تعریف و به رسمیت شناخته نمیشود. به عبارتی قانونی و تضمینی نمیشود. وقتی حقوق تضمینی نشد، نمیتوان توقع مسئولیتپذیری در این عرصه داشته باشیم. به عبارتی حقوق و مسئولیت دو روی یک سکه هستند. نمیتوان گفت روزنامهنگار همه جا باید در قبال کوچکترین خطای خود پاسخگو باشد. نه تنها مدیر مسئول، بلکه نشریه و حیات آن رسانه در گرو یک اشتباه باشد ولی در آن طرف قضیه شخصیتی به نام روزنامهنگار را نشناسیم و حقوق او را به رسمیت نشناسیم. حتی در پیشنویس اخیری هم که تهیه شده است، نسبت به پیشنویسهای قدیمی حقوق روزنامهنگار کمرنگتر شده بود. وقتی سوال پرسیدم گفتند میترسیم همین هم کمرنگتر شود و پذیرفته نشود.
مطالبه حقوق روزنامهنگار نیازمند مبارزه فرهنگی است
او گفت: من قائل به این نیستم که این وضعیت آرمانی را باید مطالبه کنیم و همین امروز و امشب باید اتفاق بیفتد. طبیعتاً این کار یک کار زمان بر و نیازمند مبارزه فرهنگی و فرهنگ سازی است. اگر ما روزنامهنگارانی داشتیم که هم صاحب حقوق خود و هم پاسخگوی اعمال خود بودند، بسیاری از فسادها در حوزه های مختلف اتفاق نمیافتاد و این را حق روزنامهنگاران میدانستیم که جستجو کنند، افشا کنند و مطالبه عمومی را در این زمینه مطرح کنند. اما وقتی ما استقلال حرفهای را برای روزنامهنگاران به رسمیت نشناختیم و روزنامهنگار با کوچکترین اشتباهی، حرفه خود را از دست دهد و یک نشریه به طور کلی تعطیل میشود، طبیعتاً شاهد محافظهکاری و کمرنگ شدن محتوا خواهیم بود.
رئیس دانشکده ارتباطات تصریح کرد: عرصهی آموزش روزنامهنگاری یکی از عرصههایی است که در آن هم شاهد گسست بین حوزهی عینی، تجربی و حرفهای با آکادمی و هم شاهد پیوند و ارتباط بودیم. نمیگویم وضعیت خوب و قابل قبول است ولی ما آموزشهایی به دانشجویان خود میدهیم که وقتی وارد رسانهها میشوند بتوانند کار خود را به نحو احسنت انجام دهند و مسئولیتها، وظایف و حقوق خود را بشناسند و کار را به نحو بهتری پیش ببرند. در حوزهی روابط عمومی هم این گونه است و من فکر میکنم در این 50 سال گذشته پیوند وسیعی در عرصهی آموزشی با عرصهی تجربی و عینی وجود داشته است.
آبشخور اکثر مطبوعات کم و بیش مشترک است
به گزارش شفقنا رسانه، فرقانی فراز و فرود روزنامهنگاری در عرصه عمل را یکی از گسستهای این حوزه دانست و بیان کرد: روزنامهنگاری در دورهای بسیار سیاسی و حتی به نظر من سیاستزده شد. البته این هیچ اشکالی ندارد که افراد سیاسی و حزبی روزنامهی مخصوص خود را داشته باشند اما کارکرد روزنامه حزبی با آزاد متفاوت است. ولی به دلیل توسعه نیافتگی و در نتیجه افتراق نایافتگی نهادها در جامعهی ما، شاهد خلط بین نهاد رسانه، نهاد حزب و نهاد دانشگاه بودیم و خیلی جاها روزنامهنگاران خواستهاند به مثابه شخصیتهای طراز اول حزبی ظاهر شوند یا برعکس احزاب خواستهاند روزنامههایی داشته باشند که ظاهرا به عنوان حزب تلقی نشوند. دولت روزنامههایی را حمایت کرده است که تمایل نداشتند بگویند وابسته به دولت هستند. اما آبشخور اکثر مطبوعات کم و بیش مشترک است.
رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به سخنان دکتر خانیکی در زمینه استقلال مجدد دانشکده علوم ارتباطات و شروع تحولات توضیح داد: کارشناسی ارشد روزنامهنگاری در چارچوب برنامه مستقل به وزارت علوم داده شده و تا حدی مقتضیات فضای جدید روزنامهنگاری امروز جهانی در آن دیده شده است. اما من فکر میکنم ما همیشه بین تحولات روزمره که موضوع مطالعات فرهنگی و رسانهها هم هست، خلاء خواهیم داشت. اتفاقا نقطه مشترک بین مطالعات فرهنگی و رسانهها همین روزآمد بودن و دیدن مسائل زندگی روزمره است.
او ادامه داد: اگر مطبوعات یا رسانهها را پیش نویس تاریخ بدانیم، یعنی آنها به ثبت و ضبط زندگی روزمره میپردازند. مطالعات فرهنگی هم میخواهد این مسائل روزمره را مطالعه کند. بنابراین حلقهی وصل این دو میتواند باشد. ولی یک شکاف وجود دارد. به علت سرعت تحولات، ما همیشه بین برنامههای آکادمیک و برنامههای آموزشیِ رسمی با آنچه دانشجویان به حق در کلاس مطالبه میکنند، فاصله خواهیم داشت و این فاصله هیچ وقت به صفر نخواهد رسید. من فکر میکنم این فاصله را باید با کار مشترک استادان و دانشجویان پر کرد. یعنی صرفا به چارچوب شرح درسِ مصوب پایبند نبود. گرچه احکام رسمی آموزشی میگوید پایبند باشید. البته در بعضی موارد حق دارند ولی اگر استادان قوی و کارامدی داشته باشیم، به نظر من این فاصله و شکاف را در مباحث کلاس پر میکنند.
همایش دوسالانه مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ایران 30 آذر ماه 95 در تالار شریعتی واقع در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. هادی خانیکی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ حسینعلی افخمی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی؛ محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و مهدی منتظر قائم عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سخنرانان پنل دوم این همایش با عنوان «دانش ارتباطات در ایران» بودند.











