شفقنا آینده- یک تحلیلگر مسائل منطقه درباره پیامدها و چشم انداز تحرکات اخیر حوثی های یمن می گوید: تسلط یا نفوذ حوثیها بر نقاط استراتژیک بابالمندب، اگر تثبیت شود، میتواند «برگ برنده» جدیدی برای جبهه مقاومت و همچنین ابزاری قدرتمند برای خود حوثیها جهت خروج از تنگنای محاصره باشد. از منظر استراتژیک، بابالمندب در کنار تنگه هرمز، یکی از دو گلوگاه حیاتی اقتصاد جهانی محسوب میشود. تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک حوثیها در این منطقه، به معنای ایجاد اهرمی است که میتواند از طریق فشار بر ترانزیت دریایی، امتیازاتی راهبردی هم برای خود آنها و هم برای منافع منطقهای ایران به ارمغان بیاورد.
دکتر عطا تقوی اصل در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در خصوص تحرکات اخیر حوثی های یمن در منطقه اظهار داشت: تحرکات اخیر نیروهای حوثی در تنگه بابالمندب و تغییر رویکرد آنها در قبال عربستان سعودی، نیازمند تحلیل در دو سطح خرد و کلان است. در سطح خرد، اقدامات نظامی حوثیها میتواند واکنشی به محاصره هوایی و زمینی طولانیمدت آنها توسط ائتلاف سعودی باشد؛ وضعیتی که سالهاست آزادی عمل آنها را در حوزه هوایی به شدت محدود کرده است. اما در سطح کلان، این اقدامات بخشی از بازی ژئوپلیتیک پیچیده میان ایران و آمریکا در منطقه است.
وی افزود: تسلط یا نفوذ حوثیها بر نقاط استراتژیک بابالمندب، اگر تثبیت شود، میتواند «برگ برنده» جدیدی برای جبهه مقاومت و همچنین ابزاری قدرتمند برای خود حوثیها جهت خروج از تنگنای محاصره باشد. از منظر استراتژیک، بابالمندب در کنار تنگه هرمز، یکی از دو گلوگاه حیاتی اقتصاد جهانی محسوب میشود. تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک حوثیها در این منطقه، به معنای ایجاد اهرمی است که میتواند از طریق فشار بر ترانزیت دریایی، امتیازاتی راهبردی هم برای خود آنها و هم برای منافع منطقهای ایران به ارمغان بیاورد.
وی تصریح کرد: بنابراین، این تحرکات را نباید یک رویداد گذرا دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک فرآیند استراتژیک تلقی کرد که هدف آن ایجاد بازدارندگی در برابر فشارهای بینالمللی و آمریکا است. با توجه به پیچیدگی روابط، احتمال شکلگیری یک ائتلاف منطقهای یا جهانی برای مقابله با این نفوذ و انجام حملات نظامی مجدد علیه حوثیها، از سوی قدرتهای منطقهای از جمله عربستان، همچنان مطرح است.
تقوی اصل با بیان اینکه در تحلیل سناریوهای احتمالی، نخست میتوان به احتمال عقبنشینی حوثیها از نقاط استراتژیک تصرفشده انتظار داشت. اما سناریوی دوم، نقش پنهان ایران در مدیریت این تحرکات است گفت: به گونهای که ایران ممکن است بدون اعلام رسمی، میانجیگری میان عربستان و حوثیها را دنبال کند تا از تبدیل شدن مسئله یمن به یک بحران ژئوپلیتیک مستقیم و رسانهای برای خود جلوگیری نماید. بنابراین، دو مسیر اصلی پیش رو قرار دارد: نخست، حل نظامی مسئله که با توجه به محدودیتهای قدرت عربستان، مستلزم حمایت آمریکا یا حتی اسرائیل است. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که ایالات متحده با درخواستهای نظامی مواجه شده اما به دلیل پیچیدگیهای جغرافیایی و پراکندگی قدرت حوثیها که میتواند پیامدهای ناخواستهای برای منافع آمریکا داشته باشد، از ورود مستقیم خودداری کرده است.
وی ادامه داد: مسیر دوم، حلوفصل دیپلماتیک است؛ توافقی میانابین که طی آن حوثیها از اخلال در مسیرهای تجاری و حمله به مراکز اقتصادی عربستان خودداری کنند و در مقابل، عربستان نیز با بازنگری در سیاست محاصره، اجازه بازگشت به روال عادی تجارت و پروازهای هوایی را بدهد. با توجه به برنامهریزیهای طولانیمدت حوثیها برای این اقدامات، بعید به نظر میرسد که آنها بدون کسب امتیازات مشخص، از مواضع خود عقبنشینی کنند.











