۱۸ مهر ۱۴۰۵

آخرین اخبار

نمایش تبلیغات تیک‌تاک در پلتفرم‌های متا ممنوع شد

شفقنا رسانه- سخنگوی شرکت «متا» (مالک فیس‌بوک و اینستاگرام)...

وزیر میراث فرهنگی در واکنش به اظهارات روبیو: ایران را نمی‌توان با یک جنگ،...

شفقنا- وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در واکنش به...

گزارش عراقچی از نشست سه‌جانبه ایران، روسیه و آذربایجان

شفقنا- وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از بررسی...

ترامپ: با پوتین برای عرضه ۳۰۰ هزار تُن دیزل روسیه به بازارهای جهانی توافق...

شفقنا_دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا امروز جمعه اعلام کرد:...

سرتیپ سریع: ۱۹۳۴ حمله هوایی و‌ موشکی عربستان علیه یمن طی یک ماه

شفقنا_سرتیپ یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد:...

استقبال رئیس‌جمهور قزاقستان از سخنان پزشکیان در نشست فوق العاده سران حوزه خزر

شفقنا- رئیس‌جمهور قزاقستان گفت:‌ با دیدگاه مسعود پزشکیان رئیس...

تأکید وزیر آموزش‌وپرورش بر توسعه عدالت آموزشی و تقویت مدارس دولتی در بجستان

شفقنا- وزیر آموزش‌وپرورش، در گردهمایی مدیران مدارس و فرهنگیان...

امید غضنفر شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار درگذشت

شفقنا- امید غضنفر، شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار در ۶۱...

نماینده مجلس: آموزش اقتصاد دیجیتال باید به اشتغال واقعی منجر شود

شفقنا- عضو هیأت‌رئیسه کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی بر...

نصیری: توقف خودروها در مرز افغانستان، صادرات را مختل کرده است

شفقنا- عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون ویژه حمایت از تولید و...

استاد هادی سروش: پیشینه و ماهیت اخلاق در مکاتب بشری تا اسلام و درد بشر امروز در زمینه اخلاق

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری اینگونه آورده است: «در رابطه با موضوع اخلاق، هیچ ملت و مکتبی وجود ندارد مگر آنکه به این مقوله در وجود آدمی توجهی ویژه داشته باشد. اخلاق از جمله علوم و دانش‌هایی است که همه انسان‌ها در اعصار مختلف و در ادیان گوناگون به آن توجه جدی داشته‌اند. با نگاهی به پیشینه اخلاق، درمی‌یابیم که این موضوع در تمدن‌هایی چون هندوستان و یونان به عنوان یک بحث محوری مطرح بوده و تا به امروز نیز یکی از مباحث و رشته‌های مهم در جهان غرب، شرق و مکاتب و ادیان مختلف به شمار می‌رود.

تعریف اخلاق و تمایز «چگونه بودن» از «چگونه زیستن»

مطلب نخست در رابطه با تعریف اخلاق است؛ اخلاق به معنای «چگونه بودن» است، نه صرفاً «چگونه زندگی کردن». بر اساس مکتب فلسفی فیلسوفان اسلامی – اعم از مشائیانی مانند فارابی و ابن‌سینا و خصوصاً صدرالمتألهین که قائل به اصالت وجود است – ، تمرکز بر «وجود»، ما را به سوی واکاویِ «بودن» راهنمایی می‌کند. از این رهگذر، اخلاق ترسیم‌کننده «چگونه بودن» است، نه اینکه فقط «چگونه زیستن» را برای ما مشخص کند. با این تعریف، ما از بسیاری از مکاتب و ادیان فاصله می‌گیریم؛ چرا که بسیاری از نظریه‌پردازان، اخلاق را صرفاً در چگونه زیستن و چگونه زندگی کردن پیاده کرده‌اند، اما در رویکرد ما، به چگونه بودن انسان توجه می‌شود: اینکه انسان نسبت به خود، نسبت به دیگران و نسبت به خدای خود چگونه باید باشد. این، تعریفی جامع از اخلاق است.

پیشینه اخلاق در مکاتب فلسفی یونان

در بررسی پیشینه اخلاق در یونان و در تفکر افلاطون و استادش سقراط، نگرش به این شکل ترسیم شده است که این دو حکیم بزرگ، برای اخلاقی بودن، «علم و معرفت» را کافی می‌دانستند. آن‌ها معتقد بودند همین که کسی صاحب علم و معرفت باشد، به اخلاق نیز دست پیدا می‌کند.

نقد اخلاق سقراطی و افلاطونی

اما ارسطو که شاگرد افلاطون است ، بسیاری از مطالب استاد خود را تکمیل و تتمیم کرد، ایشان این مبنا استاد را نپذیرفت. ارسطو علم و معرفت را برای اخلاقی شدن کافی نمی‌داند و قائل است کسی که می‌خواهد به اخلاق دست پیدا کند، باید به پرورش و ارتقای نفس و ساختن نفس خود توجه کند. از دیدگاه ارسطو صرفِ دانا بودن کافی نیست؛ کما اینکه افرادی هستند که از علم و معرفت برخوردارند اما بهره‌ای از اخلاق نبرده‌اند؛ زیرا پرورش روح و صفات نیکو در آن‌ها شکل نگرفته است. اوصاف و اخلاق حسنه باید با تمرین در نفس انسان جای بگیرد.

جای خالی«هدف نهایی» در اخلاق ارسطویی

سخن ارسطو نسبت به فرمایش افلاطون و سقراط کامل‌تر است؛ علم و معرفت در اخلاق اثرگذار است، اما اخلاق نیازمند پرورش روح، تمرین و ورزش دادن نفس برای کسب صفات نیکو است. با وجود زحمات فراوان ارسطو و نگارش کتاب شریف «اخلاق نیکوماخوسی»، نقطه‌ضعف و خلأ مهمی در گفتار او دیده می‌شود: در اخلاق ارسطویی، انسان به یک «هدف نهایی» راهنمایی نمی‌شود. به انسان گفته می‌شود که عدالت، حکمت و شجاعت داشته باش و نفس خود را از رذایلی چون نادانی، روش‌های سفیهانه، بزدلی و ترس مبرا کن؛ اما هدف نهایی از کسب این صفات نیکو و دوری از رذایل معرفی نمی‌شود. این مهم‌ترین نقد بر اخلاق ارسطویی است.

اخلاق در جهان شرق خصوصا در مکتب هند و نقد آن

در بررسی اخلاق در جهان شرق، یکی از مکاتب سابقه دار و کهن، اخلاق هندی است. محور اخلاق در هند، بر اساس «عاطفه» شکل می‌گیرد و عاطفه معیار اخلاقی بودن انسان است؛ یعنی هر انسانی که عاطفه بیشتری داشته باشد، قهراً دارای اخلاق بهتری است. اخلاق هندی اگرچه بخش مهمی از اخلاق را تأمین می‌کند، اما کامل نیست؛ زیرا عاطفه تنها بخشی از اخلاق است و همه آن نیست. ما در اخلاق به «شجاعت» هم نیاز داریم که گاهی از عاطفه فاصله می‌گیرد و عاطفه در همه جا نمی‌تواند تنها روش اخلاقی باشد. (در شرق علاوه بر هند، در چین و سایر مکاتب نیز می‌توان این مباحث را دنبال کرد).

سیر تطور اخلاق در فلسفه غرب

آنچه بیشترین خودنمایی را در مباحث اخلاقی دارد، اخلاق در غرب است. غرب با بهره‌گیری از دستاوردهای یونان و آرای فیلسوفان مشائی همچون ابن‌رشد اندلسی، توانست نوآوری‌هایی در زمینه اخلاق داشته باشد. فیلسوف آلمانی، ایمانوئل کانت که حدود ۲۰۰ سال پیش می‌زیست، ره‌آورد قابل توجهی ارائه کرد. مبنای اخلاقی او بر سه اصلِ «خدا، آزادی و جاودانگی» استوار شد. کانت ، اخلاق را در «وجدان اخلاقی» و «تکلیف اخلاقی» معنا کرد؛ بدین بیان که ما وجداناً درمی‌یابیم که باید اخلاق ، یعنی ؛ دارابودن صفات خوب و دوری از صفات بد داشته باشیم و نسبت به این گزاره‌های وجدانی، تکلیف نیز داریم.

نقد در معیارِ اخلاق بر اساس نظریه کانت

اخلاق کانت نسبت به اخلاق یونان و شرق، کامل‌تر و مورد توجه‌تر بود؛ اما نقدی که بر آن وارد است این است که این مکتب نیز کامل نیست. در اخلاق کانت گرچه وجدان و الزامِ تکلیف مطرح است، اما از میل به خیر و خوبی و شوق به خدمت به دیگران خارج از قضاوت وجدان خبری نیست. اینکه نهاد انسان به سوی خیر و خوبی بارور شود در اخلاق کانت دیده نمی‌شود. به همین دلیل، فیلسوفان غربیِ پس از او برای رفع این خلأ تلاش کردند. برتراند راسل عنصر «هوشیاری و هوشمندی» را به اخلاق غربی اضافه کرد و آن را دارای سهم مهمی دانست. حدود صد سال پس از کانت، ویلیام جیمز (فیلسوف و روان‌شناس آمریکایی) معیار اخلاق را بر اساس «سودمند بودنِ انسان نسبت به دیگران» مطرح کرد . جمله معروف او این بود که نیازهای مادی (مانند گرسنگی)، پلی برای اتصال ما به جهان طبیعت و مادیات است تا نیاز خود را تأمین کنیم؛ به همان نسبت، نیازهای معنوی نیز پلی هستند که ما را به عالم معنویت متصل می‌کنند. این تعبیر به قدری دلپذیر است که استاد شهید مطهری نیز از آن به عنوان یک «حرف بسیار حسابی» یاد کرده است. با وجود تمام این بازنگری‌ها در ۲۰۰ سال گذشته، تلاش برای جبران نواقص اخلاق غربی تا به امروز ادامه دارد.
ماهیت اخلاق در اسلام؛ اخلاقِ ایمانی و اتصال به عالم ملکوت
با وجود تمام زحمات قابل تقدیر دانشمندان جهان، آنچه در اسلام به عنوان اخلاق مطرح می‌شود، کاملاً از اخلاق شرق و غرب متمایز است. اخلاق از دیدگاه قرآن و عترت، استوار بر ایمان بخداست و در واقع ورود به دروازه «عالم غیب» است. انسان اخلاقی با اتصال به عالم غیب، روح ملکوتی پیدا می‌کند و به هر میزان که به مقام قرب الهی نائل شده و به اخلاق‌الله وارد شود، روحش به صفات خدایی آراسته شده و از رذایلی نظیر شرک و طاغوت جدا می‌گردد و مصداق خلیفه الهی بر روی زمین می‌شود: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً». [سوره بقره، آیه ۳۰] همان‌طور که در ابتدا اشاره شد، اخلاق یعنی «چگونه بودن»؛ اما در اسلام، اخلاق یعنی«بودن» که با اتصال به عالم ملکوت و آراسته شدن به اخلاق الهی: «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ» [بحارالأنوار، ج ۵۸، ص ۱۲۹]. خداوند رحیم، کریم، ودود، پرمحبت و اهل مدارا است و این اوصاف الهی الگویی است تا انسان به قدر ظرفیت خود، آن‌ها را در خویش جمع کند. چنین انسانی از مادیات جدا شده و به یک شخصیت «متخلق» تبدیل می‌شود.
نقشِ «فیض گرفتن و فیض رساندن» در اخلاقِ ایمانی
انسان متخلق کسی است که تلاش می‌کند مظهر صفات الهی (مثلا مظهر رحمت خدا) شود و به انسانی رحیم، دلسوز و دست‌به‌خیر مبدل گردد. در این نگاه، «فیض گرفتن و فیض رساندن» یک اصل مهم است. انسان متخلق صفات نیکو را از خود نمی‌داند، بلکه آن را فیضی می‌داند که از خدا که «مستخلف‌عنه» است ، می‌گیرد و به عنوان جانشین او، به دیگران می‌رساند. این مفهوم در آثار عرفانی ما نیز به زیبایی ترسیم شده است؛ آنجا که حافظ می‌گوید: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوش و بنوشان یعنی ؛ انسان ابتدا باید وجود خود را از اوصاف الهی پر کند (بنوشد) و سپس این فیض را به دیگران برساند (بنوشاند) و البته خودش هم از این فیض لذت ببرد.
جامعیت اخلاق اسلامی در مقایسه با سایر مکاتب
آنچه در مکاتب دیگر به عنوان نقطه قوت مطرح شد، در اخلاق اسلامی به صورت یکجا و کامل‌تر وجود دارد: اگر افلاطون و ارسطو «علم، معرفت و پرورش نفس» را مطرح کردند، در اسلام علم و معرفت صفت الهی است که خلیفه خدا نیز باید واجد آن باشد و پرورش روح اساس کار است. اگر در هند «عاطفه» محور است، در اخلاق مبتنی بر قرآن و عترت نیز عواطف جایگاه ویژه‌ای دارند. اگر کانت از «وجدان و تکلیف اخلاقی» سخن گفت، انسانی که به عالم غیب متصل می‌شود، در عالی‌ترین سطح دارای وجدان و تکلیف اخلاقی است.
اخلاق منفعت طلبانه!
اما نقدهایی که بر اخلاق غربی (مانند منفعت‌طلبی و اخلاق لیبرالیستی) وارد است، هرگز بر اخلاق اسلامی وارد نیست. در اخلاق دینی، ما یک انسان مصنوعی که صرفاً به صورت ظاهرسازی از دروغ، دزدی و دنیاطلبی دور باشد نمی‌سازیم؛ چرا که این اخلاق متکی به ایمان به خداست و یک واقعیت درونی است. در این مکتب، تمام مخلوقات محترم‌اند و بی‌حرمتی و بی‌عدالتی به انگیزه منفعت‌طلبی هیچ جایگاهی ندارد. شعار متخلق‌ان قرآنی این است: «قَوَّامِینَ لله شهداء بِالْقِسْطِ» [ سوره مائده آیه ۸] آن‌ها با انگیزه الهی ؛ به دنبال پیاده کردن عدالت و احسان در جامعه هستند.
اخلاق کاسب کارانه!
در اخلاق اسلامی نوع‌دوستی وجود دارد، اما کاسب‌کارانه نیست، بلکه بر اساس نیتی مافوق جهان طبیعت است. توجه به دیگران باعث فدا شدن معنویات نمی‌شود و احساسات سبب از بین رفتن فضائلی چون شجاعت نمی‌گردد. احساس تکلیفِ قرآنی صرفاً برآمده از وجدان بشری نیست، بلکه متکی بر یافته‌هایی است که از خداوند دریافت می‌شود و زیبایی‌های عقلی آن، زیبایی‌هایی است که از جانب حق‌تعالی ترسیم شده است.
رنج بشر امروز از چه اخلاقی است؟
آنچه بشر امروز را رنج می‌دهد این است که به خدای جهان و عالم غیب ایمان کاملی ندارد. بشر امروز مدعی اخلاق است، اما اخلاقش منفعت‌طلبانه، سودانگارانه و محدود به هم‌کیشان و هم‌حزبی‌های خود است. اخلاق باید از پایگاه دین جامع و کامل الهی (اسلام) نگریسته شود.
پیامبر اکرم (ص)؛ تجلی کامل اخلاق الهی
الگو و معیار بزرگ این مکتب اخلاقی، رسول‌الله (ص) است که فرمود: «تخلقوا باخلاق الله». خود ایشان نخستین واردشونده به عالم غیب و برترین انسانِ متخلق به اخلاق الهی است. خداوند متعال که خود عظیم است، در قرآن کریم اخلاق پیامبرش را عظیم می‌شمارد و می‌فرماید: «إِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ» [ سوره قلم، آیه ۴] و به همه ما سفارش می‌فرماید که اگر می‌خواهید اخلاقی شوید و روح خود را پرورش دهید، رسول‌الله را الگوی خود قرار دهید: «لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ» [سوره احزاب، آیه ۲۱]. این است نمایانگر اخلاقی کامل، از دیدگاهِ کامل‌ترین دین و باید بر اساس و معیار و با ان انگیزه الهی به اخلاق آراسته شد.
*این متن ، درس استاد سروش برای جمعی از طلاب و دانشجویان بوده
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید