شفقنا- مدیر گروه تاریخ وسیره مرکز مطالعات و پاسحگویی به شبهات حوزه های علمیه عنوان کرد: آنچه اهمیت واقعه ۱۷ شهریور را در جایگاه یک «نقطه عطف تاریخی» تثبیت میکند، تغییر بنیادین در ذهنیت جامعه و شکست کامل گفتمان اصلاح تدریجی بود.
به گزارش شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین امیر علی حسنلو در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرارداده است به بررسی حادثه ۱۷ شهریورماه سال ۱۳۵۷ موسوم به جمعه سیاه پرداخته است.
متن یادداشت را در ادامه بخوانید:
زمینهها و بسترهای تاریخی پیش از پاییز ۱۳۵۷
۱. وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۵۰
جامعه ایران در دهه ۱۳۵۰ شمسی دستخوش تغییرات وتحولات ساختاری،فرهنگی اجتماعی و اقتصادی عمیقی شد ؛ افزایش ناگهانی درآمدهای نفتی پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ میلادی، گرچه به افزایش چشمگیر بودجههای عمرانی و درآمدهای دولت انجامید، اما همزمان تورم مهارناپذیر، مهاجرت گسترده روستاییان به حاشیه شهرها، برهمخوردن توازن طبقاتی و گسترش شکاف اجتماعی را به همراه داشت.
ازنگاه سیاسی، بسته شدن فضای فعالیت احزاب سنتی و اعلام تکحزبی شدن کشور با تأسیس حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۳، نارضایتیهای مدنی را تشدید کرد. این تصمیم عملاً راههای مسالمتآمیز برای مشارکت سیاسی نخبگان و گروههای میانهرو را مسدود ساخت و جامعه را به سمت دوقطبی شدن سوق داد.
۲. شکلگیری اعتراضات اجتماعی از دی ۱۳۵۶ تا شهریور ۱۳۵۷
جرقه دور تازه اعتراضات با انتشار مقالهای در روزنامه اطلاعات در ۱۷ دی ۱۳۵۶ علیه امام خمینی زده شد. این رویداد سلسلهای از چهلمهای پیاپی را در شهرهای قم، تبریز، یزد، اصفهان، شیراز و تهران رقم زد:
۱-قیام ۲۹ بهمن تبریز: اعتراضات به شکلی سراسری و با خشونت کنترلنشده روبهرو شد.
۲-تابستان ۱۳۵۷ و بحرانهای امنیتی: با گسترش تظاهرات، دولت جمشید آموزگار در مرداد ۱۳۵۷ با بحران روبهرو شد.
۳-فاجعه سینما رکس آبادان (۲۸ مرداد ۱۳۵۷): فضای روانی جامعه را به شدت متشنج کرد و به سقوط کابینه آموزگار انجامید.
۴-دولت «آشتی ملی» جعفر شریفامامی: شریفامامی با شعار بازگرداندن آرامش، تغییر تاریخ شاهنشاهی به هجری شمسی و لغو برخی محدودیتها روی کار آمد، اما به دلیل عمق بیاعتمادی عمومی، موفق به مهار بحران نشد.
روند تحولات منجر به ۱۷ شهریور
۱. راهپیمایی روز عید فطر (۱۳ شهریور ۱۳۵۷)
یکی از نقاط عطف در بسیج عمومی معترضان، راهپیمایی روز عید فطر در ۱۳ شهریور ۱۳۵۷ بود. این مراسم با اقامه نماز به امامت آیتالله محمد مفتح در تپههای قیطریه تهران آغاز شد. پس از پایان نماز، جمعیتی گسترده به سمت مرکز و جنوب تهران به حرکت درآمدند. این راهپیمایی ماهیتی کاملاً آرام و بدون درگیری داشت و شعارهای سیاسی علیه ساختار سلطنتی به صورت علنی و گسترده سر داده شد. این تظاهرات نشاندهنده توان بالای مخالفان در بسیج تودهای بدون توسل به خشونت بود.
۲. تظاهرات ۱۶ شهریور و اعلام حکومت نظامی
در روز پنجشنبه ۱۶ شهریور، تظاهرات بزرگتری در تهران برگزار شد که مناطق وسیعی از میدان آزادی، خیابان انقلاب و میدان ژاله را در برگرفت. در پایان این راهپیمایی، تظاهرکنندگان وعده دادند که صبح روز جمعه ۱۷ شهریور در میدان ژاله تجمع کنند.
همان شب، شورای امنیت ملی با حضور مقامات ارشد لشکری و امنیتی، نخستوزیر و وزرای کلیدی تشکیل جلسه داد. نتیجه این نشست، تصمیم به اعلام برقراری «حکومت نظامی» در تهران و ۱۱ شهر دیگر (از جمله اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد، قزوین، جهرم و آبادان) به مدت شش ماه بود. ارتشبد غلامعلی اویسی به عنوان فرماندار نظامی تهران و حومه منصوب گردید.
اعلامیه حکومت نظامی ساعت ۶ صبح روز ۱۷ شهریور از رادیو سراسری پخش شد؛ زمانی که بسیاری از مردم از خانه خارج شده و در مسیر میدان ژاله بودند و از صدور چنین فرمانی اطلاعی نداشتند.
رخدادهای میدان ژاله (جمعه سیاه)
۱. آرایش نیروها دولتی و آغاز درگیریها
صبح جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، هزاران نفر از اهالی تهران، بهویژه ساکنان مناطق شرقی و جنوبی پایتخت، به سمت میدان ژاله (میدان شهدا) حرکت کردند. با رسیدن جمعیت به میدان، معترضان با صفآرایی فشرده نیروهای ارتش، تانکها، زرهپوشها و تفنگداران نظامی روبهرو شدند.
تلاشهای اولیه برخی از چهرههای مذهبی از جمله علامه یحیی نصیری (نوری) برای کنترل فضا و جلوگیری از خشونت به نتیجه نرسید. به گفته شاهدان عینی، پس از آنکه فرماندهان نظامی اخطارهایی مبنی بر غیرقانونی بودن تجمع و لزوم متفرق شدن صادر کردند، فضای میدان به سرعت به تنش کشیده شد و نیروهای نظامی از ساعت ۸:۱۵ صبح اقدام به شلیک مستقیم به سمت جمعیت کردند.
مسیرهای ورودی از شرق تهران،میدان ژاله (شهدا) استقرار تانکها و گارد نظامی بنبست خیابانهای منتهی به میدان محل اصلی وتیراندازی و محاصره جمعیت
۲. ابعاد جغرافیایی و وضعیت بیمارستانها
تیراندازیها تنها به میدان ژاله محدود نماند؛ درگیریها به خیابانهای پیرامون مانند خیابان فرحآباد (پیروزی)، خیابان شهباز (۱۷ شهریور)، میدان خراسان و کوچه پسکوچههای اطراف سرایت کرد. بالگردهای نظامی نیز بر فراز منطقه در حال پرواز بودند.
بیمارستانهای شرق و مرکز تهران از جمله بیمارستانهای سوم شعبان، سینا، جرجانی، هزارتختخوابی (امام خمینی) و شفا یحیائیان با حجم وسیعی از زخمیها و جانباختگان مواجه شدند. کمبود شدید خون و تجهیزات پزشکی موجب شد مردم برای اهدای خون در برابر بیمارستانها صف بکشند که این وضعیت خود به تشنج بیشتر در فضای شهر انجامید.
پیامدهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی
واقعه ۱۷ شهریور تأثیراتی تعیینکننده بر روند انقلاب اسلامی ایران بر جای گذاشت:
۱. فروپاشی راهبردهای مصالحهجویانه
تا پیش از ۱۷ شهریور، بخش قابل توجهی از نیروهای سیاسی میانهرو (مانند جبهه ملی و نهضت آزادی) و برخی مراجع تقلید هنوز به اصلاح رفتار حکومت، اجرای واقعی قانون اساسی مشروطه و برگزاری انتخابات آزاد امید داشتند. ریخته شدن خون معترضان در میدان ژاله، خط بطلانی بر تمامی راهکارهای میانه کشید و رویکرد براندازی ساختار را به خواست مسلط تبدیل کرد.
۲. ریزش در بدنه ارتش و نیروهای مسلح
این حادثه ضربه سنگینی به انگیزه و یکپارچگی ارتش شاهنشاهی وارد ساخت. استفاده از سربازان وظیفه در سرکوب مستقیم شهروندان باعث نافرمانی، فرار از پادگانها و امتناع از شلیک به مردم در ماههای بعد شد. این امر در میانمدت توان سرکوب ارتش را تحلیل برد.
۳. گسترش اعتصابات سراسری
پس از جمعه سیاه، مبارزه از کف خیابانها به شبکه اداری و اقتصادی کشور منتقل شد:
۱-اعتصاب کارگران صنعت نفت و پالایشگاهها
۲-اعتصاب کارمندان بانک مرکزی و سیستم بانکی
۳-تعطیلی بازارها، مراکز آموزشی، بنادر و مخابرات
این اعتصابات، شریانهای مالی و اجرایی دولت را قطع کرد و حکومت را از منظر اقتصادی و لجستیکی فلج نمود.
۴. مواضع بینالمللی
حادثه میدان ژاله به پوشش خبری گسترده در رسانههای بینالمللی انجامید و ادعای رژیم پهلوی مبنی بر حرکت به سوی «فضای باز سیاسی» را نزد افکار عمومی جهان بیاعتبار ساخت ؛. اگرچه جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، طی تماسی تلفنی از تهران حمایت کرد، اما انتقادات نهادهای حقوق بشری و نمایندگان کنگره، موضع دولت آمریکا را در تداوم حمایت بیقیدوشرط از محمدرضا پهلوی تضعیف نمود.
تحلیل تاریخی و مناقشات آماری
در مورد شمار جانباختگان واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ (جمعه سیاه)، ارقام ارائهشده در منابع مختلف بهشدت متفاوت است و این اختلاف خود به بخشی از مناقشه تاریخی این رویداد بدل شده است. بر اساس روایت رسمی حکومت پهلوی و فرمانداری نظامی، شمار کشتهشدگان حدود ۸۶ تا ۱۰۰ نفر اعلام شد؛ ارقامی که منتقدان آن را بهمنظور کمنمایی ابعاد فاجعه ارائهشده میدانند. در مقابل، برخی روایتهای اولیه انقلابیون و شایعاتی که در فضای قطع ارتباطات و محدودیت خبرنگاران خارجی گسترش یافت، از کشته شدن چند هزار نفر سخن میگفت؛ آماری که امروزه حتی تاریخنگاران و پژوهشگران منتقد نیز آن را غیرواقعی میدانند. بررسیهای اسنادی بعدی، بهویژه پژوهشهای عمادالدین باقی بر اساس اسناد بنیاد شهید، سوابق تدفین بهشت زهرا و گزارشهای پزشکی قانونی، شمار جانباختگان را در حدود ۶۴ تا ۸۸ نفر در میدان ژاله و نزدیک به ۱۰۰ نفر در کل تهران در آن روز برآورد میکند؛ ارقامی که امروزه در میان پژوهشگران جدی و آکادمیک از اعتبار نسبتاً بالایی برخوردار است. نکته مهم آنکه در همین روز، شمار زخمیها به صدها نفر رسید و جوّ روانی حاصل از این حادثه، در کنار ابهامهای آماری، به گسترش خشم عمومی و تشدید بحران مشروعیت رژیم پهلوی انجامید؛ چنانکه خود شاه بعدها در خاطراتش از ۱۷ شهریور به عنوان :شورشی که خونین سرکوب شد، یاد کرده و اعتراف کرده بود که این حادثه «هیچگاه از ذهن ملت پاک نخواهد شد.
سخن پایانی
از نظر تاریخنگاری، فراتر از ارقام و اعداد مستند، آنچه اهمیت واقعه ۱۷ شهریور را در جایگاه یک «نقطه عطف تاریخی» تثبیت میکند، تغییر بنیادین در ذهنیت جامعه و شکست کامل گفتمان اصلاح تدریجی بود.
جمعه سیاه فاصله میان حاکمیت و مردم را ترمیمناپذیر کرد، رهبری با اقتدارو قاطع امام خمینی (ره) را بلامنازع ساخت و در نهایت، مسیر تحولات را به گونهای رقم زد که تنها پنج ماه بعد، در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به فروپاشی کامل نظام شاهنشاهی انجامید ونظام انقلاب اسلامی مستقر و ایران از سلطه استعمار و استبداد تاریخی رها گردید واراده ملت به رهبری مرجعی آگاه و عارفی الهی بر تمام اراده ها فائق آمد.











