شفقنا- استاد هادی سروش با تأکید بر اینکه انسان معاصر، انسانی برخوردار از مطالبات و حقوقی چون حق اندیشیدن، آزادی، مصونیت از اهانت و حق زندگی است، اظهار کرد: دین نمیتواند نسبت به تحولات زمان و نیازهای انسان امروز بیتفاوت باشد؛ بلکه باید با حفظ اصول و مبانی خود، بهصورت معاصرانه فهم و عرضه شود.
وی با اشاره به شکلگیری قرائتهایی از دین که آن را به عبادت فردی، اطاعت از حاکم یا انحصار حقیقت و تکفیر مخالفان تقلیل دادهاند، تأکید کرد: راه برونرفت از این قرائتهای نادرست، بازگشت به دینی عقلانی، قرآنمحور و مبتنی بر اجتهاد است؛ دینی که بتواند با مطالبات انسان معاصر و تحولات زندگی بشر همراه شود.
گزارش تصویری: یکصدو چهل و ششمین نشست تخصصی «بنیاد باران»
به گزارش خبرنگار شفقنا، حجتالاسلام والمسلمین هادی سروش در یکصدو چهل و ششمین نشست تخصصی «بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران» که عصر روز گذشته برگزار شد، موضوع «انسان معاصر و دین معاصرانه» را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: این عنوان از دو مفهوم «انسان معاصر» و «دین معاصرانه» تشکیل شده است. مقصود از انسان معاصر، انسان امروز است؛ انسانی که باید از نظر هویت، داراییها و مطالبات مورد توجه قرار گیرد.
انسان معاصر؛ انسانی در مرحله رشد
وی افزود: انسانی که امروز از او با عنوان «انسان معاصر» سخن میگوییم، انسانی است که به مرحله رشد رسیده است. این رسیدن به مرحله رشد در طول ۱۴ قرن اتفاق افتاده است. هنگامی که پیامبر اسلام(ص) ظهور کردند، انسان در مرحله بلوغ قرار داشت و با ظهور اسلام، بلوغ انسان به پایان رسید و پس از آن، انسان وارد مرحله رشد شد؛ مرحلهای که از صدر اسلام آغاز شده و همچنان ادامه دارد و در آینده نیز ادامه خواهد یافت.
انسان و کمال آگاهی
وی ادامه داد: قرآن کریم نیز در آیاتی به تواناییها و ظرفیتهای انسان توجه داده است. خداوند متعال به انسان شنوایی، بینایی و قدرت درک و فهم عطا کرد و او را برای ورود به مرحله رشد آماده ساخت.
آخرین کلام رسول الله در مکه درباره سه عامل پر مخاطره
استاد سروش با اشاره به سخنان پیامبر اکرم(ص) در حجهالوداع گفت: پیامبر اسلام(ص) در آن سخنرانی که همواره در امتداد زمان برای مسلمانان قابل توجه است، بر سه مسئله مهم تأکید کردند که یکی از آنها رعایت حریم خصوصی، دیگری رعایت حقوق زنان و سوم، حرمت خون انسان بود.
وی افزود: پیامبر اکرم(ص) در سخنرانی حجهالوداع، بر حرمت خون مسلمانان تأکید ویژهای داشتند و ریختن خون یکدیگر را در کنار بازگشت به کفر قرار دادند. تعبیر پیامبر(ص) این است که مبادا پس از من به کفر بازگردید و خون یکدیگر را بریزید: «فَلَا تَرْجِعُوا بَعْدِی کُفَّارًا یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْضٍ.» این مسئله نشان میدهد که اسلام و پیامبر(ص) تا چه اندازه نسبت به حریم و حرمت خون انسان توجه دارند؛ بهگونهای که ریختن خون ناحق در مرز کفر قرار گرفته است.
نباید جامعه را به سمت «فقر» سوق داد؛ زیرا فقر میتواند انسان و جامعه را به «کفر» نزدیک کند
وی با بیان اینکه انسان معاصر مطالباتی فراتر از مسائل اقتصادی و مادی دارد، اظهار کرد: انسان معاصر علاوه بر مسائل اقتصادی و مادی، مطالبات غیرمادی نیز دارد و اگر بخواهیم این مطالبات را بررسی کنیم، با چند مطالبه جدی مواجه میشویم.
استاد سروش افزود: در زمینه به مسائل اقتصادی و زندگی مادی نیز باید توجه داشت که پیامبر اکرم(ص) در خطبهای که در مدینه خطاب به حکمرانان ایراد کردند، نسبت به فقیر شدن جامعه هشدار دادند و تأکید کردند که نباید جامعه را به سمت فقر سوق داد؛ زیرا فقر میتواند انسان و جامعه را به کفر نزدیک کند
نخستین مطالبه انسان معاصر؛ حق تفکر و اندیشه
نخستین مطالبه انسان معاصر را حق تفکر و اندیشه دانست و گفت: انسان امروز میگوید: میخواهم فکر کنم؛ به من اجازه دهید تفکر کنم؛ اجازه دهید اندیشه داشته باشم و برای خود نظریه داشته باشم و حتی نظریهپردازی کنم.
این استاد حوزه با اشاره به آیه ششم سوره توبه اظهار کرد: قرآن کریم این مطالبه انسان را به رسمیت شناخته است. خداوند در این آیه به پیامبر(ص) میفرماید: «وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ.» بدین معنا که اگر یکی از مشرکان از پیامبر درخواست کرد که سخن خداوند را بشنود، باید به او امنیت داده شود تا بتواند کلام الهی را بشنود، درباره آن بیندیشد و سپس در امنیت به محل خود بازگردد. بنابراین، نخستین مطالبه انسان معاصر، «حق اندیشیدن» است که در منطق قرآن نیز مورد توجه قرار گرفته است.
دومین مطالبه؛ آزادی انسان
وی دومین مطالبه انسان امروز را «آزادی» عنوان کرد و گفت: انسان معاصر میگوید «میخواهم آزاد باشم.» البته مقصود از آزادی و آزاد بودن، ولنگاری نیست؛ بلکه آزادی ازهر چیزی است که انسانیت، هویت، شخصیت و خواستههای انسان را به بند میکشد.
این استاد حوزه با اشاره به آیه ۱۵۷ سوره اعراف اظهار کرد: قرآن کریم درباره رسالت پیامبر(ص) میفرماید: «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ.» قرآن هدف انبیا و اولیا را آزاد کردن انسان و رها ساختن او از غل و زنجیرها میداند؛ غل و زنجیرهایی که میتوانند شامل توهمات، خرافات، جهالتها، نادانیها و انحرافات باشند؛ انسان باید از این زنجیرها آزاد باشد تا بتواند هویت و شخصیت مستقل خود را داشته باشد.
سومین مطالبه؛ مصونیت از اهانت و اتهام
وی سومین مطالبه انسان معاصر را «مصونیت از توهین، اهانت و اتهام» دانست و گفت: انسان امروز میگوید «نمیخواهم مورد اهانت قرار بگیرم.» اهانت تنها توهین مستقیم نیست، بلکه اتهام زدن و بیاحترامی نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
استاد سروش افزود: انسان معاصر از توهینها و اتهامات خسته است و میخواهد در امنیت اخلاقی زندگی کند. قرآن کریم نیز در سوره انعام، آیه ۱۰۸، میفرماید: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ.»
وی ادامه داد: قرآن حتی درباره کسانی که غیر خدا را میپرستند، دستور میدهد که آنان مورد توهین قرار نگیرند و مقدساتشان نیز مورد اهانت واقع نشود. بنابراین، قرآن در اینجا نیز با مطالبه انسان معاصر همراه است
چهارمین مطالبه؛ حق زندگی
وی چهارمین مطالبه انسان معاصر را «حق زندگی» دانست و اظهار کرد: انسان امروز میگوید «میخواهم زندگی کنم.» قرآن کریم نیز در آیات متعدد، نسبت به زندگی و بهرهمندی انسان از امکانات جهان توجه ویژهای دارد
وی افزود: آنچه در زمین و آسمان است، در اختیار انسان قرار گرفته و انسان میتواند از دریا، صحرا، آسمان، معادن و دیگر امکانات جهان بهرهمند شود. خداوند میفرماید: «وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ.»
این استاد حوزه ادامه داد: خداوند مسیر زندگی و بهرهمندی انسان را در برابر او قرار داده است و انسان حق دارد زندگی کند. در آیه دیگری نیز میفرماید: «وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ.» بنابراین، کسی حق ندارد انسان را از خواستهها، نیازها و حقوقش محروم کند یا حقوق او را پایمال سازد.
وی با اشاره به تکرار این مضمون در قرآن گفت: این تعبیر در سورههای اعراف، هود و شعراء آمده است و نشان میدهد که خداوند برای انسان حق زندگی و برخورداری از حقوق انسانی را به رسمیت شناخته است
انسان معاصر تنها خود را اهل نجات نمیداند
استاد سروش در ادامه به یکی دیگر از مطالبات انسان امروز اشاره کرد و گفت: انسان معاصر علاقهمند است که در زندگی اجتماعی، همه انسانهایی را که در مسیر مثبت حرکت میکنند و اهل ظلم و جفا نیستند، مورد توجه قرار دهد و تنها خود را اهل نجات نداند.
وی افزود: قرآن کریم نیز با نگاهی مثبت به این مطالبه پاسخ داده است. خداوند در سوره آلعمران، آیه ۱۱۴، میفرماید: «لَیْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّهٌ قَائِمَهٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ.»
این استاد حوزه ادامه داد: قرآن تصریح میکند که همه اهل کتاب یکسان نیستند. در میان یهودیان و مسیحیان، کسانی وجود دارند که اهل ایمان، عبادت، سجده و توجه به خداوند و روز قیامت هستند و در برابر منکرات نیز سکوت نمیکنند. آنها هنگامی که زشتیها، ناهنجاریها، نافرمانیها و تضییع حقوق را در جامعه میبینند، اعتراض میکنند و در برابر آن میایستند
امثال پاپ مورد احترام انسان معاصر است
استاد سروش با اشاره به مواضع پاپ در قبال جنگ غزه گفت: نمونهای از این مسئله را در جریان حملات اسرائیل به فلسطین نیز مشاهده کردیم که پاپ بارها سخنرانی و بیانیه صادر کرد. چنین افرادی از اهل کتاب مورد احترام هستند.
وی افزود: قرآن در ادامه میفرماید: «وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُولَٰئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ.» بنابراین، انسان معاصر میتواند همنوعان خود را در مسیر مثبت ببیند و آنان را نیز در شمار صالحان قرار دهد.
نباید به دلیل سوءاستفاده از نام دین، قلم بر روی دین بکشیم و از آن فاصله بگیریم
این استاد حوزه در ادامه سخنان خود به مفهوم «دین معاصرانه» پرداخت و گفت: تعبیر «دین معاصرانه» کمتر در ادبیات دینی و اجتماعی به کار رفته است. مقصود من از این تعبیر، دینی هماهنگ با زندگی، هماهنگ با مطالبات انسان امروز و دینی پیشرو است؛ دینی که به خواستههای انسان توجه مثبت دارد
وی بر ضرورت اصل دین تأکید کرد و افزود: ما نمیتوانیم به دلیل کجیها، بدیها و انحرافاتی که به نام دین یا با لباس دین انجام میشود، از دین دست بشوییم. دین ضروری است و باید آن لباس آلوده را از پیکر دین جدا کرد و انحراف را از خود دین تفکیک کرد.
دین با فطرت انسان پیوند دارد
وی نخستین دلیل ضرورت دین را فطری بودن آن دانست و گفت: فطرت انسان خواهان دین است. قرآن کریم در آیه «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» تصریح میکند که دین با فطرت انسان ارتباط دارد
این استاد حوزه افزود: ممکن است رفتارهای زنندهای به نام دین شکل بگیرد یا غبارهایی بر چهره دین بنشیند و ذهن جامعه را نسبت به دین مختل کند، اما این غبارها باقی نمیمانند و فطرت انسان در نهایت علاقه و ارادت خود به دین را نشان خواهد داد
وی ادامه داد: به تعبیر استاد شهید مطهری، فطرت عبارت است از تمایل ساختمان وجودی انسان به دین. هنگامی که ساختمان وجودی انسان به دین تمایل دارد، میتوان گفت دین با فطرت انسان پیوند دارد
ضرورت شناخت دین برای مقابله با انحرافات
استاد سروش دومین دلیل ضرورت دین را امکان مقابله با انحرافاتی دانست که به نام دین مطرح میشوند و اظهار کرد: گاهی با افرادی مواجه میشویم که از جایگاه دین و با استفاده از عنوان و بلندگوی دین سخن میگویند و رفتار میکنند، اما مبنا، سخن و روش آنان با دین صحیح سازگار نیست.
وی افزود: اگر ما با دین آشنا نباشیم و ارتباط درستی با دین نداشته باشیم، نمیتوانیم پاسخ صحیحی به این افراد بدهیم. آنان با روش و نظریه ناصحیح خود درباره دین، به جای دین مینشینند و اظهار نظر میکنند و چون در مقابلشان نقدی وجود ندارد و دین صحیحی عرضه نمیشود، جامعه نیز سخنان آنان را به عنوان سخن دین تلقی میکند.
این استاد حوزه تأکید کرد: بنابراین، باید دین را شناخت و به ضرورت آن اهتمام داشت تا بتوان در مقابل انحرافاتی که به نام دین شکل میگیرند، به صورت جدی ایستاد.
وی در عین حال گفت: ما نباید دین را بر ویرانهها بنا کنیم. اهمیت دین جدی است، اما نباید نظریههای دینی، رفتار دینی و اندیشه دینی خود را بر توهمات، موهومات، خرافات و هواپرستیها قرار دهیم؛ اینها نمیتوانند پایگاه دین باشند
علامه طباطبایی: تشریع الهی بر علم و آگاهی استوار است
استاد سروش با اشاره به دیدگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: علامه طباطبایی تصریح میکند که تشریع الهی بر علم و آگاهی استوار است. بنابراین، دین باید بر علم، آگاهی و دانش بنا شود.
دین باید با تحولات زمان همراه باشد
وی در ادامه با اشاره به مفهوم «دین معاصرانه» گفت: دین در بستر معاصرت قرار دارد و به روند تکاملی بشر، زندگی انسان و نیازهای او توجه میکند.
این استاد حوزه با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم(ص) درباره گردش و حرکت زمان اظهار کرد: زمان در درون خود در حرکت است و این حرکت ادامه دارد. همانگونه که زمین و آسمان با حرکتی خلق شدند، حرکت زمان نیز همواره ادامه خواهد داشت.
وی افزود: طبیعت تاریخ در دست هیچکس نیست. انسانها میآیند و میروند، سخنها میآیند و میروند و نظریهها نیز جای خود را به نظریههای دیگر میدهند. این خاصیت زمانه است و دین نیز این ویژگی را پذیرفته و با آن به شکل محترمانه مواجه شده است
انسان های برجسته احیاء کننده گان تفکر دینی
استاد سروش با اشاره به روایتی از «سنن ابیداود» گفت: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّهِ عَلَى رَأْسِ کُلِّ مِائَهِ سَنَهٍ مَنْ یُجَدِّدُ لَهَا دِینَهَا.» مضمون این روایت آن است که خداوند برای امت اسلامی در دورههای مختلف، افرادی را قرار میدهد که دین را احیا و تجدید کنند.
این استاد حوزه ادامه داد: مقصود از تعبیر «صد سال» لزوماً یک عدد دقیق و ریاضی نیست، بلکه در بسیاری از موارد، اعداد در روایات میتوانند نشانه کثرت باشند. مقصود اصلی روایت این است که هرگاه چراغ دین در جامعه رو به کمنوری رفت یا توجه مردم به آن کاهش پیدا کرد، افرادی برمیخیزند و دین الهی را عرضه و آن را در جامعه بارور میکنند
سه قرائت نادرست از دین
وی با ابراز تأسف از آنچه در طول تاریخ بر دین گذشته است، اظهار کرد: دینی که با توجه کامل به مطالبات انسان وارد عرصه شد و از طریق خداوند و وحی به انبیا رسید و بنای آن بر هدایت انسانها بوده و هست، متأسفانه در طول تاریخ دستوپایش بسته شده است.
وی افزود: البته مکتب قرآن و مکتب اهلبیت(ع) نگاه بسیار مثبتی به همه ابعاد انسان، زندگی، حقوق، اخلاق و معنویت دارند، اما در طول تاریخ اسلام، سه رویکرد نیز شکل گرفته که با دین اصیل فاصله دارند و متأسفانه به تعبیر استاد شهید مطهری، رگههایی از آنها را در نگاه خودمان نیز میتوان پیدا کرد.
مکتب مکه و مدینه؛ تقلیل دین به عبادت فردی
یاین استاد حوزه نخستین رویکرد را «مکتب مکه و مدینه» نامید و گفت: این تقسیمبندی حاصل ارزیابی است که بنده از حوزه دینی جوامع اسلامی در طول چهارده قرن داشتهام. در این نگاه، دین عمدتاً در حوزه فردی فعال است و حتی در حوزه فردی نیز بیشتر در عبادت خلاصه میشود. فرد تصور میکند که خودش مسئول خودش است و مسئولیت عبادت نیز بر دوش خود اوست؛ اما اینکه در جامعه چه اتفاقی میافتد، ارتباطی با او ندارد.
استاد سروش ادامه داد: اگر حادثهای مانند کربلااتفاق بیفتد، میگویند ارتباطی به ما ندارد. اگر در کنار مکه و مدینه و در واقعه حَرّه، جان، مال و ناموس مسلمانان مورد تعرض قرار گیرد، مردم مکه خم به ابرو نمیآورند. این نگاه، دینی میخواهد که فرد کنار کعبه باشد و عبادت کند، اما نسبت به سرنوشت جامعه مسئولیتی احساس نکند
مکتب شام؛ دین به مثابه اطاعت از حاکم
وی دومین رویکرد را «مکتب شام» دانست و گفت: مکتب شام، مکتبی است که بنیامیه آن را ساختند و در آن، دین در حکمرانی جامعه خلاصه میشود؛ از یک سو حکمرانی حاکمان و از سوی دیگر اطاعت مردم.
این استاد حوزه افزود: در این نگاه، هرچه حاکم بگوید، همان دین است. اگر حاکم سخنی بگوید، مردم آن را میپذیرند و اجرا میکنند، زیرا دین را همان چیزی میدانند که حاکم میگوید و در برابر آن اطاعت میکنند و به خوب و بد آنچه حاکم میگوید توجهی ندارند
وی با اشاره به سخنان معاویه اظهار کرد: معاویه تصریح کرده بود که من به نماز و روزه شما کاری ندارم؛ من به حکومت و حکمرانی بر شما کار دارم. در این نگاه، حکومت به جای دین مینشیند
مکتب کوفه؛ انحصار حقیقت و تکفیر مخالف
استاد سروش سومین رویکرد را «مکتب کوفه» عنوان کرد و گفت: در این مکتب، عدهای صاحب نفوذ و فتوا هستند و مریدان و مقلدان نیز بدون پرسش، سخنان آنان را میپذیرند و به آن عمل میکنند؛ تا چه رسد به اینکه بخواهند آن را نقد کنند یا نپذیرند.
وی افزود: در این نگاه، مفتی میگوید سخن من درست است، باور من درست است و باور دیگری که در مقابل باور من قرار دارد، نادرست است. از آنجا که دیگری با نظریه دینی من مخالف است، او را کافر میدانند و هنگامی که کسی کافر تلقی شد، خون او نیز مباح شمرده میشود.
این استاد حوزه تأکید کرد: این همان رویکردی است که گاهی از آن با عنوان جریان خوارج یاد میکنیم؛ جریانی که خود را تنها حق میداند، دیگران را باطل میشمارد و در برابر کسانی که نظر دیگری دارند، فتوا به کفر میدهد و کفر را نیز موجب هدر رفتن خون آنان میداند.
وی اظهار کرد: متأسفانه هر سه رویکرد در جهان اسلام شکل گرفتهاند و رگههایی از آنها نیز ممکن است در جامعه و حتی در نگاه ما حضور داشته باشد؛ چه رویکرد مکه و مدینه که دین را به عبادت فردی تقلیل میدهد، چه مکتب شام که حکومت و سخن حاکم را معیار دین میداند و چه مکتب کوفه که به تکفیر و ریختن خون مخالفان میانجامد.
راه برونرفت؛ فهم معاصرانه از دین
استاد سروش درباره راه برونرفت از این وضعیت گفت: راه این است که دین را به عنوان دینی هماهنگ با زندگی بشر و کمالات انسان ببینیم و به تعبیر دیگر، دین را «معاصرانه» معنا کنیم. هنگامی که دین را معاصرانه معنا کنیم، به چند اصل مهم ملتزم خواهیم شد.
این استاد حوزه نخستین اصل را عقلانی دانستن اسلام عنوان کرد و گفت: اسلام را نباید یک تعبد محض و یک دین ضد عقل بدانیم؛ بلکه اسلام دینی معقول، اندیشهورز و دعوتکننده به تفکر است که در همه جوانب، انسان را به تعقل و تعلم دعوت کرده است.
قرآن برای هر روز سخن تازه دار
دوی دومین اصل را توجه به قرآن دانست و اظهار کرد: دین معاصرانه مبتنی بر قرآن است و ما باید معتقد باشیم که قرآن برای هر روز انسان سخن تازه دارد. قرآن کریم درباره مطالبات انسان امروز، ۱۴۰۰ سال پیش سخن گفته و مطالبات انسان را متناسب با نیازهای او مورد توجه قرار داده است. بنابراین، قرآن میتواند در هر زمان با انسان و نیازهای او سخن بگویدباز است تا زندگی و معنویت بشر، همواره به سوی کمال حرکت کند.
انتهای پیام











