شفقنا آینده– یک استاد دانشگاه و کارشناس مسائل منطقه می گوید: ایران باید از کارت تنگهٔ هرمز و همچنین ظرفیت انرژی هستهای خود در برابر ایالات متحده، اسرائیل و سایر کشورهایی که سیاستهای آمریکا را دنبال میکنند، بهشکل هوشمندانهای بهرهبرداری کند. بیتوجهی مطلق به توافق یا عبور از هرگونه رایزنی و تفاهم، از منظر علمی قابل پذیرش نیست.
دکتر محمد گل افروز در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که توافقنامهای که میان ایران و ایالات متحده به امضا رسیده است، برای دورهای شصتروزه طراحی شده بود، اما در همان مهلت، شاهد نقض آن از سوی طرف مقابل بودیم. امروز مهلت این توافقنامه شصتروزه به پایان میرسد و طرفین اعلام کردهاند که این دوره قابل تمدید نیست. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که تنش موجود میان ایران و آمریکا و جنگهایی که در این راستا علیه ایران صورت گرفته است، در نهایت به کجا خواهد انجامید؟ آیندهی فراز و نشیبهای روابط دو کشور عمدتاً معطوف به چه موضوعاتی خواهد بود و چالشهای اساسی پیشِ روی توافق ایران و آمریکا کداماند؟ اظهار داشت: بحث را میتوان از مهلت تمامشده آغاز کرد، اما لازم است نگاه دقیقتری به تهدیدهای موجود فراروی ایران افکند. نخستین و مهمترین تهدید، تهدید اقتصادی است؛ محاصرهٔ دریایی کنونی که ایالات متحده و همپیمانانش، بهویژه اسرائیل، در پیش گرفتهاند، ممکن است سختگیرانهتر نیز شود. حتی با هدایت برخی بازیگران منطقهای، مسیرهای زمینی که در تعاملات اقتصادی با ایران نقش دارند نیز کاهش یافته و این امر میتواند به ایجاد تورم گسترده در داخل کشور بیانجامد.
اسرائیل ایران را بهمثابهای تهدید وجودی مینگرد و در راهبرد خود به دنبال قومگرایی و تجزیهی ایران است
وی افزود: در کنار این، تهدیدات دیگری نیز وجود دارد. اسرائیل ایران را بهمثابهای تهدید وجودی مینگرد و در راهبرد خود به دنبال قومگرایی و تجزیهی ایران است. از سوی دیگر، پیمان مکه که اخیرًا ازسوی عربستان سعودی برای ایجاد موازنهٔ منطقهای شکل گرفته است و بهنظر میرسد تحت هدایت ایالات متحده و همراهانش باشد، ترکیه و پاکستان را بهعنوان همسایگان ایران به یک پیمان امنیتی-نظامی میکشاند و کشورهای عربی را به این سمت متقاعد میکند که ایران یک تهدید است. افزون بر این، طرح انتقال نفت و گاز از طریق خطوط لولهٔ سرزمینی به کشورهای مصرفکننده، در حاشیه قرار دادنِ تنگهٔ هرمز و کاهش اهمیت خلیجفارس و این تنگه را دنبال میکند تا انرژی از مسیرهای دیگر به مقصد برسد. در صورت مواجهه با این مجموعه تهدیدها، ایران در تنگنای ژئوپلیتیکی شدیدی قرار خواهد گرفت.
وی تصریح کرد: بدیهی است که ادامهٔ این روند، بدون هرگونه توافق یا تفاهم با یکی از قدرتهای بزرگ جهان در حوزههای موردنیاز، به زیان کشور خواهد بود. فشارهای اقتصادی و روانی، و نیز فشار بر جامعه، نظام و ساختار حکمرانی، از سوی دیگر، استفاده از برخی اهرمهای فشاری که اکنون در اختیار ایران است را تضعیف خواهد کرد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در چنین شرایطی، ایران باید از کارت تنگهٔ هرمز و همچنین ظرفیت انرژی هستهای خود در برابر ایالات متحده، اسرائیل و سایر کشورهایی که سیاستهای آمریکا را دنبال میکنند، بهشکل هوشمندانهای بهرهبرداری کند. بیتوجهی مطلق به توافق یا عبور از هرگونه رایزنی و تفاهم، از منظر علمی قابل پذیرش نیست.
نباید اجازه داد کشورهای دیگر، ایران را به سمتسوی «صلح تحمیلی» هدایت کنند
وی ادامه داد: ایران به ناچار، یا از طریق راههای دیگر، ناگزیر از رایزنی با کشورهایی است که میتواند روی آنها تکیه کرد؛ از جمله چین که بهعنوان یک قدرت بزرگ، چه بهواسطهٔ پاکستان و چه بهصورت مستقیم، میتواند در سایر نقاط جهان با آمریکا تعامل کند و بهعنوان واسطهای مؤثر ایفای نقش نماید. در ماههای اخیر نیز تلاشهایی در این مسیر با رویکرد دیپلماتیک صورت گرفته است. امروز، نه صرفاً با ادامهٔ این رویهٔ، بلکه با برنامهریزی دقیقتر، باید مسالهٔ نخست یعنی جایگاه منطقهای ایران را به دستاوردی ارزشمند در جهت منافع ملی کشور تبدیل کرد. نباید اجازه داد کشورهای دیگر، ایران را به سمتسوی «صلح تحمیلی» هدایت کنند؛ بلکه باید خودمان صلح بسازیم و از این رهگذر، یک استراتژی منطقهای و نیز راهبردی بلندمدت برای کشور تدوین و تزیئِنه کنیم. هدف باید ایجاد رابطهای صلحمحور و مبتنی بر مصالحه یا موازنه با کشورهای منطقه و جهان باشد تا بتوان بر مبنای اهمیت ژئوپلیتیک ایران، جایگاه و وزن ویژهای برای کشور در نظام منطقهای ایجاد کرد. در دست داشتنِ اهرمهای لازم، با بهرهگیری از ظرفیت نهادهای سیاسی و قدرت نظامی موجود، امکان تحقق این برنامه را فراهم میکند. تدوین چنین راهبردی در اختیار خود ما است و تحقق آن مستلزم اراده و اقدام هوشمندانه است.
ایران میتواند با تلفیق سیاست و اهرمهای نظامی، جایگاه و نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد
گل افروز با بیان اینکه ایران میتواند با تلفیق سیاست و اهرمهای نظامی، جایگاه و نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد و بهگونهای عمل کند که بازیگران منطقهای و جهانی در راستای اهداف ما نقشآفرینی کنند گفت: در این مسیر، میتوان بر تأسیس برنامهای هماهنگ با همهی کشورهای منطقه و نیز بازیگران فرامنطقهای تکیه کرد. محور اصلی این سیاست، دیپلماسی است، دیپلماسیای که همهی قوای داخلی باید آن را در اولویت قرار دهند تا از این طریق بتوان کشورها را به سمت نوعی مصالحه هدایت کرد که دستکم در راستای تأمین منافع جمهوری اسلامی ایران باشد. با این حال، رقابتهای کنونی میان کشورهای رقیب ایران و نیز اختلافات در میان رقبای سیاسی داخل کشور، میتواند به برخی مسائل دامن بزند. اگر این روند ادامه یابد، امنیت ملی، امنیت نظامی و امنیت اقتصادی کشور را تحتالشعاع قرار میدهد و سرمایهی اجتماعی پشتیبان جمهوری اسلامی را تضعیف خواهد کرد. بنابراین لازم است برنامهریزی بهگونهای باشد که همهی اجزای نظام سیاسی و نظامی ایران بهصورت هماهنگ و در کنار یکدیگر عمل کنند و با تلفیقی از راهبردهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، اهرمی ایجاد شود که کشورها با اهداف ژئوپلیتیکی ایران همسو گردند.
وی افزود: اگر در این مسیر حرکت نکنیم، ممکن است با تحریمها و چالشهایی مواجه شویم که کشور را از وضعیت کنونی نیز بدتر کند. به نظر میرسد با توجه به حضور چهرههای جدید در رأس نظام از جمله اعضای تازهی شورای عالی امنیت ملی، رهبری کنونی و فرماندهان نظامیِ جایگزینشده بتوان اهرم دیپلماتیک را در کنار اهرم نظامی بهکار گرفت و برنامهریزی میانمدتی متوازن طراحی کرد. از فشارهای تحمیلشده میتوان فرصتی برای حرکت به سمت توسعه و تأمین منافع ملی ساخت. با توجه به شرایطی که نظام جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه است و نیز قرائت تحلیلی رایج، این احتمال وجود دارد که روند مصالحه تداوم یابد و به درگیری نظامی دیگری منجر نشود. اما تحقق این امر مستلزم گردآمدن فکر و اندیشهای همسو در داخل کشور و بهرهگیری هوشمندانه از فرصتهای موجود بهنفع جمهوری اسلامی ایران است.











