۱۶ شهریور ۱۴۰۵

آخرین اخبار

نماینده کنست اسرائیل: برکناری نتانیاهو یک ضرورت حیاتی برای «جامعه اسرائیل» است

شفقنا-«گیلعاد کاریو»، عضو کنست اسرائیل از حزب مخالف «دموکرات‌ها»...

افزایش نگرانی‌ها درباره گسترش جنگ در سودان در پی افشای رابطه اسرائیل با «نیروهای...

شفقنا-تداوم ارتباط شبه‌نظامیان «نیروهای پشتیبانی سریع» سودان با اسرائیل...

علی‌اکبر صالحی: فقدان جواد مجابی ضایعه‌ای برای فرهنگ ملی ایران است

شفقنا رسانه-علی‌اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایران‌شناسی درگذشت جواد مجابی...

۵ علامت هشداردهنده که می‌تواند از هک شدن گوشی خبر دهد

شفقنا رسانه- برخی رفتارهای غیرعادی تلفن همراه مانند کاهش...

پیروزی سپاهان با گل سه امتیازی لیموچی

شفقنا- سپاهان در دیدار برابر استقلال خوزستان توانست با...

پیروزی آرسنال در بازی بزرگ لیگ جزیره

شفقنا- آرسنال در دیدار حساس برابر چلسی در هفته...

پیام وزیر ورزش و جوانان به کاروان «رهبر شهید»

شفقنا- وزیر ورزش و جوانان، با تبریک عملکرد کاروان...

نماینده عراقی: «ایران عراق را از فروپاشی اقتصادی نجات داد»

شفقنا-«قیصر الجورانی»، عضو کمیسیون نفت و گاز پارلمان عراق...

برنامه تشییع پیکر جواد مجابی اعلام شد

شفقنا رسانه- مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری جواد مجابی...

نیویورک‌تایمز: خشونت شهرک‌نشینان بخشی از سیاست اسرائیل برای کنترل کرانه باختری است

شفقنا- روزنامه نیویورک‌تایمز در مقاله‌ای افزایش خشونت شهرک‌نشینان در...

افزایش حضور جنگنده‌های اسرائیلی در جنوب لبنان

شفقنا- منابع لبنانی اعلام کردند جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به‌طور...

فایننشال‌تایمز: «نگرانی ائتلاف یهودی‌آمریکایی از نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای بر اسرائیل»

شفقنا-روزنامه آمریکایی «فایننشال تایمز» به پیامدهای احتمالی انتخابات میان‌دوره‌ای...

آیا شستن مرغ خام واقعا خطرناک است؟

شفقنا - شستن مرغ خام، خطر پخش باکتری‌های مضر...

پنتاگون درباره حمله به یک مراسم عروسی در جنوب ایران تحقیق می‌کند

شفقنا- وزارت جنگ آمریکا در حال تحقیق درباره احتمال...

تقوی اصل در گفت وگو با شفقنا آینده: آمریکا برای مهار اقتصاد چین، خاورمیانه را رها نخواهد کرد/ «پیمان مکه» بیشتر کارکرد سیاسی دارد تا ظرفیتی برای معادلات میدانی

شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه و کارشناس مسائل منطقه درباره پیمان مکه می گوید: پیمان مذکور بیشتر کارکردی سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای دارد تا ظرفیتی برای تغییر معادلات میدانی. این قبیل ائتلاف‌ها فاقد چشم‌انداز اجرایی و بازدارندگی واقعی در محیط پرآشوب خاورمیانه هستند و نمی‌توانند نقش ایالات متحده به عنوان لایه اصلی دفاعی در منطقه را دگرگون یا جایگزین کنند. بنابراین، انتظار تحول ساختاری در امنیت منطقه از مجرای این پیمان، دور از واقعیت‌های میدانی به نظر می‌رسد.

دکتر سیدعطا تقوی اصل در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که در پی انعقاد پیمان امنیتی-دفاعی میان کشورهای عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان موسوم به «پیمان مکه»، پرسش‌هایی پیرامون تحولات ژئوپلیتیک منطقه و آینده روابط میان بازیگران منطقه‌ای مطرح شده است. با توجه به تنش‌های جاری و تحولاتِ صورت‌گرفته طی سه سال اخیر در سرزمین‌های اشغالی، این پرسش مطرح است که چنین ترتیبات امنیتی چه تأثیری بر موازنه قوا، همگرایی یا واگرایی‌های منطقه‌ای و در نهایت نقش آتی ایالات متحده در ساختار امنیت خاورمیانه خواهد داشت؟ اظهار داشت: در پاسخ به این پرسش‌ها، بایسته است به نکات زیر توجه داشت: اول؛ پیوند با ساختار قدرت فرامنطقه‌ای. تمامی سه کشور عضو این پیمان، از متحدان راهبردی ایالات متحده محسوب می‌شوند. با توجه به عضویت ترکیه در ناتو، پیوندهای عمیق استراتژیک پاکستان با واشینگتن و وابستگی‌های امنیتی عربستان سعودی، بسیار دور از ذهن است که چنین ترتیبات امنیتی بدون هماهنگی و چراغ سبز ایالات متحده شکل گرفته باشد. از این رو، هرگونه تلقی مبنی بر ایجاد یک بلوک امنیتی کاملاً مستقل و رقیب برای هژمونی آمریکا در منطقه، فاقد وجاهت تحلیلی است.

وی افزود: دوم؛ سابقه و کارآمدی پیمان‌های منطقه‌ای: نگاهی به پیشینه پیمان‌های مشابه در تاریخ خاورمیانه (از جمله سازمان همکاری اقتصادی اکو یا سایر ترتیبات منطقه‌ای)، نشان‌دهنده ناکارآمدی و جنبه‌های غالباً نمادین آن‌هاست. این الگوهای همکاری معمولاً در تغییر سیاست‌های هژمونیک منطقه ناتوان بوده و در عمل، دستاوردهای ملموس اقتصادی، نظامی یا امنیتی به همراه نداشته‌اند. تحولات جاری در منطقه نشان می‌دهد که بازیگران موثر فرامنطقه‌ای با مداخلات خود، قواعد بازی را تغییر داده و اثرگذاریِ این قبیل ائتلاف‌ها را خنثی یا محدود می‌کنند. سوم؛ اهداف و رویکردهای عربستان سعودی: به نظر می‌رسد تلاش عربستان سعودی برای شکل‌دهی به این پیمان، بیش از آنکه واجد ماهیتی نظامی-عملیاتی باشد، کنشی در راستای ایجاد یک «لایه امنیتی» جدید و دستیابی به مصونیتِ ادراکی برای خود در برابر تهدیدات احتمالی است. این کشور تلاش می‌کند با بهره‌گیری از توانمندی‌های ترکیه (در حوزه صنایع نظامی) و پاکستان (به عنوان تنها قدرت اتمی جهان اسلام)، یک حلقه دفاعی فرضی ایجاد کند؛ هرچند این رویکرد به دلیل فقدان زیرساخت‌های اجرایی، احتمالاً به نتیجه عملیاتی ختم نخواهد شد.

وی با بیان اینکه مورد چهارم؛ تقابل و چالش‌های اجرایی است، اظهار داشت: علیرغم ظواهر امر که ممکن است معطوف به مهار نفوذ ایران تفسیر شود، ماهیت پیچیده درگیری‌های منطقه، دستیابی به یک خروجی روشن از این پیمان را دشوار می‌کند. به‌عنوان مثال، در مناقشات مبتنی بر بازیگران نیابتی، تقابل مستقیمِ نظامی میان اعضای چنین پیمانی با ایران یا گروه‌های همسو، به دلیل روابط متقاطع اقتصادی و دیپلماتیک اعضا با کشورهای مختلف، عملاً غیرممکن است.

تقوی اصل بیان کرد: برآیند این تحلیل حاکی از آن است که پیمان مذکور بیشتر کارکردی سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای دارد تا ظرفیتی برای تغییر معادلات میدانی. این قبیل ائتلاف‌ها فاقد چشم‌انداز اجرایی و بازدارندگی واقعی در محیط پرآشوب خاورمیانه هستند و نمی‌توانند نقش ایالات متحده به عنوان لایه اصلی دفاعی در منطقه را دگرگون یا جایگزین کنند. بنابراین، انتظار تحول ساختاری در امنیت منطقه از مجرای این پیمان، دور از واقعیت‌های میدانی به نظر می‌رسد.

وی ادامه داد: با وجود روابط فرهنگی و راهبردی میان کشورهای عضو پیمان مذکور، به نظر می‌رسد این توافق بیشتر جنبه نمادین و دیپلماتیک دارد و نمی‌تواند تکلیف امنیت منطقه را روشن کند. برای تبیین این موضوع، لازم است به دو پرسش محوری پاسخ داده شود: نخست، آینده امنیت منطقه و نقش آمریکا در آن؛ دوم، میزان اثرگذاری پیمان سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان.

دلایل واقعی حضور و فشار آمریکا در منطقه

وی با اشاره به اینکه تحولات اخیر منطقه، از جمله فشارهای مستمر بر ایران و تنش‌های جاری، در نگاه نخست ممکن است اهداف امنیتی صرف داشته باشند؛ اما در تحلیل عمیق‌تر، این اقدامات در راستای دو هدف کلان طراحی شده‌اند، کوتاه کردن دست چین از منطقه: آمریکا به دنبال محدودسازی نفوذ چین و ایجاد اهرم فشار بر اقتصاد آن از طریق کنترل بر کانون‌های انرژی جهان است. تسلط بر نبض انرژی جهانی: کنترل مسیرهای حیاتی انرژی، ابزاری راهبردی برای اعمال فشار در مقاطع حساس بر رقبای اقتصادی و ژئوپلیتیکی به شمار می‌رود. نکته قابل توجه آن است که با وجود عدم قرارگیری این مناقشات در صدر اولویت‌های اعلامی امنیت ملی آمریکا، این کشور عملاً وارد درگیری‌های منطقه شده است. این تضاد میان گفتار و رفتار نشان می‌دهد که راهبرد اعلامی آمریکا با اهداف عملیاتی آن همخوانی کامل ندارد.

خلیج فارس؛ نقطه کانونی ماندگار سیاست خارجی آمریکا

تقوی اصل تصریح کرد: در دهه پیش رو، خلیج فارس و خاورمیانه همچنان نقطه کانونی سیاست خارجی آمریکا باقی خواهند ماند. دلیل اصلی این تداوم، نقش این منطقه در کنترل و تحت فشار قرار دادن اقتصاد چین است. تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است؛ ایران در تلاش است قواعد جدیدی را در این آبراه راهبردی حاکم کند و آمریکا نیز به دلیل نقش هژمونیک خود در منطقه و اهمیت آن برای مهار چین، حاضر به پذیرش این تغییر قواعد نیست. هرچند نیاز مستقیم آمریکا به تنگه هرمز ممکن است محدود باشد، اما کارکرد ژئوپلیتیکی آن در حفظ هژمونی منطقه‌ای، انگیزه اصلی درگیری با ایران است.

ارزیابی کارآمدی پیمان سه‌جانبه منطقه‌ای

وی تاکید کرد: با توجه به موارد فوق، پیمان سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان: از منظر امنیتی، خروجی ملموسی برای منطقه نخواهد داشت و بیشتر جنبه دیپلماتیک و نمادین دارد. حتی این فرض که اعضای پیمان با هماهنگی آمریکا بخشی از بار امنیتی خلیج فارس را بر عهده گرفته‌اند نیز قابل اتکا نیست و نسبت به کارآمدی آن بدبینی وجود دارد.
هرگونه چشم‌انداز روشن برای خروج آمریکا از منطقه یا شکل‌گیری ترتیبات امنیتی مستقل از آن، دور از واقعیت است. برآیند این تحلیل آن است که آمریکا در آینده قابل پیش‌بینی منطقه را ترک نخواهد کرد و خلیج فارس و خاورمیانه به عنوان کانون اصلی سیاست خارجی و اهرم مهار چین، در مرکز توجه راهبردی واشینگتن باقی می‌ماند. در این چارچوب، پیمان‌های منطقه‌ای تازه‌تأسیس فاقد ظرفیت لازم برای تغییر معادلات امنیتی بوده و اثرگذاری آن‌ها صرفاً در سطح دیپلماتیک و رسانه‌ای باقی خواهد ماند.

 

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید