شفقنا آینده- شبکه خبری بلومبرگ در گزارشی تحت عنوان فرعی «واقعیت سخت»- یا زمین سفت واقعیت- نوشته که متحدان ترامپ در آمریکای لاتین با واقعیتهای سخت و دشواری برای حل مشکلات خود روبرو هستند. در این گزارش همچنین روی این موضوع تاکید شده که رهبرانی مانند «آبلاردو د لا اسپریلا» رئیسجمهور کلمبیا باید به تنهایی با انبوهی از مسائل و چالشهای دشوار دست و پنجه نرم کنند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از شبکه خبری بلومبرگ؛ «آبلاردو د لا اسپریلا» که در زمان انتخابات ریاستجمهوری کلمبیا وعده داده بود جرم و جنایت را در کشورش تحمل نخواهد کرد، در نهایت با همین وعده رئیسجمهور کلمبیا شد.
با این حال او از همان اولین روز ورود به کاخ ریاستجمهوری باید به وعدهاش عمل کند- و در واقع وعدههای او از همان روز اول مورد آزمایش قرار خواهد گرفت.
البته در این زمینه پیش از آغاز بحث باید این نکته را یادآوری کنیم که در کلمبیا نیز مانند دیگر کشورهای آمریکای لاتین دادن وعده بازگرداندن نظم آسانتر از عمل کردن به آن است.
[به همین دلیل هم هست که به سهولت میتوان گفت که] د لا اسپریلا حتی قبل از تصدی سمت ریاستجمهوری نیز با چالشهای زیادی روبرو است- که از جمله این چالشها میتوان به ادعاها و تهمتهای پرزیدنت گوستاوو پترو درباره کلاهبرداری اسپریلا، فراخوانهای اعتراضی طرفداران رقیب چپگرای شکستخوردهاش ایوان سپدا و البته توطئه بمبگذاری ادعایی مرتبط با جنگجویان مخالف فارک در نزدیکی محل برگزاری مراسم تحلیف ریاستجمهوری اشاره کرد.
کلمبیا جدیدترین کشوری است که به جریان جدید راستگرایی در آمریکای لاتین پیوسته است.
[در این میان درباره رئیسجمهور جدید کلمبیا میتوان گفت که] د لا اسپریلا وقتی وارد کارزار انتخاباتی شد، در زمینه دستور کار انتخاباتی خود از سیاستمداران زیادی الهام گرفته بود که از جمله این سیاستمداران و برنامههاشان میتوان به ریاضت مالی خاویر مایلی در آرژانتین و استراتژی امنیتی نایب بوکله در السالوادور اشاره کرد. البته در این میان نباید نقش روابط نزدیک د لا اسپریلا با دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا را نادیده گرفت!
او اما در عین حال وارث کشوری است که از نظر کارشناسان سیاسی در میان دیگر کشورهای منطقه یکی از دشوارترین محیطهایی است که میتوان بر آن حکومت کرد؛ کشوری با روند فزاینده کسری بودجه، تورم حاد و غیرقابل حل، یک وضعیت امنیتی وخیم و البته کنگرهای خارج از کنترل- که از همین ابتدا دشواری کار «آبلاردو د لا اسپریلا» را به نمایش میگذارد.
با این حال تجربیات سالهای اخیر در دیگر نقاط منطقه آمریکای لاتین حکایت از این میکند که رئیسجمهور جدید کلمبیا به هیچ وجه تنها نیست.
در حقیقت در سالهای اخیر در سراسر آمریکای جنوبی ناامیدی از روند و میزان جرم، افزایش تورم و رشد ضعیف اقتصادی باعث قدرت گرفتن رهبران محافظهکار شده است.
[در کنار این واقعیات، اما] تجربیات مایلی آرژانتینی، کیکو فوجیموری پرویی و خوزه آنتونیو کاست شیلیایی نشان میدهد که پیروزی در انتخابات یک چیز است و حکومت بر ملتهای به شدت قطبی شده چیز دیگری است. بهخصوص که این رهبران ناچار بودند در عین کاهش هزینهها در زمینه بازگرداندن امنیت و احیای رشد اقتصادی به دستاوردهای ملموس و محسوس دست یابند.
در این میان البته بسیاری تصور میکردند که روابط نزدیک رهبران محافظهکار آمریکای لاتین با ترامپ میتواند یک مزیت بزرگ برای آنها به شمار آید- که البته جدا از حمایت مالی فوقالعاده واشنگتن از خاویر مایلی آرژانتینی، این فرض در مورد دیگر رهبران منطقه چندان کارآمد جلوه نکرده است.
کاخ سفید تمایل زیادی به حمایت از حل چالشهای اقتصادی یا سیاسی در کشورهای منطقه نشان نداده و به نوعی میتوان گفت که متحدان ایدئولوژیک خود را تا حد زیادی به حال خود رها کرده است.
موضوعی که باعث شده دولتهای محافظهکار جدید آمریکای لاتین- و از جمله د لا اسپریلا- متحدان زیادی نداشته باشند، از حاشیه امنیت قابل توجهی برای خطاهای خود بهرهمند نباشند و زمان کافی نیز برای ایجاد تغییراتی که وعده دادهاند، نداشته باشند.
ادامه این مطلب و متن کامل آن را میتوانید اینجا بخوانید











