۲۱ شهریور ۱۴۰۵

آخرین اخبار

مدیرعامل آنتروپیک: سرعت توسعه ابزارهای هوش مصنوعی باید کاهش یابد

شفقنا- داریو آمودی، مدیرعامل شرکت آنتروپیک، روز شنبه خواستار...

بازگشت اسرای اسرائیلی از غزه و انتقاد از بی‌توجهی کابینه نتانیاهو

شفقنا- موشه کوهن الیاهو، نویسنده پایگاه عبری‌زبان «واللا»، در...

یحیی سریع: جنگنده‌های سعودی طی ۴۸ ساعت ۱۲۹ بار یمن را بمباران کردند

شفقنا- یحیی سریع، سخنگوی نظامی جنبش انصارالله، اعلام کرد...

گزارش رویترز: باب‌المندب به چالش جدید آمریکا تبدیل شد

شفقنا- خبرگزاری رویترز در گزارشی اعلام کرد پیشروی سریع...

وزیر ارتباطات: محدودیت‌های IPV۶ به‌سرعت تعیین تکلیف شود

شفقنا- وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، شبکه ملی اطلاعات را...

جاده چالوس بسته شد

شفقنا- رئیس پلیس راه راهور فراجا از ممنوعیت تردد...

دولت عراق، سهمیه سوخت کربلا را کاهش داد

شفقنا- نماینده استان کربلا در پارلمان عراق از وجود...

کاهش مصرف برق بدون افت کیفیت خدمات

شفقنا-وزیر نیرو با اشاره به کاهش قابل توجه مصرف...

گفتگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و عمان

شفقنا- وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت...

سرپرست سازمان تأمین اجتماعی: ورشکستگی تامین‌اجتماعی دروغ است

شفقنا- سرپرست سازمان تأمین اجتماعی گفت: اینکه بعضاً گفته...

رقابت هوش مصنوعی برای حل مسائل ریاضی؛ زنگ خطر ریاضی‌دانان جهان

شفقنا رسانه- ۲۵ ریاضی‌دان برجسته جهان با امضای نامه‌ای...

ردپای نفوذ غیرمجاز اوپن ای آی به حداقل ۱۰ وب سایت دیگر

شفقنا رسانه- شش تیم مستقل تحقیقاتی اعلام کرده اند...

۵G به روسیه رسید؛ آیفون‌ها همچنان در انتظار فعال‌سازی

شفقنا رسانه- روسیه اعلام کرد مشغول راه اندازی شبکه...

خاورمیانه پساآمریکایی در حال شکل‌گیری است/گزارش الجزیره

شفقنا – سال‌ها، صبر راهبردی عربستان سعودی با وابستگی راهبردی اشتباه گرفته می‌شد. ریاض تحریکات را تحمل کرد، از جنگ‌های غیرضروری اجتناب ورزید، روابط خود با ایالات متحده آمریکا را حفظ کرد و تمرکز خود را بر تحول و توسعه داخلی گذاشت. این خویشتن‌داری هرگز به معنای پذیرش این تصور نبود که یک نظم امنیتی منطقه‌ای طراحی‌شده از سوی واشنگتن قرار است برای همیشه دوام بیاورد.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، توافق دفاع متقابلی که روز جمعه در مکّه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به امضا رسید، نشان می‌دهد که چنین چیزی رخ نخواهد داد. این توافق سه کشور قدرتمند و بانفوذ منطقه را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. از این پس، حمله به یکی از آنها، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد. این تحول، آغاز نهادیِ شکل‌گیری یک معماری جدید امنیتی در منطقه است.

جنگ آمریکا علیه ایران روند تحولی را که از پیش در جریان بود، شتاب بخشید. حملات تلافی‌جویانه تهران، آسیب‌پذیری ساختار استقرار نیروهای آمریکایی در خلیج فارس را آشکار کرد و آمریکا را واداشت شمار قابل‌توجهی از نیروهای رزمی خود را جابه‌جا کند. در نهایت، چندین پایگاه آمریکایی تعطیل خواهند شد، زیرا کارکرد راهبردی خود را از دست داده‌اند. واشنگتن بیش از پیش برای توجیه منابع موردنیاز جهت حفظ وضعیت نظامی بسیار گسترده‌ای که متعلق به دوران گذشته است، با دشواری مواجه خواهد شد.

آمریکا از خاورمیانه ناپدید نخواهد شد. روابط اطلاعاتی، قدرت نظامی، فناوری و نفوذ اقتصادی این کشور همچنان قابل‌توجه و قدرتمند باقی خواهند ماند. اما جنگ محدودیت‌های سلطه واشنگتن را آشکار کرد. اکنون کشورهای منطقه ناگزیرند امنیت خود را خودشان سازمان‌دهی کنند.

منطق نظامی پیمان جدید قانع‌کننده است. پاکستان قدرتمندترین ارتش جهان اسلام و تنها زرادخانه هسته‌ای آن را در اختیار دارد. ترکیه دومین ارتش قدرتمند جهان اسلام، تجربه عضویت در ناتو، توان دریایی قابل‌توجه و یک صنعت دفاعی پیشرفته در اختیار دارد. هر دو کشور نیروی هوایی بزرگی دارند، هرچند بخش قابل‌توجهی از ناوگان هواپیماهای رزمی آنها قدیمی شده است.

عربستان سعودی توانمندی مکمل این دو کشور را فراهم می‌کند. نیروی هوایی سلطنتی عربستان به قدرتمندترین نیروی هوایی جهان اسلام تبدیل شده است؛ نیرویی که محور آن را یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های جهان از هواپیماهای رزمی پیشرفته نسل ۴.۵ و همچنین قابلیت‌های پیشرفته اطلاعاتی، فرماندهی و کنترل، پدافند هوایی و حملات دقیق تشکیل می‌دهد.

مشارکت پاکستان در تأمین امنیت منطقه هم‌اکنون نیز ملموس است. نیروهای پاکستانی در کنار نیروهای سعودی مستقر هستند و در دفاع از پادشاهی عربستان مشارکت داشته‌اند. قابلیت‌های پاکستان در ساختارهای تحت رهبری عربستان ادغام شده‌اند و اسلام‌آباد به تهران هشدار داده است که از حملات هماهنگ علیه زیرساخت‌های راهبردی اصلی عربستان سعودی خودداری کند. ترکیه اکنون در حال پیوستن به یک رابطه راهبردی تثبیت‌شده میان عربستان و پاکستان است.

گام منطقی بعدی، دیگر کشورهای خلیج فارس هستند.

نبیل الحمر، مشاور رسانه‌ای پادشاه بحرین، خواستار عبور از چارچوب شورای همکاری خلیج فارس و حرکت به سوی «اتحادیه خلیج فارس» شده است؛ اتحادیه‌ای که در آن، دفاع از بحرین در آینده بیش از پیش با دفاع از عربستان سعودی یکپارچه شود. دیدگاه‌های مشابهی در حمایت از تقویت امنیت جمعی در کویت و قطر نیز مطرح شده است.

سایر کشورهای حوزهٔ خلیج فارس نیز باید برای حفظ امنیت خود به این روند بپیوندند. بدون چتر نظامی آمریکا که در نظم منطقه‌ای پیشین وجود داشت، هیچ‌یک از این کشورها به‌تنهایی قادر نیستند حجم و توان نظامی لازم برای تأمین امنیت خود در برابر یک قدرت بزرگ منطقه‌ای را ایجاد کنند.

پاسخ منطقی، تعمیق همگرایی کشورهای خلیج فارس حول محور عربستان سعودی است. هیچ کشوری نباید مجبور به پیوستن شود. اما کشورهایی که خارج از این چارچوب باقی می‌مانند نیز نباید درباره وزن و توان نظامی نسبی خود دچار توهم باشند. باقی ماندن خارج از معماری اصلی دفاع منطقه‌ای، خطر انزوای راهبردی را به همراه دارد.

یک حلقهٔ گسترده‌تر عربی و اسلامی نیز می‌تواند بر مبنای انتخاب و ارادهٔ کشورها شکل بگیرد. کشورهای بزرگی مانند مصر، الجزایر، مالزی و اندونزی می‌توانند در حوزه‌هایی که منافع‌شان همگراست مشارکت کنند، بدون آنکه ملزم به پذیرفتن تعهدات دفاعی یکسان باشند.

مؤلفهٔ دریایی نشان می‌دهد که این معماری چگونه می‌تواند عمل کند. ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی هم‌اکنون پاکستان و ترکیه را در کنار ۱۱ کشور دیگر دربر می‌گیرد. این ائتلاف از دریای سرخ، باب‌المندب، تنگهٔ هرمز، دریای عرب و سواحل خلیج فارس حفاظت خواهد کرد تا مسیرهای تجاری و انرژی که از این مناطق عبور می‌کنند، امن باقی بمانند.

جغرافیای عربستان سعودی، ریاض را به لنگرگاه طبیعی این ساختار تبدیل می‌کند. عربستان تنها قدرت بزرگ منطقه‌ای است که منافع حیاتی آن مستقیماً هم سیستم تنگهٔ هرمز و هم باب‌المندب را دربر می‌گیرد. این کشور عرصه‌های امنیتی خلیج فارس و دریای سرخ را از نظر فیزیکی، اقتصادی و نظامی به یکدیگر متصل می‌کند.

اهمیت اقتصادی نیز این موقعیت جغرافیایی را تقویت می‌کند. عربستان سعودی با فاصله، بزرگ‌ترین اقتصاد عربی و خاورمیانه است، بزرگ‌ترین صادرکنندهٔ نفت خام جهان، رهبر اوپک و دارندهٔ بزرگ‌ترین ظرفیت مازاد تولید نفت در جهان است. زیرساخت‌های نفتی این کشور صرفاً یک دارایی ملی نیستند؛ تداوم فعالیت آنها برای اقتصاد جهانی اهمیتی اساسی دارد.

الجزیره در این مقاله که به قلم نواف عبید به قلم تحریر درآمده است ادعا می‌کند عربستان سعودی همواره مهم‌ترین غنیمت راهبردی منطقه بوده است. نویسنده مدعی است که ایران نمی‌تواند نظمی مبتنی بر قدرت خود و بازیگران مسلح همسو با خود را تحکیم کند، در حالی که عربستان سعودیِ از نظر اقتصادی قدرتمندتر و از نظر نظامی نیز روزبه‌روز نیرومندتر، در مرکز جهان عرب و اسلام باقی مانده است و «بنابراین، تضعیف قدرت ریاض همواره یکی از محورهای اصلی راهبرد منطقه‌ای تهران بوده است».

به همین دلیل، ریاض در سه جبهه با حملات مرتبط با تهران مواجه شده است: ایران به‌طور مستقیم در شرق، شبه‌نظامیان عراقی در شمال‌شرق، و حوثی‌های یمن در جنوب‌غرب. حملات مستقیم ایران، واکنش تلافی‌جویانهٔ عربستان را در پی داشت و سرانجام فروکش کرد. اما جبهه‌های عراق و یمن همچنان فعال هستند.

نتیجه برخلاف هدف مورد نظر آن بوده است. فشار بر عربستان روند شکل‌گیری مشارکت‌های نظامی در پیرامون این کشور را سرعت بخشیده است. الجزیره ادعا کرد که آنچه ایران قصد داشت با آن قدرت عربستان را محدود کند، اکنون به ایجاد معماری‌ای کمک می‌کند که توانایی خنثی کردن آن را دارد.

هیچ‌یک از اینها به معنای آن نیست که پیمان در حال شکل‌گیری، ضد شیعه است. چنین چیزی هرگز نباید اتفاق بیفتد. ایران یک قدرت منطقه‌ای است و در نهایت باید منافع مشروع امنیتی آن در چارچوبی مناسب مورد توجه قرار گیرد.

ساختارهای ائتلافی به رهبری عربستان در سراسر این جبهه‌ها اکنون بیش از ۶۵۰ هزار نیروی نظامی را دربر می‌گیرند. این نیروها یک ارتش واحد نیستند. آنها بیانگر توان نظامی قابل‌توجه بومی هستند که حول یک هدف مشترک امنیت منطقه‌ای سازمان‌دهی شده‌اند. مجموع این توان، در کنار ائتلاف دریایی و پیمان جدید، باید نشان‌دهنده آن است که رویکرد تهاجمی در قبال ژئوپلیتیک منطقه باید مورد بازنگری قرار گیرد.

همین موضوع باید دربارهٔ اسرائیل نیز صدق کند. ماجراجویی‌های رژیم صهیونیستی نیز نباید با معیار متفاوتی ارزیابی شود. حمله به قطر در ماه سپتامبر نشان داد وقتی برتری نظامی با مجوز راهبردی نامحدود اشتباه گرفته شود، چه اتفاقی رخ می‌دهد. حمله به یک کشور حوزهٔ خلیج فارس، فارغ از اینکه چه کسی آن را انجام دهد، غیرقابل‌قبول است.

اسرائیل از حق وتوی نظامی نامحدود بر منطقه برخوردار نیست. معماری در حال شکل‌گیری برای اسرائیل نیز محدودکننده خواهد بود.

شکاکان توافق مکه را صرفاً نمادین و تشریفاتی تلقی خواهند کرد. اما نیروهای پاکستانی هم‌اکنون درگیر هستند، ائتلاف دریایی به رهبری عربستان تشکیل شده، ساختارهای نظامی تحت رهبری عربستان در یمن در حال فعالیت‌اند و کشورهای خلیج فارس دربارهٔ تعمیق همگرایی در حال بحث هستند. این توافق، به معماری‌ای که از پیش در حال ساخته‌شدن است، شکل سیاسی می‌دهد.

این آغاز خاورمیانهٔ پساآمریکایی است؛ نه منطقه‌ای بدون حضور آمریکا، بلکه منطقه‌ای که دیگر برای سازمان‌دهی امنیت خود به قدرت واشنگتن وابسته نیست. مشارکت همچنان یک انتخاب حاکمیتی است، اما جغرافیا و قدرت چنین انتخابی نیستند.

و مرکز ثقل نظمی که اکنون در حال ظهور است، عربستان سعودی است.

این خبر را اینجا ببینید.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید