شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل منطقه درباره پیمان مکه می گوید: شالوده این پیمان بر این است که اگر به عربستان حمله شود، ترکیه و پاکستان در حمایت از آن اقدام کنند. این در واقع سنگبنای یک ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه است که عربستان سعی دارد با تقبل هزینههای آن، امنیت منطقه خلیج فارس و شمال آفریقا را در اختیار بگیرد.
دکتر میرقاسم مومنی در پاسخ به این سوال که «پیمان مکه» که اخیراً میان عربستان، پاکستان و ترکیه امضا شد، اهداف این کشورهای منطقهای چیست؟ آیا در آینده شاهد پیمانهای دفاعی دیگری نیز خواهیم بود؟ با توجه به اینکه برخی کشورهای عربی پیشتر پیمانهای دفاعی با آمریکا داشتهاند، این پیمان جدید چه تأثیری بر امنیت منطقه خواهد داشت؟ در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده اظهار داشت: «پیمان مکه» که عربستان، پاکستان و ترکیه مبنای آن را گذاشتهاند، در واقع یک اتحاد نظامی و امنیتی جدید است که در منطقه شکل میگیرد. پیشتر بحث «ناتوی عربی» مطرح بود تا کشورهای عربی با هماهنگی یکدیگر، همکاریهای نظامی و امنیتی خود را سامان دهند. اما اکنون برای بهرهگیری از ظرفیتهای فراتر، پاکستان و ترکیه نیز به این پیمان پیوستهاند.
«پیمان مکه»؛ سنگبنای یک ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه
کشورهای منطقه و عربستان میخواهند در مقابل ایران متحد شوند
وی افزود: اهمیت این پیمان به دلیل حضور این دو قدرتِ خاص است: پاکستان به عنوان یک قدرت اتمی در جهان اسلام، وزن نظامی پیمان را به شدت بالا میبرد و ترکیه نیز به عنوان عضو ناتو، پیوندی با ساختارهای امنیتی غرب و ناتو ایجاد میکند. شالوده این پیمان بر این است که اگر به عربستان حمله شود، ترکیه و پاکستان در حمایت از آن اقدام کنند. این در واقع سنگبنای یک ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه است که عربستان سعی دارد با تقبل هزینههای آن، امنیت منطقه خلیج فارس و شمال آفریقا را در اختیار بگیرد. اگر سایر کشورهای منطقه نیز به این پیمان بپیوندند، شاهد مرحلهای جدید در ترتیبات امنیتی منطقه خواهیم بود. حتی تصور میکنم در صورت تداوم این پیمان، ممکن است پس از مدتی اسرائیل نیز به نوعی به آن ملحق شود. در نهایت، هدف اصلی این پیمان مهار ایران است؛ کشورهای منطقه و عربستان میخواهند در مقابل ایران متحد شوند.
وی در خصوص اینکه آیا این کشورها ایران را بیش از اسرائیل خطر برای خود میدانند؟ گفت: بله، در شرایط فعلی، آنها ایران را تهدید اصلی میدانند. عربستان و اسرائیل اکنون در زمینههای تبادل اطلاعات و دیدارهای سیاسی، نوعی همکاری دارند. اگرچه شاید عربستان هنوز در مرحله رسمی شناسایی اسرائیل نباشد، اما چون اسرائیل با ایران درگیر است و منافع عربستان و ایران نیز در تقابل است، مواضع ریاض و تلآویو در این موضوع همسو شده است.
آمریکا از این اتحادهای منطقهای برای خرید زمان و نزدیکتر کردن دیدگاههای نظامی استفاده میکند
مومنی در خصوص اینکه آیا این پیمان دفاعی که امضا شده، هماکنون قابلیت اجرایی دارد؟ تصریح کرد: بله، این پیمان رسماً اعلام و اجرایی شده است و کشورها باید به تعهدات خود پایبند باشند. در مورد اقداماتی مانند هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی توسط ایران، این پیمان میتواند معادلات را تغییر دهد. آمریکا نیز از این اتحادهای منطقهای برای خرید زمان و نزدیکتر کردن دیدگاههای نظامی کشورهای درگیر به یکدیگر استفاده میکند. پاکستان و ترکیه پیشتر نقش میانجی را ایفا میکردند، اما اکنون با عربستان پیمان دفاعی بستهاند که علیه ماست. به نظر من، هدف اصلی آنها صرفاً بحث تنگه هرمز نیست؛ هرچند تنگه هرمز یک گلوگاه حیاتی است که آنها میخواهند با مهار حملات ایران، باز بماند. آنها در تلاشند تا با فضاسازی رسانهای و تبلیغات منطقهای، ایران را متهم به آغاز جنگ کنند؛ در حالی که ایران با هدف قرار دادن پایگاههایی که از آنجا علیه منافعش اقدام میشود، در حال دفاع از خود است، نه حمله به کشورهای عربی. اما در ساختار اطلاعرسانی منطقه، این موضوع به گونهای دیگر بازنمایی میشود. تنشهای اخیر و حملات منتسب به جمهوری اسلامی ایران، به بهانهای برای بازآرایی اتحادهای منطقهای علیه تهران تبدیل شده است. هدف غایی این ائتلافسازیها، اعمال فشار حداکثری بر ایران بهمنظور محدودسازی قدرت موشکی و مهار نفوذ منطقهای آن، بهویژه در رابطه با کنترل تنگه هرمز است.
در دوره آتشبسهای مقطعی، رایزنیها برای گسترش این پیمانها به کشورهایی نظیر عراق، قطر، امارات و عمان در جریان است
وی افزود: کشورهای عربی منطقه با استناد به حمایت ایران از گروههای همسو (مانند انصارالله یمن)، در حال شکلدهی به پیمانهای دفاعی گستردهای با بازیگرانی نظیر پاکستان، ترکیه و تحت حمایت ایالات متحده هستند. شواهد حاکی از آن است که در دوره آتشبسهای مقطعی، رایزنیها برای گسترش این پیمانها به کشورهایی نظیر عراق، قطر، امارات و عمان در جریان است. در مقابل، فقدان یک پیمان دفاعی منسجم برای ایران، به دلیل چالشهای موجود در روابط با همسایگانی همچون آذربایجان و تزلزل در تعهدات امنیتی کشورهایی نظیر پاکستان (که صراحتاً حمایت از عربستان در صورت بروز منازعه را اعلام کرده است)، وضعیت راهبردی ایران را در منطقه آسیبپذیرتر کرده است.
استراتژی ایالات متحده و نقشآفرینی بازیگران
این کارشناس با بیان اینکه این کنشهای تدافعی-تهاجمی از سوی کشورهای منطقه، واکنشی مستقیم به تهدیدات متقابل است اظهار داشت: بهگونهای که تهران تهدید به هدف قرار دادن تاسیسات انرژی منطقه کرده و در مقابل، کشورهای عربی با صرف هزینههای کلان نظامی و بستن قراردادهای دفاعی چند میلیارد دلاری با ایالات متحده، در پی تامین امنیت زیرساختهای اقتصادی خود در برابر حملات موشکی و تهدید انسداد تنگه هرمز هستند. ایالات متحده در پی دستیابی به تضمینهای عملی از ایران است که شامل پایان دادن به حمایت از گروههای نیابتی، محدودسازی توان موشکی و حذف قابلیت تهدید کشورهای منطقه باشد. در این میان، دونالد ترامپ با بهرهگیری از مهرههای منطقهای (ائتلاف عربی-ترکی-پاکستانی-اسرائیلی)، در تلاش است تا با ایجاد یک دومینوی فشار، ایران را از توانمندیهای بازدارنده خود محروم سازد. این فشارها تنها به حوزه سیاست خارجی محدود نبوده و با تحریک نارضایتیهای داخلی، تلاش میشود تا تابآوری ساختار سیاسی ایران کاهش یابد. با توجه به پیچیدگی مولفههای درگیر، حلوفصل این بحران فرآیندی بلندمدت است. با این حال، با توجه به هزینههای سنگین حضور نظامی آمریکا در منطقه، احتمال میرود که واشنگتن تلاش کند تا پیش از انتخابات کنگره، به دستاوردی ملموس در پرونده ایران دست یابد تا از آن به عنوان ابزاری تبلیغاتی در رقابتهای انتخاباتی جریان جمهوریخواه استفاده نماید.











