شفقنا-سید کامران یگانگی * عضو هیات علمی دانشگاه در یادداشتی نوشت: در جهان امروز، دانشگاهها فقط محل آموزش و تولید مقاله نیستند؛ آنها بخشی از زیرساخت قدرت ملی، شبکه نفوذ علمی و ظرفیت حل مسائل کشورها به شمار میروند.
رقابت برای جذب دانشجویان و پژوهشگران، دستیابی به فناوریهای راهبردی و ایجاد شبکههای علمی بینالمللی نشان میدهد که بخشی از قدرت کشورها اکنون در دانشگاهها، آزمایشگاهها، مراکز نوآوری و شبکههای نخبگانی ساخته میشود. این تحول برای ایران اهمیتی راهبردی دارد. ایران با برخورداری از جامعه دانشگاهی گسترده، ظرفیتهای علمی قابل توجه در حوزههایی چون پزشکی، مهندسی، فناوری، علوم پایه، انرژی و کشاورزی و همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه، از ظرفیت تبدیل دانشگاههای خود به یکی از ارکان دیپلماسی علمی منطقه برخوردار است؛ مشروط بر آنکه این ظرفیت در قالب راهبردی منسجم، منابع پایدار و سازوکارهای نهادی مشخص سازماندهی شود.
ابعاد جهانی آموزش عالی نیز اهمیت موضوع را آشکار میکند. بر اساس نخستین گزارش «روندهای جهانی آموزش عالی» یونسکو که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده است، شمار دانشجویان آموزش عالی جهان از حدود ۱۰۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۲۶۹ میلیون نفر در سال ۲۰۲۴ رسیده است. در همین دوره، جابهجایی بینالمللی دانشجویان نیز تقریباً سه برابر شده و نزدیک به ۷.۳ میلیون دانشجو اکنون خارج از کشورهای خود تحصیل میکنند. این ارقام نشان میدهد آموزش عالی دیگر صرفاً یک حوزه داخلی نیست؛ بلکه به یکی از میدانهای رقابت برای سرمایه انسانی، دانش و نفوذ علمی تبدیل شده است.
از دیپلماسی علمی تا دیپلماسی دانشگاهی
دیپلماسی علمی مفهومی گسترده است که ظرفیتهای علم، فناوری، نوآوری و نهادهای علمی را در خدمت تعاملات بینالمللی قرار میدهد. در ادبیات این حوزه معمولاً از سه کارکرد سخن گفته میشود: «دیپلماسی برای علم»، یعنی استفاده از روابط دیپلماتیک برای تسهیل همکاریهای علمی؛ «علم برای دیپلماسی»، یعنی استفاده از همکاری علمی برای ایجاد اعتماد و کاهش فاصله میان کشورها؛ و «علم در دیپلماسی»، یعنی بهرهگیری از دانش و شواهد علمی در تصمیمسازی سیاست خارجی.
دیپلماسی دانشگاهی را میتوان یکی از مهمترین بازوهای عملیاتی این منظومه دانست. در این چارچوب، دانشگاهها، استادان، پژوهشگران، دانشجویان و شبکههای فارغالتحصیلان از طریق آموزش، پژوهش مشترک، تبادل علمی، توسعه فناوری و ایجاد شبکههای حرفهای به کنشگران روابط بینالمللی تبدیل میشوند.
از همین رو، دیپلماسی دانشگاهی را نباید با افزایش تعداد تفاهمنامههای بینالمللی یکسان دانست. معیار موفقیت، تعداد اسناد امضاشده نیست؛ بلکه توانایی تبدیل این روابط به پروژه مشترک، فناوری، شبکه نخبگانی، حل مسئله و اعتماد پایدار میان کشورهاست.
چرا اکنون؟
مرزهای جدید رقابت جهانی در حوزههایی چون هوش مصنوعی، زیستفناوری، امنیت سایبری، فناوریهای کوانتومی، انرژی پاک و اقتصاد دیجیتال شکل گرفتهاند و دانشگاهها در مرکز بسیاری از این تحولات قرار دارند. همزمان، بخش مهمی از چالشهای منطقهای ــ از آب و امنیت غذایی تا سلامت، انرژی، تغییرات اقلیمی و مدیریت بحران ــ ماهیتی فرامرزی دارند و بدون همکاری علمی و فناورانه نمیتوان برای آنها راهحل پایدار یافت.
در چنین محیطی، دانشگاه یک مزیت متفاوت دارد: حتی هنگامی که مناسبات سیاسی کشورها با محدودیت مواجه است، ارتباط میان استادان، پژوهشگران و دانشگاهها میتواند کانال گفتوگو و همکاری را حفظ کند. اعتماد علمی معمولاً در طول زمان و از طریق حل مسائل مشترک شکل میگیرد و همین ویژگی میتواند آن را به سرمایهای برای روابط بلندمدت کشورها تبدیل کند.
تجربه آلمان نمونه قابل توجهی است. سرویس تبادلات دانشگاهی آلمان (DAAD) در راهبرد ۲۰۳۰ خود، بینالمللیسازی دانشگاهها را مستقیماً با تقویت جایگاه علمی، نوآوری و اقتصادی کشور، حل چالشهای جهانی و توسعه دیپلماسی علمی پیوند داده است. تجربه آلمان نشان میدهد بینالمللیسازی دانشگاه زمانی بیشترین اثر را دارد که جذب استعداد، همکاری پژوهشی، صنعت، سیاست خارجی و برند علمی کشور اجزای یک راهبرد واحد باشند.
فرصت ایران؛ از پزشکی تا هوش مصنوعی
ایران برای ورود فعالتر به این عرصه از مزیتهای مهمی برخوردار است. دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور در حوزههایی مانند پزشکی، مهندسی، فناوری نانو، انرژی، کشاورزی، مدیریت منابع آب، فناوری اطلاعات و برخی شاخههای علوم پایه دارای ظرفیتهایی هستند که میتوانند مبنای همکاریهای منطقهای قرار گیرند.
برای نمونه، دانشگاههای علوم پزشکی ایران میتوانند در آموزش پزشکی، پژوهشهای مشترک سلامت و ارتقای ظرفیت نظامهای سلامت منطقه نقشآفرینی کنند. دانشگاههای فنی و مهندسی نیز قادرند پروژههایی مشترک درباره آب، انرژی، هوش مصنوعی، کشاورزی هوشمند و فناوریهای نوین با کشورهای همسایه تعریف کنند.
دانشگاههای ایران نیز نباید همگی مأموریتی یکسان در این راهبرد داشته باشند. دانشگاههای برخوردار از مزیت پژوهشی و فناورانه میتوانند محور پروژههای مشترک پیشرفته باشند؛ دانشگاههای علوم پزشکی مأموریت منطقهای خود را در حوزه سلامت توسعه دهند؛ دانشگاههای مناطق مرزی به مراکز تعامل علمی با کشورهای همجوار تبدیل شوند و دانشگاههای دارای ظرفیت آموزش بینالمللی بر جذب هدفمند دانشجوی خارجی و ایجاد دورههای مشترک تمرکز کنند.
جذب دانشجویان خارجی نیز در همین چارچوب اهمیت مییابد. دانشجوی خارجی صرفاً دریافتکننده یک خدمت آموزشی نیست؛ اگر تجربه علمی و فرهنگی مطلوبی داشته باشد، میتواند بخشی از شبکه بلندمدت ارتباط ایران با نخبگان کشورهای دیگر شود. بنابراین کیفیت آموزش، خدمات دانشجویی، فرصتهای پژوهشی، دورههای بینالمللی و ارتباط مستمر با فارغالتحصیلان، به اندازه تعداد دانشجویان جذبشده اهمیت دارد.
شکاف میان ظرفیت و اثرگذاری
با وجود این مزیتها، هنوز میان ظرفیت علمی ایران و میزان تبدیل آن به سرمایهای برای روابط بینالمللی فاصله وجود دارد. در بخشی از دانشگاهها، همکاریهای خارجی بیش از آنکه به پروژههای مشترک و دستاوردهای قابل سنجش منجر شود، در سطح امضای تفاهمنامه باقی مانده است.
پیچیدگی برخی فرایندهای اداری و مالی، محدودیت دورههای بینالمللی، ضعف خدمات حرفهای برای دانشجویان و پژوهشگران خارجی، نبود مدیریت تخصصی روابط بینالملل در بخشی از دانشگاهها و فاصله میان دانشگاه، صنعت و دستگاه دیپلماسی از جمله چالشهایی هستند که باید در چارچوب اصلاح نهادی مورد توجه قرار گیرند.
در این میان، رابطه دانشگاه و دستگاه دیپلماسی نیز باید دوسویه باشد. وزارت امور خارجه میتواند اولویتها، فرصتها و مسائل منطقهای را به شبکه دانشگاهی منتقل و مسیر ارتباط با کشورهای هدف را تسهیل کند؛ دانشگاه نیز باید با حفظ استقلال علمی خود، ظرفیت تحلیلی، پژوهشی و فناورانهاش را برای شناخت مسائل و ارائه راهحل در اختیار سیاستگذار قرار دهد.
دیپلماسی دانشگاهی؛ از گسست تا زیستبوم
عبور از وضعیت موجود مستلزم ایجاد «اکوسیستم دیپلماسی دانشگاهی» است. این اکوسیستم باید دانشگاهها، دستگاه دیپلماسی، صنعت و شرکتهای دانشبنیان، دانشجویان و فارغالتحصیلان بینالمللی و شرکای علمی خارجی را در یک شبکه هدفمند به یکدیگر متصل کند.
اما اکوسیستم صرفاً مجموعهای از بازیگران نیست. سه زیرساخت برای عملکرد آن ضروری است: هماهنگی نهادی، تأمین مالی و ارزیابی اثر.
در سطح نخست، میتوان سازوکاری مشترک میان وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت امور خارجه، معاونت علمی و دانشگاههای منتخب ایجاد کرد تا کشورهای هدف، حوزههای اولویتدار و تقسیم کار دستگاهها مشخص شود.
در سطح دوم، ایجاد صندوق رقابتی برای حمایت از پروژههای علمی مشترک منطقهای ضروری است. پروژهای درباره مدیریت آب، بیماریهای منطقهای، انرژی یا هوش مصنوعی زمانی از سطح تفاهمنامه عبور میکند که پژوهشگر، دانشگاه و شریک خارجی به منابع مالی مشخص برای اجرای آن دسترسی داشته باشند.
در سطح سوم، موفقیت همکاریها باید در سه سطح سنجیده شود: «خروجی» مانند پروژه، مقاله و تبادل استاد و دانشجو؛ «پیامد» مانند فناوری مشترک، ثبت اختراع، سرمایهگذاری یا ایجاد شرکت؛ و «اثر» مانند کمک به حل یک مسئله منطقهای، استمرار روابط علمی یا افزایش اعتبار علمی ایران.
دیپلماسی دانشگاهی در عصر دیجیتال
تحول دیجیتال نیز تعریف همکاری دانشگاهی را تغییر داده است. دیپلماسی دانشگاهی آینده الزاماً به جابهجایی فیزیکی استاد و دانشجو محدود نخواهد بود. دورههای مشترک برخط، آزمایشگاههای مجازی، شبکههای پژوهشی دیجیتال، دسترسی مشترک به دادهها و استفاده از هوش مصنوعی برای ترجمه و همکاری علمی، امکان شکلگیری نسل تازهای از روابط دانشگاهی را فراهم کردهاند.
این ظرفیت برای ایران اهمیت مضاعف دارد، زیرا بخشی از موانع ناشی از فاصله جغرافیایی و هزینه همکاری بینالمللی را میتوان از طریق زیرساختهای دیجیتال کاهش داد. دانشگاهی که بتواند شبکه علمی خود را همزمان در فضای فیزیکی و دیجیتال گسترش دهد، دامنه اثرگذاری بینالمللی بسیار وسیعتری خواهد داشت.
نقشه راه
برای تبدیل این ظرفیت به سیاست اجرایی، میتوان به جای مجموعهای پراکنده از اقدامات، یک مسیر سهمرحلهای تعریف کرد.
در کوتاهمدت، اولویت باید تدوین چارچوب ملی دیپلماسی دانشگاهی، انتخاب دانشگاههای دارای مزیت، تسهیل فرایندهای پذیرش و خدمات دانشجویان خارجی، تقویت دفاتر حرفهای روابط بینالملل و ایجاد ارتباط منظم میان دانشگاهها و دستگاه دیپلماسی باشد.
در میانمدت، ایجاد صندوق پروژههای مشترک منطقهای، توسعه دورههای مشترک و دوگانه، راهاندازی شبکه جهانی فارغالتحصیلان خارجی دانشگاههای ایران و تعریف پروژههای مسئلهمحور در حوزههایی چون آب، سلامت، انرژی، امنیت غذایی و هوش مصنوعی باید در دستور کار قرار گیرد.
و در بلندمدت، هدف باید شکلگیری چند برند علمی منطقهای برای ایران باشد؛ بهگونهای که دانشگاههای منتخب کشور در حوزههایی مشخص به مراکز مرجع منطقهای آموزش، پژوهش و فناوری تبدیل شوند. هدف نهایی نباید صرفاً افزایش تعداد دانشجوی خارجی یا تفاهمنامه باشد، بلکه باید افزایش سهم ایران از شبکه تولید و گردش دانش در منطقه باشد.
دانشگاه و آینده قدرت ملی
رقابت آینده کشورها تنها بر تعداد دانشگاهها یا شمار مقالات علمی استوار نخواهد بود. آنچه اهمیت بیشتری پیدا میکند، توانایی کشورها در ایجاد شبکههای بینالمللی دانش، جذب و تربیت استعداد، تبدیل پژوهش به فناوری و استفاده از ظرفیت علمی برای حل مسائل واقعی است.
برای ایران نیز دانشگاه میتواند همزمان تولیدکننده دانش، تربیتکننده سرمایه انسانی، شریک صنعت، مشاور سیاستگذار، سازنده اعتماد و پل ارتباطی با نخبگان منطقه و جهان باشد. تحقق چنین نقشی مستلزم آن است که بینالمللیسازی دانشگاه از مجموعهای از فعالیتهای پراکنده به بخشی از راهبرد توسعه ملی و سیاست خارجی کشور تبدیل شود.
آینده دیپلماسی تنها در اتاقهای مذاکره شکل نمیگیرد؛ بخشی از آن در کلاسهای درس، آزمایشگاهها، مراکز نوآوری و شبکههای علمی دانشگاهها ساخته میشود. اگر ایران بتواند این ظرفیت را در قالب نهادی منسجم، پروژههای مسئلهمحور و شبکههای پایدار بینالمللی سازمان دهد، دانشگاه میتواند نه فقط تولیدکننده دانش، بلکه یکی از پیشرانهای قدرت ملی و دیپلماسی علمی ایران باشد.
* سرویس تبادلات دانشگاهی آلمان (DAAD – Deutscher Akademischer Austauschdienst): سازمان ملی آلمان برای حمایت از تبادلات دانشگاهی و همکاریهای علمی بینالمللی که در زمینه بینالمللیسازی آموزش عالی، تبادل دانشجو و پژوهشگر و توسعه شبکههای علمی جهانی فعالیت میکند.











