شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«راویان زخمی» تیتر روزنامه شرق است که گزارشی از تأثیرات جنگ و بحران بر سلامت روان خبرنگاران کار کرد و نوشت: «نیره خادمی، خبرنگار اجتماعی روزنامه اعتماد است. او هنوز نمیداند چه اتفاقی برای گوشهایش افتاده است؛ مراجعههای بسیاری به پزشک داشته اما تشخیص قطعی نیست. گوشش از انعکاس صدای انفجار در انبار نفت شهران سوت میکشد. او در نزدیکی انبار نفت شهران بود که انفجارهایی رخ داد و به او آسیب زد: «مدام صدای وزوز میشنوم. در روز اول، حدود یک هفته نمیتوانستم بخوابم آنقدر که گوشم سوت میکشید. سردردهای مداوم دارم و حتی نمیتوانم کتاب بخوانم؛ چون سوت گوشم به من اجازه تمرکز نمیدهد». او پیگریهای درمانی زیادی کرده، اما هنوز درمان نشده است. پنج بار کورتون تزریق کرده و نزدیک به چهار پزشک متخصص رفته است. گاهی فکر میکند این داروها وضعیتش را بدتر کردهاند: «بعضی وقتها از شدت کلافگی دلم میخواهد سرم را به دیوار بکوبم». حال و روز مردمی را که روز انفجار انبار نفت شهران آنجا بودند، در کنار سوت گوشش، فراموش نمیشود: «نمیشود از این حال دوری کرد. این کار دغدغه ماست. ما که نمیتوانیم از این اتفاقات بگذریم و هدفون در گوشمان بگذاریم و حواسمان را پرت موسیقی کنیم. ما وقتی رنج مردم را میشنویم به اندازه همانها رنج میکشیم». سردردهای مداوم نیره را رها نمیکند. استرس و اضطراب دارد و همیشه حال بدی را تجربه میکند: «اینها شرایط ماست و باز هم عدهای نگاه خوبی به روزنامهنگاری در ایران ندارند».»
«سوسوی چراغ رسانههای مکتوب» تیتر روزنامه اعتماد است که در گزارشی به چالشهای رسانههای رسمی در مواجهه با فضای مجازی پرداخت و نوشت: «وسط زمین و هوا هستم که تماس از دسترفته غزل را میبینم. بیش از یک ساعت از مسیر فرود از قله دارآباد گذشته است. آنتن را باد با خودش میبرد و میآورد و کمی پایینتر از یال شنسیاه تازه میتوانم در ظل گرما، خلاف جریان باد بایستم و تماس بگیرم. از این نقطه، هنوز دوساعتی تا رسیدن به پای لپتاپم راه است و من باید نهایتا تا فردا صبح جمعه، گزارشی حدود۲۵۰۰ کلمه تحویل بدهم. اگر تجربه کار در مطبوعات را داشته باشید یا اطرافتان کسی هنوز به این حرفه مشغول باشد، حتما میدانید که جمعهها روز کار است و پنجشنبهها روز استراحت. البته این مساله بیشتر شامل خبرنگاران ثابت و حاضر در تحریریه میشود. خبرنگاران حقالتحریری اما، مانند طفلان یتیمی هستند که تنها عنوان خبرنگاری را به دوش میکشند. یعنی نه خبری از بیمه و عیدی و مزایا هست و نه حتی یک کارت کوچک خبرنگاری ناقابل که در جیب کیف پول یا شلوار خود بگذارند تا برای گفتوگوی ساده با هر سوژهای که از همان ابتدا میگوید اول کارت خبرنگاریات را نشان بده، از جیب دربیاورند. این شغل با همه پستی و بلندیهایی که در این سرزمین دارد، هنوز باوجود همه چالشهای دنیای مدرن که خبرنگاری سنتی را تحتالشعاع قرارداده است، با رمقی کم، مانند وقتی از مسیر قله آن هم در ظل گرما به پایین بازمیگردی، به حیاتش درحالی ادامه میدهد که دیگر خبری از آن روزهای در اوج چند دهه قبل نیست. وقتی تحریریهها پر از همهمه و شلوغی بودند و برای نوشتن و شرح اخبار، خبرنگاران در صحنه حاضر میشدند، حالا با وجود پیشرفت تکنولوژی و امکاناتی که هوش مصنوعی فراهم کرده است، خبرنگاری عملا از تحریریهها و اتاقهای خبر به کسری از ثانیه در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی رسیده است. دیگر کسی حوصله خواندن روزنامه کاغذی که هیچ، حتی بیشتر از ۵۰۰ کلمه متن یک گزارش کوتاه در فضای مجازی را ندارد.»












