شفقنا افغانستان – صدای چرخ خیاطی، دار قالین و دستگاههای کوچک صنایعدستی، این روزها جای همهمه کلاسهای درس، ادارهها، بیمارستانها و دفاتر رسانهای را در بسیاری از خانههای افغانستان گرفته است. زنانی که تا چند سال پیش هر صبح برای تدریس، طبابت، خبرنگاری یا کار در ادارههای دولتی و خصوصی خانه را ترک میکردند، اکنون همان خانه را به کارگاه کوچکی برای تأمین معاش خانواده تبدیل کردهاند.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ این تغییر، تنها جابهجایی محل کار نیست؛ بلکه نشانه دگرگونی عمیق نقش زنان در اقتصاد افغانستان است. اگر تا پیش از سال ۲۰۲۱ بسیاری از زنان بهعنوان نیروی کار رسمی در رشد اقتصادی کشور سهیم بودند، امروز بخش بزرگی از آنان برای تأمین حداقل هزینههای زندگی به اقتصاد خانگی و مشاغل خرد روی آوردهاند؛ اقتصادی که هدف آن نه سرمایهگذاری و توسعه بلکه «بقا» است.
زنان؛ ستون پنهان اقتصاد خانواده
در دو دهه پیش از تحولات سال ۲۰۲۱، حضور زنان در بازار کار افغانستان هرچند با چالشهای فراوان همراه بود، اما روندی رو به رشد داشت. هزاران زن در مدارس، دانشگاهها، بیمارستانها، رسانهها، بانکها، ادارههای دولتی و شرکتهای خصوصی فعالیت میکردند و صدها هزار زن دیگر نیز در کشاورزی، دامداری، قالیبافی و صنایعدستی نقش مهمی در اقتصاد خانواده داشتند.
در بسیاری از خانوادههای شهری، حقوق مادر یا دختر خانواده بخشی از هزینههای اجاره، آموزش فرزندان و درمان را تأمین میکرد. در روستاها نیز اگرچه کار زنان کمتر در آمارهای رسمی دیده میشد، اما تولید لبنیات، فرآوری محصولات کشاورزی، بافت قالی و صنایعدستی بدون مشارکت آنان عملاً امکانپذیر نبود.

تغییری که اقتصاد خانواده را دگرگون کرد
تحولات سیاسی سال ۲۰۲۱ و محدودیتهای گسترده بر آموزش و اشتغال زنان، معادلات اقتصادی بسیاری از خانوادهها را تغییر داد. همزمان با رکود اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری و افت فعالیت بخش خصوصی، فرصتهای شغلی زنان نیز بهشدت محدود شد.
بر اساس تازهترین «شاخص جنسیتی افغانستان ۲۰۲۴» که از سوی UN Women منتشر شده است، افغانستان اکنون دومین شکاف بزرگ جنسیتی جهان را دارد. این گزارش نشان میدهد نزدیک به ۸۰ درصد زنان جوان افغان نه در حال تحصیل هستند، نه شغلی دارند و نه در دورههای آموزشی شرکت میکنند. همچنین تنها ۲۴ درصد زنان در بازار کار حضور دارند، در حالی که این رقم برای مردان ۸۹ درصد است.
بانک جهانی نیز در ارزیابی خود از وضعیت بخش خصوصی افغانستان اعلام کرده است که بسیاری از شرکتها هنوز به سطح فعالیت پیش از سال ۲۰۲۱ بازنگشتهاند و کسبوکارهای متعلق به زنان بیش از سایر بنگاهها در معرض تعطیلی قرار گرفتهاند. همچنین شمار شرکتهایی که هیچ کارمند زنی ندارند، به حدود نیمی از شرکتهای بررسیشده رسیده است.
«کارم را از دست دادم؛ حالا از خانه لباس میدوزم»
«مریم» (نام مستعار)، معلم ۳۸ سالهای از کابل، اکنون روزهایش را پشت چرخ خیاطی میگذراند. او در گفتوگو با رسانههای بینالمللی گفته است:
«حقوق معلمی زندگی ما را میچرخاند. حالا با دوخت لباس زنانه فقط میتوانم هزینه نان و برق خانه را تأمین کنم. درآمدم شاید یکسوم گذشته باشد، اما همین هم اگر نباشد، خانوادهام با مشکل روبهرو میشود.»
روایت مریم، داستان هزاران زن افغان است که شغل رسمی خود را از دست دادهاند اما مسئولیت اقتصادی خانواده همچنان بر دوش آنان باقی مانده است.
در هرات، «صدیقه صدیقیار» که یک کسبوکار تولید تنقلات میوهای را مدیریت میکند، به خبرگزاری رویترز گفته است بزرگترین مشکل زنان کارآفرین، نبود سرمایه و دسترسی محدود به بازار است. او میگوید اگر امکان دریافت وام و فروش آسانتر محصولات فراهم شود، زنان میتوانند برای دیگر زنان نیز شغل ایجاد کنند.

خانه؛ آخرین سنگر اقتصاد زنان
در سالهای اخیر، هزاران زن افغان خانههای خود را به کارگاههای کوچک تولیدی تبدیل کردهاند. خیاطی، گلدوزی، قالیبافی، تهیه مربا، ترشی، خشکبار، شیرینی، صابونهای دستساز و صنایعدستی اکنون به مهمترین منابع درآمد بسیاری از خانوادهها تبدیل شده است.
اما این فعالیتها با مشکلات فراوانی همراه است؛ از کمبود سرمایه و مواد اولیه گرفته تا محدودیت در حملونقل، دسترسی دشوار به بازار و کاهش قدرت خرید مردم.
مطالعهای که با حمایت سازمان ملل از بیش از سه هزار زن کارآفرین انجام شده، نشان میدهد ۴۱ درصد آنان برای ادامه فعالیت اقتصادی ناچار به قرض گرفتن شدهاند و بیشتر این وامها را از اعضای خانواده یا دوستان دریافت کردهاند نه از بانکها. همچنین حدود ۷۰ درصد زنان گفتهاند که بدون همراهی یک محرم مرد، امکان رفتوآمد به بازارهای محلی را ندارند.

فشار اقتصادی بر زنان سرپرست خانوار
در میان همه گروهها، زنان سرپرست خانوار بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. زنانی که همسر خود را در جنگ، بیماری یا مهاجرت از دست دادهاند، اکنون باید هم نقش مادر را ایفا کنند و هم نانآور خانواده باشند.
بسیاری از آنان با درآمد اندک حاصل از قالیبافی یا خیاطی، هزینه خوراک، درمان و تحصیل فرزندان را تأمین میکنند. با این حال، افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید، باعث شده برخی خانوادهها ناچار شوند وعدههای غذایی خود را کاهش دهند یا کودکان را برای کمک به اقتصاد خانواده به بازار کار بفرستند.

هزینهای که اقتصاد افغانستان میپردازد
پیامدهای حذف زنان از بازار کار تنها به خانوادهها محدود نمیشود. اقتصاددانان معتقدند کنار گذاشتن بخش بزرگی از نیروی کار تحصیلکرده، ظرفیت رشد اقتصادی افغانستان را بهشدت کاهش داده است.
بانک جهانی تأکید میکند که کاهش اشتغال زنان، تعطیلی کسبوکارهای زنانه و افت تقاضا، روند احیای اقتصاد افغانستان را با مشکل روبهرو کرده است.
از سوی دیگر، UN Women هشدار داده است که افغانستان تنها ۱۷ درصد ظرفیت بالقوه زنان را برای مشارکت در تصمیمگیری، آموزش، اقتصاد و زندگی اجتماعی به کار گرفته است؛ رقمی که بسیار پایینتر از میانگین جهانی است.

زنانی که هنوز تسلیم نشدهاند
با وجود همه محدودیتها، زنان افغان همچنان راههایی برای ادامه فعالیت اقتصادی پیدا میکنند. برخی از طریق فروش اینترنتی، برخی با تشکیل گروههای کوچک تولیدی و برخی دیگر با آموزش مهارتهای خانگی به دختران و زنان همسایه تلاش میکنند چرخه درآمد را زنده نگه دارند.
گزارشهای UN Women نشان میدهد که بسیاری از زنان، با وجود محدودیتهای گسترده، همچنان به اداره کسبوکارهای کوچک، فعالیتهای بشردوستانه و ابتکارهای محلی ادامه میدهند و همین تابآوری، یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی افغانستان به شمار میرود.

و در آخر
داستان زنان افغان در سالهای اخیر، داستان تغییر از «نانآوری» به «بقا» است. آنان از بازار کار رسمی به اقتصاد خانگی رانده شدهاند، اما مسئولیت تأمین معیشت خانواده را همچنان بر دوش میکشند. چرخ خیاطی، دار قالی و کارگاههای کوچک خانگی، امروز برای بسیاری از خانوادهها تنها منبع درآمد است.
با این حال، کارشناسان معتقدند توسعه پایدار افغانستان بدون مشارکت کامل زنان در اقتصاد ممکن نخواهد بود. محدود شدن فرصتهای شغلی، تنها به معنای کاهش درآمد زنان نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن بخشی از سرمایه انسانی، کاهش بهرهوری و کند شدن روند بازسازی اقتصادی کشوری است که بیش از هر زمان دیگری به همه ظرفیتهای انسانی خود نیاز دارد.











