شفقنا- دکتر سعید سبحانی در کنفرانس سالانه مطالعات اسلامی بریتانیا گفت: بر اساس آیات قرآن کریم و دیدگاه ملاصدرا، سراسر عالم هستی از ذرات اتم تا کهکشانها در حال تسبیح خداوند هستند و هیچ موجودی در نظام آفرینش از این حقیقت جدا نیست. تسبیح موجودات صرفاً یک بیان لفظی نیست، بلکه در سطوح مختلف هستی و متناسب با مرتبه وجودی هر موجود، با نوعی آگاهی و ادراک تحقق پیدا میکند.
به گزارش شفقنا، کنفرانس سالانه مطالعات اسلامی بریتانیا با حضور اساتید و دانشمندان از سراسر دنیا در 18 و 19 ماه می در دانشگاه آقا خان لندن برگزار گردید.
در این کنفرانس دکتر سعید سبحانی از کالج اسلامی لندن به معرفی دیدگاه ملاصدرا در باره تسبیح موجودات پرداخت.
وی گفت: يكى از حقايق و معارف بلند قرآن كريم آن است كه سراسر ذرات جهان، از دل اتمها گرفته تا ژرفای كهكشانها، در حال تسبیح خداوند هستند. «تسبیح» در لغت به معنای تنزیه و پاک دانستن چیزی از هرگونه نقص و کاستی است. به بیان دیگر، هرگاه موجودی را از عیبها و نارساییها منزّه و مقدّس بدانیم، این عمل را «تسبیح» مینامند.
وی بیان کرد: در قرآن كريم، تسبیح موجودات با تعابیر گوناگونی بیان شده است. گاهی تسبیح را حقیقتی فراگیر معرفی میکند و همه موجودات را در حال تسبیح خداوند میداند. گاهی نیز از تسبیح برخی موجودات، بهصورت صریح یا ضمنی، سخن میگوید و بیان میکند که فرشتگان همواره پروردگار خود را تسبیح میکنند. همچنین قرآن از تسبیح پرندگان، رعد و كوهها نیز سخن گفته است. بنابراین، سراسر عالم هستی آکنده از زمزمه تسبیح الهی است و هر موجودی به گونهای به تسبیح خداوند مشغول است. امّا اینکه حقیقت این تسبیح چیست و چگونه كوهها، پرندگان، رعد، و بهطور كلی موجودات ظاهراً فاقد شعور و ادراك، خدا را تسبیح میكنند، از جمله مسائلی است كه میان مفسران و اندیشمندان درباره آن دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است.
نظریه نخست
آقای سبحانی عنوان کرد: بر اساس این دیدگاه، مقصود از تسبیح، خضوع و اطاعت تکوینی موجودات در برابر فرمان و اراده الهی است؛ یعنی سراسر عالم در برابر مشیت خداوند تسلیم بوده و بر اساس قوانینی که او مقرر کرده است، عمل میکند. برای مثال، خورشید و ماه طبق نظم و قوانینی که خداوند تعیین کرده، طلوع و غروب میکنند. طرفداران این نظریه به آیاتی استدلال میكنند كه از تسلیم بودن همه موجودات جهان در برابر اراده نافذ الهی سخن میگوید؛ از جمله آیه 11 سوره فصلت.
بر پایه این تفسیر، تسبیح موجودات نوعی تسبیح تکوینی است؛ یعنی موجودات با زبان و الفاظ خدا را ستایش نمیكنند، بلكه با عملكرد و هماهنگی خود با نظام آفرینش، اطاعتشان از اراده الهی را نشان میدهند. به بیان دیگر، تسبیح موجودات نه در قالب الفاظ و زبان گفتاری، بلكه در قالب خضوع و هماهنگی كامل با قوانین الهی تحقق مییابد. از اینرو، تسبیح موجودات در حقیقت همان تبعیت كامل آنها از نظام و اراده خداوند است.
نظریه دوم
وی گفت: بر اساس این دیدگاه، نظم شگفتانگیز هر موجود و اتقان و دقّتی که در ساختار آن بهکار رفته، گواه دانش، قدرت و حکمت بیپایان آفریدگار آن است. همانگونه که این نظم بر وجود صانع دلالت میکند، به زبان تکوین نیز گواهی میدهد که خالق جهان، دانا و توانا بوده و از هرگونه عجز و جهل منزّه است.
این دو نظریه تا حد زیادی به یکدیگر بازمیگردند؛ زیرا در هر دو دیدگاه، تسبیح موجودات به صورت تکوینی تفسیر شده و برای موجودات، علم و آگاهی مستقلی نسبت به تسبیحشان در نظر گرفته نمیشود.
با این حال، به نظر بسیاری از مفسران، این دو تفسیر صائب به نظر نمی رسد ؛ زیرا اولاً هر دو دیدگاه، تسبیح موجودات را صرفاً تسبیحی تکوینی و فاقد علم و آگاهی میدانند، در حالی که قرآن تصریح میکند موجودات نسبت به تسبیح و عبادت خود آگاهاند: «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ».
ثانیاً، اگر تسبیح تنها به معنای اطاعت تکوینی جهان یا دلالت نظم آفرینش بر علم و قدرت خداوند باشد، چنین تسبیحی زمان خاصی نخواهد داشت و انسان هر زمان با تأمل در نظام عالم میتواند آن را درک کند؛ در حالی که قرآن تسبیح برخی موجودات، مانند کوهها، را به صبح و شام مقید کرده است.
بنابراین، هرچند جهان هستی نشانهای روشن بر وجود و کمال خداوند است، اما تسبیح موجودات حقیقتی فراتر از صرف دلالت آنها بر وجود خداوند به شمار میآید.
نظریه سوم
وی به نظریه دیگری اشاره و خاطرنشان کرد: ملاصدرا معتقد است که همه موجودات از روی علم و آگاهی خداوند را تسبیح میکنند. به باور او، هر موجودی در هر مرتبهای از هستی قرار داشته و به هر اندازه بهرهای از وجود دارد، به همان اندازه نیز نسبت به آفریدگار خویش علم و آگاهی داشته و بر اساس همان آگاهی، او را تسبیح میگوید.
صدرالدین شیرازی این دیدگاه را بر پایه برخی از مبانی فلسفی خود، همچون «اصالت وجود»، تبیین میکند. وی اثبات جریان شعور و تسبیح در سراسر عالم، حتی در جمادات و نباتات، را از ابتکارات فلسفی خویش میداند. همچنین معتقد است که تسبیح همه موجودات، «قولی» است و برای اثبات این مدعا، تفسیر تازهای از معنای «قول» و «کلام» ارائه میدهد.
از نظر ملاصدرا، کلام صرفاً به اصوات و الفاظ محدود نیست، بلکه به معنای اظهار محتویات درونی و انتقال مقصود به مخاطب است؛ خواه این انتقال از طریق الفاظ باشد یا به شیوهای غیر لفظی صورت گیرد.
وی با بیان اینکه از دیدگاه ملاصدرا، وجود در هر مرتبهای با نوعی علم، آگاهی و ادراک همراه است. این استدلال بر دو اصل استوار است، اظهار داشت: اولاً، در جهان هستی، منشأ همه آثار و کمالات، خودِ وجود است. هر نوع علم، قدرت، حیات و حرکت از وجود سرچشمه میگیرد و عدم نمیتواند منشأ آثاری همچون حیات، علم و قدرت باشد.
ثانیاً، حقیقت وجود در همه مراتب هستی ـ خواه مادی باشد یا مجرد، واجب باشد یا ممکن ـ حقیقتی واحد است. تفاوت موجودات تنها در شدت و ضعف مراتب وجودی آنهاست، نه در اصل حقیقت وجود. بر این اساس، اگر علم و آگاهی در مرتبهای از وجود، مانند انسان و دیگر موجودات زنده، یافت شود، ریشه این ویژگی باید متناسب با درجه وجودی، در سایر مراتب هستی نیز وجود داشته باشد. در غیر این صورت، یا وجود منشأ همه کمالات نخواهد بود، یا باید بپذیریم که وجود دارای حقیقتهایی کاملاً متفاوت و جدا از یکدیگر است.
از دیدگاه ملاصدرا، حقیقت «تکلّم» آن چیزی نیست که عموم مردم میپندارند؛ یعنی صرفِ فهماندن مقصود به مخاطب از طریق الفاظ و اصوات. بلکه هرگاه گوینده به هر شیوهای مقصود خود را به مخاطب منتقل کند، این عمل نوعی تکلّم خواهد بود.
وی اضافه کرد: بر این اساس، هر چیزی که از مکنونات و مقاصد درونی پرده بردارد، «کلام» به شمار میآید؛ خواه در قالب الفاظ باشد یا به صورت غیر لفظی. برای مثال، گاهی متهمان در دادگاه هنگام مواجهه با شهود، دچار ترس و اضطراب میشوند و رنگ چهره آنان تغییر میکند. این تغییر حالت، که بیانگر وضعیت درونی و احساسات پنهان آنهاست، نوعی کلام و بیانِ غیر لفظی محسوب میشود.
آقای سبحانی گفت: خلاصه «کلام» به معنای آشکار ساختن آن چیزی است که در درون وجود دارد؛ خواه با الفاظ باشد یا بدون الفاظ. انسان معمولاً مقصود خود را با واژههای قراردادی بیان میکند، امّا کلام تنها به الفاظ محدود نیست، بلکه هر چیزی که معنا و مقصودی را آشکار سازد، نوعی کلام به شمار میآید. بر این اساس، ملاصدرا معتقد نیست که تسبیح موجودات همانند سخن گفتن انسان با زبان و واژههای قراردادی باشد؛ بلکه هر موجودی، متناسب با مرتبه وجودی و شعور خویش، با زبان ویژه خود خداوند را تسبیح میکند.











