شفقنا- حجتالاسلام والمسلمین احمدی اراکی در یادداشتی که به مناسبت عید غدیر در اختیار شفقنا قرار داد، آورده است:
در میان انبوه رویدادهای تاریخ اسلام، شاید هیچیک به اندازه «غدیر خم» دارای ظرفیت تمدنسازی و ارائه یک الگوی سیاسی-اجتماعی برای جهان امروز نباشد. در روز هجدهم ذیالحجه سال دهم هجری، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود، در چهارراهی به نام غدیر خم توقف کرد و در برابر دهها هزار مسلمان، دست علی بن ابیطالب را بالا برد و فرمود: «هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست».
فراتر از یک باور اعتقادی شیعی، این رویداد یک پرسش بنیادین را برای تمام جوامع بشری مطرح میکند: چه کسی شایسته حکومت و رهبری بر مردم است؟ و نظام حکمرانی عادلانه چه شاخصهایی دارد؟ این نوشتار میکوشد با بازخوانی واقعه غدیر و سیره امیرالمؤمنین علی (ع)، الگویی جهانشمول برای حکمرانی عادلانه را در برابر نظامهای سیاسی ناکارآمد و بحرانزده مدرن ترسیم کند.
پیکره اصلی: پنج شاخص حکمرانی در مکتب غدیر
۱. شایستهسالاری به جای قدرتطلبی؛ انتخاب بر اساس معیار، نه وراثت
در جهان مدرن، دموکراسیها اغلب به عرصهای برای رقابت قدرتطلبان تبدیل شدهاند و نظامهای موروثی نیز همچنان در نقاطی از جهان پابرجایند. اما غدیر، انقلابی در مفهوم انتخاب حاکم بود. پیامبر (ص) به فرمان الهی، علی (ع) را نه بر اساس نسب (گرچه نسب او والا بود)، بلکه بر اساس شایستگیهای اخلاقی، علمی و مدیریتی برگزید. صراحت قرآن در توصیف این انتخاب، «الیوم اکملت لکم دینکم»، نشان میدهد که کاملشدن یک جامعه در گرو شایستهسالاری در بالاترین سطح مدیریت آن است. این منطق، نقدی جدی بر نظامهایی است که قدرت در آنها یا خریدنی است، یا به ارث میرسد، یا با فریبهای رسانهای به دست میآید.
۲. عدالت؛ غایت حکمرانی، نه شعار انتخاباتی
«عدالت» در جهان امروز پربسامدترین و در عین حال مظلومترین واژه است. اما در مکتب علی (ع)، عدالت یک «گفتمان» نبود، بلکه «هستیِ» حکومت بود. او که محصول و نماد غدیر است، در یکی از نخستین خطبههای خلافتش تأکید کرد که حاضر نیست برای تثبیت قدرت خود، لحظهای در اجرای عدالت درنگ کند. نقد او به سیستمهای تبعیضآمیز و دفاع جانانهاش از حقوق طبقات فرودست، ترسیمکننده الگویی است که در آن، حاکم نه وامدار سرمایهداران و قدرتمندان، بلکه پاسخگوی ضعیفترین اقشار جامعه است. این رویکرد، پادزهری است در برابر سیستمی که در آن، عدالت قربانی بقای قدرت میشود.
۳. سادهزیستی حاکمان؛ معیاری برای سلامت ساختار قدرت
در عصری که شکاف طبقاتی میان حاکمان و شهروندان عادی به بحرانی جهانی بدل شده، سبک زندگی علی بن ابیطالب (ع) همچون بیانیهای عملی و تکاندهنده است. او که بر پهنهای عظیم از جهانِ آن روز حکومت میکرد، زندگی شخصیاش از پایینترین طبقه جامعه سادهتر بود. این سادهزیستی زاهدانه، نه ناشی از فقر، که برخاسته از یک فلسفه سیاسی دقیق بود: «حاکم باید در سطح زندگی مردم زندگی کند تا درد آنان را بفهمد». غدیر با معرفی چنین رهبری، حکومتی را ترسیم میکند که در آن، بیتالمال غنیمتی برای حاکمان نیست و کاخنشینی، خیانت به اعتماد عمومی محسوب میشود.
۴. مبارزه با فساد ساختاری؛ شفافیت به مثابه یک اصل الهی
نظام حکمرانی غدیر، فساد را صرفاً یک جرم فردی نمیبیند، بلکه آن را نتیجه ساختارهای ناسالم قدرت میداند. نخستین اقدامات اصلاحی علی (ع) پس از رسیدن به حکومت، بازپسگیری اموال عمومی تاراجرفته، عزل کارگزاران ناکارآمد و فاسد، و ایجاد شفافیت مالی بود. آنگاه که برادرش عقیل درخواست سهمی بیشتر از بیتالمال کرد، پاسخ تاریخی او نه یک «نه» ساده، که اثباتی عملی بر تفکیک کامل مناسبات شخصی از منافع عمومی بود. این رویکرد «تحملناپذیری در برابر فساد»، الگویی است که نهادهای بینالمللی امروزین، چه در سازمان ملل و چه در اتحادیههای منطقهای، در آرزوی تحقق آن هستند.
۵. کرامت انسانی و مشارکت اجتماعی؛ امامت به مثابه یک قرارداد دوطرفه
درک رایج از حکومتهای خودکامه، رابطهای «بالا به پایین» است، اما الگوی برآمده از غدیر، «امامت» را یک پیمان دوطرفه بین رهبر و مردم میبیند. در این نگاه، مردم نه «رعیت» منفعل، بلکه «امانتهای الهی» هستند که حاکم در برابر آنان مسئول است. این مفهوم از قرارداد اجتماعی، که قرنها پیش از نظریهپردازانی چون روسو در اسلام مطرح شده، حق پرسشگری، نظارت و اعتراض مسالمتآمیز را برای شهروندان به رسمیت میشناسد. علی (ع) خود بارها تأکید کرد که به دلیل همین حق متقابل، از بیان انتقادات تند و صریح از سوی مردم نه تنها آزرده نمیشود، بلکه آن را نشانه سلامت جامعه میداند.
نتیجهگیری: غدیر، فراتر از تاریخ، یک آلترناتیو جهانی
واقعه غدیر خم یک اتفاق صرفاً تاریخی با رنگ و بوی مذهبی نیست؛ بلکه ترسیم نقشه راهی است برای حکومتی که بشریتِ خسته از بیعدالتی، تبعیض و فساد، امروز بیش از هر زمان دیگر به آن نیازمند است. هنگامی که نظامهای مدرن در دور باطل شعارهای انتخاباتی و بحرانهای اقتصادی و اخلاقی گرفتار آمدهاند، الگوی حکمرانی برآمده از غدیر، مبتنی بر شایستهسالاری، عدالتمحوری، سادهزیستی حاکمان و شفافیت مطلق، نه یک ایده خیالپردازانه، که تنها راه برونرفت پایدار از چالشهای جهانی است.
غدیر ندایی برای بازتعریف قدرت است؛ ندایی که میگوید زمان آن فرا رسیده که حکومتها از «قدرت بر مردم» به «قدرت برای مردم» و در نهایت «قدرت با مردم» تحول یابند. کمال دین در غدیر، شاید چیزی جز همین وعده تحقق عدالت بر روی زمین نباشد. وعدهای که نه فقط شیعیان، که هر انسان آزادهای میتواند با آن تجدید پیمان کند.











