شفقنا- استاد عندلیب همدانی معتقد است: غدیر در نگاه شیعه امامیه صرفاً یک واقعه تاریخی یا مسئله حکمرانی پس از پیامبر اکرم(ص) نیست، بلکه استمرار بعثت و تداوم حقیقت دین در وجود امیرالمؤمنین علیهالسلام است؛ بهگونهای که غدیر هم معیار فهم صحیح دین است، هم ضامن بقای آن، و هم تجلی کامل اخلاق، عدالت و انسانیت در جامعه اسلامی. از همینرو، زیارت غدیریه و نیز معارف نهجالبلاغه نشان میدهد که ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام نهتنها مکمل دین، بلکه عین حقیقت دین و محور سنجش دینداری است؛ و بر همین اساس، فهم دین، اداره جامعه و حتی استنباط فقهی بدون توجه به این حقیقت، ناقص خواهد بود.
در ادامه متن گفت وگوی شفقنا با آیت الله عندلیب همدانی، محقق، مؤلف و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم را می خوانید:
واقعه عید غدیر در هندسه فکری و سیاسی اسلام چه جایگاهی دارد و چرا بسیاری از اندیشمندان شیعه آن را نه صرفاً یک انتصاب تاریخی، بلکه نقطه اتصال نبوت، هدایت و حکمرانی عادلانه میدانند؟
با عرض تبریک عید سعید غدیر خم، که «عیدُاللهِ الأکبر» است، دیدگاه شیعه امامیه بر این اساس استوار است که غدیر، استمرار بعثت است؛ و همانگونه که بعثت در اصل تحقق دین نقش بنیادین دارد، غدیر نیز در استمرار آن ایفاگر نقشی تعیینکننده است.
اگر آن پیام الهی که در غدیر، پیامبر بزرگوار اسلام از سوی خداوند به مردم ابلاغ فرمود، نبود، بعثت در چهارچوب تحقق اجتماعی و تاریخی خود، ناتمام میماند. در منظومه معارف شیعه، غدیر استمرار بعثت است و اساساً بعثت بدون غدیر نمیتواند آنگونه که پیامبر اکرم(ص) اراده فرمودهاند، تداوم یابد.
چنانکه در قرآن کریم آمده است: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا»، و نیز فرموده است: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ»، این روز از آن رو چنین جایگاه رفیعی دارد که نقشی اساسی و تعیینکننده در سرنوشت دین ایفا میکند. از همینروست که ائمه(ع)، یکی پس از دیگری، بر بزرگداشت غدیر و زنده نگهداشتن پیام آن تأکید ورزیدهاند.
غدیر استمرار بعثت است
بر این اساس، در نگاه شیعی، غدیر استمرار بعثت است. مسئله غدیر را نباید صرفاً در حد انتخاب جانشین یا ترجیح یکی از دو الگو فروکاست. در پاسخ به این دیدگاه باید عرض کرد که پیام غدیر صرفاً مسئله حکمرانی نیست؛ هرچند حکمرانی نیز بهطور قطع بخشی از آن است، اما پیام غدیر منحصر به حکومت پس از پیامبر نیست، بلکه استمرار بعثت و تداوم نبوت است.
فهم صحیح دین در گرو غدیر است
همان انتظاری که از وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) داریم، باید از غدیر نیز داشته باشیم. غدیر یعنی تبیین صحیح حقایق دینی؛ یعنی اگر انسان بخواهد حقیقت دین را بیخطا و انحراف درک کند، باید به پیام غدیر رجوع نماید. فهم صحیح دین در گرو غدیر است؛ چراکه غدیر صرفاً نصب یک شخص نبود، بلکه نصب مقام امامت بود و این مقام تا امروز، یعنی عصر حضرت بقیةالله الأعظم، استمرار دارد.
نباید غدیر را تنها به مسئله حکمرانی محدود کرد
بنابراین، نباید غدیر را تنها به مسئله حکمرانی محدود کرد. البته یکی از ابعاد مهم غدیر آن است که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام باید زمامدار جامعه اسلامی باشد، آنگونه که پیامبر اکرم(ص) مقرر فرمودهاند؛ این نکته اول است.
ثانیاً، انتصاب حضرت علی(ع) صرفاً انتصاب یک فرد بهعنوان شخص نیست، همانگونه که بعثت نیز به معنای برگزیدن فردی به نام محمد بن عبدالله بهعنوان یک شخص صرف نیست. بعثت، بعثت اخلاق و انسانیت است؛ بعثت عدالت و کرامت انسانی است؛ بعثت نفی نگاههای شرکآلود و حرکت بهسوی توحید ناب است.
نصب حضرت علی(ع)، نصب دین، نصب اخلاق و نصب انسانیت است
همان حقیقتی که در بعثت مطرح است، در غدیر نیز جاری است. آنکس که در غدیر خم به مقام امامت منصوب شد، تجسم دین، تجسم اخلاق انسانی و تجسم عالیترین مرتبه انسانیت پس از پیامبر اکرم(ص) بود. از اینرو، نصب او در حقیقت، نصب دین، نصب اخلاق و نصب انسانیت است؛ چنانکه بعثت نیز، بعثت دین، اخلاق و انسانیت بهشمار میآید.
چرا پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) جانشین خود را معرفی کردند، پیام غدیر که بدان اشاره کردید، به درستی فهم نشد و آیا تا به امروز پیام غدیر توسط مسلمانان به درستی فهم شده است؟
از منظر عموم مردم، کاستیهای فراوانی مشاهده میشود. آنان حتی حاضر نشدند همان حکمرانی را که بهصورت واضح و آشکار، پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع) را برای آن تعیین فرموده بود، بپذیرند بلکه در برابر غدیر، سقیفه را عَلَم کردند.
در این میان، گروهی بودند که آگاهانه و عامدانه میکوشیدند پیام غدیر خاموش شود؛ و در کنار آنان، عدهای نیز متأسفانه تحت تأثیر نوعی جبر اجتماعی و فضای حاکم، از پیگیری و پاسداری از غدیر خودداری کردند. این در حالی بود که برخی از همین افراد، در روز غدیر حضور داشتند، واقعه را به چشم خود دیده بودند، و حتی بعدها، هنگامی که امیرالمؤمنین علیهالسلام از آنان پرسیدند: «شما که در آن صحنه حاضر بودید، چرا شهادت نمیدهید؟» پاسخ دادند: «پیر شدهایم و فراموش کردهایم!»
زمامداران ستمگر عمداً نمیگذاشتند پیام غدیر به گوش مردم برسد
چنین ادعایی، با توجه به عظمت و اهمیت واقعه غدیر، بهسختی قابل پذیرش است؛ چگونه ممکن است کسی حادثهای با این عظمت را به فراموشی بسپارد، اما در عین حال، جزئیاتی از احکام را از پیامبر اکرم(ص) نقل کند؟ از اینرو، میتوان گفت که بخش عمدهای از مردم، یا از سر جهل و ناآگاهی، تحت تأثیر حکومتهای جائر قرار گرفتند، یا خودِ زمامداران ستمگر بودند که عمداً نمیگذاشتند پیام غدیر به گوش مردم برسد.
با این حال، از همان آغاز وقوع این حادثه، بهتدریج گروهی پدید آمدند که با قلم، بیان و هنر خویش، بهویژه در قالب شعر، اجازه ندادند حقیقت غدیر به فراموشی سپرده شود. در رأس این جریان، ائمه(ع) قرار داشتند که با تأکید مستمر بر غدیر و تبیین پیامهای آن، این روز بزرگ را تا به امروز زنده و جاودانه نگاه داشتهاند.
اگرچه آنان نتوانستند تحقق کامل پیام اساسی غدیر را در عرصه اجتماع تضمین کنند، اما در برابر، اجازه ندادند حقیقت این واقعه به دست فراموشی سپرده شود. از همینرو، احادیث فراوانی از ائمه(ع) درباره غدیر، پیام آن و استشهاد ایشان به این واقعه عظیم در دست است.
در این میان، مراجعه به «زیارت غدیریه» که از امام هادی(ع) نقل شده، بسیار راهگشاست. مرحوم محدث قمی در دو کتاب «هدیة الزائرین» و «مفاتیح الجنان»، این زیارت را از صحیحترین زیارات دانسته است. در واقع، از امام هادی(ع) دو یادگار برجسته در حوزه زیارات بهجا مانده است: یکی «زیارت جامعه کبیره» و دیگری «زیارت غدیریه» که در شأن امیرالمؤمنین علیهالسلام وارد شده است.
هر کس بخواهد حقیقت غدیر را بهدرستی درک کند و شخصیت منصوب در غدیر، یعنی حضرت علی(ع) را بشناسد، شایسته است به این زیارت غدیریه مراجعه نماید. در این زیارت، مضامین بلندی درباره مقام امامت و حقیقت ولایت بیان شده است.
مهمترین نکات و پیامهای زیارت غدیریه چیست و این زیارت چه ابعادی از شخصیت امیرالمؤمنین علیهالسلام را تبیین میکند؟
امیرالمؤمنین علی(ع) معیار دین حق و پایدار است
چند نکته از «زیارت غدیریه» را بیان می کنم چراکه بررسی هر جمله از این زیارت، خود نیازمند بحثی مفصل و مستقل است. از آغاز تا پایان این زیارت، اگر با دقت بنگریم، چهار عنوان اساسی در بیان نسبت امیرالمؤمنین(ع) با دین مطرح شده است.
نخست آنکه امیرالمؤمنین علی(ع) معیار دین حق و پایدار است؛ بهگونهای که هر کس از این معیار فاصله بگیرد، در حقیقت از دین فاصله گرفته است. در این زیارت آمده است: «أَنَّ الْعَادِلَ بِکَ غَیْرُکَ عَائِدٌ عَنِ الدِّینِ الْقَیِّمِ الَّذِی ارْتَضَاهُ لَنَا رَبُّ الْعَالَمِینَ». بر این اساس، معیار دینداری آن است که انسان در مسیر ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام قرار گیرد؛ هر کس با او همراه باشد، حقیقتاً با دین پیامبر همراه است.
امیرالمؤمنین علی(ع) مدافع دین خداست
دوم آنکه امیرالمؤمنین علی(ع) مدافع دین خداست؛ آن هم با تمام وجود. در دو فراز از این زیارت، به این حقیقت تصریح شده است. در یک جا از دفاع ایشان سخن گفته میشود و در جای دیگر تعبیر «عَذَبْتَ عَنِ الدِّینِ» به کار رفته است؛ یعنی هیچکس همانند امیرالمؤمنین علیهالسلام از دین پاسداری نکرد. چه در دوران حضور در کنار پیامبر اکرم (ص) در میدانهای جنگ و غیر آن و چه در دوران سکوت و خانهنشینی، و چه در زمان حکومت ظاهری، همواره یاور، پاسدار و نگاهبان دین الهی بود.
سوم آنکه بر اساس این زیارت و با تأیید آیات قرآن کریم، ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام مکمل دین است. آیه شریفه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» نیز بر همین معنا دلالت دارد. در بخشهای پایانی زیارت، بهصراحت بیان میشود که دین بدون علی(ع)، دینی ناقص است و به کمال مطلوب در دنیا و آخرت نمیرسد.
امیرالمؤمنین علی(ع) عین دین است
اما چهارمین نکته که از همه اینها فراتر است، آن است که اساساً امیرالمؤمنین علی(ع) عین دین است. از همینرو، در این زیارت میخوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دِینَ اللَّهِ الْقَوِیمَ». یعنی تو خود دین الهی هستی؛ نهتنها معیار دین، نهتنها مدافع دین، و نهتنها مکمل دین، بلکه حقیقت دین در وجود تو تجلی یافته است.
آن دینی که خداوند متعال بر پیامبر اکرم(ص) نازل کرده، در حقیقت در وجود امیرالمؤمنین علی(ع) متجلی است. از اینرو، غدیر بهمعنای منصوب شدن حقیقت دین الهی است؛ و این حقیقتی است که از بیان امام هادی(ع) در این زیارت استفاده میشود.
نکته دوم در این زیارت، بیان ویژگیهای اخلاقی امیرالمؤمنین علی(ع) است؛ ویژگیهایی که نتیجه آن، تبیین معنای حقیقی غدیر بهعنوان تجلی اخلاق انسانی است. در این زیارت آمده است: «أَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَزَلْ لِلْهَوَى مُخَالِفًا، وَلِلتُّقَى مُحَالِفًا»؛ گواهی میدهم که تو همواره با هوای نفس مخالفت کردی و با تقوا همپیمان بودی.
همچنین آمده است: «وَعَلَى کَظْمِ الْغَیْظِ قَادِرًا»؛ گواهی میدهم که تو بر فروبردن خشم توانمند بودی، با آنکه جسارتها و حقناشناسیهای فراوانی نسبت به تو روا داشتند، خشم خود را فرو میبردی. «عَافِیًا غَافِرًا»؛ در برابر کسانی که بر تو ستم کردند و حق تو را نشناختند، گذشت میکردی و آنان را میبخشیدی. اینها جلوههای والای اخلاق انسانی است.
در ادامه میخوانیم: «وَصِیًّا لِلَّهِ، سَاخِطًا عِنْدَ مَعْصِیَتِهِ، رَاضِیًا عِنْدَ طَاعَتِهِ»؛ هنگامی که معصیت الهی رخ میداد، خشمگین میشدی و هنگامی که اطاعت خدا انجام میگرفت، خشنود بودی.
غدیر، یعنی نصب چنین انسانی؛ انسانی که «بِعَهْدِ اللَّهِ عَامِلًا» بود، به هر آنچه خداوند با او پیمان بسته بود، عمل میکرد، «رَاعِیًا لِمَا اسْتُحْفِظَ» بود و امانت الهی را بهدرستی پاس میداشت.
گفتار حضرت هیچ گاه دچار اختلاف و تناقض نمیشد
در فرازی دیگر آمده است: «وَمَا تَنَاقَضَتْ أَفْعَالُکَ، وَلَا اخْتَلَفَتْ أَقْوَالُکَ، وَلَا تَقَلَّبَتْ أَحْوَالُکَ»؛ هیچگاه اعمال تو با یکدیگر در تضاد نبود، گفتارت دچار اختلاف و تناقض نمیشد، و حالات تو دستخوش دگرگونیهای ناپایدار نمیگردید. در سراسر زندگی، استوار و یکپارچه باقی ماندی؛ همان علی بودی که در رکاب پیامبر شمشیر میزد و عزیز بود، و همان علی بودی که به خانهنشینی کشانده شد، و همان علی بودی که به حکومت ظاهری رسید؛ بیآنکه تغییری در حقیقت تو پدید آید.
از این زیارت همچنین استفاده میشود که امیرالمؤمنین علیهالسلام در عبادت و زهد نیز بینظیر بود. در دو فراز از زیارت، به این معنا اشاره شده است: «أَوَّلَ الْعَابِدِینَ» و «أَزْهَدَ الزَّاهِدِینَ»، و نیز «أَحْسَنَ الْخَلْقِ عِبَادَةً وَأَخْلَصَهُمْ». غدیر، یعنی منصوب شدن برترین عابد و زاهد؛ یعنی تجلی عبادت و زهد در عالیترین مرتبه.
در بخش دیگری از زیارت میخوانیم: «أَنْتَ الْقَاسِمُ بِالسَّوِیَّةِ، وَالْعَادِلُ فِی الرَّعِیَّةِ»؛ هنگامی که به حکومت ظاهری دست یافتی، بیتالمال را امانتی الهی دانستی و هرگز خویشاوندان و نزدیکان خود را بر دیگران ترجیح ندادی، بلکه عدالت را در تقسیم، قضاوت و اجرا بهطور کامل رعایت کردی.
زندگی امیرالمؤمنین علی(ع)، تجسم کامل عدالت است
در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که زندگی امیرالمؤمنین علی(ع)، تجسم کامل عدالت است؛ بهگونهای که اگر بخواهیم مفهوم عدالت را بهدرستی درک کنیم، باید به سیره و زندگی آن حضرت بنگریم. بر این اساس، غدیر، نصب دین است، نصب اخلاق انسانی است، و نصب عدالت، زهد و عبادت الهی در جامعه انسانی است.
از نظر شیعه امامت علی چه نسبتی با تحقق عدالت دارد و چگونه میتوان از خلال خطبهها، نامهها و حکمتهای نهج البلاغه، یک نظریه منسجم درباره دولت، قدرت، حقوق مردم و مسئولیت حاکمان استخراج کرد؟
من معتقدم مراجعه به «نهجالبلاغه» سه فایده اساسی دارد: نخست، فایده عمومی آن برای همه مردم است؛ به این معنا که عموم جامعه با سخنان امیرالمؤمنین علی(ع)، روش و منش ایشان در تمامی ابعاد زندگی از جمله عدالت آشنا شوند. برای نمونه، با نامههای آن حضرت به کارگزاران، بهویژه نامه ۵۳ به مالک اشتر، آشنا شوند و از این طریق به معرفت نسبت به شخصیت امیرالمؤمنین علی(ع) دست یابند. این سطح از آگاهی، برای همه اقشار جامعه مفید و ضروری است.
سطح دوم، مربوط به کارگزاران و مدیران جامعه است؛ کسانی که به هر شکل، مسئولیت اداره بخشی از جامعه را بر عهده دارند. این افراد باید بهصورت ویژه با «نهجالبلاغه» آشنا باشند و از آن در اداره جامعه درس بگیرند. عدالتمحوری امام علیهالسلام و دستورات ایشان به فرمانروایان، تنها ناظر به شخص مخاطب نیست، بلکه یک الگوی کلی برای همه مدیران جامعه در همه ساحتهاست. اگر آشنایی با نهجالبلاغه برای عموم مردم لازم است، برای مدیران جامعه ضرورتی مضاعف و مؤکد دارد.
سطح سوم، مربوط به دینشناسان و عالمان است؛ چه در حوزه فلسفه، چه در کلام، چه در اخلاق و دیگر عرصههای علمی، نهجالبلاغه برای اهل علم، در همه این حوزهها سخن و پیام دارد. اما تأکید اصلی من، با توجه به پرسش مطرحشده، بر ضرورت توجه ویژه فقیه به نهجالبلاغه در فرآیند استنباط احکام است.
فقیه باید عدالت و کرامت انسانیای را که امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه، بهویژه در نامه به مالک اشتر، تبیین فرمودهاند، در استنباطهای فقهی خود مورد توجه قرار دهد. اگر گفته میشود عدالت یکی از اهداف اساسی شریعت است و حتی معیار سنجش اخبار آحاد به شمار میآید، آنگونه که در کلمات برخی فقها، از جمله حضرت آیتالله سیستانی حفظهالله، مورد توجه قرار گرفته است، در این صورت، فقیه ناگزیر است آشنایی عمیق و دقیق با نهجالبلاغه داشته باشد و پیام عدالتمحور امیرالمؤمنین علیهالسلام را در فتوای خود لحاظ کند.
ضرورت استفاده فقها از پیامهای «عدالتمحور» و «کرامتمحور» امیرالمؤمنین علی(ع)
بنابراین، بهرهگیری از نهجالبلاغه در سه سطح قابل طرح است: سطح عمومی مردم، سطح مدیران و کارگزاران جامعه، و سطح عالمان و بهویژه فقها. در میان این سه سطح، تأکید ویژه بر استفاده فقها از پیامهای عدالتمحور و کرامتمحور امیرالمؤمنین علی(ع) از اهمیت بنیادین برخوردار است.











