شفقنا- آیتالله میلانی تأکید کرد: چهل مدرک معتبر از منابع اهل سنت درباره حدیث غدیر وجود دارد که هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست و دگرگونی چهره ابوبکر و عمر پس از شنیدن «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ» قرینهای بر معنای فراتر از دوستی است.
به گزارش خبرنگار شفقنا، آیت الله سیدعلی اصغر حسینی میلانی در نوزدهمین اجلاس سالانه بزرگداشت غدیر که در دو روز متوالی در مشهد برگزار شد، بیان کرد: دلالت حدیث غدیر بر امامت، مبتنی بر عبارت «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ» است. این عبارت را پیامبر اکرم (ص) پیش از روز غدیر خم نیز در مواردی چند فرموده بودند، حال آنکه این موضوع در بسیاری از کتاب ها مغفول مانده و بدان پرداخته نشده است.
تکرار عبارت «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ» پیش از روز غدیر خم، به دفعات صورت گرفته بود
وی افزود: تکرار عبارت «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ» پیش از روز غدیر خم، به دفعات صورت گرفته بود؛ اما در روز غدیر، پس از آنکه حضرت فرمودند: «أَلَسْتُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟» و حاضرین پاسخ دادند: «بَلى»، آنگاه فرمودند: «فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ». این، چگونگی استدلال ما به حدیث غدیر برای اثبات امامت است.
آیت الله میلانی در پاسخ به این پرسش که اصل این لفظ در کجا آمده است؟ تصریح کرد: چهل مدرک از منابع معتبر اهل سنت ارائه شده که هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست که آوردن اسامی آن محدثان و منابع، نیازمند زمان است.
«مولی» صرفاً بر اولویت دلالت دارد
وی درباره این اشکال که کلمه «مولی» به معانی متعددی در لغت عرب به کار رفته و استدلال زمانی تمام است که «مولی» به معنای «اولی به تصرف» باشد، خاطرنشان ساخت: کلمه «مولی» از مشترکات معنوی است، نه لفظی. حتی اگر آن را مشترک لفظی نیز بدانیم، برای تعیین مراد پیامبر اکرم (ص) نیاز به قرینه داریم؛ حال آنکه ما حدود پانزده قرینه بر این امر داریم که «مولی» در این حدیث، صرفاً بر اولویت دلالت دارد. از جمله این قرائن، نقل معتبر از منابع اهل سنت است که در آن آمده: هنگامی که پیامبر (ص) فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ»، چهره ابوبکر و عمر دگرگون شد.
مراد پیامبر اکرم(ص) معنایی فراتر از دوستی بوده است
آیت الله میلانی اضافه کرد: صلاحالدین صفوی در کتاب «الوافی بالوفیات» (جلد ۹، صفحه ۳۰) این روایت را نقل کرده و ایشان فردی است که بزرگان اهل سنت نمیتوانند در مورد او خدشهای وارد کنند. اگر مراد پیامبر (ص) فقط دوستی علی (ع) بود، این شدت ناراحتی و دگرگونی چهره آن دو معنا نداشت؛ بنابراین این واقعه خود قرینهای است بر اینکه مراد حضرت، معنایی فراتر از دوستی و محض بوده است.
وی گفت: از دیگر قرائن ما بر اینکه «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ» بر امامت و اولویت دلالت دارد، این است که خود امیرالمؤمنین (ع) در موارد متعددی به این حدیث بر امامت خویش استدلال فرمودهاند. تا جایی که در کوفه، پس از آنکه ایشان از حاضران خواستند تا به حدیث غدیر شهادت دهند، گروهی شهادت دادند و گروهی کتمان کردند؛ حضرت نیز کتمانکنندگان را نفرین فرمودند؛ چرا که ادای شهادت واجب است.
آیت الله میلانی افزود: یکی دیگر از قرائن، روایت ابنکثیر دمشقی (شاگرد ابنتیمیه) است که پیامبر (ص) فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ». یعنی ای کسانی که من مولای ایشانم، پس از من، علی مولای ایشان است. ابنکثیر در تاریخ خود (ج ۱۱، ص ۷۲) روایت کرده است که عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین (ع) تبریک گفت: «أَصْبَحْتَ مَوْلاَیَ وَ مَوْلی کُلِّ مُؤْمِنٍ». همچنین ابن عساکر در کتاب «تاریخ دمشق» (۷۰ جلد)، طبرانی در «المعجم الکبیر»، نسائی در «خصائص امیرالمؤمنین»، حافظ ابن عقده در کتاب «الولایة» و حافظ ابوالقاسم رانی در «المعجم الکبیر» این حدیث را به طرق مختلف روایت کردهاند.
وی بیان کرد: در روایت ابن عقده آمده است که پیامبر (ص) فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اُوحِیَ إِلَیَّ فِی عَلِیٍّ أَنَّهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ سَیِّدُ الْمُسْلِمِینَ». یا در روایت دیگری از «کنز العمال» که پیامبر (ص) از مردم پرسیدند به چه چیزی شهادت میدهید و به چه اعتقاد دارید؟ گفتند: به لا اله الا الله و محمد رسول الله. فرمودند: مولی و سرور شما کیست؟ گفتند: الله و رسول. حضرت، دست علی (ع) را بلند کردند و فرمودند: پس از من، مولی علی است.
وی به نقل از ابوالقاسم رانی روایت کرد که در کوفه، گروهی از جمله ابوایوب انصاری وارد بر امیرالمؤمنین (ع) شدند و گفتند: «السَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلانا». حضرت پرسیدند چگونه من مولای شما هستم؟ گفتند: شنیدیم از رسول خدا در روز غدیر خم که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ». لذا دیگر جایی برای خدشه باقی نمیماند.
وی در پاسخ به این اشکال که بخاری و مسلم حدیث «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ» را در صحیح خود نیاوردهاند، گفت: اولاً، تمام احادیث صحیح در صحیحین جمع نشده است و خود بخاری و مسلم چنین ادعایی ندارند. ثانیاً، در صحیح بخاری و صحیح مسلم، احادیث غیرصحیح و حتی دروغ نیز وجود دارد که از منابع خود اهل سنت قابل اثبات است.
شبهه ای که به طور کامل مردود است
آیت الله میلانی گفت: ایشان به شبهه دیگری نیز اشاره کردند که برخی گویند حدیث غدیر در پی اختلافی که در یمن میان سپاه علی (ع) و خالد بن ولید رخ داد و به دنبال دشمنی برخی با علی (ع) شکل گرفته و صرفاً برای اعلام محبوبیت آن حضرت بوده است، نه امامت. این شبهه به طور کامل از نظر علمی مردود است.
وی افزود: ماجرا از این قرار بود: پیامبر (ص) امیرالمؤمنین (ع) را به فرماندهی سپاهی به یمن فرستاد و در همان زمان، سپاه دیگری به فرماندهی خالد بن ولید را نیز روانه کرد. چون غنائمی به دست آمد، علی (ع) جاریهای را که جزء غنائم بود تصاحب کرد. خالد بن ولید که از پیش با علی (ع) دشمنی داشت، نامهای به پیامبر (ص) نوشت و توسط بریده بن الحصیب به مدینه فرستاد. بریده میگوید: من در دل دشمنی شدیدی با علی (ع) داشتم. وقتی نامه را به پیامبر (ص) دادند و ماجرا را گفتند، رسول الله (ص) شدیداً عصبانی شدند به گونهای که رگهای گردنشان برآمده و چهره مبارکشان سرخ شد. پیامبر (ص) به بریده فرمودند: «أَتُبْغِضُ عَلِیّاً؟» سپس فرمودند: «مَنْ أَبْغَضَ عَلِیّاً فَقَدْ أَبْغَضَنِی، وَ مَنْ فَارَقَ عَلِیّاً فَقَدْ فَارَقَنِی، إِنَّ عَلِیّاً مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدِی». بریده میگوید: پس استغفار کردم و توبه نمودم و با پیامبر (ص) تجدید بیعت کردم.
آیت الله میلانی افزود: این واقعه، نه تنها به حدیث غدیر آسیب نمیرساند، بلکه دلالت بر عصمت امیرالمؤمنین (ع) دارد که حضرت جز به امر خداوند کاری انجام نمیدهد و از سوی دیگر، به روشنی بر ولایت و خلافت بلافصل آن حضرت دلالت میکند.
وی تأکید کرد که مباحث اعتقادی (فقه اکبر) همچون امامت، محور همه مسائل اعتقادی است و بدون شناخت امام، در توحید، نبوت، حلال و حرام و تفسیر قرآن دچار مشکل خواهیم شد.
آیت الله میلانی گفت: طلاب باید در مباحث اعتقادی قوی شوند، حرفشان مستند باشد، با متانت و ادب بحث کنند و تا وارد بحث نشدهاند، وارد نشوند. همچنین این مباحث هیچ منافاتی با تقریب بین مذاهب و وحدت مسلمین ندارد؛ بلکه بهترین راه وحدت، بازگشت به سنت رسول الله (ص) و قرآن مجید است.











