امروز : سه‌شنبه 19خردادماه 1405 | ساعت : 08 : 56

آخرین اخبار

پیام رئیس‌جمهور درخصوص حفاظت از محیط زیست؛ همه ما مسئولیم

شفقنا- مسعود پزشکیان رئیس جمهور اسلامی ایران در پیامی...

از رسانه ها/ضرورت نگاه درست به بازار بورس

شفقنا- حسین توکلیان استاد دانشگاه در روزنامه دنیای اقتصاد...

از رسانه ها/فرصت ديپلماسی هوشمندانه

شفقنا- روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: کريس مورفي، سناتور دموکرات در...

از رسانه ها/لزوم حفظ وحدت و پرهيز از اختلافات جناحی

شفقنا-شاهپور محمدی منتقد در روزنامه اعتماد نوشت: حملات بي‌شرمانه...

مجلس بزرگداشت حضرت آیت الله فیاض در نجف اشرف برگزار می شود

شفقنا-  در پی ارتحال آیت‌الله العظمی شیخ محمد اسحاق...

ادعای ترامپ: «به نتانیاهو هشدار دادم دوباره به جنگ با ایران بازگردد، احتمالا خود...

شفقنا-«دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا به پایگاه خبری اکسیوس...

هشدار پارلمان یمن به اسرائیل درباره تشدید تنش‌ها

شفقنا- پارلمان یمن در صنعا نسبت به هرگونه تشدید...

فرمانده نیروی قدس سپاه: از تنگه هرمز تا باب المندب و از خلیج فارس...

شفقنا- فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در...

دولت ترامپ در مسیر کاهش محدودیت‌های فدرال برای خرید و حمل سلاح

شفقنا- دولت دونالد ترامپ در حال بررسی مجموعه‌ای گسترده...

آلمان و فرانسه پروژه مشترک جنگنده نسل ششم را متوقف کردند

شفقنا- خبرگزاری رویترز به نقل از منابع دولتی آلمان...

سفیر آمریکا: ترامپ «تقریباً با نتانیاهو درگیر شده است»

شفقنا- سفیر آمریکا می‌گوید ترامپ «تقریباً با نتانیاهو درگیر...

از سرگیری پروازهای جده به تهران؛ بیش از ۶۹۰ زائر ایرانی به کشور بازگشتند 

شفقنا- با ازسرگیری پروازهای بازگشت حجاج ایرانی از فرودگاه...

از رسانه ها/ جهان چندقطبی؛ فرصت یا تله ژئوپلیتیک؟

شفقنا- روزنامه آرمان امروز نوشت: یکی از خطرات مهم جهان چندقطبی، افزایش رقابت‌های ژئوپلیتیک و شکل‌گیری بلوک‌بندی‌های جدید است. در دوران جنگ سرد، بسیاری از کشورها به میدان رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شدند و هزینه‌های سنگینی پرداختند. امروز نیز خطر تکرار چنین وضعیتی وجود دارد. رقابت آمریکا و چین، تنش روسیه و غرب، بحران اوکراین و درگیری‌های خاورمیانه، همگی نشانه آن‌اند که جهان جدید الزاماً آرام‌تر از گذشته نیست.

به گزارش شفقنا علیرضا توانا در سرمقاله روزنامه آرمان امروز نوشت: جهان در حال تجربه یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیک پس از پایان جنگ سرد است. نظمی که طی سه دهه گذشته بر محور برتری ایالات متحده و هژمونی سیاسی، اقتصادی و امنیتی غرب شکل گرفته بود، اکنون با چالش‌های جدی مواجه شده است. ظهور چین به‌عنوان یک قدرت اقتصادی و فناورانه، بازگشت روسیه به رقابت‌های سخت ژئوپلیتیک، افزایش نقش قدرت‌های منطقه‌ای، گسترش نهادهایی چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای، و همچنین فرسایش تدریجی اقتدار غرب در مدیریت بحران‌های جهانی، همگی نشانه‌هایی از گذار به جهانی چندقطبی‌اند. در چنین فضایی، بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند جایگاه خود را در نظم جدید بازتعریف کنند؛ نظمی که هنوز شکل نهایی آن مشخص نیست اما آثار آن به‌وضوح در تحولات بین‌المللی دیده می‌شود.برای ایران نیز این تحول صرفاً یک تغییر نظری در ادبیات روابط بین‌الملل نیست، بلکه مسئله‌ای مستقیم و مرتبط با امنیت ملی، اقتصاد، سیاست خارجی و حتی آینده توسعه کشور است. پرسش اصلی این است که آیا چندقطبی‌شدن جهان می‌تواند فرصت تازه‌ای برای افزایش قدرت مانور ایران ایجاد کند یا اینکه تهران ممکن است در میانه رقابت قدرت‌های بزرگ، وارد نوعی وابستگی ژئوپلیتیک جدید شود؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگاهی واقع‌بینانه و دور از هیجان‌های سیاسی است؛ زیرا جهان چندقطبی، برخلاف تصور برخی، الزاماً جهانی عادلانه‌تر یا کم‌تنش‌تر نیست. در سال‌های اخیر، برخی تحلیلگران در داخل ایران، افول نسبی قدرت آمریکا را به‌معنای پایان فشارهای غرب علیه تهران تفسیر کرده‌اند. این نگاه بر این فرض استوار است که با ظهور چین و تقویت بلوک‌های غیرغربی، امکان عبور از تحریم‌ها و کاهش انزوای سیاسی ایران فراهم خواهد شد. بی‌تردید بخشی از این تحلیل درست است اما باید با برنامه ریزی درست همراه باشد ؛ در جهانی که قدرت میان چند بازیگر توزیع شده، امکان مانور دیپلماتیک برای کشورهایی مانند ایران افزایش پیدا می‌کند. تهران امروز برخلاف دهه ۱۳۷۰، تنها با یک مرکز قدرت جهانی مواجه نیست. چین، روسیه، هند، کشورهای آسیای مرکزی و حتی برخی بازیگران منطقه‌ای می‌توانند در معادلات سیاست خارجی ایران نقش‌آفرینی کنند زیرا موقعیت جغرافیایی ایران قدرت مانور اقتصادی دیپلماتیک را افزایش میدهد؛ بدون شک موقعیت ژئوپلیتیک ایران همچنان یکی از مهم‌ترین مزیت‌های راهبردی کشور محسوب می‌شود. ایران در نقطه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، شبه‌قاره هند و مسیرهای انرژی قرار گرفته و همین مسئله، در جهانی که رقابت بر سر کریدورهای ترانزیتی و انرژی افزایش یافته، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. پروژه‌هایی مانند کریدور شمال ـ جنوب، رقابت بر سر مسیرهای انتقال انرژی و تلاش قدرت‌های جهانی برای دسترسی به بازارهای آسیایی، می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات منطقه‌ای تقویت کند. در چنین شرایطی، جهان چندقطبی بالقوه فرصتی برای خروج نسبی ایران از فشار انحصاری شرق و غرب به‌نظر می‌رسد.با این حال، تصور اینکه چندقطبی‌شدن جهان به‌طور خودکار به سود ایران خواهد بود، ساده‌انگارانه است. واقعیت آن است که در سیاست بین‌الملل، هیچ قدرتی صرفاً براساس همدلی یا اشتراک سیاسی عمل نمی‌کند. چین، روسیه یا هر قدرت دیگری، قبل از هر چیز منافع ملی خود را دنبال می‌کنند. تجربه روابط بین‌الملل نشان داده است که حتی نزدیک‌ترین شرکا نیز در نهایت براساس موازنه هزینه و فایده تصمیم می‌گیرند. از همین رو، اتکای بیش از حد به شرق می‌تواند همان‌قدر خطرناک باشد که وابستگی کامل به غرب. روسیه و چین، اگرچه در برخی پرونده‌ها با ایران همکاری دارند، اما الزماً متحدان دائمی تهران محسوب نمی‌شوند. روسیه در مقاطع مختلف تاریخی نشان داده که حاضر است از پرونده ایران به‌عنوان ابزاری در چانه‌زنی با غرب استفاده کند. چین نیز اگرچه شریک مهم اقتصادی ایران است، اما همزمان روابط گسترده‌ای با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و حتی غرب دارد. پکن تلاش می‌کند سیاستی متوازن در خاورمیانه دنبال کند و بعید است منافع کلان اقتصادی خود را به‌خاطر ایران به خطر بیندازد. بنابراین، جهان چندقطبی می‌تواند برای ایران هم فرصت ایجاد کند و هم خطر وابستگی‌های جدید را به‌همراه داشته باشد. نکته مهم دیگر آن است که در جهان جدید، قدرت صرفاً با ابزار نظامی تعریف نمی‌شود. اقتصاد، فناوری، سرمایه‌گذاری، قدرت مالی و توانایی اتصال به زنجیره‌های جهانی تولید، عناصر اصلی قدرت در قرن بیست‌ویکم‌اند. کشوری که از اقتصاد ضعیف، تورم مزمن، کاهش سرمایه‌گذاری و محدودیت در تعاملات مالی بین‌المللی رنج می‌برد، حتی اگر موقعیت ژئوپلیتیک ممتازی داشته باشد، نمی‌تواند از ظرفیت‌های نظم چندقطبی بهره کامل ببرد. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که ژئوپلیتیک بدون پشتوانه اقتصادی پایدار نمی‌ماند. در واقع، مهم‌ترین چالش ایران در جهان چندقطبی نه صرفاً سیاست خارجی، بلکه نسبت میان دیپلماسی و اقتصاد است. سیاست خارجی زمانی می‌تواند قدرت تولید کند که با توسعه اقتصادی، ثبات مالی و افزایش ظرفیت تولید ملی همراه باشد. بدون اقتصاد رقابتی، حتی بهترین فرصت‌های ژئوپلیتیک نیز به مزیت پایدار تبدیل نخواهند شد. ایران اگر بخواهد در نظم جدید جهانی بازیگری مؤثر باشد، ناگزیر است میان سیاست منطقه‌ای، تعامل بین‌المللی و بازسازی اقتصادی تعادل ایجاد کند.

از سوی دیگر، یکی از خطرات مهم جهان چندقطبی، افزایش رقابت‌های ژئوپلیتیک و شکل‌گیری بلوک‌بندی‌های جدید است. در دوران جنگ سرد، بسیاری از کشورها به میدان رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شدند و هزینه‌های سنگینی پرداختند. امروز نیز خطر تکرار چنین وضعیتی وجود دارد. رقابت آمریکا و چین، تنش روسیه و غرب، بحران اوکراین و درگیری‌های خاورمیانه، همگی نشانه آن‌اند که جهان جدید الزاماً آرام‌تر از گذشته نیست. در چنین فضایی، کشورهایی که نتوانند سیاست خارجی متوازن و منعطف طراحی کنند، ممکن است به بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شوند، نه بازیگری مستقل در آن. برای ایران، هنر اصلی در چنین شرایطی، حفظ موازنه است. نه وابستگی کامل به شرق می‌تواند راه‌حل بلندمدت باشد و نه تقابل دائمی با غرب. سیاست خارجی موفق در جهان چندقطبی، سیاستی است که بتواند با حفظ استقلال، از همه ظرفیت‌های بین‌المللی بهره بگیرد. بسیاری از قدرت‌های نوظهور جهان دقیقاً بر همین اساس عمل می‌کنند. هند، ترکیه، عربستان سعودی و حتی برخی کشورهای جنوب شرق آسیا تلاش می‌کنند همزمان با قدرت‌های مختلف همکاری کنند، بدون آنکه خود را به یک بلوک خاص محدود کنند. این همان چیزی است که در ادبیات روابط بین‌الملل از آن به‌عنوان موازنه‌گری هوشمند یاد می‌شود. ایران نیز اگر بخواهد از فرصت‌های نظم جدید استفاده کند، نیازمند نوعی بازتعریف در دیپلماسی خود است. دیپلماسی در جهان چندقطبی دیگر صرفاً بر مبنای ائتلاف‌های ایدئولوژیک عمل نمی‌کند، بلکه بیش از هر چیز بر منافع اقتصادی، اتصال منطقه‌ای، تجارت، فناوری و انعطاف سیاسی استوار است. موفقیت در چنین جهانی نیازمند دستگاه دیپلماسی فعال، اقتصاد رقابتی و کاهش تنش‌های پرهزینه است. در غیر این صورت، حتی اگر نظم جهانی تغییر کند، موقعیت ایران تغییر اساسی نخواهد کرد. نکته دیگری که نباید نادیده گرفته شود، مسئله اعتماد بین‌المللی است. سرمایه‌گذاری خارجی، مشارکت اقتصادی و همکاری بلندمدت نیازمند ثبات و پیش‌بینی‌پذیری است. کشوری که دائماً در معرض تنش، تحریم یا بحران‌های امنیتی قرار دارد، به‌سختی می‌تواند از ظرفیت‌های اقتصاد جهانی بهره‌مند شود. از همین رو، دیپلماسی در جهان چندقطبی صرفاً به‌معنای یافتن متحدان جدید نیست، بلکه به‌معنای کاهش هزینه‌های سیاسی و افزایش قابلیت همکاری بین‌المللی نیز هست. جهان چندقطبی برای ایران نه یک تهدید مطلق است و نه یک فرصت تضمین‌شده. این تحول بیش از هر چیز یک امکان است؛ امکانی که نحوه استفاده از آن به کیفیت حکمرانی، قدرت اقتصادی و عقلانیت دیپلماتیک بستگی دارد. و سیاست گزاران باید بتواند میان شرق و غرب، میان امنیت و اقتصاد، و میان ایدئولوژی و منافع ملی توازن ایجاد کنند، نظم جدید جهانی می‌تواند فرصت‌هایی کم‌سابقه برای افزایش نقش منطقه‌ای و بین‌المللی کشور فراهم کند. اما اگر سیاست خارجی صرفاً به واکنش‌های مقطعی یا وابستگی به یک بلوک خاص محدود شود، جهان چندقطبی ممکن است به تله‌ای ژئوپلیتیک تبدیل شود که هزینه‌های آن از گذشته نیز بیشتر باشد.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید