۲۹ تیر ۱۴۰۵

آخرین اخبار

رایزنی تلفنی بن‌سلمان و جوزف عون درباره تحولات لبنان و منطقه

شفقنا- ولیعهد عربستان با رئیس‌جمهوری لبنان در رابطه با...

آیت‌الله عیسی قاسم: «جبهه مقاومت هیبت مستبدان و منافقان را خواهد شکست»

شفقنا- آیت‌الله شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین تاکید...

سپاه تصویر آشیانه‌های اف ۱۵ و ۱۶ منهدم شده در اردن را منتشر کرد

شفقنا- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصاویرمربوط به انهدام آشیانه...

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش تشریح کرد؛ جزئیات برگزاری امتحانات نهایی

شفقنا- سخنگوی وزارت آموزش و پرورش جزییات برگزاری امتحانات...

فینال جام جهانی؛ تساوی اسپانیا و آرژانتین در نیمه نخست

شفقنا- جدال آرژانتین و اسپانیا در نیمه نخست فینال...

اذعان سنتکام به کشته شدن یک نظامی آمریکایی در اربیل

شفقنا-فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا(سنتکام) اعلام کرد: یک نظامی آمریکایی...

قطر بر ضرورت گفت‌وگو و کاهش تنش در منطقه تأکید کرد

شفقنا- وزارت خارجه قطر اعلام کرد «محمد بن عبدالرحمن...

نیویورک تایمز: ونس معتقد است که بین جفری اپستین و مقامات موساد ارتباطی وجود...

شفقنا- روزنامه آمریکایی «نیویورک‌تایمز» به ادعاهای «جی‌دی ونس»، معاون...

غزه: اسرائیل از زمان برقراری آتش‌بس، ۳۷۹۵ بار آن را نقض کرده است

شفقنا- دفتر اطلاع‌رسانی دولت غزه اعلام کرد اسرائیل در...

فیدان: امیدواریم تهران و واشنگتن هرچه زودتر به توافق بازگردند

شفقنا- «هاکان فیدان» وزیر خارجه ترکیه اعلام کرد آنکارا...

چقدر خسارت به خودروهای آسیب‌دیده جنگ پرداخت شد؟

شفقنا- در ادامه روند رسیدگی و جبران خسارت خودروهای...

«جنگ‌های نامتوازن؛ جنگ ایران به عنوان الگوی یک نبرد جدید»؛ مقاله نویسنده مصری در القدس العربی

شفقنا- «مهم‌ترین درسی که جنگ ایران ارائه می‌دهد، این است که جهان دیگر تاب جنگ‌های باز و فرسایشی بیشتری را ندارد؛ جنگ‌هایی که نه پیروزی قاطعی به همراه دارند و نه شکستی نهایی، بلکه تنها جوامعی ویران، اقتصادهایی فرسوده و مناطقی شکننده‌تر و بی‌ثبات‌تر بر جای می‌گذارند.»

به گزارش شفقنا، «عمرو حمزاوی»، استاد علوم سیاسی و نویسنده مصری در مقاله‌ای که امروز (سه‌شنبه) تحت عنوان «جنگ‌های نامتوازن؛ جنگ ایران به عنوان الگوی یک نبرد جدید» در پایگاه اینترنتی روزنامه فرامنطقه‌ای «القدس العربی» منتشر شده، نوشته است:

«جنگ ایران که بار دیگر کانون‌های تنش در خاورمیانه را شعله‌ور کرده و پیامدهای آن به سراسر نظام بین‌المللی گسترش یافته است، حقیقتی اساسی را تأیید می‌کند که اغلب از محاسبات تصمیم‌گیران و رهبران سیاسی و نظامی دور مانده است: جنگ‌ها در جهان امروز دیگر به معنای سنتی شناخته‌شده در روابط بین‌الملل قرن نوزدهم و بیستم، برنده و بازنده تولید نمی‌کنند.

جنگ ایران، صرف‌نظر از نتایج مستقیم نظامی آن یا میزان خسارت‌هایی که طرف‌های درگیر متحمل شده‌اند، نمونه‌ای از یک پیروزی قاطع که اراده یک طرف را بر طرف دیگر تحمیل کند، ارائه نمی‌دهد؛ همان‌گونه که به شکستی کامل نیز منتهی نمی‌شود که طرف مقابل را وادار به تسلیم یا چشم‌پوشی از اهداف راهبردی خود کند.

بلکه این جنگ، نمونه‌ای جدید از جنگ‌های نامتوازن است؛ جنگ‌هایی که در آن‌ها توانایی‌های نظامی متعارف با ابزارهای نامتعارف درهم آمیخته می‌شوند، ملاحظات منطقه‌ای با منافع بین‌المللی تلاقی پیدا می‌کنند و آثار آن‌ها از مرزهای میدان نبرد فراتر می‌رود تا اقتصاد جهانی، زنجیره‌های تأمین، امنیت انرژی، ثبات بازارها و ائتلاف‌های سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

در این جنگ، همانند بسیاری از جنگ‌ها و منازعاتی که جهان در دو دهه گذشته شاهد آن بوده است، مشخص شد که برتری نظامی الزاما به نتایج سیاسی پایدار منجر نمی‌شود. توان نظامی پیشرفته، فناوری‌های مدرن و تسلیحات دقیق می‌توانند خسارت‌های سنگینی به دشمن وارد کنند، اما به‌تنهایی قادر نیستند محیط سیاسی را بازآرایی کرده یا ترتیباتی باثبات و بلندمدت تحمیل کنند.

تجربه‌های متعدد، از افغانستان و عراق گرفته تا اوکراین و غزه، نشان داده‌اند که برخورداری از قدرت نظامی لزوما به معنای توانایی در تحقق اهداف نهایی سیاسی نیست و هزینه جنگ‌ها امروز بسیار فراتر از دستاوردهایی است که طرف‌های درگیر در پی دستیابی به آن هستند.

از همین‌جا اهمیت نگاه به جنگ ایران به‌عنوان نمونه‌ای از جنگ‌های نامتوازن آشکار می‌شود؛ جنگ‌هایی که ممکن است در دهه‌های آینده به ویژگی غالب نظام بین‌الملل تبدیل شوند. این جنگ‌ها صرفا بر رویارویی مستقیم میان ارتش‌های منظم و هم‌تراز استوار نیستند، بلکه بر ترکیبی پیچیده از حملات نظامی متعارف، جنگ‌های سایبری، جنگ‌های نیابتی، به‌کارگیری بازیگران غیردولتی، کارزارهای رسانه‌ای و اطلاعاتی و همچنین فشارها و تحریم‌های اقتصادی تکیه دارند.

خطرناک‌ترین واقعیتی که جنگ ایران آشکار می‌سازد، تنها محدودیت قدرت نظامی نیست، بلکه فرسایش محدودیت‌های سیاسی، اخلاقی و حقوقی در استفاده از زور در روابط بین‌الملل نیز هست. از پایان جنگ سرد تاکنون، جهان شاهد گسترش فزاینده توسل به ابزار نظامی برای حل منازعات یا مدیریت موازنه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است.

به‌جای آنکه جهانی‌شدن و درهم‌تنیدگی‌های اقتصادی به کاهش جنگ‌ها بینجامند، منازعات مسلحانه گسترده‌تر و پیچیده‌تر شده‌اند و استفاده از زور نیز، چه برای قدرت‌های بزرگ و چه برای قدرت‌های منطقه‌ای، به گزینه‌ای مکرر و همواره مطرح تبدیل شده است.

به نظر می‌رسد جهان به‌سوی مرحله‌ای حرکت می‌کند که در آن کارآمدی نهادهای بین‌المللی و سازوکارهای امنیت جمعی رو به افول است.

علاوه بر این، تحولات شتابان فناوری در حوزه‌هایی چون هوش مصنوعی، پهپادها و توانمندی‌های سایبری، ابزارهای جنگ را در دسترس‌تر و نسبتا کم‌هزینه‌تر کرده است؛ مسئله‌ای که می‌تواند دولت‌ها و بازیگران بیشتری را به استفاده از آن‌ها ترغیب کند.

مسئله در این‌جا، حذف قدرت نظامی یا نادیده‌گرفتن حق مشروع دولت‌ها در دفاع از خود نیست، بلکه هدف، وضع محدودیت‌های روشن برای جلوگیری از تبدیل‌شدن قدرت نظامی به نخستین یا تنها ابزار مدیریت منازعات است.

امروزه جنگ‌ها دیگر با آن معنای سنتی خود که روابط بین‌الملل در قرن‌های نوزدهم و بیستم می‌شناخت، برنده و بازنده تولید نمی‌کنند.

مهم‌ترین درسی که جنگ ایران ارائه می‌دهد، این است که جهان دیگر تاب جنگ‌های باز و فرسایشی بیشتری را ندارد؛ جنگ‌هایی که نه پیروزی قاطعی به همراه دارند و نه شکستی نهایی، بلکه تنها جوامعی ویران، اقتصادهایی فرسوده و مناطقی شکننده‌تر و بی‌ثبات‌تر بر جای می‌گذارند.

جنگ‌های معاصر دیگر ابزار مؤثری برای تحقق ثبات یا تحمیل ترتیبات سیاسی نیستند، بلکه در بسیاری موارد خود به منبعی تازه برای آشوب و نااطمینانی تبدیل شده‌اند.

مطلب اصلی را در القدس‌العربی ببینید

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید