شفقنا- آیت الله میلانی تأکید کرد: روز غدیر، روزی است که دین کامل شده است. از اینرو، دین اسلام بدون امامت، ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) ناقص است و اساساً بدون آن، حقیقت دین تحقق نمییابد.
به گزارش خبرنگار شفقنا، آیت الله سیدعلی اصغر حسینی میلانی در نوزدهمین اجلاس سالانه بزرگداشت غدیر که در دو روز متوالی در مشهد برگزار شد، ضمن تبریک عید غدیر خم بیان کرد: کشور ما در شرایط خاصی قرار گرفته است. جنگی بر این کشور تحمیل شده و در این جنگ، رهبر کشور به شهادت رسیده و جمعی از بزرگان این سرزمین، اعم از اساتید دانشگاهها، شخصیتهای سیاسی و فرماندهان نظامی، به شهادت رسیدهاند. این جنگ، صرفاً یک جنگ سیاسی و نظامی نیست، بلکه جنگی دینی و مذهبی نیز هست.
وی گفت: قوم یهود و پیروان سقیفه بنیساعده از روز نخست نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسلام کینه داشتهاند و در طول تاریخ، آنچه را در باطن خود از دشمنی و عداوت نسبت به آن حضرت داشتهاند، درباره فرزندان و ذریه ایشان اعمال کردهاند و این دشمنی تا امروز نسبت به شیعیان آن حضرت نیز ادامه یافته است.
باید ابعاد دینی و اعتقادی جامعه تقویت شود
وی افزود: ما باید مبانی اعتقادی خود را تقویت کنیم و نسبت به احکام شرعی، التزام کامل داشته باشیم و به آنها عمل کنیم تا در کنار فعالیتهای مسئولان سیاسی و نظامی، ابعاد دینی و اعتقادی جامعه نیز تقویت شود. اهل علم باید در این جهت فعالیت بیشتری داشته باشند. همانگونه که مسئولان سایر حوزهها به وظایف خود قیام میکنند، ما نیز باید به بهترین وجه به مسئولیت خود عمل کنیم و قویتر و بهتر از گذشته به وظایف خویش بپردازیم.
حقیقت غدیر باید برای مردم تبیین شود
استاد میلانی تأکید کرد: ایمان مردم باید تقویت شود و ولایت آنان نسبت به امیرالمؤمنین و اهلبیت(ع) استحکام بیشتری یابد. مراسم عید غدیر باید به بهترین شکل برگزار شود. برگزاری این مراسم، یک وظیفه و از شعائر دین است؛ اما در کنار آن، حقیقت غدیر نیز باید برای مردم تبیین شود.
وی ادامه داد: باید برای مردم بیان شود که پیامبر اکرم(ص) در روز غدیر خم چه کردند و چه ویژگیها و خصوصیتهایی در آن روز وجود دارد که در سایر ایام یافت نمیشود. این مطالب باید بهدرستی برای مردم تبیین گردد.
وی در تبیین روز غدیر خم گفت: نکته نخست آن است که عظمت روز غدیر خم و حدیث غدیر، هم در قرآن کریم و هم در روایات، دارای دلایل فراوانی است. اساساً ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جمله مسائلی است که کتاب، سنت و عقل بر آن دلالت دارند.
امامت، در تعریف کلامی شیعه و اهل سنت دارای تعریفی مورد اتفاق است
وی افزود: نکته دوم آن است که امامت، در تعریف کلامی هر دو گروه، یعنی شیعه و اهل سنت، دارای تعریفی مورد اتفاق است. در این تعریف، امامت به معنای نیابت از نبوت است؛ بدین معنا که امام، جانشین پیامبر در تمامی شئون است، جز مقام نبوت.
استاد میلانی اظهار داشت: نکته سوم آن است که امامت و خلافت به دست خداوند متعال است. پیامبر اکرم(ص) در همان روزهای نخست فرمودند که امر امامت و خلافت پس از ایشان در اختیار خداوند متعال است. این مطلب در منابع دست اول اهل سنت، از جمله سیره ابن هشام و دیگر کتابها، نقل شده و ثابت و محقق است که امر امامت و خلافت به دست خداوند است و هیچکس در تعیین امام پس از پیامبر اکرم(ص) دخالتی ندارد.
استاد سطح عالی حوزه افزود: مطلب چهارم اینکه امامت و خلافت دو عنوان هستند که از نظر مفهومی با یکدیگر تفاوت دارند، اما از نظر مصداقی یکی هستند. خلیفه همان امام است و امام همان خلیفه. اما تفاوت مفهومی این دو عنوان چیست؟ این مطلبی است که باید درباره آن تأمل شود که امامت از نظر مفهومی چه معنایی دارد و خلافت به چه معناست.
وی ادامه داد: در اینجا تذکر این نکته مهم است که حکومت کردنِ امام یا خلیفه، از وظایف اوست؛ یعنی حاکمیت غیر از خلافت است و حاکمیت غیر از امامت. ممکن است کسی امام باشد، اما حاکمیت نداشته باشد و ممکن است امام باشد و حاکمیت نیز داشته باشد. شاهد این مطلب در قرآن کریم، آیه شریفه «يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ» است. در این آیه، با «فاء» تفریع، حکومت بر خلافت مترتب شده است. نخست میفرماید: «إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً»، سپس میفرماید: «فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ». بنابراین نباید این دو مفهوم با یکدیگر اشتباه شوند.
نوه آیتالله العظمی سیدمحمدهادی میلانی (ره) تأکید کرد: همانگونه که گاهی در سخنان برخی افراد شنیده میشود که عنوان حاکمیت یا حکومت را به جای امامت و خلافت به کار میبرند، این استعمال صحیح نیست؛ زیرا حاکمیت از وظایف امامت و خلافت است، نه عین آن. خلافت و امامت از نظر مصداقی یکی هستند و نباید میان این مفاهیم خلط شود.
وی اظهار داشت: مطلب پنجم این است که امامت و خلافت از اصول دین هستند، نه از فروع دین. ما در اصول دین تقلید نداریم؛ تقلید مربوط به فروع دین است. از اینرو، هر مکلفی باید به اندازه توان و استعداد خود، مسئله امامت را بشناسد و آن را درک کند؛ همانگونه که نسبت به توحید، نبوت و معاد چنین وظیفهای دارد.
استاد سطح عالی حوزه افزود: اما ما که وارد حوزه علمیه شدهایم، مسئولیتی افزونتر بر عهده داریم. ما نیز مانند سایر مکلفان موظف به شناخت امامت هستیم، اما وظیفه دوم ما آن است که این شناخت را بهگونهای عمیق و دقیق به دست آوریم که بتوانیم آن را به دیگران منتقل کنیم، تبلیغ نماییم و تعلیم دهیم. بنابراین، دانش ما نسبت به امامت باید سنگینتر، دقیقتر و عمیقتر باشد و در این زمینه باید تلاش بیشتری داشته باشیم.
استاد میلانی با تأکید بر اینکه بحث امامت بر دو قسم است؛ اظهار کرد: یک بخش، بحث امامت در درون مذهب است و بخش دیگر، بحث امامت به صورت تطبیقی و مقارن با مذاهب دیگر. هنگامی که وارد بخش دوم میشویم، همواره به روایات و منابع طرف مقابل استدلال میکنیم؛ زیرا این روش، قانون مناظره است و باید به گونهای استدلال شود که طرف مقابل آن را بپذیرد و در برابر آن ملزم باشد.
وی ادامه داد: ادله ما در مسئله امامت، همانند ادله فقه، عبارت است از کتاب، سنت و عقل؛ اما در این مسئله اجماع وجود ندارد؛ زیرا در موضوع امامت اختلاف نظر هست. آنان سخنی دیگر دارند و ما معتقدیم که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام امام و خلیفه بلافصل پیامبر اکرم(ص) هستند بنابراین، همان ادله سهگانه، یعنی کتاب، سنت و عقل، دلایل ما در بحث امامت را تشکیل میدهند.
وی اظهار داشت: بنده تمام احادیث اهل سنت را به استناد اجازهای که از شیخ خود، مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی که شیخالاجازه بودند، دریافت کردهام، و همچنین به موجب اجازهای که از جدم مرحوم آیتالله میلانی و نیز از سایر اساتید و مشایخ خود دارم، روایت میکنم.
در مسائل مربوط به امامت، کتابهای فراوانی تألیف کردهام که بخشی از آنها اکنون به عنوان کتابهای درسی مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین مؤسسهای را با عنوان «بنیاد امامت» به منظور پرداختن به همین مباحث تأسیس کردهام و بحمدالله فارغالتحصیلان خوبی نیز در این مجموعه تربیت شدهاند.
درباره امامت امیرالمؤمنین علی(ع) نباید غفلت شود
وی با بیان اینکه درباره امامت امیرالمؤمنین علیهالسلام نباید غفلت شود، تصریح کرد: باید بدانیم که امیرالمؤمنین علیهالسلام در عوالم پیشین نیز امام بودهاند؛ همانگونه که پیامبر اکرم(ص) در عوالم پیشین نیز نبی بودهاند. همچنین در آخرت نیز امیرالمؤمنین علیهالسلام امام هستند. امور آخرت از کنار حوض کوثر آغاز میشود و آن حوض در اختیار و به دست امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
رسول الله(ص) به اشکال مختلف، امامت امیرالمومنین را ابلاغ کردند
استاد میلانی تأکید کرد: پیامبر اکرم(ص) در هر فرصتی و در هر مناسبتی و به اشکال مختلف عبارات مختلف امامت امیرالمومنین را ابلاغ کرد که ما از آن روز به یوم الدار تعبیر میکنیم. یکی دیگر از دلایل امامت امیرالمومنین علی(ع) اینکه صدیقه طاهره را به امیرالمومنین دادند و دیگران را رد کردند. رسول الله(ص) به اشکال مختلف، امامت امیرالمومنین را ابلاغ کردند تا نوبت به روز غدیر خم رسید که این روز امتیازاتی دارد که در سایر ایام این امتیازات و خصوصیات وجود ندارد؛ اولاً نزدیک به رحلت پیغمبر اکرم(ص) بوده، ثانیاً هزاران نفر حضور داشتند، ثالثاً در روز غدیر خم پنج تا شش آیه نازل شده است.
وی به خصوصیات و امتیازات غدیر اشاره و خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم(ص) به حاضران دستور دادند تا با امیرالمؤمنین علی(ع) بیعت کنند. این، یکی از ویژگیهای مهم روز غدیر است که خود فصلی مستقل از مباحث عید غدیر را تشکیل میدهد؛ خداوند متعال به این روز اهمیت ویژهای داده است، بهگونهای که چند آیه در این زمینه نازل شده و خود پیامبر اکرم نیز به این روز توجه خاص داشتهاند.
وی افزود: در روز غدیر خم، پیامبر اکرم(ص) در آن مکان توقف کردند و کسانی که عقب مانده بودند را منتظر نگه داشتند تا به کاروان برسند و کسانی را که پیشتر رفته بودند دستور دادند بازگردند. با این ویژگیها و امتیازاتی که برای روز غدیر خم ذکر شده، خود ائمه اطهار(ع) نیز اهمیت ویژهای به این روز دادهاند.
وی ادامه داد: در کتابهایی مانند اصول کافی، تفسیر عیاشی، کتب شیخ صدوق، بصائر الدرجات و سایر منابع تفسیری، روایات فراوانی از ائمه اطهار(ع) درباره غدیر خم نقل شده است. در این روایات آمده که پیامبر اکرم(ص) اعلام کردند که امیرالمؤمنین علی(ع) در میان مردم همان جایگاه و مقام ایشان را خواهد داشت، یا در عبارتی دیگر فرمودند: او را به عنوان امام پس از خود معرفی کردند و در روایتی دیگر آمده است که اراده کردند او را نشانه و پرچمی قرار دهند تا حزبالله به واسطه او شناخته شود. این روایات در منابع ما فراوان است و نباید کسی تصور کند که تنها شیعیان این مطالب را نقل میکنند و اهل سنت روایتی در این زمینه ندارند.
وی گفت: درباره غدیر خم و روز غدیر، از خود ائمه(ع) روایات بسیاری وجود دارد که بر اهمیت آن تأکید میکند و از سوی دیگر، امیرالمؤمنین(ع) و صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) نیز بر این موضوع تأکید و اهتمام ویژهای داشتهاند. امیرالمؤمنین همواره بر حدیث غدیر تأکید داشتند و اهتمام میورزیدند که این حدیث به فراموشی سپرده نشود.
وی اضافه کرد: آن حضرت در کوفه، گروهی از صحابه رسول خدا(ص) را احضار کردند و از آنان خواستند شهادت دهند که پیامبر اکرم(ص) چنین فرمودهاند. این ماجرا که در منابع از آن با عنوان «مناشده» یا «مناشدات امیرالمؤمنین» یاد میشود، از مطالب مهمی است؛ بنابراین، همه به حدیث غدیر اهمیت دادهاند. خود صحابه به این حدیث اهمیت میدادند.
کتمان حدیث غدیر مؤید دلالت بر امامت حضرت علی(ع) است
استاد سطح عالی حوزه به کتمان حدیث غدیر از سوی برخی افراد اشاره و خاطرنشان کرد: برخی افراد به کتمان حدیث غدیر پرداختند و همین کتمان نیز خود دلالتی بر اهمیت و جایگاه این حدیث دارد. اگر حدیث غدیر دلالتی بر امامت امیرالمؤمنین (ع) نداشت، دلیلی برای پنهان کردن آن وجود نداشت. بنابراین، همین کتمان نیز مؤید دلالت حدیث غدیر بر امامت آن حضرت است.
مخالفان نتوانستهاند حدیثی در برابر حدیث غدیر جعل کنند
استاد میلانی گفت: ما در مباحث کلامی، هرگاه بخواهیم به حدیثی استدلال کنیم، آن حدیث را از پنج جهت مورد بررسی قرار میدهیم. جهت نخست، متن و لفظ حدیث است؛ یعنی ابتدا باید خود متن حدیث و الفاظ آن بهدرستی مشخص شود.
جهت دوم، سند حدیث است. در این مرحله باید تواتر حدیث اثبات شود؛ زیرا امامت از اصول دین است و در اصول دین، دلیل قطعی لازم است. خبر واحد مفید قطع و یقین نیست؛ از اینرو، نمیتوان در مباحث امامت به خبر واحد استدلال کرد. بنابراین، ناگزیر باید تواتر حدیث ثابت شود. تواتر نیز معنای شناختهشدهای دارد و نیاز به توضیح بیشتر برای اهل این مباحث ندارد.
جهت سوم آن است که اگر حدیث دارای معارض باشد، باید به آن معارض رسیدگی شود. اما حدیث غدیر، معارضی ندارد. مخالفان نتوانستهاند حدیثی در برابر حدیث غدیر جعل کنند که بتواند در موضوع امامت با آن مقابله نماید البته در برابر برخی از احادیث دیگر، احادیثی جعل شده و ما در مباحث خود همه آن موارد را بررسی کردهایم؛ اما حدیث غدیر از این جهت بینظیر است و معارضی برای آن وجود ندارد.
جهت چهارم، بررسی دلالت حدیث است. باید روشن شود که حدیث دقیقاً بر چه معنا و مفهومی دلالت میکند و آیا دلالت آن کامل و تمام است یا خیر.
جهت پنجم نیز پاسخ به شبهات و اشکالاتی است که درباره حدیث مطرح میشود. این اشکالات باید بهصورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد و پاسخ داده شود.
وی تأکید کرد: هرگاه این جهات در مورد حدیثی بهطور کامل اثبات شود، حکم آن حدیث همانند حکم یک آیه از قرآن کریم خواهد بود. همانگونه که آیات قرآن را نمیتوان رد کرد، حدیثی را نیز که از این جهات کامل و تمام باشد نمیتوان انکار نمود زیرا رد چنین حدیثی مستلزم انکار سنت نبوی و تکذیب پیامبر اکرم(ص) خواهد بود و تکذیب رسول خدا موجب کفر است. از اینرو، اکنون باید وارد مراحل اثبات حدیث غدیر شویم.
وی افزود: آنچه در میان مردم معروف و مشهور شده، عبارت «مَن کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه» است. پیامبر اکرم(ص) این عبارت را پیش از روز غدیر نیز بارها و در مناسبتهای مختلف بیان فرموده بودند؛ اما در روز غدیر، این سخن را با کیفیت و ویژگی خاصی ایراد کردند.
وی گفت: پیامبر اکرم(ص) همان اولویتی را که خداوند متعال برای ایشان قرار داده بود، به امر الهی برای امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز قرار دادند. این مطلب از متن حدیث قابل استفاده است و در واقع یکی از محورهای اصلی استدلال در بحث امامت امیرالمؤمنین علیهالسلام در روز غدیر خم به شمار میرود.
بیش از صد نفر از صحابه، حدیث غدیر را برای ما روایت کردهاند
استاد میلانی افزود: از نظر سند حدیث نیز بزرگان ما اسامی صحابهای را که در روز غدیر خم حضور داشتند و حدیث غدیر را نقل کردهاند، گردآوری کردهاند. مرحوم میرحامدحسین هندی، صاحب «عبقات الأنوار» فهرستی از این اسامی ارائه داده، و پیش از ایشان سید ابن طاووس، و پس از ایشان مرحوم علامه امینی در کتاب «الغدیر» نیز به این موضوع پرداختهاند. البته در برخی تحقیقات، میان این نقلها اختلافاتی دیده میشود، اما آنچه مسلم است این است که بیش از صد نفر از صحابه، حدیث غدیر را برای ما روایت کردهاند.
وی ادامه داد: درباره تعداد حاضران در غدیر خم نیز در برخی آثار، از جمله کتابهایی که درباره عدالت صحابه نگاشته شده، بحثهای مفصلی صورت گرفته است. در این منابع، تعداد صحابه پیامبر اکرم(ص) در حجةالوداع و به تبع آن در غدیر خم، دهها هزار نفر ذکر شده است؛ برخی نیز تعداد کل صحابه را حدود ۱۲۰ هزار نفر دانستهاند. بر این اساس، این پرسش مطرح میشود که چرا همه حاضران حدیث غدیر را نقل نکردهاند، یا چرا نقلهای آنان به ما نرسیده است، در حالی که تنها از حدود صد نفر از صحابه، روایت این حدیث به دست ما رسیده است.
حدیث غدیر از نظر نقل، به تواتر رسیده است
وی گفت: همین مقدار نیز برای اثبات مطلب کافی است، هرچند واقعیت این است که در انتقال سنت پیامبر اکرم(ص) کوتاهیها و آسیبهایی رخ داده است. از جمله اینکه برخی از خطبهها و سخنان پیامبر، حتی خطبههای نماز جمعه و اعیاد، بهطور کامل نقل نشدهاند در حالی که خود را «اهل سنت» مینامند بنابراین در طبقه صحابه، حدود صد نفر بهطور یقینی ناقل حدیث غدیر هستند. در طبقه تابعین نیز این تعداد چند برابر میشود و در طبقات بعدی، یعنی محدثین قرون مختلف، با گستره وسیعتری از راویان و نقلها مواجه هستیم. اگر بخواهیم نام محدثین قرن اول تا قرن ششم و آثار آنان را بررسی کنیم، بحث بسیار گسترده خواهد شد و در نهایت به این نتیجه میرسیم که حدیث غدیر از نظر نقل، به تواتر رسیده است.
استاد سطح عالی حوزه ادامه داد: بسیاری از بزرگان و محققان اهل سنت تصریح کردهاند که حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» متواتر است. تواتر در اینجا به معنای نقل گسترده و قطعی است که امکان تردید در اصل صدور حدیث را از بین میبرد حتی افرادی مانند امام ذهبی و ابن کثیر که به تعصب در نقد برخی احادیث مشهورند، اصل تواتر حدیث غدیر را پذیرفتهاند بنابراین از نظر سندی، جای بحث جدی باقی نمیماند؛ آنچه مهمتر است، بررسی دلالت حدیث غدیر و پاسخ به شبهات و اشکالات مطرحشده درباره آن است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم؟» گفتند: بله. سپس فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ». در اینجا واژه «مولی» بر اساس قرائن موجود، به معنای اولویت و سرپرستی به کار رفته است.
استاد میلانی افزود: در قرآن کریم نیز در سوره حدید آمده است: «هِيَ مَوْلاكُمْ»، که مفسران در ذیل این آیه، آن را به معنای اولویت و سرپرستی تفسیر کردهاند. همچنین در کتب لغت نیز برای «مولی» معانی متعددی ذکر شده، اما در این مقام، با توجه به قرائن، معنای «اولی» از آن اراده میشود.
وی ادامه داد: برخی از بزرگان اهل سنت نیز مثالهایی برای مفهوم «اولویت» ذکر کردهاند؛ مانند مواردی که شخصی در شرایط اضطرار، به هر قیمتی مالی را تهیه میکند و حتی اگر در معرض خطر باشد، اطاعت از دستور پیامبر بر او واجب میشود. این نمونهها برای توضیح معنای «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم» بیان شده است.
وی گفت: بر این اساس، همین معنا در مورد امیرالمؤمنین(ع) در روز غدیر نیز ثابت میشود. علاوه بر آن، در کتب لغت نیز تصریح شده که «مولی» در برخی موارد به معنای «اولی» است؛ نکتهای که در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد این است که «مولی» از نظر تحلیل لغوی، مشترک معنوی است نه مشترک لفظی؛ یعنی یک معنای اصلی دارد که در کاربردهای مختلف با قرائن، مصادیق آن مشخص میشود. حتی اگر کسی بپذیرد که «مولی» مشترک لفظی است، باز هم طبق قواعد اصولی، برای تعیین مراد، نیاز به قرینه داریم و در حدیث غدیر، قرائن فراوانی برای تعیین معنای «اولویت» وجود دارد. از جمله صدر حدیث «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم»، که خود قرینهای روشن بر معنای مورد نظر است.
وی گفت: علاوه بر قرائن حدیثی، آیه شریفه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» نیز از قرائن مهم این بحث است. بسیاری از مفسران و محدثان بزرگ اهل سنت تصریح کردهاند که این آیه در روز غدیر خم نازل شده است؛ از جمله ابن ابیحاتم، فخر رازی، سیوطی و دیگران.
این مجموعه از نقلها نشان میدهد که موضوع غدیر خم و اعلان ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام، دارای پشتوانه گسترده روایی و تفسیری در منابع مختلف اسلامی است. آنان تصریح کردهاند که آیه شریفه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» در روز غدیر خم نازل شده است. بنابراین، هم خود متن حدیث و هم این آیه مبارکه در کنار یکدیگر قرار میگیرند، این آیه در روز غدیر خم، پیش از خطبه پیامبر اکرم(ص) نازل شده است.
دین اسلام بدون امامت، ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) ناقص است
استاد میلانی افزود: آیه دیگری نیز در این واقعه نازل شده و آن آیه شریفه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا» است. معنای این آیه آن است که: «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم». بر اساس این آیه، «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» یعنی روز غدیر، روزی است که دین کامل شده است. از اینرو، دین اسلام بدون امامت، ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) ناقص است، بلکه اساساً بدون آن، حقیقت دین تحقق نمییابد. جمعی از بزرگان نیز نزول این آیه را در روز غدیر خم پذیرفته و نقل کردهاند.
وی اظهار داشت: در این میان، ماجرایی نیز نقل شده است که شخصی در حضور پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: آنچه امروز بیان فرمودید و علی علیهالسلام را به عنوان امام و خلیفه پس از خود معرفی کردید، آیا این امر از جانب خود شما بود یا از جانب خداوند متعال؟ پیامبر اکرم در پاسخ قسم یاد کردند که این دستور، فرمان خداوند متعال بوده است.
آن شخص پس از شنیدن این پاسخ، گفت: خدایا! اگر آنچه محمد میگوید حق است، سنگی از آسمان بر من فرود آور. او حتی در صدق گفتار پیامبر اکرم(ص) که به صدق و امانت مشهور بودند، شک کرد و از دین خارج شد. در پی این سخن، عذابی بر او نازل شد و سنگی بر او فرود آمد و هلاکش کرد. سپس آیهای در این زمینه نازل گردید که دلالت بر این واقعه دارد و برخی از بزرگان نیز نزول این آیه را در ارتباط با غدیر خم نقل کردهاند.
وی گفت: علاوه بر این آیات، شواهد دیگری نیز وجود دارد. از جمله اشعار حسان بن ثابت، شاعر که در مناسبتهای مختلف، وقایع را به نظم درمیآورد. او در جریان غدیر خم نیز اشعاری سروده است که در منابع متعدد نقل شده است. در این اشعار، او به اعلان پیامبر اکرم درباره امامت امیرالمؤمنین علی(ع) و بیعت مردم با آن حضرت اشاره کرده است.
همچنین سعد بن عباده، از بزرگان انصار و رئیس خزرج در مدینه منوره، فرزندی به نام قیس داشت که از شیعیان محکم امیرالمؤمنین بود و تا پایان عمر بر این عقیده باقی ماند و در کنار امام حسن مجتبی(ع) نیز حضور داشت. او نیز اشعاری در تأیید دلالت حدیث غدیر بر امامت امیرالمؤمنین سروده است که در منابع معتبر نقل شده است.
وی تأکید کرد: از این روشنتر آن است که نقل شده ابوبکر و عمر در آن واقعه نزد امیرالمؤمنین علی(ع) آمدند و گفتند: «بخ بخ لک یا ابن أبی طالب أصبحت مولای و مولی کل مسلم». این عبارت در منابع متعدد از حدود چهل نفر از بزرگان به صورت مستقیم یا به نقل از دیگران، نقل شده است.
وی ادامه داد: اگر «مولا» به معنای محبوب یا ناصر باشد، دیگر نیازی به تبریک گفتن و چنین تعابیری نیست؛ زیرا محبت و نصرت امری مستمر است و نیاز به اعلام تازه ندارد. اما تعبیر «أصبحت مولای» نشاندهنده تحقق امر جدیدی است که در آن روز واقع شده است.
وی اظهار داشت: اگر گفته شود که «مولا» به معنای اولویت نیست و لفظ، مشترک لفظی است، باز هم قرائن فراوانی بر خلاف این ادعا وجود دارد. از جمله اینکه اگر حدیث غدیر را با لفظ «أولی» در برخی روایات بررسی کنیم، خواهیم دید که پیامبر اکرم(ص) در موارد متعدد، همین معنا را با صراحت بیان فرمودهاند.
وی افزود: ما احادیثی در اختیار داریم که در آنها لفظ «أولی» به کار رفته است، مانند «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم» یا «هو أولی بهم من أنفسهم». این روایات نشان میدهد که معنای مراد از «مولا» همان اولویت است.
استاد میلانی در پایان گفت: در جلسه آینده، این روایات را به تفصیل بررسی خواهیم کرد و همچنین سایر آیات، قرائن و پاسخ به شبهات و اشکالاتی را که در کتب مخالفان مطرح شده است، بیان خواهیم نمود.











