شفقنا- حجتالاسلام والمسلمین استاد احمد واعظی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، در آستانه عید غدیر یادداشتی در اختیار شفقنا قرار داده که بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئله غدیر و بزرگداشت آن به عنوان «عیداللهالاکبر»، دروازه تثبیت ولایت در جامعه و تحکیم ارتباط معنوی مردم با حضرت حجت(عج) است. ما به ولایت معصومان(ع) به طور عام و به ولایت حضرت ولیعصر(عج) به طور خاص توجه عمیق داریم و برکت و اثربخشی فعالیتهای ما در گرو تحکیم این ولایت است.
ایام، ایام مبارکی است؛ عید غدیر است و متأسفانه در خور بزرگی این روز هنوز در کشور ما آنطور که باید و شاید تجلیل نمیشود. ما در اسلام ایام بزرگ متعدد داریم. مبعث روز بزرگی بوده است. هجرت حادثه بزرگی بوده است. فتح مکه هم حادثه بزرگی بوده است، اما همانگونه که در آیه ۳ سوره مائده آمده است، حادثه غدیر ویژگیهای خاصی دارد.
به نظر بسیاری از علمای شیعه و اهل سنت، یأس کافران به دلیل حادثه غدیر است. حتی در میان علمای اهل سنت هم بعضاً شأن نزول آیه «… الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا …» را حادثه غدیر میدانند. در این آیه شریفه چهار ویژگی برای این روز ذکر شده است: ۱) روزی که کفار از دین شما با «نصب ولایت با تصریح به ولایت» مأیوس شدند؛ ۲) یوم اتمام نعمت؛ ۳) یوم اکمال دین؛ و ۴) روزی که خدا راضی شد از این که اسلام را به عنوان دین قرار داد.
بعضی از این ویژگیها در روزهای دیگر هم هست؛ مثلاً یومالبدر هم کفار مأیوس شدند یا یوم فتح مکه کفار و مشرکین مأیوس شدند. یأس در بعضی از ایام دیگر هم اتفاق افتاده، اما به این هیئت اجتماعیه که چهار ویژگی با هم جمع شود، یعنی هم یأس کفار باشد و هم اکمال دین، و هم اتمام نعمت و هم این که خدا راضی شود از دین، و هم این که پیامبر(ص) تمام وظیفهاش را انجام داده باشد، فقط مخصوص روز غدیر است. به همین دلیل عیداللهالاکبر است.
اگر به روایات متعددی که از ناحیه معصومان(ع) نقل شده توجه کنیم، اهمیت این موضوع بیش از پیش روشن میشود. از جمله روایتی که از امام حسین(ع) نقل شده است که فرمودند: «اگر موفق به دیدار ایشان شوم، تمام عمرم را در خدمت او خواهم بود.» تعابیر مشابهی نیز از دیگر ائمه اطهار(ع) نقل شده است. همچنین در روایتی که حضرت حجت(عج) را از فرزندان امام حسین(ع) معرفی میکند، آمده است: «افضلهم تاسعهم».
وجه دیگر اهمیت غدیر به جایگاه ولایت در منظومه فکر دینی ما برمیگردد. ولایت یک واجب به تبعیت از ولایت در عرض واجبات دیگر نیست، بلکه جایگاهش خیلی رفیع است. آن حدیث «بنی الاسلام علی خمس» در ذهن شریف شما هست که حضرت میفرمایند اسلام بر پنج رکن و پایه بنا شده است: نماز، روزه، حج، زکات و ولایت. بعد دنباله حدیث میفرماید: «و ما نودی بشیء کما نودی بالولایه». این ولایت یک چیزی در عرض آنها نیست؛ رکن رکین و پایه اساسی است.
این ارتباط قلبی و روحی با حضرت حجت(عج) نیازمند پایهای مستحکم است و آن پایه چیزی جز غدیر نیست. غدیر رکن رکین ولایت و زیربنای ترویج فرهنگ امامت در جامعه است. از اینرو، باید از این ظرفیت برای تقویت شعور و آگاهی دینی نسل جوان نسبت به مقوله ولایت و امامت بهره گرفت. غدیر پایه، اساس و ستون این بناست و هر کس بتواند سهمی هرچند اندک در این مسیر ایفا کند، مأجور خواهد بود.
آن ولایتی که در روایت بیان شده و ولایتی که روز غدیر خم به آن تأکید شده، این ولایت غیر از آن مقام معنوی ولیاللهی است. باطن نبوت و باطن امامت ولیاللهی است؛ یعنی کسی تا ولیالله نشود، نبی نمیشود. کسی تا ولیالله نشود، امام نمیشود. ولایت باطن نبوت و باطن امامت است؛ یعنی آن مقام معنوی، معرفتی و قرب الیالله را باید داشته باشد تا ولیالله باشد و پس از آن به نبوت و امامت منصوب شود.
این مقام معنوی ولیاللهی را امیرالمؤمنین(ع) یوم الغدیر به دست آورد یا قبلاً این مقام را دارا بود؟ در آغاز نبوت و از ابتدا امیرالمؤمنین این مقام ولایت و قرب معنوی را داشته است. آن ولایتی که در یوم الغدیر نصب میشود، در واقع رسمیت بخشیدن و اعلام جایگاه ولایت دینی و دنیوی امیرالمؤمنین است. رسمیت بخشیدن، اعلام کردن، اخبار کردن و نصب شدن به این مقام، ظاهری است و الا آن مقام باطنی و معنوی را قبلاً هم داشت. این ولایت بر مؤمنین، امامت بر امت، وصایت عن النبی و مقام اجتماعی، سیاسی و دینی، چیزهایی هستند که در غدیر بیان میشود.
چرا در میان این همه، ولایت بر امت اینقدر اهمیت دارد؟ سرّش این است که حفظ نظام مسلمین از اوجب واجبات است؛ یعنی اسلام یک دین فردی نیست که هر کسی با نماز و روزهای و ارتباط با خدایی در گوشه خانهاش دیندار شود. دین اسلام به شدت اجتماعی است و اساسش بر تعاملات و تعاون اجتماعی است. حفظ جامعه و امت اسلامی و حفظ کیان جامعه اسلامی و حفظ نظام مسلمین مسئله بسیار مهمی است. این مسئله که جامعه اسلامی راهبری و هدایت شود و در رأس هرم جامعه اسلامی چه کسی قرار گیرد، خیلی مهم است.
اسلام فقط رابطه فردی بین انسان و خدا نیست. به همین دلیل امام حسین(ع) میفرماید: «وعلی الاسلام السّلام اذا ولّیت الامه براعٍ مثل یزید بن معاویه». اگر مسلمانی و آن اسلامی که خدای تعالی میخواهد فقط روزه و نماز و حج باشد، زمان امام حسین هم حج میرفتند، نماز میخواندند و روزه هم میگرفتند؛ ولی با این حال امام حسین(ع) میفرماید: «وعلی الاسلام السلام». فاتحه این اسلام را باید خواند، اگر مثل یزید بر آن ولایت داشته باشد. این به خاطر جایگاه امامت و ولایت است.
و الا کفار و قدرتهای استکباری هم مشکلی ندارند از این که یک جامعهای را اشغال کنند و مردم نماز بخوانند. الان مردم در قدس و در غزه مگر نماز نمیخوانند، مگر روزه نمیگیرند؟ رژیم اشغالگر صهیونیستی مشکلی ندارد کسی در خانهاش نماز بخواند و روزه بگیرد. این داستان معروف است که افسر انگلیسی و نماینده دولت بریتانیا وقتی وارد هندوستان شد، صدای اذان آمد. گفت این چیست؟ گفت مسلمانها وقت ظهر اذان میگویند و نماز میخوانند. بعد میپرسد کار اینها لطمهای میزند به امپراتوری بریتانیا؟ میگویند نه. میگوید خوب است، بگذار بخوانند. یعنی بناست که اگر مسلمانی و دینداری کاری به اشغال کفار و هیمنه و قدرت بریتانیا نداشته باشد، بگذارید نماز بخوانند.
خیلی مهم است که ولایت در جامعه اسلامی به دست چه کسانی باشد. زعامت و راهبری جامعه اسلامی دست چه کسی باشد. نکته بعدی این که در اندیشه شیعه و مکتب اهل بیت(ع)، آنچه که به ما آموختند، اساس و بنیان این ولایت بر امامت امام معصوم است و در زمان غیبت، نیابت از امام معصوم؛ یعنی ولایت فقیه، فقیه عادل و جامعالشرایط. این چیزی است که اساس فکر شیعی است که خود بحث مفصلی میطلبد.
نسل جوان باید از بزرگان و پیشینیان خود بیاموزد؛ از کسانی که نسل به نسل برای ترویج قرآن و عترت طاهرین(ع) تلاش کردهاند. ما نیز باید نقش تاریخی خود را در این مسیر ایفا کنیم. به هر حال، کیان ایمان و تقوا در این سرزمین و دیگر نقاط جهان، حاصل یک تداوم تاریخی است. در هر دوره، افرادی با ایفای نقش مؤثر، زمینه انتقال میراث علمی، ایمانی و تقوایی ما را به نسلهای بعدی فراهم کردهاند. آنان در این مسیر نورانی ایمان و ولایت سهیم هستند و در پیشگاه پروردگار روسفید خواهند بود. این راهی گشوده است تا هر کس به اندازه توان و توفیق خود برای اعتلای کلمهالله، تثبیت ولایت معصومان(ع) و ترویج قرآن کریم نقشآفرینی کند.
هرچند تعظیم شعائر الهی اقتضا میکند نهادهای رسمی، دولتی و حاکمیتی نقش خود را ایفا کنند، اما تجربه زندگی ما نشان داده است که حرکتهای مردمی و خودجوش از اهمیت ویژهای برخوردارند. از کودکی شاهد بودهایم که بسیاری از این حرکتهای مؤثر از دل مردم جوانه زدهاند.
از اینرو، اگر دستگاهها و نهادها میخواهند در این مسیر کمک کنند، بهتر است تا حد امکان از تصدیگری مستقیم پرهیز کنند. دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استانداریها و سایر نهادها اگر امکاناتی در اختیار دارند، باید آن را در خدمت گروههای مردمی قرار دهند؛ از مساجد و مدارس گرفته تا هیئتهای مذهبی و سایر مجموعههای فرهنگی. باید اجازه داد حلقههای مردمی خودشان میداندار باشند و فعالیت کنند. البته حمایت و پشتیبانی دستگاهها ضروری است، اما اصل حرکت باید از متن جامعه و مردم بجوشد.
نکته دیگر آن است که در کنار برگزاری این مراسمهای بزرگ، لازم است اقدامات محتوایی نیز مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال، میتوان پیش از برگزاری برنامهها، جزوات آموزشی تهیه کرد یا مسابقاتی برگزار نمود تا نسل جدید ارتباط عمیقتری با واقعه غدیر و معارف آن برقرار کند. به تعبیر دیگر، باید شور و شعور را در کنار یکدیگر قرار داد؛ امری که میتواند برکات این فعالیتها را دوچندان کند.











