شفقنا- زهرا نژادبهرام در یادداشتی با عنوان«وقتی روایت جای مسئله را می گیرد» آورده است؛ در روزهای اخیر، همزمان با انتشار برخی گزارشها درباره نقش سرویسهای اطلاعاتی خارجی در تحولات ایران و تکرار مواضع سیاسی از سوی ریس جمهور آمریکا در خصوص حمایت تسلیحاتی و مالی از مخالفان ، به ویژه در مناطق غربی کشور به همراه مصاحبه روزنامه اسراییلی ، با مامور ارشد موساد ، بار دیگر بحث «دخالت خارجی» در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی برجسته شده است. این مهم فارغ از اهمیت آن در نقش سرویس های خارجی در امور داخلی کشور، نیازمند نگاهی دیگر است.
به نظر می رسد، مسئله اصلی صرفاً صحت یا عدم صحت این روایتها نیست؛ بلکه نحوه اثرگذاری آنها بر تغییر تمرکز افکار عمومی از مسائل داخلی به منازعات روایی بیرونی است. به عبارتی میتوان به موضوع ازاین زاویه نگاه کرد که این روایت ها در تلاش هستند کلاف سردرگمی در تحلیل این دخالت ها و مشکلات داخلی ایجاد کنند.
مصاحبه اخیر روزنامه” اسراییل هیوم” در خصوص اقدامات موساد در ایران طی سالهای گذشته به دستمایه برای شبکه های مختلف خبری اعم از سنتی و نوین گشته است . این طور به نظر می رسد که گزاره های رد و بدل شده در این رسانه ها در تلاش هستند تا با بزرگنمایی دخالت خارجی ها، تصویری متفاوت را برای افکار عمومی و سیاست گذاران ایجاد کند.
اگرچه بخشی از این روایت های تلاشی برای قدرت نمایی سرویس های خارجی است ! اما اثر گذاری آن بر داخل کشور نیز نیازمند نگاهی دیگر است . لذا به نظر می رسد این فرایند رویکردی هماهنگ است که از سوی آمریکا و اسراییل با روش های گوناگون در حال باز تولید است، چرا که ترامپ نیز در مقاطع مختلف با تاکید بر حمایت از نیروهای مخالف کشور و تامین مالی و تسلیحاتی آنان، این مهم را باز گردانی میکند .این مجموعه از روایتها، در کنار یکدیگر، یک تصویر آشنا را در ارتباطات سیاسی و رسانه ای ایجاد می کند که شاید با نوعی تامل بتوان ابعاد آن را بیشتر بازگشایی کرد .
دراین نگاه ،شاید در لایه اولیه، این گونه روایتها در امتداد تحلیل های رسمی و داخلی کشور باشد و به نوعی برای مخاطب داخلی قابل اتکا باشد.اما نقطه مهم تحلیل در اینجا ،تأیید یا رد این روایتها نیست ، بلکه در بازتاب و مصرف آنها در سطح افکار عمومی است.
در واقع وقتی در فضای رسانه ای سنتی و مدرن با باز گردانی این خبرها روبرو می شویم به نظر می رسد اهدافی در پشت آنها وجود دارد. همخوانی این نوع روایت ها بر بستر بسته بندی امنیتی که منشاء خارجی دارد ، تصویری است که اکنون از سوی آنها در حال انتشار است !
در واقع کاربست این نوع روایت دراین مقاطع و بازنمایی مداوم آنها ممکن است تحلیل ها و واکنش های واقعی را کمرنگ سازد، چرا که رسانه ها با اتکا به نظرات کاربران بخش ها وسطوحی از روایت ها را با زتولید می کنند نه همه آن را !
دراین بستر ظاهرا تمرکز از «چیستی و چرایی مسائل داخلی» به سمت «چه کسی عامل اصلی است» جابهجا میشود. لذا به نظر می رسد روایت گردانان خارجی به ویژه آمریکا و اسراییل در حال شکل دادن به این مهم هستند ؛ حاصل این نوع تلاش احتمالا جانشینی گفتوگو حول ریشههای اجتماعی، اقتصادی، نهادی یا مدیریتی مسائل کشور بر نقش سرویسهای اطلاعاتی خارجی، دولتهای رقیب یا پروژههای تضعیف ملی است .ضمن آنکه این حقیقت غیر قابل انکار است که آنها با اقدام به تجاوز دراین مسیر گام برداشته اند . از این رو از منظر تحلیل رسانه ای شاید ضروری است که به این مهم توجه خاص نمود . لذا احتمالا آنها هدفمند در صدد پنهان سازی مسائل زیر بنایی مشکل ساز هستند تا به صورت استخوان در گلو فرآیند باز تولید را شکل دهند. دراین راستا نگاهها از ضرورت ها ی اصلاح در مسائل اقتصادی و سیاسی از چشم ناظران و سیا ستگذاران و افکار عمومی ایران ممکن است ، دور بماند.
از اینرو لازم است میان «واقعیت روایتها» و «اثر روایتها» تفکیک قائل شویم . اگر چه بخشی از ادعاهای ترامپ و روزنامه اسراییلی دور از واقعیت نیست اما همه واقعیت نیست !
شاید ، خطر اصلی در وجود روایت خارجی که امری واقعی است ، نباشد بلکه در تغییر مرکز ثقل بحث های اصلی داخلی باشد . یعنی زمانی که جامعه به جای تمرکز بر پاسخگویی و شفافیت نسبت به مسائل زمینه ساز برای بروز مشکلات داخلی کشور ، درگیر منازعه بر سر روایتهای بیرونی میشود.
از این رو لازم است این نوع جابه جایی ها با هوشمندی سیاست گذاری رسانه ای و حاکمیتی صورت نپذیرد ! چرا که با گم شدن مسائل در لابه لای روایت های کنونی مسائل همچنان باقی میماند و عمیق ترمی شود .
در نهایت به نظر می رسد جنگ روایتها زمانی به یک مسئله راهبردی تبدیل میشود که از سطح «توضیح واقعیت» به سطح «جایگزینی مسئله اصلی» برسد. این مهم نیازمند تیز بینی و توجه ویژه در عصر روایت سازی و روایت گردانی است . مسئله اصلی نه انکار روایتهای خارجی است و نه پذیرش کامل آنها، بلکه جلوگیری از وضعیتی است که در آن، روایتها جای خودِ مسئله را میگیرند











