شفقنا آینده- یک کارشناس مسائل منطقه می گوید: : به نظر من، مذاکراتی که در حال انجام است، برای هر دو طرف جنبهای از زمانخریدن دارد. ایران بهدنبال زمان است تا آسیبهای واردشده به صنایع و توانمندیهای خود را بازسازی کند، و آمریکا نیز بهدنبال بهرهبرداری از شرایط کنونی برای رسیدن به اهداف خود است. در شرایط فعلی، ممکن است گفتوگوهایی انجام شود، اما بعید میدانم صلحی کامل و جامع، آنگونه که مدنظر طرفین است، حاصل شود زیرا هم در داخل ایران دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، هم در اروپا و آمریکا اختلافنظرهایی مشاهده میشود، و هم خواستههای طرفین جامع، یکپارچه و منسجم نیست و موضوعات بهصورت پراکنده مورد بررسی قرار میگیرند.
دکتر میرقاسم مومنی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که با توجه به روند تحولات جاری و اینکه حتی چندینبار مطرح شده که قرار است توافقی یا یادداشت تفاهمی میان ایران و آمریکا منعقد شود، اما این اتفاق هنوز محقق نشده است، بهطور کلی فکر میکنید روند تحولات ایران به چه سمتوسویی در حال حرکت است؟ در واقع، اهدافی که آقای ترامپ و تیم او، یا بهطور کلیتر غرب، دنبال میکنند چیست؟ و آیا ممکن است تفاهم یا توافقی حاصل شود؟ تا چه اندازه میتوان به انعقاد توافقی میان ایران و آمریکا، پس از آن یادداشت تفاهم احتمالی، خوشبین بود؟ اظهار داشت: در اصل، باید در نظر داشت که در مذاکراتی که اکنون در جریان است، مجموعهای از مسائل و پارامترها وجود دارد که اگر حلوفصل نشوند، مذاکرات در نهایت به بنبست خواهد رسید؛ همانگونه که پیشتر نیز به بنبست انجامید. چرا؟ زیرا آمریکاییها و اروپاییها بر سر چند مسئله مهم تمرکز دارند.
وی افزود: نخست، مسئله هستهای ایران است. آمریکاییها و اروپاییها در این زمینه همنظرند که ایران نباید توان تولید انرژی هستهای داشته باشد و بهانه آنها نیز موضوع سلاح هستهای است؛ در حالی که ایران اساساً بهدنبال سلاح هستهای نبوده است. با این حال، این موضوع را بهعنوان بهانهای برای اعمال فشار بیشتر بر ایران مطرح کردهاند تا کشور را از دستیابی به فناوری هستهای محروم کنند. از آنجا که بومیسازی این فناوری میتواند برای ایران و حتی برخی کشورهای دیگر در تعاملات منطقهای نیز قابل استفاده باشد، آنان از این مسئله بیم دارند. به همین دلیل، به زعم آنها تا زمانی که موضوع هستهای در ایران کنترل و مهار نشود، بعید است توافقی حاصل شود.
وی افزود: دوم، مسئله موشکی است. آمریکاییها و اروپاییها توان موشکی ایران را تهدیدی برای امنیت حتی اروپا میدانند و به همین دلیل تلاش میکنند این موضوع نیز در دستور کار مذاکرات قرار گیرد و مهار شود. سومین مسئله نیز موضوع نیروهای نیابتی است؛ به این معنا که ایران نباید از هیچ گروهی در خارج از کشور، یا بهنوعی از گروههایی که با سیاستهای جمهوری اسلامی همسو هستند، حمایت کند و نباید از گروههای آزادیبخش یا جریانهایی که به هر نحو همراستا با سیاستهای جمهوری اسلامیاند، پشتیبانی نماید. این سه موضوع، از نظر آنان، باید بهصورت ریشهای حلوفصل شود. آنان بهدنبال فرسایشیکردن روند نیستند؛ بلکه به نقطهای رسیدهاند که آمریکا و اروپا معتقدند این پرونده باید برای همیشه بسته شود و ایران باید از این چارچوب عبور کند. در واقع، آنان بهدنبال پیادهسازی مدلی مشابه لیبی در ایران هستند؛ چه در حوزه موشکی و چه در سایر موضوعات مشابه.
وی تصریح کرد: به نظر من، مذاکراتی که در حال انجام است، برای هر دو طرف جنبهای از زمانخریدن دارد. ایران بهدنبال زمان است تا آسیبهای واردشده به صنایع و توانمندیهای خود را بازسازی کند، و آمریکا نیز بهدنبال بهرهبرداری از شرایط کنونی برای رسیدن به اهداف خود است. در شرایط فعلی، ممکن است گفتوگوهایی انجام شود، اما بعید میدانم صلحی کامل و جامع، آنگونه که مدنظر طرفین است، حاصل شود. به نظر من چنین امری بعید است؛ زیرا هم در داخل ایران دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، هم در اروپا و آمریکا اختلافنظرهایی مشاهده میشود، و هم خواستههای طرفین جامع، یکپارچه و منسجم نیست و موضوعات بهصورت پراکنده مورد بررسی قرار میگیرند.
مومنی گفت: تصور من این است که آنان بهدنبال الگویی شبیه سوریه، یا عراق پس از صدام، یا افغانستان پس از طالبان هستند. من اعتقاد ندارم که آمریکاییها واقعاً بهدنبال مذاکره یا امتیاز دادن باشند؛ بلکه در حال بازی با ایران هستند تا دو هدف را دنبال کنند؛ اول: تقویت اجماع جهانی علیه ایران؛ که اکنون نیز شاهد هستیم کشورهای اروپایی بهتدریج ناوهای خود را به تنگه هرمز اعزام کردهاند؛ از جمله آلمان، فرانسه و انگلیس، در حالی که پیشتر چنین حضوری نداشتند. دوم: بهرهبرداری از اختلافات داخلی، تعارضات سیاسی و مسائل درونکشوری؛ چرا که بر این اساس حساب کردهاند بتوانند در داخل کشور تعارضاتی ایجاد کنند یا از فرصتی برای نفوذ استفاده کنند و در نهایت، در ساختار تصمیمگیری ایران تغییراتی بهوجود آورند.
وی در خصوص اینکه با توجه به شرایط موجود، این تحولات طی چه بازه زمانی رخ خواهد داد؟ اظهار داشت: به نظر میرسد این روند تا پایان دوره ریاستجمهوری آقای ترامپ، یعنی در بازه زمانی یکساله پیش رو، تداوم داشته باشد. معمولاً رؤسایجمهور آمریکا در سال آخر مسئولیت خود، از انجام اقدامات استراتژیک پرهیز میکنند و این یک عرف سیاسی در ایالات متحده محسوب میشود. با این حال، معتقدم ترامپ طی یک سال آتی تلاش خواهد کرد این رویکرد را ادامه دهد. مشابه آنچه در قبال ونزوئلا انجام داد یا آنچه اکنون در رابطه با کوبا دنبال میکند، در خصوص ایران نیز پیگیر است تا دستاوردی تاریخی کسب کرده و جایگاه خود را در میان رؤسایجمهور قدرتمند آمریکا تثبیت کند؛ در واقع، برای ایشان ثبت نام در تاریخ آمریکا اولویت اصلی است.
وی در مورد اینکه به نظر شما با توجه به وضعیت فعلی، بهترین واکنش یا اهداف راهبردی که مسئولان کشور باید دنبال کنند، چیست؟ اظهار داشت: به عقیده من، تنها سرمایه ما در داخل، «اتحاد ملی» است. طرف مقابل بهشدت از اختلافات و تعارضات داخلی ما سوءاستفاده میکند؛ بنابراین باید از رفتارهایی که منجر به تخریب همبستگی میشود، اجتناب کرد. ما باید وحدت ملی را تقویت کرده و پیوند میان ملت و حاکمیت را مستحکمتر کنیم تا دولت و ملت به مثابه ید واحده عمل کنند. همانگونه که همواره تأکید شده، اتحاد ملی تنها راهکار مقابله است؛ اگر این وحدت محقق شود، آمریکاییها در پیشبرد سیاستهای خود ناکام خواهند ماند. نوع دیپلماسی اهمیت دارد. وقتی مذاکرهکننده با پشتوانه قدرت در صحنه حاضر شود، بسیار توانمندتر از زمانی عمل میکند که با موضعی منفعل پای میز مذاکره بنشیند. طرف مقابل باید بداند شخصی که به نمایندگی از ایران مذاکره میکند، از اختیارات کامل برخوردار است و مذاکرات نباید تحتالشعاع موضوعات حاشیهای قرار گیرد که موجب سردرگمی طرفین شود.
وی ادامه داد: در شرایط کنونی، قدرت و سیاست باید در کنار هم قرار گیرند. مذاکرهکنندگان ما باید از حمایت عمومی برخوردار باشند؛ زیرا اگر نمایندهای بدون پایگاه اجتماعی و ملی وارد مذاکره شود، طرف مقابل با درک این ضعف، از آن بهرهبرداری خواهد کرد. ما باید ابتدا در داخل کشور توانمندی لازم را ایجاد کنیم؛ به این معنا که همه ارکان کشور با رسیدن به یک اجماع واحد، به اصلاح قوانین، دلجویی از اقشار مختلف یا برخورد با متخلفان در صورت نیاز بپردازند. پس از ایجاد چنین بستری، شخصی که دغدغه منافع ملی دارد، میتواند با اقتدار وارد مذاکره شود. در این صورت، طرف مقابل نیز درک خواهد کرد که با یک نماینده مقتدر و دارای پشتوانه داخلی مواجه است. به تعبیر امام خمینی (ره)، اگر ما یک قدم عقبنشینی کنیم، آنان ده قدم پیشروی خواهند کرد؛ بنابراین ضروری است که با تکیه بر توانمندی داخلی و حمایت ملت، با موضع قدرت در مذاکرات حضور یابیم.











