امروز : دوشنبه 25خردادماه 1405 | ساعت : 21 : 18

آخرین اخبار

گفت‌وگویی پرتنش میان نخست‌وزیر اسرائیل و معاون ترامپ

شفقنا- شبکه ۱۳ تلویزیون اسرائیل به نقل از منابع...

اردوغان: توافق ایران و آمریکا راه را برای صلح در منطقه و جهان باز...

شفقنا- رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه اعلام کرد که...

هاآرتص: ترامپ فصل ایران را به پایان رساند؛ زخمی و تحقیرشده از آن خارج...

شفقنا- وب‌سایت روزنامه عبری‌زبان «هاآرتص» در تحلیلی نوشت که...

چارچوب هماهنگی عراق: نیروهای حشد الشعبی ستون امنیت هستند

شفقنا- چارچوب هماهنگی نیروهای شیعی عراق با انتشار بیانیه‌ای...

اسموتریچ: توافق آمریکا و ایران برای اسرائیل بد است

شفقنا- روزنامه یدیعوت آحارانوت به نقل از بزالل اسموتریچ...

اتحادیه اروپا روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان را در فهرست سیاه قرار داد

شفقنا - اتحادیه اروپا تعدادی از روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان...

از رسانه ها/بازیگران امنیت ساز

شفقنا- مهرداد سپه‌وند کارشناس اقتصادی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت؛ تنگه هرمز تنها یکی از گلوگاه‌های مهم انرژی در جهان نیست، این تنگه بخشی از گلوگاه داده‌های دیجیتال و ارتباطات مالی منطقه است. در این مقاله ادعا می‌شود که ایده حکمرانی بر این گلوگاه داده‌ای ممکن است به جای تقویت بازدارندگی، تبدیل به ضد خود شود و کشور ما را گرفتار دور تازه‌ای از تنش و تعلیق در روابط بین‌الملل کند.

در ادبیات روابط بین‌الملل، «معمای امنیت» به نقش و تاثیر دوگانه افزایش ظرفیت‌های تهدید‌آمیز در تخاصمات اشاره دارد. از یک‌سو همان‌طور که توماس شلینگ، نوبلیست اقتصاد، استدلال می‌کند، افزایش توان تخریب یا حتی توان چانه‌زنی از طریق تهدید معتبر نقش مهمی در ایجاد بازدارندگی ایفا می‌کند.

از سوی دیگر همان‌طور که رابرت جرویس ادعا می‌کند، همین افزایش توان نظامی یا ایجاد ظرفیت‌های جدید تهدید آمیز، حتی اگر بازیگران قصدی برای افزایش تنش نداشته باشند، می‌تواند با ایجاد ترس در طرف مقابل، او را به واکنش شدید وادار ساخته و به این ترتیب به جای بازدارندگی، تشدید کننده تقابل و آغازکننده جنگ باشد.

در تجربه‌های تاریخی نیز بارها دیده شده است که برنامه‌های ظاهرا امنیت‌ساز به رقابت و جنگ منجر شده‌اند. در فاجعه جنگ جهانی اول، کشورها نخست بدون قصد جنگ و صرفا به جهت تقویت بازدارندگی وارد رقابت تسلیحاتی و بسیج‌ نظامی شدند.

اما این رفتارها از دید رقیبان، رفتاری تهاجمی ارزیابی شد و همه را وارد مارپیچ بحران کرد. تجربه مشابهی را کشور ما در غنی‌سازی هسته‌ای پشت سر گذاشته است. برای سیاستگذاران تقویت توان هسته‌ای شاید نخست تنها به‌منظور تقویت توان دفاعی و بیمه بقا در پیش گرفته شد. اما از منظر کشورهای متخاصم این امر تهدیدی تلقی شد که چون به آستانه‌ای رسید که از نظر ایشان در آینده مهارش دشوارتر می‌شد، پس به تحریم، خرابکاری، حمله محدود یا حمله پیشگیرانه رو آوردند تا آن را مهار کنند.

توجه داشته باشید اینجا بحث بر سر نیت این سیاستگذاران نیست، بلکه منظور نحوه تفسیر این رفتار و ادراک تهدید از دید طرف مقابل است.

هم‌اکنون در زمینه گلوگاه داده‌ای یا تنگه داده نیز با مورد مشابهی روبه‌رو هستیم. ایران نه‌تنها در سطح تردد کشتی‌ها در مسیر انرژی، بلکه در سطح تبادل اطلاعات در زیرساخت نامرئی اقتصاد دیجیتال نیز به لطف خدا توان اثرگذاری دارد. هرچند در این زمینه هم طرح کنترل یا وضع عوارض بر کابل‌ها، می‌تواند تنها به‌عنوان یک پیام سیاسی در میانه مذاکرات کارآیی داشته باشد، اما باید توجه داشت که تاکید زیاده از حد در زمینه بهره‌گیری از ظرفیت‌های این ابزار می‌تواند دربردارنده نتایج معکوس باشد. کابل زیردریایی فقط ابزار دولت آمریکا یا یک شرکت فناوری نیست؛ زیرساختی است که کشورهای مختلف از اقصی نقاط جهان، بانک‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل، مراکز داده، بورس‌ها، بیمارستان‌ها، خطوط هوایی، دانشگاه‌ها و تجارت الکترونیک را به هم پیوند می‌دهد و حتی ارتباطات روزمره شهروندان منطقه به آن وابسته ‌است. بنابراین تهدید چنین زیرساختی، از سطح منازعه دوجانبه می‌تواند به سادگی فراتر رفته و به یک نقطه اجماع علیه ایران بدل شود.

در بازدارندگی، هر تهدیدی مفید نیست. تهدید موثر باید معتبر، محدود، قابل کنترل و از نظر سیاسی قابل دفاع باشد. تهدیدی که طرف‌های زیادی را درگیر کند؛ هرچند می‌تواند هزینه طرف‌های مقابل را بالا ببرد، اما همزمان انگیزه قوی و اجماع گسترده‌ای برای اقدامات متقابل و پیشگیرانه ایجاد می‌کند.

اگر یک تهدید به زیرساخت عمومی جهانی مربوط شود، هزینه حیثیتی و سیاسی آن بسیار بالاست. تهدید نفتکش یا مسیر انرژی، هرچند خطرناک، در منطق سنتی امنیت خلیج‌فارس تا حدی قابل فهم است؛ اما تهدید کابل‌های اینترنت، بانکداری دیجیتال، سرویس‌های ابری و ارتباطات غیرنظامی، در قاب افکار عمومی جهانی به‌سرعت می‌تواند به تهدید علیه زندگی روزمره، تجارت، سلامت و امنیت داده تعبیر شود.

یادآور می‌شود همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، در اینجا نوع پیام و تفسیر آن از اهمیت بالایی برخوردار است. بسیاری از کشورها چنین ظرفیت‌هایی دارند؛ اما هرگز آن را به زبان عمومی تهدید تبدیل نمی‌کنند. زمانی نیز که این تهدیدهای به واسطه شرایط خاص علنی می‌شود، باز نحوه اعلان آن بسیار مهم است. ابهام کنترل‌شده گاهی بخشی از بازدارندگی است. ایران می‌تواند بگوید «چون این کابل‌ها در آب‌های ماست، کنترل آنها باید با ما باشد.» اما به جای این می‌تواند بگوید «ما در این شرایط بحرانی در منطقه که امنیت کابل‌ها را تهدید می‌کند، حاضر هستیم امنیت آنها را تضمین کنیم و خواهان رژیم منطقه‌ای حفاظت از زیرساخت‌های زیردریایی هستیم.» جمله اول، ایران را به یک تهدید بین‌المللی و در تقابل با نظم حاکم بر نحوه استفاده از امکانات زیرساختی معرفی می‌کند. جمله دوم اما ضمن اشاره مبهم به خطراتی که متوجه این کابل‌هاست، ایران را یک بازیگر امنیت‌ساز معرفی می‌کند.

در جهان امروز، مشروعیت یک قابلیت به اندازه خود قابلیت اهمیت دارد. قدرتی که به زبان تهدید بیان شود، همیشه بازدارندگی نمی‌آورد، گاهی فقط ائتلاف طرف مقابل را منسجم‌ترو اراده طرف مقابل را برای اقدام قوی‌تر می‌کند.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید