شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه چینیها به شدت بر این نکته تاکید دارند که تقابل آنها دیگر تنها جنبه اقتصادی ندارد، بلکه به یک تقابل استراتژیک نیز تبدیل شده است تا در سطح جهانی قدرت خود را حفظ کنند گفت: پیشبینی میشود که این وضعیت در آینده ادامه یابد تا جایی که ایالات متحده به طور کامل به قدرت فزاینده چین در جهان اذعان کند و بتواند در مناطق مختلف با چین هماهنگ شود. اینگونه نیست که ایالات متحده فقط به حوزه قاره آمریکا یا مناطق آتلانتیک محدود باشد؛ بلکه حوزههای جدیدی نیز در عرصههای اقتصادی و بهویژه نظامی ظهور پیدا کردهاند که چین و پس از آن روسیه در حوزه قدرت نظامی، میتوانند تحولات مهمی را رقم بزنند.
دکتر محمد گل افروز در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که با توجه به سفر آقای ترامپ به چین، به نظر شما روابط چین و آمریکا در چه مسیری در حال حرکت است؟ همچنین، با توجه به تنشها و مناقشاتی که در خصوص تایوان و نیز تعرفههایی که آمریکا پس از انتخاب ترامپ علیه چین وضع کرد، آینده روابط این دو قدرت و معادلات قدرت میان آنها را چگونه پیشبینی میکنید؟ اظهار داشت: میتوان از اینجا آغاز کرد که چین یک قدرت بزرگ جهانی در حوزههای اقتصادی و نظامی بهشمار میرود. با این حال، ایالات متحده نیز همچنان یک ابرقدرت است و در برخی حوزهها، از جمله ظرفیتهای روبهگسترش قدرت، جایگاهی فراتر از چین دارد. از اینرو، تلقی برخی تحلیلگران مبنی بر اینکه ایالات متحده قدرتی در حال افول است، چندان دقیق به نظر نمیرسد.
وی افزود: با این حال، سیاستهای دولت فعلی ترامپ در مناطق و حوزههای مختلف جهان، برای بسیاری از کشورها، حتی برخی از متحدان آمریکا در اروپا و سایر نقاط جهان، مشکلات و چالشهایی ایجاد کرده است. در نتیجه، ایالات متحده از نگاه بسیاری از سیاستمداران و دولتهایی که خود از قدرتهای صنعتی یا نظامی جهان محسوب میشوند، اکنون با چالشهای جدی مواجه است.
وی تصریح کرد: در برخی از این چالشها، از جمله در منطقه خلیج فارس برای ایران و نیز در خاورمیانه، مشاهده میشود که قدرتهای اصلی مانند چین و روسیه اکنون فرصت مناسبی یافتهاند تا استراتژی بلندمدت خود را برای تثبیت نفوذ در مناطق راهبردی دنبال کنند. این کشورها تا حدی با یکدیگر هماهنگ هستند و در عین حال، ایالات متحده را نیز به چالش میکشند.
گل افروز با بیان اینکه در سفر اخیر ترامپ به چین، آنچه مشاهده شد این بود که برخلاف انتظار او، دستاوردهای قابل توجهی از این سفر حاصل نشد اظهار داشت: همانگونه که در رسانهها نیز مطرح شده، این سفر آنگونه که ایالات متحده و ترامپ انتظار داشتند، به نتیجه نرسید. یکی از مسائل اصلی نیز این بود که چین و ایالات متحده نتوانستند به توافق یا تفاهمی دست یابند که متناسب با جایگاه دو قدرت اصلی جهان باشد؛ تفاهمی که در برخی چالشهای جهانی میتوانست به همکاری آنان منجر شود.
وی افزود: از جمله در موضوع تایوان، رهبری چین بهصراحت اعلام کرد که این جزیره بخشی از سرزمین اصلی چین است. از سوی دیگر، ترامپ نیز اظهار داشت که مایل نیست بهطور مستقیم در این حوزه مداخله کند؛ موضعی که عملاً استقلال تایوان را نیز با چالش مواجه میکند. با این حال، اختلافنظرها تنها به این موضوع محدود نبود. در حوزههایی مانند جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل و نقش ایالات متحده نیز، آنگونه که در رسانهها منعکس شد، آمریکا دستاورد قابل توجهی نداشت. در نتیجه، چین اکنون خود را قدرتی میبیند که میتواند استراتژی بلندمدت خود را در برابر ایالات متحده پیش ببرد و از یک رابطه مبتنی بر تعامل، به سمت نوعی تقابل حرکت کرده است؛ روندی که به نظر میرسد چین در سالهای آینده نیز آن را دنبال خواهد کرد.
وی ادامه داد: از دیگر چالشهایی که ایالات متحده طی سالهای اخیر، بهویژه در دوره ترامپ، برای چین ایجاد کرده، سیاستهای تعرفهای و اقتصادی بوده است؛ سیاستهایی که بهنوعی سیاستهای چین را نیز زیر سؤال بردهاند. در مجموع، چه در موضوع سرزمینی تایوان و چه در حوزه تعرفهها، به نظر میرسد این اقدامات بیش از آنکه برای ایالات متحده منفعتی به همراه داشته باشد، در بلندمدت برای آن هزینهزا خواهد بود. زیرا چینیها در بسیاری از مناطق جهان جایگاهی بسیار قوی دارند.
گل افروز با اشاره به اینکه هماکنون نوعی گرایش در میان کشورهایی، حتی در اروپا، دیده میشود؛ کشورهایی که از سیاستهای ترامپ فاصله گرفتهاند یا در حال فاصله گرفتن هستند و برای پر کردن خلأ قدرت، بهویژه در حوزه اقتصادی، به سمت چین حرکت کردهاند اظهار داشت: چینیها نیز از این ظرفیت به نفع خود و به زیان ایالات متحده بهرهبرداری میکنند. بر این اساس، پیشبینی میشود که از این پس چین در مناطق مختلف جهان، از جمله شرق و حوزه پاسیفیک، شرق آسیا، خاورمیانه و حتی آفریقا، نقش پررنگتری ایفا کند. همچنین برخلاف انتظار ایالات متحده که تصور میکرد پس از تحولات مربوط به ونزوئلا و مادورو بتواند بهتدریج چین را محاصره کند، به نظر میرسد در آینده نزدیک چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.
وی با بیان اینکه چینیها به شدت بر این نکته تاکید دارند که تقابل آنها دیگر تنها جنبه اقتصادی ندارد، بلکه به یک تقابل استراتژیک نیز تبدیل شده است تا در سطح جهانی قدرت خود را حفظ کنند گفت: پیشبینی میشود که این وضعیت در آینده ادامه یابد تا جایی که ایالات متحده به طور کامل به قدرت فزاینده چین در جهان اذعان کند و بتواند در مناطق مختلف با چین هماهنگ شود. اینگونه نیست که ایالات متحده فقط به حوزه قاره آمریکا یا مناطق آتلانتیک محدود باشد؛ بلکه حوزههای جدیدی نیز در عرصههای اقتصادی و بهویژه نظامی ظهور پیدا کردهاند که چین و پس از آن روسیه در حوزه قدرت نظامی، میتوانند تحولات مهمی را رقم بزنند.
وی افزود: اگر سیاستهای ترامپ همچنان ادامه یابد و ایالات متحده بهتنهایی در سیاستهای راهبردی خود عمل کند، این امر ممکن است تقابل جدیتری را برای آینده ایالات متحده رقم بزند. در غیر این صورت، چینیها به رشد قدرت اقتصادی و بهویژه نظامی خود ادامه خواهند داد و به عنوان یک رقیب جدی در زمینههای مختلف (از جمله تراشهها و حوزه هوش مصنوعی) باقی خواهند ماند. چینیها قصد دارند از نوعی تعامل که در دو دهه اخیر با ایالات متحده داشتهاند، به سمت تقابلی جدید حرکت کنند تا به عنوان کشوری با اقتدار در زمینههای انرژی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی، خود را بالاتر از ایالات متحده قرار دهند. این سیاست استراتژیک کلی چین در آینده نزدیک خواهد بود.











