شفقنا- محمدصادق جواديحصار در گفتوگو با «اعتماد» درباره روند مذاكرات و فضاي سياسي داخلي پيرامون آن اظهار ميكند: «همين امروز كه من و شما با هم گفتوگو ميكنيم، مذاكرات در جريان است. ايران پاسخ امريكا را داده و امريكا نيز پاسخ ديگري به ايران داده است و در مجموع گفتوگوها همچنان ادامه دارد. در كنار اين روند، در فضاي داخلي نيز برخي طيفها و گروهها با اصل مذاكره مخالفت دارند و معتقدند ايران بايد رويكرد تقابلي در پيش بگيرد. براي تحليل اين فضا بايد ابتدا خود را جاي مسوولان اصلي تصميمگير قرار دهيم؛ يعني كساني كه در نهايت مسووليت اداره كشور و تصميمگيري در چنين موضوعاتي را بر عهده دارند. شرط نخست براي مواجهه با چنين موضوعاتي اين است كه افراد پيش از نقد و قضاوت، خود را جاي مسوولان اصلي بگذارند. اگر ما با در نظر گرفتن همه شرايط و پيچيدگيهاي موجود، خود را در موقعيت تصميمگيرندگان قرار دهيم، آنگاه بهتر ميتوانيم درباره اينكه چه كاري بايد انجام شود يا نشود اظهارنظر كنيم.»
جواديحصار ادامه ميدهد: «در متون ديني ما نيز بر چنين نگاهي تأكيد شده است. از جمله در فرمايشات امام علي(ع) خطاب به امام حسن(ع) و امام حسين(ع) آمده است كه بايد در برابر ظلم ايستاد و ياريگر مظلوم بود. همچنين در جاي ديگري ميفرمايند كه انسان بايد خود را ميزان قرار دهد؛ يعني آنچه را براي خود ميپسندد براي ديگران نيز بپسندد. اين نگاه ميتواند در تحليل مسائل سياسي و تصميمهاي مهم نيز راهگشا باشد. اگر كسي خود را جاي تصميمگير اصلي، چه در جايگاه رهبري و چه در جايگاه فرماندهان نظامي يا مديران ارشد كشور بگذارد، آنگاه متوجه ميشود كه تصميمگيري در چنين شرايطي چقدر پيچيده و چندوجهي است و نميتوان آن را با نگاه ساده و يكبعدي تحليل كرد.»
اين فعال سياسي اصلاحطلب با بيان اينكه مذاكره بخشي از فرآيند حل اختلافات است، تصريح ميكند: «من بارها گفتهام كه گفتوگو و مذاكره در واقع شكل ديگري از مواجهه و حتي مبارزه است. اينها مكمل يكديگرند. اگر همه مسائل فقط در ميدان جنگ حل ميشد، اساسا مذاكره معنا پيدا نميكرد. مذاكره يكي از راههاي تعريفشده و پذيرفتهشده در نظام بينالملل براي حل تخاصمات و درگيريهاست. وقتي دو كشور يا دو طرف با يكديگر اختلاف و دشمني دارند، يكي از مسيرهايي كه ميتوانند از طريق آن به نتيجه برسند، گفتوگو و مذاكره است. البته برخي از منتقدان معتقدند كه در شرايط فعلي، مذاكره فايدهاي ندارد و حتي ممكن است هزينههايي نيز به همراه داشته باشد. اگر چنين نظري دارند، بايد بهطور دقيق توضيح دهند كه چرا فكر ميكنند مذاكره نكردن منفعت بيشتري براي كشور دارد. واقعيت اين است كه در شرايط كنوني كشور، هيچ يك از مسوولان قصد عبور از منافع ملي و امنيت كشور را ندارند. همه كساني كه در جايگاه تصميمگيري قرار دارند، بهخوبي ميدانند كه امنيت و منافع ملي مهمترين خط قرمزهاست.»
جوادي حصار در واكنش به برخي تندرويها درباره اصل مذاكره ميگويد:« نبايد اينگونه تصور شود كه اگر كسي طرفدار مذاكره است، بيشتر از ديگران ميفهمد و اگر كسي مخالف مذاكره است، درك درستي از شرايط ندارد؛ يا برعكس، اگر كسي مخالف مذاكره باشد خود را آگاهتر بداند و طرفداران مذاكره را ناآگاه تلقي كند. اين نوع نگاهها بيشتر شبيه رجزخوانيهاي سياسي است و كمكي به حل مسائل نميكند. وقتي پاي احقاق حقوق ملت و دفاع از منافع كشور به ميان ميآيد، همه اين جريانها بايد در كنار يكديگر قرار بگيرند، زيرا هيچكدام بهتنهايي نميتوانند پاسخگوي همه مسائل باشند. نه ميدان نبرد بهتنهايي ميتواند همه مشكلات را حل كند و نه مذاكره بهتنهايي. اينها در بسياري از موارد مكمل يكديگرند و در كنار هم معنا پيدا ميكنند. در نهايت، تقريبا همه جنگها در جهان روزي با صلح به پايان ميرسند. حتي پس از سختترين درگيريها نيز طرفين ناچار ميشوند پشت ميز مذاكره بنشينند و درباره مسائل مختلف به گفتوگو بپردازند.»
او ادامه ميدهد: «در چنين مذاكراتي موضوعاتي مانند بازگشت سرزمينها، تبادل اسرا، بازگرداندن امكانات يا تعيين مرزها مطرح ميشود و طرفها تلاش ميكنند از طريق گفتوگو به نقطهاي از تفاهم برسند. اين نشان ميدهد كه مذاكره در بسياري از مواقع بخش اجتنابناپذير پايان يك منازعه است. به همين دليل، من معتقدم حتي كساني كه امروز مخالف مذاكره هستند نيز احتمالا با نيت خير چنين موضعي را اتخاذ كردهاند، اما بايد توجه داشت كه هيچ فرد يا گروهي به تنهايي صاحب همه حقيقت نيست. همهچيز را همگان ميدانند و هيچكس عقل كل نيست. اداره كشور و حل مسائل پيچيده نيازمند همفكري و استفاده از ديدگاههاي مختلف است.»
جواديحصار در پايان تأكيد ميكند:« در شرايط فعلي منطقيترين كار اين است كه اجازه دهيم دستگاههاي مسوول و مديران عالي كشور، از جمله نهادهاي امنيتي و نظامي، دولت و ديگر مسوولان مرتبط با اين حوزه، بر اساس مصلحت كشور تصميمگيري كنند و مسير مناسب را پيش ببرند. اميدوارم همه اين اقدامات در نهايت به شكلي پيش برود كه هم عزت كشور حفظ شود و هم منافع ملي تأمين گردد.»











