شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش به مناسبت شهادت امام جواد(ع) در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داد، نوشت: وجود مبارک امام نهم حضرت جوادالائمه علیه السلام با توجه به سن محدودی که در دوران امامت داشتند، محل ظهور علوم الهی بودند.
امام جواد جلوه ای از دریای علوم الهی
مرحوم کلینی نقل میکند گروهی از شیعیان از نواحی مختلف خدمت ایشان رسیده بودند و از ایشان سؤالاتی داشتند و امام جواد علیهالسلام در یک مجلس، سی هزار مسئلهٔ آنان را پاسخ فرمودند و در روایت مرحوم کلینی نقل میکند که در آن جلسهٔ علمی که امام علیهالسلام پاسخی به سؤالات شیعیان را ارائه فرمودند، در سن ده سالگی بودند.متن و ترجمه حدیث را ملاحظه کنید ؛ «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: اسْتَأْذَنَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ النَّوَاحِي مِنَ الشِّيعَةِ، فَأَذِنَ لَهُمْ فَدَخَلُوا، فَسَأَلُوهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ عَنْ ثَلَاثِينَ أَلْفَ مَسْأَلَةٍ، فَأَجَابَ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَلَهُ عَشْرُ سِنِينَ. ؛ گروهی از شیعیان نواحی مختلف اجازهٔ ورود بر امام ابوجعفر علیهالسلام خواستند. حضرت به آنان اجازه دادند، پس وارد شدند و در یک مجلس، سی هزار مسئله از ایشان پرسیدند و امام علیهالسلام به همهٔ آنها پاسخ دادند؛ در حالی که سنّ ایشان ده سال بود.» (الکافی، ج۱، ص ۴۹۶)
این پرسش مطرح میشود که در اینکه امام، امام است و مقام امامت، مقامی لدُنّی و الهی است، تردیدی نیست؛ اما چگونه امکان دارد در یک جلسه، سی هزار پرسش را پاسخ داد؟! شاید پاسخ به این پرسش بدین شکل ارائه گردد که سؤالاتی که مطرح شده بود یا شبهاتی بوده که مجموعهٔ این سؤالات و شبهات جمعآوری شده بود، نوشته شده بود و یا بخشی از آنها خدمت امام جواد علیهالسلام بیان شده بود و امام جواد علیهالسلام با مجموعهای از اصول کلی و قواعدی که در معارف دینی ما اعم از کلام یا فقه مطرح است، حضرت پاسخ آنها را دادند که آن قواعد و آن اصول کلی که امام جواد علیهالسلام مطرح فرمودند، در واقع پاسخگوی همهٔ سؤالات ایشان بوده است.
به عنوان نمونه، فرض کنید در رابطه با جسم بودن و شباهت داشتن خداوند سؤالاتی مطرح شده باشد، امام با یک اصل کلی «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» پاسخ همهٔ آن سؤالات را دادند یا در باب فقه، سؤالات متعددی در رابطه با احترام جان و مال یک مسلمان و یک مؤمن مطرح شده باشد، امام جواد علیهالسلام با یک روایت از پیامبر که «لَا یَحِلُّ مَالُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِلَّا بِطِیبِ نَفْسِهِ» پاسخ همهٔ آنها را دادند یا با یک قاعده مانند قاعدهٔ لاضرر پاسخگو بودند.پس امکان اینکه فردی چنان توانایی داشته باشد که بتواند هزاران پرسشِ مطرحشده و شبهاتِ متعدد را به صورت اصول کلی و قواعدی قابلقبول برای پاسخ عرضه کند، وجود دارد.
امام جواد و ترتیب نظام وکالت و پاسخگویی در شیعه
یکی از برکات وجود مبارک امام جواد علیهالسلام این است که امام جواد یک نظام منظم و مرتب در رابطه با وکالت و وکلای خویش در شهرهای متعددی که شیعیان حضور داشتند، ترتیب دادند. این شیعیان در سراسر بلاد اسلامی پراکنده بودند و بهجز در ایام حج، که مستقیماً با امام جواد ملاقات میکردند، از طریق وکلای وی در شهرها با او ارتباط داشتند که برخی از آنها عبارت بودند از:
علیبن مَهْزیار در اهواز
ابراهیمبن محمد همدانی در همدان
یحییبن ابیعمران در ری
یونسبن عبدالرحمان و ابوعمر حَذّاء در بصره
علیبن حسان واسطی در بغداد
علیبن اسباط در مصر
صفوانبن یحیی در کوفه
صالحبن محمدبن سهل و زکریابن آدم در قم
حضرت جواد علیهالسلام علاوه بر وکلای ثابت و مقیم، گاه نمایندگانی ویژه به شهرها میفرستاد تا وجوه شرعی و نیز مبالغی را که نزد وکلای مقیم بود، جمعآوری کنند و به وضع مالی و مذهبی شیعیان رسیدگی کنند. همگی این موارد از فعالیتهای مخفی سازمان وکالت، به منظور هدایت امور مالی و مذهبی شیعه امامیه بود.علمای علم رجال سیزده وکیل با نام مشخص و چهرههای معروف شیعه را نام بردهاند که از وکلای امام جواد علیهالسلام بودند و امام جواد علیهالسلام پاسخگوی سؤالات شیعیان بودند که به وسیلهٔ حضرت میرسید. مهم این است که نظام شیعه، یک نظام پاسخگویی است؛ نظامی در شکل گفتگو و مکاتبه و ارتباط علمی است و در زمان امام جواد علیهالسلام که شرایط زندگی برای شیعیان سخت بوده، نظام وکالت امام جواد ؛ نظام پاسخگویی و رسیدگی به نیازهای مالی و اعتقادی شیعه را در برداشته است. این نظام وکالت و روند مهم اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ، نهایتاً به توسعهٔ علمِ دینی ، و توسعهٔ شیعه و نیز به ارتقای کمالات انسانی و توسعهٔ جامعه منتهی شد.
آموزههای اخلاقی امام جواد (ع)؛ تبیین ارزش معنویِ «ادب»
امام جواد علیهالسلام فرمودند: دو شخص که در شرافت و دیانت همسنگ هماند، برترینشان نزد خداوند آن کسی است که مؤدبتر باشد. «مَا اسْتَوَى رَجُلَانِ فِي حَسَبٍ وَ دِينٍ قَطُّ إِلَّا كَانَ أَفْضَلُهُمَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ آدَبَهُمَا» (عُدَةُ الدَّاعِي/۲۳)
این حدیث بسیار نورانی که امام جواد علیهالسلام در آن بیان فرمودند که در جایی که دو فرد در دینداری و در شرافتِ خانوادگی و یا اجتماعی و یا شرافت سیاسی، همسان باشند، اما ادب آنان متفاوت باشد، امتیاز آنِ کیست ؟ در منظر و نگاه و ارزیابیِ امام جواد علیهالسلام آن شخصیتی را که در عین حال که در شرافت و دینداری با دوست دیگرش همسان است، اما آن فردی که مؤدبتر است و از ادب سهم بیشتری دارد، دارای امتیاز برتر و ویژه است و مهم این است امام جواد(ع) آن شخص ممتاز در ادب را به عنوان شخصیتی که نزد خدای متعال برتر و تقرب بیشتری دارد، معرفی میکند. این حدیث امام جواد علیهالسلام معیار مهمی را به ما ارائه میکند که تفاضل بین افراد و فاصلهٔ میان افراد گاهی در شرافتها یا در دینداری معرفی میشود و به ادب و مودب بودن آن فرد توجهی نمیشود در حالیکه؛ ادب است که میتواند تعیین کننده جایگاه آدمی در نزد خداوند متعال باشد. غرض آن است ؛ گرچه در بین ما ادب به عنوان یک وصف اخلاقی است، اما بر اساس بیان امام جواد علیهالسلام، ادب وصفی مهم در مقامات معنوی و قرب الهی و تقرب الی الله است.
معنای ادب
ادب به معنای رعایت حد و مرز هر چیزی است که انسان با آن مواجه میشود؛ انسان مؤدب حدود سخن گفتن را رعایت میکند، حدود راه رفتن، و حدود غذا میل کردن و مانند آن را رعایت میکند. آدمی هنگامی که در تمام موارد، مرزهای شناخته شده را رعایت کند، شخصیتی خواهد بود که به عنوان یک انسان مؤدب شناخته میشود. ادب بسیار ملاک مهمی است، آنهایی که زبان مؤدبی دارند، قلم مؤدبی دارند، نگاه مؤدبانهای دارند، رفتار مؤدبانهای با خانوادهشان و یا با همکارانشان دارند، و در همه حالات و با همه اشخاص -با کوچک و بزرگ در جامعه و در کوچه و خیابان- رعایت ادب دارند؛ اینها نزد خداوند متعال از برتری بیشتری سهم بردهاند.
آموزهٔ مهم حضرت جواد(ع)؛ تفاوتها را به رسمیت بشناسید
نظام خلقت، نظام تفاوت هاست، اگر تفاوتی نبود؛ نقص و کمال، راه رشد و تعالی بی معنا بود. تفاوت شرایط، تفاوت استعدادها، تفاوت علائق و تفاوت زاویهٔ دید و تفاوت افراد و تفاوت سبک زندگی در میان انسانها وجود دارد.
در این رابطه حضرت جواد (ع) سخن مهمی دارد.حضرت عبدالعظیم میگوید: به امام جواد علیهالسلام عرض کردم: حدیثی از پدرانتان برایم بگویید. آن حضرت از امیرالمؤمنین علیهالسلام حدیثی نقل کردند که در نخستین فراز آن آمده است:«مردم تا زمانی که متفاوت باشند در شرایط خوبی بهسر میبرند اما اگر یکسان شوند هلاک میگردند؛ لاَ يَزَالُ اَلنَّاسُ بِخَيْرٍ مَا تَفَاوَتُوا فَإِذَا اِسْتَوَوْا هَلَكُوا. (عیونالاخبار، ج۲، ص۵۳)
از آموزههای بسیار مهم در کلمات حضرت جوادالائمه علیهالسلام، اشاره به رسمیت شناختن تفاوتهایی است که در جامعه وجود دارد.
عدم پذیرش تفاوت ها و پدیده شوم دیکتاتوری و تحجر
اگر تفاوتهایی که در جامعه وجود دارد به رسمیت شناخته نشود، قطعاً جامعه از نظر سیاسی با یک دیکتاتوری و از نظر فکری با تحجر مواجه خواهد شد. باید تفاوتها به رسمیت شناخته شود؛ در حوزهٔ سیاست، هر تفاوتی باید شنیده شود، دیده شود و به رسمیت شناخته شود تا همه در تشکیل یک جامعهٔ آرام و توسعهیافته و رو به رشد سهیم باشند و در حوزهٔ فکری نیز باید اجازهٔ فکر، اجازهٔ تفکر و اجازهٔ ارائهٔ نظر به متفکران داده شود و جامعه به حالت تحجر درنیاید. شخصیت بزرگی که ما را به تفاوتها و به رسمیت شناختن تفاوتها رهنمون فرمودهاند، امام جواد علیهالسلام در حدیثی است که تقدیم شد. اگر ما از خانوادهٔ خود که یک جامعهٔ کوچکی است تشکیل میشود، از پدر، مادر، فرزند، پدربزرگ، مادربزرگ تا مقداری وسیعتر که دامنهاش به برادرها، خواهرها، خواهرزاده، برادرزاده و وسیعتر به عمه و دایی و خاله و عمو میرسد تا به اقوام، اگر ما در خانوادگی خود تفاوتها را به رسمیت بشناسیم، برای تفاوتها ارزش قائل باشیم، قطعا در مراحل بالاتر که در سطح جامعهای است که در آن زندگی میکنیم، تفاوت ها پورد پذیرش خواهد بود.
برکات پذیرش تفاوت ها
اگر تفاوتهای سیاسی، تفاوتهای اجتماعی، تفاوتهای فکری و معرفتی را بپذیریم، قطعاً به دو نقطهٔ مثبت حرکت کردهایم: نخست، جامعهٔ خود و خانوادهٔ خود را به سوی کمال رهسپار میکنیم؛ دوم، اضطراب، درگیری و ناراحتی را از جامعه میگیریم. زیرا کسانی که تفاوتها را به رسمیت نمیشناسند، حرف یک نفر یا یک تفکر را تنها حاکم میدانند و اجازهٔ فکر و اجازهٔ بیان فکر را به دیگری که با آن متفاوت از آنها فکر میکند، نمیدهند؛ هم آرامش جامعه را میگیرند، هم جلوی رشد و ترقی جامعه را میگیرند وهم نهایتاً جامعه را به محلی برای درگیری و ناهنجاریها سوق خواهند داد. امیدواریم که بتوانیم از معارف وجود مبارک امام جواد بیشتر استفاده کنیم.
انتهای پیام











