امروز : شنبه 16خردادماه 1405 | ساعت : 16 : 42

آخرین اخبار

خودروسازان موظف به اعلام تعداد عرضه شدند

شفقنا- شورای رقابت با اصلاح دستورالعمل بازار خودرو سواری،...

مدیرعامل آسیاتک: کسب‌وکارهای اینترنتی کماکان با مشکل مواجه‌اند

شفقنا- مدیرعامل شرکت آسیاتک، با اشاره به تداوم مشکلات...

ماجرای حکم ۳ سال زندان برای مجری زن تلویزیون دولتی کویت به جرم همدردی...

شفقنا- القاهره الاخباریه نوشت: بر اساس گزارش‌های منتشرشده در...

آغاز امتحانات نهایی از ۱۳ تیرماه به صورت «حضوری»

شفقنا-وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد که امتحانات نهایی...

صلوات خاصه امام موسی کاظم (ع) + صوت

شفقنا- 20 ذی الحجه سالروز میلاد امام موسی الکاظم...

اردوغان: صادرات ترکیه به رکورد تاریخی ۳۹۵.۹ میلیارد دلار رسید

شفقنا- رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه اعلام کرد که...

توضیح شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره مصوبه ایجاد شهر خلاق

شفقنا-دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، از مصوبه این شورا...

تأکید سفیر ایران بر تقویت گفت‌وگوی تمدن‌ها در دانشگاهی در مکزیک

شفقنا-نمایشگاه فرهنگی کشورهای غرب آسیا در دانشگاه روساریو کاستیانوس...

دعوت از تجار ایرانی مقیم خارج به مانوین

شفقنا-رئیس مرکز راهبری ستادهای توسعه اقتصاد دانش‌بنیان معاونت علمی...

تونل نیایش و پل صدر امشب مسدود است

شفقنا-با توجه به انجام عملیات تعمیر، نگهداری و کالیبراسیون...

عضو هیات رئیسه: قانون‌گذاری درباره تنگه هرمز در صلاحیت مجلس است

شفقنا-عضو هیات رئیسه مجلس قانون‌گذاری درباره تنگه هرمز را...

کلمبیا دخالت آمریکا در انتخابات این کشور را محکوم کرد

شفقنا - دولت کلمبیا مداخله خارجی در دور دوم...

سفیر ایران: وضعیت هرمز در خلأ شکل نگرفت

شفقنا- سفیر جمهوری اسلامی ایران در لندن در نامه‌ای...

عضو کمیسیون آموزش: مدارس غیرانتفاعی به تشدید نابرابری آموزشی دامن زده‌اند

شفقنا-نماینده مردم بندرعباس، قشم، ابوموسی، حاجی‌آباد و خمیر در...

افزایش ۲۱ درصدی نرخ بلیت مسیرهای ریلی از فردا

شفقنا-دبیر انجمن صنفی شرکت‌های حمل‌ونقل ریلی مسافری و خدمات...

کشفی تازه درباره هوش زنبورها؛ حل مسئله با کمک ابزار

شفقنا - مطالعه‌ای تازه نشان داده است زنبورهای بامبل...

صالحی امیری: اینترنت پرسرعت پیشران احیای اقتصاد روستایی است

شفقنا-وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گفت: توسعه زیرساخت‌های ارتباطی...

«دیوانه» در تنگه هرمز؛ تحلیل روان‌شناسی بحران ترامپ در میانه جنگ با ایران/ مقاله تحلیلی دکتر خدابخش عبدلی

شفقنا- دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل بین الملل و جهان اسلام معتقد است: تهران در نبرد نظامی-امنیتی هوشمندانه عمل کرده و با خودداری از یک رویارویی تمام‌عیار و حفظ توان نامتقارن خود، عملاً دشمن را در باتلاق «جنگ کم‌شدت» گرفتار کرده است. این کار، استراتژی ترامپ برای یک «پیروزی سریع و کم‌هزینه» را خنثی کرده است.

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام خدابخش عبدلی در مقاله ای به تحلیل رفتارها و سخنان ترامپ رئیس جمهور آمریکا در چندماه گذشته بویژه بعد از آغاز جنگ 39 روزه با ایران پرداخته و معتقد است این سخنان و رفتارها تناقضات زیادی با یکدیگر دارند.

متن مقاله را در زیر می خوانید:

مقدمه: رئیس‌جمهوری که هم آتش‌بس می‌دهد هم محاصره می‌کند
در هزارتوی بحران غرب آسیا، دونالد ترامپ نه با یک دکترین منسجم، که با نمایشی زنده از «نظریه مرد دیوانه» ریچارد نیکسون ظاهر شده است. اظهارات، توئیت‌ها و مصاحبه‌های او در هفته‌های اخیر، که گاه تنها چند ساعت با یکدیگر فاصله دارند، نه یک اشتباه دیپلماتیک، بلکه «دیپلماسی شلاقی» حساب‌شده‌ای است. او در یک نوبت از نابودی کامل یک تمدن سخن می‌گوید و در نوبت بعد، پیروزی قاطع و پایان جنگ را اعلام می‌کند. این تناقض‌گویی‌ها را باید در چارچوب «تثلیث غیرممکن» سیاست داخلی، شکاف رو به رشد با اسرائیل و فقدان یک پایان‌بندی واقعی در میدان نبرد تحلیل کرد.

۱. «تثلیث غیرممکن»: کاخ سفید در محاصره سه جبهه
تناقض‌گویی‌های ترامپ را پیش از هر چیز باید در فشار همزمان سه گروه متضاد در داخل آمریکا جستجو کرد. ترامپ در تلاش برای راضی نگه داشتن این سه ضلع، ناگزیر از تکلم به سه زبان کاملاً متفاوت در یک روز است:

– بازهای جمهوریخواه (تندروها): سناتورهایی مانند لیندسی گراهام و تام کاتن خواهان نابودی کامل توان هسته‌ای و نظامی ایران و حتی تغییر رژیم هستند. برای این طیف، ترامپ از «قلع و قمع نظامی» و تهدید به ورود به خاک ایران برای «حذف گرد و غبار هسته‌ای» سخن می‌گوید.
– جامعه تجاری و وال استریت (تثبیت‌طلبان): این جناح از فاجعه اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و افزایش سرسام‌آور قیمت نفت در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای وحشت دارد. برای این گروه، ترامپ ناگهان از آتش‌بس ۱۴ روزه خبر می‌دهد و ادعا می‌کند نفتکش‌ها «به طرز بی‌سابقه‌ای در حال بارگیری هستند»، حتی اگر محاصره دریایی کماکان ادامه داشته باشد.
– پایگاه رأی ترامپ (انزواطلبان): شعار پایان دادن به «جنگ‌های ابدی» ستون اصلی کارزار انتخاباتی او بود. تحت فشار چهره‌هایی مانند تاکر کارلسون که می‌گویند «این جنگ اسرائیل است»، ترامپ مدام تکرار می‌کند که جنگ تمام شده، تلفات آمریکا صفر بوده و این یک عملیات کوتاه بوده، حتی اگر واقعیت میدان نبرد چیز دیگری بگوید.

۲. استراتژی یا جنون؟ «مدیریت ریسک» به سبک ترامپ
از منظر نظریه‌های مدرن مدیریت بحران، ترامپ بحران را نه از طریق کنترل میدان، که از مسیر «حکمرانی احساسی» مدیریت می‌کند. او به جای وزارت خارجه، سیاست خارجی را از طریق تروث سوشال ابلاغ می‌کند و «تئاتر جنگ» را به راه می‌اندازد.

– آتش‌بس به مثابه نمایش: آتش‌بس‌های اعلامی ترامپ مقاصد دیپلماتیک نیستند، بلکه «کنش‌های نمایشی» برای روایت‌سازی از پیروزی هستند. او در حالی آتش‌بس می‌دهد که همزمان ناوگان آمریکا عملاً تنگه را در محاصره نگه داشته است.
– تناقض به مثابه اهرم فشار: ترامپ در یک روز هم از نابودی ارتش ایران می‌گوید و هم تهدید می‌کند که اگر تسلیم نشوند، آنها را «محو» خواهد کرد. این اجرای مدرن «نظریه مرد دیوانه» است: کاری کن که دشمن فکر کند آنقدر غیرقابل پیش‌بینی و دیوانه‌ای که ممکن است دست به هر کاری، حتی یک فاجعه منطقه‌ای، بزنی. به نوشته مایکل بارون، تحلیلگر سیاسی، این رفتار یادآور توصیه ماکیاولی در «گفتارهایی در باب لیوی» است: گاهی تظاهر به جنون می‌تواند دشمن را فلج کند.

۳. ترک برداشتن ائتلاف: وقتی جنگ واشنگتن با جنگ تل‌آویو فرق می‌کند
شاید افشاگرانه‌ترین بخش تحولات اخیر، شکاف بی‌سابقه بین ترامپ و نتانیاهو باشد. داده‌های میدانی نشان می‌دهد که این دو متحد، دو جنگ متفاوت را پیش می‌برند:
– جنگ ترامپ: به دنبال یک «خروج آبرومندانه» یا «قرارداد قرن» جدید برای فرار از باتلاق نظامی و راضی کردن بازارهای مالی است. او خواستار یک پیروزی عکسی سریع به سبک معاملات املاک است.
– جنگ نتانیاهو: اسرائیل این بحران را یک نبرد وجودی می‌بیند و به دنبال نابودی کامل زیرساخت‌های ایران است. حمله هوایی اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی، که خطر یک فاجعه زیست‌محیطی و اقتصادی منطقه‌ای را به همراه داشت، خشم کاخ سفید را برانگیخت و ترامپ را مجبور به توبیخ علنی اسرائیل و تهدید به «انتقام سخت» در صورت حمله به قطر کرد.
– نکته تحلیلی کلیدی: آمریکا و اسرائیل «آینده‌های غیرقابل تحمل» متفاوتی دارند. برای واشنگتن، غیرقابل تحمل، فروپاشی اقتصاد جهانی و شکست انتخاباتی است؛ برای تل‌آویو، بازماندن هیمنه نظامی و بقای توان هسته‌ای ایران.

پیروزی پوتمکین در برابر واقعیت تنگه

مشکل اصلی روایت ترامپ، شکاف غیرقابل انکار بین «پیروزی کامل» لفظی و واقعیت میدانی است. او می‌گوید نیروی دریایی ایران را «از بین برده»، اما نیروی دریایی آمریکا هنوز نتوانسته تنگه هرمز را برای کشتیرانی تجاری بازگشایی کند. ترامپ در مصاحبه‌هایش از کوتاه بودن جنگ می‌گوید، رسانه‌ها را به «خیانت» متهم می‌کند و برنامه‌های صلح را «مزخرف» می‌خواند. اما در نهایت، استراتژی «جنون سازمان‌یافته» او هر چقدر هم که در جلب نظر پایگاه رأی‌دهندگان مؤثر باشد، نمی‌تواند برای همیشه بر فیزیک نفت، جغرافیای تنگه هرمز و معادلات پیچیده امنیتی غرب آسیا غلبه کند. ترامپ در تلاش است تا یک جنگ فرسایشی چندوجهی را صرفاً با قدرت اعلام پیروزی، به یک موفقیت تاکتیکی تبدیل کند. تاب‌آوری این حباب روایی در برابر فشار پمپ‌های بنزین، آزمون نهایی او خواهد بود.

در اینجا لازم می‌دانم توضیح مختصری راجع به یک اصطلاح بدهم:

«پیروزی پوتمکین» اشاره به اصطلاح معروف «روستاهای پوتمکین» (Potemkin Villages) دارد.

داستان از این قرار است که در قرن هجدهم میلادی، گریگوری پوتمکین، فرمانده نظامی و معشوق کاترین کبیر، امپراتریس روسیه، برای تحت تأثیر قرار دادن ملکه، در مسیر بازدید او از مناطق تازه فتح‌شده کریمه، روستاهای مصنوعی و ساختگی می‌ساخت. او نماهای زیبا و نقاشی‌شده از خانه‌های آباد را در مسیر حرکت ملکه کار می‌گذاشت و مردم شاد و خوشحال را در آنجا مستقر می‌کرد تا به کاترین نشان دهد که مناطق تحت حکومتش چقدر پیشرفته و مرفه هستند. درحالی‌که پشت این نماهای رنگارنگ، فقر و ویرانی واقعی پنهان بود.

از آن زمان، این اصطلاح وارد ادبیات سیاسی و تحلیل رسانه‌ای جهان شد و به معنای هر چیز ظاهرسازی‌شده‌ای است که برای پنهان کردن یک واقعیت ناخوشایند ساخته می‌شود. یک سراب سیاسی، اقتصادی یا نظامی که تنها برای فریب افکار عمومی طراحی شده است.

در متن تحلیل ترامپ، این تعبیر دقیقاً به همین معنا به کار رفته است:
ترامپ از «پیروزی کامل» و «نابودی کامل ایران» سخن می‌گوید. او یک تصویر ذهنی باشکوه و ساختگی از موفقیت می‌سازد، درست مانند روستاهای نقاشی‌شده پوتمکین. اما پشت این پرده پیروزی لفظی، واقعیت میدانی چیز دیگری است: تنگه هرمز همچنان ناامن است، قیمت نفت بالاست، کشتیرانی تجاری متوقف مانده و آمریکا درگیر یک بحران حل‌نشده است. او صرفاً با قدرت کلمات و نمایش رسانه‌ای، یک نمای زیبا از پیروزی را نقاشی می‌کند تا زشتی باتلاق واقعی را بپوشاند.

البته تقلیل دادن رفتار ترامپ صرفاً به «نظریه مرد دیوانه»، اگرچه جذاب است، اما تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. در این بخش، ابتدا مواضع متناقض او را با چند نظریه دیگر مدیریت بحران و جنگ به صورت مفصل بررسی می‌کنیم و سپس راهبردهای پیشنهادی را ارائه می‌دهیم.

بخش اول: تحلیل مواضع متناقض ترامپ با دیگر نظریه‌های مدیریت بحران و جنگ

۱. «نظریه آشوب کنترل‌شده» (Controlled Chaos Theory) و «رئالیسم تهاجمی» (Offensive Realism)
این نظریه فراتر از دیوانگی فردی است و یک دکترین راهبردی را پیشنهاد می‌کند. بر اساس این دیدگاه، هدف نهایی قدرت‌های بزرگ نه حفظ وضع موجود، بلکه ایجاد «آشوب کنترل‌شده» برای تخریب ساختارهای منطقه‌ای و سپس تحمیل یک نظم جدید بر ویرانه‌هاست.
– تحلیل رفتار ترامپ: تناقض‌گویی‌های ترامپ در این چارچوب، «مهندسی آشوب» است. او با ارسال هم‌زمان سیگنال‌های جنگ و صلح، نه تنها ایران، بلکه کل سیستم بین‌الملل را دچار سردرگمی می‌کند. این سردرگمی، اتحادها را شکننده می‌کند (مثل شکاف بین اروپا و آمریکا، یا تردید کشورهای عربی برای جانبداری) و فضا را برای اقدامات یکجانبه و غیرقابل پیش‌بینی آمریکا باز می‌گذارد. هدف نهایی، خسته کردن و فرسایش روانی رقیب (ایران) برای عقب‌نشینی بدون جنگ تمام‌عیار، یا در صورت وقوع جنگ، فلج کردن توان تصمیم‌گیری آن با هجوم اطلاعات متناقض است.

۲. «نظریه بازی‌ها» (Game Theory) و «بازی سیگنال‌دهی پرهزینه» (Costly Signaling)
در نظریه بازی‌ها، تناقض‌گویی لزوماً نشانه بی‌عقلی نیست، بلکه می‌تواند یک «استراتژی ترکیبی» (Mixed Strategy) در یک بازی چندمرحله‌ای باشد. ترامپ با تصادفی نشان دادن رفتار خود، یک «معمای زندانی تکراری» (Iterated Prisoner’s Dilemma) ایجاد می‌کند که در آن، همکاری یا خیانت او غیرقابل پیش‌بینی می‌شود.
– تحلیل رفتار ترامپ: توئیت‌های آتشین ترامپ، «سیگنال‌دهی پرهزینه» برای مخاطبان داخلی (بازهای جمهوریخواه) است تا وجهه «قدرت‌طلب» خود را حفظ کند. اما نشت هم‌زمان اخبار پشت‌پرده درباره تمایل او به مذاکره (از طریق واسطه‌ها)، سیگنالی پنهان به ایران و بازارهای جهانی است که نشان می‌دهد او به دنبال یک راه خروج است. این «بازی دوگانه»، به او اجازه می‌دهد همزمان هم تندروها را راضی نگه دارد و هم از یک فاجعه اقتصادی و نظامی تمام‌عیار بگریزد. ایران در این بازی، باید سیگنال واقعی (ترس از فروپاشی اقتصادی) را از سیگنال نمایشی (تمایل به جنگ) تشخیص دهد.

۳. «مدل تصمیم‌گیری سیاست خارجی» (FPA): «سیاست بوروکراتیک» (Bureaucratic Politics Model)
بر اساس نظریه گراهام آلیسون، سیاست خارجی یک کشور محصول یک انتخاب عقلانی واحد نیست، بلکه «حاصل چانه‌زنی سیاسی میان بازیگران مختلف درون دولت» است.
– تحلیل رفتار ترامپ: تناقض‌گویی‌های ترامپ بازتاب مستقیم نبرد درون کاخ سفید است. یک توئیت تند در صبح ممکن است محصول تماس تلفنی شبانه با سناتور تام کاتن (نماینده تندروها) باشد. اعلام آتش‌بس در عصر، می‌تواند نتیجه فشار استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری (نماینده وال استریت) باشد که هشدار داده بازار سهام در آستانه سقوط است. بنابراین، هر گزاره متناقض ترامپ، «پیروزی موقت» یک جناح در نبرد داخلی کاخ سفید است. این نوسان‌های پی‌درپی نشان‌دهنده یک دولت چندپاره و فاقد یک مرکز ثقل استراتژیک واحد است، نه صرفاً آشفتگی ذهنی یک فرد.

۴. «جنگ روایی» (Narrative Warfare) و «حقیقت‌نمایی» (Verisimilitude)
در جنگ‌های مدرن، کنترل روایت به اندازه کنترل میدان نبرد اهمیت دارد. هدف، نه ارائه حقیقت عینی، که ساختن «حقیقت‌نمای» باورپذیر برای افکار عمومی خودی است.
– تحلیل رفتار ترامپ: ترامپ یک «جنگجوی روایی» تمام‌عیار است. او با اعلام «پیروزی کامل» در حالی که تنگه هرمز بسته است، یک «روستای پوتمکین رسانه‌ای» می‌سازد. حجم عظیم توئیت‌ها و مصاحبه‌ها («استراتژی سیل آسا») برای این است که دشمن (ایران) و افکار عمومی را در انبوهی از داده‌های خام، ضدونقیض و هیجانی غرق کند تا نتوانند تصویر روشنی از میدان نبرد داشته باشند. در این فضا، او «قهرمان پیروز» داستان خودش می‌شود، حتی اگر واقعیت چیز دیگری باشد.

بخش دوم: راهبردهای پیشنهادی در قبال اقدامات ترامپ

موفقیت در برابر این دکترین «آشوب کنترل‌شده» و «جنگ روایی»، نیازمند یک پاسخ چندلایه، منضبط و هوشمندانه است. هدف اصلی باید «خنثی‌سازی آشوب» و «تحمیل هزینه بر بی‌انضباطی راهبردی آمریکا» باشد.

۱. اصل «سیگنال واحد و قاطع»: شکستن بازی دوگانه ترامپ
بزرگترین آسیب‌پذیری ترامپ، نیاز او به یک معامله قابل فروش در داخل است. ایران باید این نقطه را هدف بگیرد.
– توصیه: ایران باید یک سیگنال واحد، قاطع و غیرقابل تفسیر به دوگانه حرف و عمل ترامپ ارسال کند: «هرگونه مذاکره، منوط به بازگشت کامل به برجام و رفع تمامی تحریم‌ها از جمله تحریم‌های تسلیحاتی است. تا پیش از آن، هر اقدام نظامی یا اقتصادی با پاسخی متقابل، قاطع و بدون تعلل در همان سطح و در زمان و مکان دلخواه ایران مواجه خواهد شد.»
– هدف: این سیگنال، بازی دوگانه ترامپ (تندروی لفظی و تمایل پنهانی به مذاکره) را خنثی می‌کند. او را در برابر یک انتخاب روشن قرار می‌دهد: یا امتیاز واقعی بده (که برایش در داخل گران تمام می‌شود) یا خطر یک رویارویی واقعی را بپذیر (که برایش در اقتصاد و انتخابات گران‌تر تمام می‌شود).

۲. استراتژی «صبر استراتژیک فعال» و «فرسایش بی‌سروصدا»
در برابر «آشوب کنترل‌شده»، باید با «ثبات راهبردی تهاجمی» مقابله کرد.
– توصیه: ایران نباید در زمین بازی پرهیاهوی رسانه‌ای ترامپ بازی کند. به جای واکنش توئیت به توئیت، باید یک «استراتژی فرسایش بی‌سروصدا» را در پیش بگیرد:
– در میدان: تداوم و تقویت بازدارندگی نامتقارن از طریق نیروهای نیابتی اما بدون ادعای رسمی. هرگونه اقدام باید در «منطقه خاکستری» (Gray Zone) و درست زیر آستانه جنگی باقی بماند که افکار عمومی آمریکا را برای یک جنگ تمام‌عیار بسیج کند.
– در دیپلماسی: فعال کردن تمام کانال‌های دیپلماتیک با چین، روسیه، اتحادیه اروپا و همسایگان برای «ثبت رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و تنش‌زای ترامپ» و منزوی کردن روایت او. برگزاری رزمایش‌های مشترک دریایی محدود با چین و روسیه در دریای عمان می‌تواند پیامی گویا باشد.
– در اقتصاد: تسریع در فروش نفت از مسیرهای جایگزین و استفاده از ارزهای غیردلاری برای کاهش آسیب‌پذیری و نشان دادن این که «محاصره» شکست خورده است.

۳. جنگ روایی معکوس: تمرکز بر شکاف واشنگتن-تل‌آویو و هزینه‌های اقتصادی
ترامپ به شدت نسبت به افکار عمومی داخلی و فشارهای اقتصادی حساس است.
– توصیه: دستگاه رسانه‌ای ایران باید از تقویت چهره «دیوانه» و «قدرتمند» ترامپ خودداری کند و به جای آن، روایت‌های زیر را برجسته کند:
– شکاف در محور آمریکا-اسرائیل: بزرگنمایی دیپلماتیک و رسانه‌ای تنش‌ها (مثل توبیخ علنی اسرائیل توسط ترامپ) برای ایجاد بی‌اعتمادی متقابل.
– تبدیل بحران به فرصت برای جهان: ترسیم ترامپ به عنوان «مخل ثبات اقتصاد جهانی» که با ماجراجویی‌هایش، امنیت انرژی جهان را به گروگان گرفته است. این روایت می‌تواند فشار چین و اروپا را بر او افزایش دهد.
– پرهیز از «جنگ حیثیتی»: از افتادن در تله «جنگ روایی» که ترامپ پهن کرده اجتناب کنید. به جای تلاش برای اثبات پیروزی‌های بزرگ، صرفاً بر «تحمیل هزینه» و «ایستادگی» تأکید کنید. تداوم ایستادگی ایران، خود بزرگترین شکست برای روایت «پیروزی کامل» ترامپ است.

۴. سناریوهای غافلگیرکننده: تعلیق پروتکل الحاقی به عنوان یک برگ برنده
برای شکستن بازی «سیگنال‌دهی پرهزینه»، ایران به یک برگ برنده نیاز دارد که مستقیماً کابوس اسرائیل و تندروهای آمریکایی را هدف بگیرد، اما در عین حال، برگشت‌پذیر باشد.
– توصیه: به جای نقض برجام، اعلام تعلیق داوطلبانه و موقت اجرای «پروتکل الحاقی» و محدود کردن دسترسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فراتر از پادمان‌های عادی. این اقدام باید صریحاً به عنوان یک «هشدار» و «پاسخی به تروریسم اقتصادی و نظامی» اعلام شود و بازگشت به آن، مشروط به رفع تحریم‌ها باشد.
– هدف: این اقدام:
– مستقیماً «ابهام هسته‌ای» (Nuclear Ambiguity) را که بزرگترین کابوس اسرائیل و تندروهای آمریکاست، فعال می‌کند.
– فشار روانی و سیاسی را از ایران به سمت ترامپ برمی‌گرداند و او را مسئول فروپاشی نظارت‌های هسته‌ای معرفی می‌کند.
– یک برگ برنده قابل معامله و کاملاً کنترل‌شده در اختیار ایران قرار می‌دهد بدون اینکه از آستانه هسته‌ای عبور کند.

خلاصه راهبرد پیشنهادی:
در برابر «آشوب کنترل‌شده» و «جنون نمایشی» ترامپ، ایران باید «ثبات راهبردی»، «صبر فعال»، و «سیگنال واحد» را پیشه کند. هدف، خنثی‌سازی آشوب، تحمیل هزینه بر بی‌انضباطی طرف مقابل، و انتظار برای پدیدار شدن شکاف‌های داخلی و متحدان ترامپ است که فشار واقعی را بر او برای تغییر مسیر وارد می‌کنند.

با توجه به تحلیل ارائه‌شده از رفتار ترامپ و نظریه‌های بحران، اکنون به بررسی عملکرد کشورمان می‌پردازیم. هدف، ارزیابی این است که آیا استراتژی ایران در برابر «آشوب کنترل‌شده» و «جنگ روایی» ترامپ، مسیری مطلوب برای دستیابی به اهدافش بوده یا خیر.

تحلیل عملکرد ایران: «صبر استراتژیک» در برابر «جنون نمایشی»

عملکرد ایران در ماه‌های اخیر را می‌توان در چارچوب یک راهبرد چندلایه دید که تلاش می‌کند هم‌زمان چند هدف را پیش ببرد: مهار فرسایش نظامی، حفظ اهرم‌های چانه‌زنی، و زنده نگه داشتن مسیر دیپلماتیک برای پایان بحران. این راهبرد نقاط قوت قابل توجهی داشته، اما با ضعف‌ها و خطرات جدی نیز همراه بوده است.

نقاط قوت: ایجاد بازدارندگی و انعطاف‌پذیری تاکتیکی

1. پرهیز از «تله تنگه» و تحمیل هزینه: بزرگترین دستاورد راهبردی ایران، افتادن در دام پیش‌بینی‌شده آمریکا نبود. تحلیل اندیشکده راهبردی بگین-سادات (BESA) تأیید می‌کند که واشنگتن و تل‌آویو دقیقاً برنامه داشتند تا با «گسترش کارزار» به جای ورود مستقیم به تنگه هرمز، توان نظامی ایران را فلج کنند . ایران با وجود توانایی ایجاد اختلال، از یک رویارویی تمام‌عیار در منطقه‌ای که دشمن برای آن برنامه‌ریزی کرده بود، اجتناب کرد. در عوض، با حفظ تهدید مداوم و کم‌هزینه توسط نیروهای نامتقارن سپاه (شناورهای تندرو، مین‌ها و موشک‌های ساحلی)، عملاً «گزینه نظامی سریع» را از آمریکا گرفت و هزینه سنگینی بر حضور نیروی دریایی ایالات متحده تحمیل کرد . تحلیلگران ایرانی نیز این نکته را متذکر شده‌اند که تهران با وجود هزینه‌های سنگین، «اهداف راهبردی کلیدی خود را حفظ کرده و بازدارندگی خود در خلیج فارس را به نمایش گذاشته است» .

2. انعطاف‌پذیری در میدان و دیپلماسی: ایران یک بازی دوگانه اما منسجم را پیش برده است. از یک سو، با رونمایی از برنامه‌های جدید برای تنگه هرمز توسط مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای(دامت برکاته)، و تهدید به تبدیل خلیج فارس به «گورستان آبی» برای آمریکا، اهرم فشار نظامی خود را به رخ کشید. از سوی دیگر، مسیر دیپلماسی را کاملاً مسدود نکرد. اعلام آمادگی وزیر امور خارجه برای «استقبال از هرگونه کمک دیپلماتیک، به ویژه از سوی چین» و ارسال پاسخ رسمی به پیشنهادات از طریق میانجی‌ها، نشان‌دهنده رویکردی است که درهای مذاکره را باز نگه می‌دارد. این رفتار، دقیقاً در راستای خنثی‌سازی «بازی دوگانه» ترامپ است: ایران نشان می‌دهد که اهل مذاکره است، اما نه از موضع ضعف و نه صرفاً برای یک نمایش.

3. بازسازی شبکه نفوذ («محور مقاومت»): گزارش‌های تحلیلی حاکی از آن است که ایران و متحدانش وارد فاز «خفته راهبردی» (Strategic Dormancy) شده‌اند؛ یک آرامش ظاهری که در پشت آن، بازسازی، تسلیح مجدد و تجدید ساختار مالی در جریان است. این تحول، اگرچه کنترل تهران را کاهش می‌دهد، اما تاب‌آوری کلی شبکه را در برابر ضربات افزایش داده و بقای آن را تضمین می‌کند .

نقاط ضعف: عدم انسجام روایی، آسیب‌پذیری هسته‌ای و تداوم فشار

1. شکاف روایی و «بحران اعتماد»: بزرگترین شکست ایران در «جنگ روایی» بوده است. در حالی که ترامپ یک روایت واحد و ساده از «پیروزی کامل» می‌سازد، پیام‌های ایران متکثر، پیچیده و گاه متناقض است. از یک سو، در مذاکرات، وزیر خارجه از «عدم اعتماد به نیات آمریکا» به عنوان مانع اصلی صلح یاد می‌کند و از سوی دیگر، نهادهای موازی در تهران تهدیدات حداکثری می‌کنند . این دوگانگی، تصویر یک سیستم تصمیم‌گیری چندپاره را به دشمن و افکار عمومی جهانی مخابره می‌کند و پیام‌های ترامپ مبنی بر «وقت‌کشی» ایران را در افکار عمومی تقویت می‌کند. ترامپ به راحتی می‌تواند این تناقضات را دستاویز قرار داده و اعلام کند که «ایران فقط به دنبال وقت‌کشی است» .

2. بازی خطرناک با برگ هسته‌ای: برنامه هسته‌ای به نقطه ضعف اصلی ایران در میز مذاکره تبدیل شده است. فشار اصلی آمریکا و اسرائیل دقیقاً بر روی «خروج اورانیوم با غنای ۶۰ درصد از کشور» متمرکز شده است . تحلیل اندیشکده رصانه نیز تأیید می‌کند که سرنوشت نامعلوم ذخایر اورانیوم و عدم دسترسی بازرسان، بهانه را به دست اروپا داده تا مکانیسم «اسنپ‌بک» را فعال کند . اگرچه ایران با انعقاد «توافق قاهره» با آژانس برای حل اختلافات، یک گام به جلو برداشت، اما این توافق شکننده است و اختلاف نظر در مورد جزئیات آن (مثلاً میزان دسترسی بازرسان) بلافاصله پس از امضا علنی شد . این بزرگترین برگ برنده ایران است، اما نگه داشتن آن در هاله‌ای از ابهام، خطر بازگشت تحریم‌های بین‌المللی و حتی توجیه حملات بیشتر را به همراه دارد.

3. تداوم «جنگ اقتصادی» و فرسایش داخلی: استراتژی «خفه‌سازی اقتصادی» آمریکا تحت عنوان «عملیات خشم اقتصادی» (Operation Economic Fury) با محوریت محاصره دریایی، عملاً در حال کار است . گزارش‌ها از این محاصره با عنوان «بلوک کردن کشتی‌هایی که به مقصد یا از مبدأ بنادر ایران تردد می‌کنند» یاد می‌کنند . ایران تلاش کرده تا با ارائه یک مدل جدید برای امنیت خلیج فارس، این محاصره را بی‌اثر نشان دهد ، اما واقعیت این است که فروش نفت و دسترسی به درآمدهای ارزی به شدت دشوار شده است. تداوم این وضعیت، فشارهای اقتصادی و اجتماعی داخلی را افزایش داده و ممکن است «صبر استراتژیک» را به «خستگی راهبردی» تبدیل کند.

نتیجه‌گیری: عملکردی مطلوب اما ناکافی برای «پیروزی»

آیا عملکرد ایران درست بوده است؟
در یک کلام، عملکرد ایران «درست اما ناقص» بوده است. تهران در نبرد نظامی-امنیتی هوشمندانه عمل کرده و با خودداری از یک رویارویی تمام‌عیار و حفظ توان نامتقارن خود، عملاً دشمن را در باتلاق «جنگ کم‌شدت» گرفتار کرده است. این کار، استراتژی ترامپ برای یک «پیروزی سریع و کم‌هزینه» را خنثی کرده است.

با این حال، این استراتژی برای «بردن» جنگ کافی نیست. ایران در «جنگ روایی» و «جنگ اقتصادی» به وضوح در موضع ضعف قرار دارد. فقدان یک روایت منسجم و قدرتمند در برابر ماشین تبلیغاتی ترامپ، و همچنین عدم ارائه یک راه حل دیپلماتیک قاطع برای بحران هسته‌ای، باعث شده که ابتکار عمل سیاسی در دست واشنگتن بماند. تا زمانی که تهران نتواند معمای «اعتماد» را با یک پیشنهاد مشخص، راستی‌آزمایی‌پذیر و شجاعانه حل کند، ترامپ می‌تواند با خیال راحت جنگ را «تمام‌شده» اعلام کند و هم‌زمان، خفه‌سازی اقتصادی را ادامه دهد. خطر اصلی برای ایران، نه شکست نظامی، که پیروزی در نبرد و باختن در جنگ فرسایشی اقتصادی و روایی است.

این نوشتار، تصلب و تعصبی روی تحلیل‌ها و پیشنهادات ارائه شده ندارد و درصدد است با مطرح کردن برخی فضاهای فکری محتمل که ممکن است پس‌زمینه ذهنی و مبنایی عملکردهای دشمنان باشد افق‌هایی را به روی مخاطبان خاص مطالب و جهت آگاهی‌بخشی به عموم مخاطبان بگشاید تا با همفکری و تدبیر هرچه متقن‌تر و منسجم‌تر بتوانیم گردن استکبار طاغی را برای همیشه تاریخ بشکنیم بعون الله تعالی

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید