شفقنا- مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه مجادله احسن و آزاداندیشی را در سیره امام جواد (ع) برجسته دانست و گفت: فرصت دادن برای اظهار نظر و گفتگو و پرهیز از تندخویی و تند گویی یکی از روشهای مهم منطقی در تاثیر گذاری در ارشاد و یکی از روشهای اصولی تبلیغ و هدایت گری است که امام جواد (ع) در تمام گفتگوها به کار بست.
امیر علی حسنلو مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه در گفت وگو با شفقنا به چالش های مهم دوران جوادالائمه (ع) اشاره کرد و اظهار داشت: از جمله چالشهای مهم دوران امام نهم شیعیان، امامت حضرت در کودکی بود ؛ اگرچه امامت در کودکی چیزی نیست که سابقه نداشته باشد وقتی قرآن از نبوت عیسی و یحیی در کودکی خبر می دهد بدیهی است که این منصب بزرگ الهی از طرف خداوند موهبت شده و به انسانهای لایق تعلق می گیرد، نظر خداوند بر این بوده است که همچنان که نبوت را در کودکی به عیسی (ع) ویحیی (ع) عنایت فرمود به امام جواد (ع) نیز امامت را عنایت فرماید؛ وقتی امامت حضرت در کودکی مورد تردید عده ای قرار گرفت، حضرت در اثبات حقانیت امامت خود با براهین علمی و اوصافی که از خود بروز داد همه منکران و تردید کنندگان را به شگفتی و حیرت واداشت؛ بنابراین وقتی امام جواد ـ عليه السّلام ـ در سن كودكي به امامت رسيد حتی بعضي از شيعيان, در امامت آن جناب مردد بودند تا آنكه علماء و افاضل و اشراف شيعه از اطراف عالم متوجه حج گرديدند و بعد از مناسك حج به خدمت آن حضرت شرفياب شده و از مشاهده فضائل و معجزات و كرامات ايشان اقرار به امامت آن منبع سعادات نمودند و رنگ شبهه از آيينه خاطرات خود زدودند.
وی ادامه داد: دیگر چالش معاصر حضرت، علمای درباری بودند که به مامون به خاطر توجه به امام جواد و تزویج دخترش معترض شدند؛ امام جواد (ع) این چالش را نیز حل نمود و از این بحران شیعه را رها ساخت و امامت حضرت برای همه حتی علمای اهل سنت که در دربار مامون بودند ثابت گردید.
وی به برخي فضائل و كرامات آن حضرت در حل این چالش ها برای شیعه و دیگر مسلمانان اشاره کرد و گفت: فضائل امام جواد عليه السّلام را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: 1. علميت حضرت 2. برتری های اخلاقي بی مانند.
وی به فضائل علمي امام عليه السّلام اشاره کرد و افزود: امام جواد(ع) از دو جهت به مناظرات علمي كشانده مي شد. نخست: از طرف شيعيان خود كه با توجه به سن كم آن حضرت مردد و در تردید قرار گرفتند و مي خواستند علم الهي را دريابند و از دو دلی و تردید در امامت رها شوند. دوم: از طرف حكومت، به ويژه مأمون و معتصم, دو خليفه معاصر آن حضرت. خلفا مي كوشيدند با تشكيل مناظره، شيعيان را رو در روي برخي از دانشمندان بنام زمان قرار دهند تا شايد در پاسخ برخي از پرسشها درمانده شوند و شيعيان از اين رهگذر, در اعتقاد خود (وجود علم الهي نزد ائمه اهل بيت عليهم السلام) دچار مشكل شده و از پيروي آنها دست بردارند ولي در همه اين بحثها و مناظرات علمي، حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ با پاسخهاي قاطع و روشنگر، اعتقاد و اطمينان كامل شيعيان به امامت آن حضرت را تثبيت كرد و ابرهاي تيره ابهام و شبهه را از فضاي فكر و ذهن آنان كنار زد و خورشيد حقيقت را آشكار ساخت.
مدیرگروه تاریخ وسیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه همچنین به مناظره حضرت با يحيي بن اكثم اشاره کرد و گفت: « با حضور عباسيان و مأمون, يحيي بن اكثم از حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ پرسيد: مُحرِمي كه حيواني را كشته, وظيفه اش چيست؟ امام در جواب از وي پرسيد: «آيا فرد مُحرِم, صيد را در حرم كشته يا بيرون از آن؟ آيا مُحرِم جاهل به حكم بوده يا عالم به حكم؟ آيا عمداً آن را كشته يا به خطا؟ آيا مُحرِم آزاد بوده يا برده؟ آيا بالغ بوده يا نابالغ؟ هنگام رفتن به مكه آن را كشته يا در موقع بازگشت؟ صيد از پرندگان بوده يا غير از آن؟ صيد كوچك بوده يا بزرگ؟ مُحرِم اصرار بر عمل خود دارد يا از كرده خود پشيمان است؟ در شب صيد را كشته يا در روز؟ مُحرِم در حال عمره بوده يا حج؟» با اين فروضي كه امام جواد (ع) براي مسأله طرح كرد, يحيي حيرت زده و درمانده شد تا جايي كه همه حضار از رنگ باختن چهرهاش شكست او را به وضوح دريافتند. آنگاه امام از يحيي بن اكثم پرسيد: مرا از مردي خبر بده كه زني در اوايل صبح بر او حرام بود, روز كه بالا آمد آن زن بر وي حلال شد و در هنگام ظهر دوباره بر او حرام گرديد و در موقع عصر حلال شد و در موقع عشاء حلال و در نيمه شب باز بر او حرام و در هنگام طلوع آفتاب حلال شد؛ مسأله اين زن چيست؟ و چگونه بر او حلال و حرام مي شود؟ يحيي گفت: به خدا سوگند كه من جواب اين مسأله را نمي دانم شما بفرماييد تا ياد بگيرم. حضرت فرمود: اين زن كنيز شخص ديگري بوده كه بر اين مرد حرام بود, روز كه بالا آمد كنيز را از صاحبش خريداري كرد و حلال شد. ظهر او را آزاد كرد و بدين جهت بر او حرام شد. عصر با او ازدواج كرد و حلال شد. هنگام غروب او را ظهار كرد و در نتيجه بر او حرام شد و در وقت عشاء كفاره ظهار داد و دوباره بر وي حلال شد, نيمه شب او را طلاق داد و به اين علت حرام شد؛ صبح رجوع كرد و دوباره بر او حلال شد. مأمون بار ديگر در مقابل دانش امام اظهار شگفتي كرد و گفت: كمي سن مانع از كمال عقل براي اين خاندان نمي شود.» این خود اعترافی بود از سوی مامون بر امامت حضرت در کودکی چنانکه در منابع اهل سنت نیز این وقایع گزارش شده است که علمایی که در مناظره امام جواد با یحی بن اکثم حضور داشتند همه بر امامت و علوم الهی حضرت معرف شدند .
وی به علم امام جواد (ع) به خواسته و نیت درونی افراد اشاره کرد و گفت: وقتی عرفا از نیات درونی افراد و شاگردان خبر می دهند این عمل برای امام (ع) کاری غیر ممکن نیست وقتی خداوند به زنبور عسل وحی می کند که چگونه عسل تولید کند امام خود را که مامور هدایت مردم نموده است با این سلاحها مجهز می نماید در این تردیدی نیست ؛ «محمد بن حمزه از محمد بن علي هاشمي نقل كرده كه او گفت: صبح روز ازدواج امام جواد ـ عليه السّلام ـ با ام الفضل بر او وارد شدم و به علت دارويي كه شب قبل خورده بودم عطش مرا فرا گرفته بود ولي از حضرت خجالت كشيدم آب طلب كنم, امام به صورتم نگاهي كرد و فرمود: خيلي تشنه اي درست است؟ گفتم: بله حضرت به غلامش فرمود آب بياور من با خودم فكر كردم الان برايم آب زهرآلود مي آورد و به همين جهت بررسي غلام آب را آورد حضرت لبخندي زد پس آب را از غلام گرفت و مقداري نوشيد سپس به من داد و من نوشيدم, مدت زيادي نزد حضرت ماندم, دوباره تشنه ام شد حضرت بار ديگر آب طلبيد و همان كاري را كه دفعه اول انجام داده بود انجام داد. محمد بن حمزه گفت كه محمد بن علي هاشمي به من گفت: به خدا سوگند ابو جعفر ـ عليه السّلام ـ آنچه را در دلها باشد مي داند همچنانكه شيعيان مي گويند.»
حسنلو درباره مهمترین راهبردها و اقدامات امام جواد (ع) برای حفظ دین و پیروان اهلبیت (ع) به شفقنا گفت: در هر دوره ای که امامان شیعه پرچم هدایت جامعه را برعهده میگرفتند و امامت جامعه را عهده دار میشدند، راهبردهایی به اقتضای شرایط زمان برای حفظ دین و پیروان اهلبیت(ع) ارائه میکردند. امام جواد (ع) نیز راهبردهای مختلفی داشت که از جمله آن تربیت شاگردان بود؛ شاگردانی که هر کدام وزنه علمی بزرگی به شمار میرفتند و از دانشمندان عصر خود بودند. آنها در رشد و شکوفایی تمدن اسلام سهم بسزایی داشتند، لذا شایسته است برای احیای نام، یاد و آثار و مرام تربیتیافتگان مکتب ائمه (ع) و معرفی آنان به نسل حاضر و آینده تلاش کرد.
وی خاطرنشان کرد: از جمله راهبردهای امام جواد(ع) برای رهبری شیعه و حفظ اسلام، بُعد علمی آن حضرت بود. علم و دانایی از مهمترین ابزارهای اقتدار در تمام جوانب است؛ ابزاری که در تمدن و بقای بشر نقش اول را داشته و هیچ کس نمیتواند منکر این اصل باشد که علم برابری میکند با حیات. ائمه(ع) در بروز دادن علوم خود بر اساس اقتضائات زمان و نیازها از جمله حیات دین هیچ کوتاهی نداشتهاند؛ امام جواد با وجود اینکه در خردسالی به امامت رسید، اما نبوغ علمیاش در عصر خود بسیار برجستهتر از همه دانشمندان بود.
وی افزود: در باور شیعه یکی از ویژگیهای مهم امام، دانش گسترده و علوم خاص او است؛ علومی که از طرق عادی کسب دانشهای بشری به دست نمی آید و از این رو به آن لدُنی یا خدادادی میگویند؛ زیرا آگاهی جامع از تمام رموز و اسرار قرآن و وقوف کامل بر شریعت و تمام احکام و قوانین دینی (حتی احکام موضوعات جدید و مستحدث) و آمادگیکامل برای پاسخگویی به شبهات، همگی مستلزم آن است که امام از علوم ویژه ای برخوردار باشد. اگر دانش امام تنها از منابع عادی تأمین شود، هیچ تضمینی برای پاسخگویی به پرسشهای دینی گسترده و متنوع مردم وجود نخواهد داشت و این به معنای نقض غرض خداوند از تشریع دین است.
وی گفت: روایات و گزارشاتی از زندگی امام جواد(ع) حاکی از آن است که آن حضرت در موارد فراوانی از ضمایر، افکار و درون افراد خبر داده و در بسیاری از موارد از امور آینده سخن گفته و همه این اقوال درست و صائب بوده است. همچنان که از سایر پیشوایان دینی نیز چنین اموری به وفور نقل شده است که این مسأله در اعتقاد شیعه امامیه نه تنها امر اعجاب انگیز نیست، بلکه از شرایط امامت شمرده و از آن به «علم لدُن» تعبیر می شود؛ اما هضم این مطلب برای بسیاری از متفکران غیر شیعی همواره با مشکل مواجه بوده است.
وی ادامه داد: برخی از آنها با تکیه بر عمومیات قرآن بدون توجه به آیات مخصص گفتهاند علم غیب محصور و مخصوص خداوند است و احدی را در این گنجینه راهی نیست و لذا اعتقاد به علم غیب برای غیر خدا را پندار نادرست و گزاف پنداشته اند و دستۀ دیگر با نگاه به مجموع آیات بینات قرآنی، علم غیب را برای پیامبر امر ثابت و غیر قابل تردید دانسته، اما آن را برای امام قابل قبول ندانستهاند. چنانچه ابن ابی الحدید معتزلی می گوید: ما منکر وجود افرادی که خبر از غیب داده و میدهند نیستیم اما آن را مستند به خداوند باری تعالی می دانیم که با قدرت و تمکین و آمادگی اسباب آن، به آنان عطا کرده است.
وی درباره شیوه های مبارزاتی امام جواد (ع) با فرقه های منحرف گفت: امام جواد (ع) در برابر فرقه هايي که در دوران آن حضرت وجود داشت، شيعيان خود را راهنمايي مي کردند. يکي از اين فرقه ها، مجسِّمه بودند. اینها از اهل حدیث بودند و خدا را داراي جسم مي پنداشتند. امام درباره آنان به شيعيان مي فرمود که اجازه ندارند پشت سر کسي که خدا را داراي جسم مي داند، نماز گزارند و به او زکات بپردازند. آن حضرت همچنين واقفي مذهبها که امامت را فقط تا امام کاظم عليهالسلام پذيرفته بودند، شامل اين حکم مي دانستند و شيعيان را از نماز خواندن پشت سر آنان نهي مي کردند. البته گروه های دیگری هم بودند از جمله گروهی به نام غاليان (غلو کنندگان) که در بدنام کردن شيعه سهم به سزايي داشتند، مورد تنفر امامان بودند. خطر اينها براي شيعيان بسيار جدي بود؛ زيرا به نام امامان، رواياتي را جعل مي کردند و بدين وسيله، شيعيان را به انحراف مي کشاندند. امام جواد عليهالسلام از اين گروه اظهار تنفر و نفرين شان مي کرد چون سبب انحراف مردم و در میان مردم فعالیت داشتند.
وی تصریح کرد: فرقه های منحرفی که در زمان امامت امام جواد علیه السلام فعال بودند چند گروه بودند: «مجسمه» که به جسمانیت خداوند معتقد بود از گروه اهل حدیث سلفی که وهابیت کنونی و برخی از فرقه های اهل سنت در این عقاید همچنان باقی اند که برای خداوند اعضا و جسم تصور می نمایند. در آثار وهابیت محمد بن عبدالوهاب این انحرافات فکری همچنان دیده می شود . گروه دیگر واقفیه بودند که در امامت امام کاظم متوقف بودند و گروه های دیگر نیز وجود داشتند که امام با هر یک به فراخور جایگاه و میزان تاثیرشان برخورد داشت وشیعه را از این کج روی ها وانحرافات دور داشت و نجات داد.
وی درباره درسهایی که از سیره امام جواد (ع) برای امروز می توان گرفت، گفت: یکی از ویژگیهای بارز امام جواد (ع) در ارتباط با کودکان، محبت بیپایان ایشان بود. محبت، کلید اصلی ارتباط مؤثر با کودکان است و در سیره امام جواد (ع) این اصل به وضوح دیده میشود. امام(ع) همواره با چهرهای گشاده و لبخندی دلنشین با کودکان برخورد میکردند. در سخنی از امام جواد(ع) آمده است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الصِّبْیَانَ وَ یَرْحَمُهُمْ؛ خداوند کودکان را دوست دارد و به آنها رحم میکند.» این روایت نشاندهنده اهمیت محبت به کودکان از منظر الهی است و امام جواد(ع) نیز این اصل را در رفتارهای روزمره خود رعایت میکردند. ایشان همواره با کودکان با احترام رفتار کرده و به نظرات و احساسات آنها اهمیت میدادند. یکی از شاگردان امام نقل میکند که ایشان هرگز کودکی را تحقیر نمیکردند و همواره با مهربانی با آنها صحبت میکردند. در قرآن کریم نیز آمده است: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا؛ و با مردم سخن نیکو بگویید.» (سوره بقره/ آیه ۸۳) این اصل قرآنی در برخورد امام جواد(ع) با کودکان به وضوح دیده میشد.
وی یکی دیگر از جنبههای مهم سیره امام جواد(ع) را آموزش دینی به کودکان عنوان کرد و گفت: ایشان از همان سنین پایین، مفاهیم دینی را به شیوهای ساده و قابل فهم برای کودکان بیان میکردند. در حدیثی از امام جواد (ع) آمده است: «خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِهِ؛ بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد.» این حدیث نشاندهنده اهمیت نقش خانواده در تربیت دینی فرزندان است.
مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه گفت: یکی دیگر از جنبههای مهم سیره امام جواد(ع)، اهمیت دادن به بازی و تفریح کودکان بود. ایشان معتقد بودند که بازی نهتنها باعث شادی کودک میشود بلکه فرصتی برای آموزش غیرمستقیم نیز فراهم میکند. یکی از همراهان امام نقل میکند که ایشان زمانی که با کودکان بازی میکردند، نکات اخلاقی و تربیتی را نیز به آنها آموزش میدادند.
وی بیان کرد: یکی دیگر از اصول مهم تربیتی در سیره امام جواد(ع)، صبر و تحمل در برخورد با کودکان بود. ایشان معتقد بودند که والدین باید با صبر و حوصله، فرزندان خود را راهنمایی کنند. صبر والدین باعث میشود که کودک احساس امنیت کند و بتواند اشتباهات خود را اصلاح کند. قرآن کریم نیز بر اهمیت صبر تأکید دارد: «وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ؛ صبر کنید که خداوند با صابران است.» (سوره انفال/ آیه ۴۶)؛ والدین امروزی نیز باید با الگو گرفتن از این اصل، در برابر خطاهای فرزندان خود صبور باشند و آنها را با محبت راهنمایی کنند.
وی آزاداندیشی را ویژگی دیگر امام نهم شیعیان عنوان کرد و گفت: ایجاد زمینه گفتگو و همکلام شدن نوعی ارج نهادن به شخصیت طرف مقابل است، تقریبا شبیه همان نظریه رهبری که فرمود: تریبون های آزاد و میزهای گفتگو و نظریه پردازی به راه بیندازید. وقتی گفتگو در یک جو تخصصی شکل بگیرد و از طرفی صاحب ایده، دیدگاه و نظربه خود را در این فضا ارائه کند از اشاعه شبهه و ایجاد تنش های فکری جلوگیری می نماید. جلسات گفتگو که در دوره های امامت ائمه برگزار شد و بویژه امام رضا و امام جواد علیهم السلام از این شیوه استقبال کردند حکمتهای زیادی داشت. این روش آثار فرهنگی و علمی بسیار چشمگیر در پیشبرد گفتمان امامت داشت و امام جواد علیه السلام این شیوه را به کار بست.
وی افزود: فرصت دادن برای اظهار نظر و گفتگو و پرهیز از تندخویی و تندگویی یکی از روشهای مهم منطقی در تاثیر گذاری در ارشاد و یکی از روشهای اصولی تبلیغ و هدایت گری است. امام جواد علیه السلام این روش را در تمام گفتگوها به کار بست.
حسنلو ادامه داد: نکته دیگر روش منطقی در بحث و اجازه طرح اندیشه و پاسخ دادن به آن بر اساس روشهای علمی مجادله احسن و مناظره و استدلال بر اساس اصول طرف مناظره است. فرضا اگر طرف مناظره از علمای اهل سنت بود به قرآن و سیره پیامبر (ص ) احتجاج می کرد؛ در بحث با اهل سنت آنچه بین شیعه و سنی مشترک و مورد قبول طرفین بود مورد استناد حضرت بود لذا روایات ساختگی را که درباره خلفا ساخته بودند همه را با قرآن منطبق می کرد و مردود می شمرد. اگر از اهل کتاب بود به کتاب و آنچه آنها قبول داشتند استناد می کرد. آن روش ثابت همه ائمه است در مناظرات امام رضا (ع) هم دیده می شود حضور در جلسات علمی و مناظره با فقیه بزرگ اهل سنت یحی بن اکثم معروف است که امام سئوال او را پاسخ داد و با آرامش و اطمینان که او را در مقابل سئوالات علمی و فقهی قرار داد.
وی درپایان تاکید کرد: مسئولین فرهنگی در مقابل فرقه های منحرف از جمله وهابیت و بهائیت که هر دو برساخته استعمارگران هستند می توانند از این مواضع و روشهای امام بهره مند شوند و آنها را با استفاده از ابزارهای وسیع امروز و فضای مجازی عملی سازند. در این میان تشکیل گروههای تخصصی یا برگزاری همایش ها و آگاه نمودن مردم از بنیانها و چگونگی شکل گیری و استعماری بودن این فرقه ها راهگشاست چون مخاطبان و مردم را هشیار می نماید البته نکته مهم این است که ما از نوآوری ها کناره نگیریم و روش های اصیل را روزآمد نگه داریم.؛ روش دیگر برخورد مهر آمیز با دیگران هنگام گفتگو و مناظرات علمی است که درسیره امام جواد (ع) و پدر ش امام رضا (ع) بسیار برجسته است.











