شفقنا- روزنامه اعتماد نوشت: اگر قرار است رسانه ملي پل ارتباطي ميان مردم و مسوولان باشد، نخستين گامش شنيدن صداي جامعه و پاسخ دادن به پرسشهاي آن است، نه حواله دادن منتقدان به آن سوي مرزها
به گزارش شفقنا، امیر عباس میرزاخانی در روزنامه اعتماد نوشت:
در روزهاي اخير، يكي از مجريان صداوسيما در واكنش به مقايسه وضعيت اينترنت ايران با افغانستان، جملهاي گفت كه بازتاب گستردهاي در ميان كاربران داشت: «اگر اينقدر اينترنت افغانستان مهم است، برويد همانجا زندگي كنيد.» اين اظهارنظر در حالي مطرح شد كه در ماههاي اخير گزارشهايي از دسترسي نسبتا آزادتر كاربران افغانستان به اينترنت بينالمللي (5G) و اتصال كاربران كشورهاي عراق و افغانستان به شبكههاي اجتماعي خارجي منتشر شده و همين موضوع به مقايسههايي ميان وضعيت دو كشور دامن زده است. اما مساله اصلي نه افغانستان است و نه مقايسه با كشور ديگر؛ مساله اين است كه چرا هر مطالبهاي ازسوي مردم، به جاي پاسخ و توضيح، با جمله تكراري «اگر اينترنت نسل پنج ميخواهيد، برويد افغانستان و اگر ميخواهيد با مستركارت به بازارهاي جهاني وصل شويد، برويد سوريه» روبهرو ميشود. مطالبه اينترنت پايدار، سريع و دسترسي به خدمات جهاني، يك خواسته بديهي در دنياي امروز است؛ همانطور كه دسترسي به آب، برق، آموزش و ارتباطات مدرن بخشي از زندگي عادي شهروندان محسوب ميشود. مردمي كه درباره كيفيت اينترنت و ارتباط با جهان سوال ميكنند، نه بيوطناند و نه شيفته كشور ديگر؛ آنها فقط ميخواهند در كشور خودشان از امكاناتي بهرهمند شوند كه در بسياري از نقاط جهان به يك استاندارد عادي تبديل شده است. وطندوستي دقيقا از همين نقطه آغاز ميشود: تلاش براي بهتر شدن شرايط در همان جايي كه به آن تعلق داريم. رسانهاي كه با بودجه عمومي اداره ميشود، بيش از هر چيز وظيفه دارد شأن و احترام مخاطبانش را حفظ كند. تمسخر يا طعنه به مطالبات مردم، نه پاسخي به مساله است و نه كمكي به حل آن ميكند. رسانه ملي قرار بود پژواك صداي طيفها و نحلههاي مختلف فكري جامعه باشد؛ رسانهاي كه همه مردم بتوانند خود را در آن ببينند و احساس كنند صدايشان شنيده ميشود. با اين حال، بخشي از افكار عمومي احساس ميكند اين رسانه بيش از آنكه بازتابدهنده تنوع ديدگاههاي موجود در جامعه باشد، دراختيار طيفي محدود قرار گرفته و صداي همه سلايق فكري در آن شنيده نميشود.
اگر قرار است رسانه ملي پل ارتباطي ميان مردم و مسوولان باشد، نخستين گامش شنيدن صداي جامعه و پاسخ دادن به پرسشهاي آن است، نه حواله دادن منتقدان به آن سوي مرزها. درخواست اينترنت آزاد، پايدار و دسترسي به خدمات جهاني، نه نشانه بيوطني است و نه دلبستگي به كشور ديگر، بلكه مطالبه نسلي است كه ميخواهد در كشور خودش با استانداردهاي امروز زندگي كند. پاسخ به اين مطالبه، گفتوگو و اصلاح است، نه طعنه و حذف صورتمساله.











