شفقنا آینده- دانیل اوفری به عنوان پزشکی که همیشه از هوش مصنوعی برای کمک به تشخیص و درمان بیماران استفاده میکند؛ به این موضوع پرداخته که هوش مصنوعی قادر به چه کارهایی نیست و چرا هوش مصنوعی هیچگاه جایگزین پزشکان نخواهد شد!
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از روزنامه نیویورکتایمز؛ این پزشک نوشته است: به محض اینکه بیمار را در اتاق انتظار دیدم، فهمیدم که باید او را در بیمارستان بستری کنم. تنفس او لزوماً سنگین نبود، اما چیزی در نفس کشیدن او بود که توجهم را جلب کرد. یا شاید هم حالت چهرهاش بود- و چشمهایش که بیشتر از اینکه چروکیده باشند، گیج بودند، و لبهایی که سفتتر و قاطعانهتر از حد معمول جمع شده بودند و به هم فشار میآورند.
هر پزشک و پرستاری بیتردید این تجربه را داشته- که با نگاهی گذرا به بیمار بتواند تشخیص فوری دهد که چیزی در فیزیولوژی او به هم ریخته- و به نوعی مشکلی در مورد او وجود دارد. این امر به ویژه در پزشکی عمومی و مراقبتهای اولیه رایج است؛ جایی که ما پزشکان، بیماران خود را سالها، و حتی گاهی دههها میشناسیم- و راه رفتن آنها، صدای قلب آنها، تعداد سلولهای خونی آنها و کلا تمام جزئیات مربوط به آنها را میشناسیم و میدانیم چه زمانی مشکلی وجود دارد.
من هم مانند اکثر پزشکان این روزها ابزارهای هوش مصنوعی پزشکی را در کار خود گنجاندهام. تایپ کردن شرح حال سریع یک مرد ۸۶ ساله مبتلا به نارسایی قلبی، دیابت و نقرس با این ابزارها بسیار آسان شده است- و حتی میتوانید برخی از نتایج آزمایشها را هم با هوش مصنوعی در میان بگذارید و ببینید ربات چه چیزی را نشان میدهد!
من از اینکه هوش مصنوعی میتواند به سرعت مراحل بعدی ارزیابی بالینی را مشخص کند، یا پیشنهادهایی برای تشخیصهای نادرتر ارائه دهد قدردانی میکنم.
اما مشکل اینجاست که هوش مصنوعی فقط میانگین آماری مردان ۸۶ ساله مبتلا به نارسایی قلبی، دیابت و نقرس را ارزیابی میکند. در واقع ارزیابی هوش مصنوعی ارزیابی آن مرد ۸۶ ساله خاص نیست که من در آن سوی اتاق انتظار به او نگاه میکنم.
بین بیماری که هوش مصنوعی در حال تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به اوست، با بیماری که پزشک یا پرستار انسانی وضعیت او را ارزیابی میکنند، اقیانوسی فاصله وجود دارد. پیمایش این شکاف چیزی است که نویسندگان نیز با آن دست و پنجه نرم میکنند. در حقیقت وقتی نویسندهای میخواهد نوشته یا داستان خوبی ارائه دهد، باید شخصیتهایی داشته باشد که کاملاً درک شده باشند، از نظر فیزیکی قابل لمس باشند و پیچیدگی عاطفیشان هم درونی و هم واضح باشد.
چیزی که در طول سالها کار به عنوان پزشک و البته روزنامهنگار متوجه شدهام، این است که کار نویسنده خیلی هم با کاری که یک پزشک هنگام ارزیابی سلامت بیمارش انجام میدهد، متفاوت نیست.
این همان محدودیت ذاتی است که هوش مصنوعی در پزشکی با آن مواجه است. حداقل در حال حاضر غیرممکن است که این ابزارهای هوش مصنوعی بتوانند یک بیمار را واقعاً و به صورت چندبعدی ببینند.
هوش مصنوعی نمیتواند بفهمد که چگونه رنج کودکی که به دلیل مصرف مواد مخدر از مادرش جدا شده است، بر فشار خون او میتواند تأثیر داشته باشد.
هوش مصنوعی نمیتواند جریانهای متقاطع اقتصادی و اجتماعی را که بر پایبندی بیمار به دارو تأثیر میگذارند، در نظر بگیرد. نمیتواند غم و اندوه نهفته یک فرد همسر از دستداده را که بسیار بیشتر از هر دستورالعمل بالینی بر تصمیمات مربوط به سلامت بیمار تأثیر میگذارد، توضیح دهد!
ادامه این یادداشت و متن کامل آن را میتوانید اینجا مطالعه کنید











