شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«اجاره سنگین در رکود کاسبی» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است که به بررسی وضعیت اضطراری مغازهداران مستاجر پرداخت و نوشت: «مغازهها و واحدهای تجاری اجارهای، صحنه تقابل با دو اتفاق اقتصادی شده و برآیند آن، عرصه فعالیت را برای فروشندگان در صنوف مختلف تنگ کرده است. طی ۱۳۵روز گذشته، وقایع سیاسی و اقتصادی که به شکل «اعتراضات دیماه، جنگ ۴۰روزه و خیز تورم کالاها بهویژه خوراکیها» رخ داد، یک اختلال گسترده در جریان فروش طیف گستردهای از خردهفروشان ایجاد کرد؛ بهطوریکه تعطیلی اجباری عمده روزها از یکسو و فشار قیمت اجناس بر توان خریداران از سوی دیگر نبض کاسبی در مغازهها را از سطح همیشگی انداخت. این رکود که شدت آن در گروههای مختلف صنفی همچون پوشاک، لوازمخانگی، عطر، لوازم آرایشی و همچنین مواد خوراکی بهدلیل سطوح مختلف قیمتها و تغییر سبکخرید خانوارها در شرایط جنگ و تورم، بسیار متفاوت است، احتمالا برای مغازهدارهای مالک تا حدودی قابلمدیریت است. اما مستاجرها چون موظف به پرداخت منظم اجاره مغازه هستند تاب شرایط موجود را از دست دادهاند. در برخی گروههای خردهفروشی، میزان فروش به یکسوم زمان قبلاز تنشها رسیده است. در مقابل، مغازهدارها بین ۴۰ تا ۵۰درصد درآمدشان را باید برای اجاره مغازه کنار بگذارند. ادامه کاهش خرید خانوارها که برخی اقلام مصرفی را به مرز «حذف از سبد خرید» رسانده است، میتواند تهدیدی برای واحدهای صنفی باشد و خطر بیکاری مغازهدارها را به همراه داشته باشد. بهخصوص آنکه، بخش زیادی از کاسبان واحدهای تجاری مستاجر هستند و مبالغ اجاره در بورسهای فروش اجناس به ویژه محدوده مرکزی تهران، ارقام سنگینی است. تحقیقات میدانی «دنیایاقتصاد» از نبض بازار اجاره مغازه در مناطق مختلف تهران نشان میدهد، متوسط اجارهبهای اعلامی چیزی در حدود ۵ تا ۶برابر متوسط اجارهبهای اعلامی در بازار آپارتمانهای مسکونی است. اخیرا در پی «ماندگاری» ریسکهای رکودساز در بازار خردهفروشی، بخشی از مالکان مغازهها و مالها نرمشهایی مقابل مستاجرهای خود نشان دادهاند.»
«حاشیههای خاموش» تیتر روزنامه شرق است که در گزارشی به بررسی آمارهای تازه فقر شهری در تهران پرداخت و نوشت: «تهران در آینه آمارهای تازه، شهری است که همزمان چند نوع فقر را تجربه میکند؛ فقر اقتصادی که بیش از نیمی از شهروندان را درگیر کرده، فقر فرهنگی که به تعبیر پژوهشها در زندگی روزمره رسوب کرده و فقر سلامت و مسکن که در لایههای مختلف شهر پراکنده شده است. اما در روایت محمدسعید ایزدی، استاد دانشگاه، این تصویر فقط یک مجموعه عدد نیست؛ او از «فقر شهری بهمثابه یک جریان در حال گسترش» حرف میزند؛ جریانی که از حاشیه شروع میشود، به مرکز میرسد و در نهایت ساختار شهر را از درون فرسوده میکند. در یک پژوهش جامع درباره فقر چندبعدی در تهران که با بررسی بیش از پنجهزارو ۱۲۷ بلوک آماری انجام شده، تصویری چندلایه از نابرابری شهری ارائه شده است. براساس این دادهها، ۵۴.۸ درصد شهروندان در فقر اقتصادی قرار دارند؛ عددی که در کنار ۴۳ درصد فقر فرهنگی و ۲۲.۶ درصد وضعیت نامطلوب سلامت، نشان میدهد فقر در تهران دیگر یک مسئله تکبعدی نیست، بلکه به ساختار زندگی شهری تبدیل شده است. در این مطالعه همچنین تأکید شده که ۱۴.۵ درصد از تهرانیها در وضعیت «بسیار نامطلوب» فقر چندبعدی قرار دارند؛ تمرکزی که بهطور عمده در جنوب و جنوب شرق تهران دیده میشود؛ جایی که نرخ مستأجری بالا، ترک تحصیل، کمبود خدمات درمانی و فرسودگی محلات همزمان رخ میدهد. محمدسعید ایزدی در تحلیل این وضعیت از یک تغییر مفهومی مهم آغاز میکند. او میگوید: «فقر شهری صرفا به معنای کمبود درآمد نیست، بلکه پدیدهای چندبعدی است که حوزههایی همچون سلامت، آموزش، استانداردهای زندگی، زیرساختهای شهری، مسکن، امنیت، محیط زیست و فرهنگ را در بر میگیرد». او این مفهوم را در امتداد ادبیات جهانی فقر شهری قرار میدهد؛ جایی که فقر نه یک شاخص، بلکه یک شبکه از محرومیتهاست. به گفته او، در چنین شرایطی شهروندان همزمان با چند سطح نابرابری روبهرو هستند؛ از دسترسی محدود به آب و فاضلاب تا خدمات شهری، آموزش و فرصتهای برابر.»












